پنج حقیقت در مورد برنامه نویسان پیر
در وبلاگ درخت گلابی، دست نوشته های پاس پارس عزیز خوانده بودم نوشته ای را با عنوان "پنج افسانه در باره برنامه نویسان پیر" (اینجا)، قصد پاسخگویی ندارم به این دلیل که کمابیش در کلیات با این پنج مورد مشکلی ندارم، اما چون فقط وجه منفی برنامه نویسانی که سن و سالی از آنها گذسته بود پرداخته است، پنج نکته مثبت را هم من می نویسم تا از هر دو جنبه به یک واقعیت پرداخته باشیم، آن پنج مورد چنین است:
1- برنامه نویسان پیر آشنایی زیای با دامنه های مختلف تجاری (Business Domain) دارند بنابراین انتقال مدلهای تحلیل و طراحی به آنها ساده تر و از این نظر مدت زمان انجام پروژه نسبت به جوانتر ها برای آنها سریعتر است.
2- برنامه نویسان پیر، ثبات و پایداری بیشتری نسبت به جوانها دارند و از این نظر قابل اطمینان تر هستند.برنامه نویسان پیر هوس یکشبه ارتقاء شغلی، شرکت زدن، خارج رفتن، یا .... را ندارند، پس راحت تر می توان روی آنها حساب کرد.
3- برنامه نویسان پیر قابلیت ارتباط بهتری با سایرین دارند و در مواردی که یا به دلیل نوع فرآیند توسعه انتخاب شده و یا به لحاظ تحویل و استقرار نیاز به ارتباط با مشتری وجود باشد، برنامه نویسان پیر راحت تر با مشتری ارتباط برقرار کرده، مشتری بهتر حرف آنها را می پذیرد.
4- برنامه نویسان پیر محیط توسعه یک شرکت را متوازن می کنند، بدین معنی که از شاد شدن بیش از حد و یا ناراحت شدن بیش ازحد تیم توسعه جلوگیری می کنند، جوانترها بیشتر احساسی هستند در حالیکه پا به سن گذاشته ها بیشتر منطقی.
5- برنامه نویسان پیر، کمک خوبی برا مدیران شرکتها هستند، هم خودشان می توانند مدیر پروژه باشند و یا در غیراینصورت پشتیبان خوبی برای مدیرپروژه باشند،نیازی نیست مقدمات کار گروهی را به آنها آموزش دهی در عین حال اینکه به علت تفاوت سن می توانند نفوذ خوبی روی سایر تیم داشته باشند.
همین!
پی نوشت :پیشتر در سه گانه "پیربرنامه ساز"، "برنامه نویس پیر"! به موضوع سن در برنامه نویسی پرداخته بودم (اینجا : 1 ، 2 و 3)