کنترل روابط افراد در محیط کار، راه رفتن بر لبه تیغ! (قسمت 2)
معتقدم هم روابط بین افراد در محیط کار و هم کنترل رفتار آنها، راه رفتن بر لبع تیغ است، اگر دقت نکنی یا افراط و تفریط به خرج بدهی ممکن است از سوی دیگر بام بیافتی...چطور ؟
در بحث روابط اگر آنها خیلی خشک و رسمی باشد فضای همکاری تیمی و انگیزشی سازمانی به هم می خورد و اگر خیلی صمیمی و بدون فاصله باشد ممکن است آفت هایی در درجه اول برای خود شخص و در صورت افشاء در محل کار برای شرکت داشته باشد. در بحث مدیریت و کنترل نیز همینگونه است، اگرسخت گیری از یک حد بیشتر شود دخالت در زندگی شخصی افراد و آسیب دیدن روحی افراد را در پی خواهد داشت و اگر ساده گیری بیش از اندازه صورت گیرد، امنیت و آرامش فضای کار و سلامت آن خدشه دار می شود.
بنابراین به شخصه تلاش می کنم، دقت کنید تلاش می کنم، که روشهایی را به کار ببرم که به نوعی تعادل در آنها رعایت شده باشد و ترجیحا به شکلی نامحسوس فضای کارش شرکت را ساماندهی نماید. اینها روشهای من است و حاصل این تجربه اندک و مطابق معمول روش استاندارد و خارج از خطایی نیست که بتوانم آنها را به کس دیگری هم توصیه کنم.
اما بعد ...
در بحث مدیریت و کنترل روابط افراد در محیط کار یک اصل و 6 روش یا تکنیک زیر را به کار می گیرم:
اصل :چشمان کاملا باز، چشمان کاملا بسته!: اصفهانی ها ضرب المثلی دارند مبنی بر اینکه "وقتی می خواهی زن بگیری قبل از ازدواج چشمان خودت را خوب باز کن و پس از ازدوج چشمان خودت را خوب ببند!" گواه دفت قبل از ازدواج و گذشت بعد از ان. با نگاشت این ضرب المثل در رابطه کاری در شرکت تلاش می کنم وقتی یک نفر را در خانواده رادمان بپذیرم که نسبت به آن مطمئن باشم و پس از آن بدون آنکه نیاز به ارزیابی مجدد باشد و یا اینکه مجبور باشم مرتب وی را چک کنم، با خیال راحت فقط با او کار کنم. بنابراین به جای اینکه به کنترل روابط نیاز داشته باشیم به پیشگیری و ایجاد روابط درست می پردازم مگر آنکه... خدای ناکرده... در مورد کسی خلافش ثابت شود.
روشها:
1- درست انتخاب کنیم: به نظرمن مهمترین کار یک مدیر انتخاب نیروی خوب است، اگر شما نیروی درستی استخدام کنید تا حد خیلی زیادی جلوی انحراف های بعدی را خواهید گرفت. به همین دلیل، مصاحبه استخدامی در شرکت را حداقل دو مرحله ای کرده ایم، بخش اول مصاحبه تخصصی یا فنی که به مهارت ها و توانمندی های افراد متقاضی می پردازد و بخش دوم تحت عنوان مصاحبه عمومی یا کمیته جذب که در آن مشخصات اخلاقی و خانوادگی مصاحبه شونده ارزیابی می شود. در جلسه دوم معمولا سعی می کنم با طرح پرسشهایی گاها متضاد و با انجام چند آزمایش ساده -در مورد آقایان و خانمها چند آزمایش متفاوت دارم که به نظرم بسیار ساده اند اما نتیجه آنها تا بخش زیادی درست است را بکارگیرم، اما در اینجا از ذکر آنها به دلیل اینکه نمی خواهم لو بروند خودداری می کنم!- طرف مقابل را بسنجم که چقدر بر اصول اخلاقی پایبند است. دقت شود در این جلسه تلاش نمی کنم شخصی با مشخصات خاص مذهبی یا اخلاقی را ، آنگونه که در گزینش های دولتی در جریان است انتخاب کنم، بلکه تلاش می کنم کسی را انتخاب کنم که اختلاف کمتری با فضای کاری رادمان داشته باشد و قابلیت سازگاری بیشتری با محیط ما دارا باشد. همیشه هم گفته ام اگر کسی از نظر اخلاقی تایید شود برای ما بهتر از آنکسی است که متخصص باشد اما مثل ما نباشد.
2- فرهنگ سازی کنیم: مرحله بعد فرهنگ سازی است، از همان جلسه جذب و پس از آنکه طرف مقابل را شایسته همکاری تشخیص دادیم تلاش می کنم ارزشهای اخلاقی رادمان را به صورت شفاف بیان کنم و تکلیفم را در مورد خط قرمز ها باوی روشن کنم. اگر چه خیلی ها فکر می کند این شکلی تندروی است و ممکن است نیروهای جدید را ناراضی کند، اما به مصداق جنگ اول به از صلح آخر همان ابتدا سعی میکنم همه چیز شفاف باشد. پس از اضافه شدن فرد تلاش می کنم با پاسداری از این فرهنگ ایجاد شده آن را نهادینه کنم.
3- الگوی مناسب ایجاد کنیم: یک اقدام درست، تربیت و معرفی الگوهای درست است.در درجه اول خود فرد مدیر باید به ارزشهای اخلاقی که تعریف کرده پایبند باشد و در درجه دوم تلاش کند نمونه های عینی برای آن در بین افراد شرکت تربیت کند. برای مثال تلاش می کنم به افرادی که بهتر به آن چارچوب های رفتاری پایبند هستند توجه بیشتری داشته باشم و امتیازات بهتری برای آنها قائل شوم تا بقیه افراد نیز خودآگاه یا ناخودآگاه به کپی کردن رفتار آن اشخاص اقدام کنند. ترویج برخورد یکسان با پرسنل مختلف، رعایت حدود در برخورد با سایرین،نتظیم سطح شوخی ها در محل کار، ایجاد یک نگاه پدرانه نسبت به پرسنل دختر و پسر و ... کمک می کند که الگوی مناسب برای کارکنان توسط خود مدیر ایجاد شود.
4- روابط را به جای فردی جمعی سازیم : یکی از دلایل از کنترل خارج شدن روابط افراد، زیاد شدن روابط دونفره و خارج شدن این روابط از محیط شرکت است. برای اینکه تلاش کنم روابط را در حد درست نگه داریم یک راهکار آن است که روابط را از "یک به یک" به یک "رابطه جمعی" سوق بدهید. برای مثال برگزاری تورها یا اردو های خارج از شهر به صورت گروهی برای همه افراد دفتر، مراسم های جمعی، مهمانی ها یا تفریحات گروهی -نظیر سینما، تئاتر یا کنسرت - برای همه افراد شرکت و خانواده هایشان و .... از این دست است. تجربه به من نشان داده از یکسو این روابط جمعی نه تنها باعث شادی گروه و همبستگی بیشتر شرکت می شود بلکه افرادی که خلا محبتی یا رابطه ای دارند را اغناء کرده از اتفاقات دیگر پیشگیری می کند. از سوی دیگر وقتی خانواده بچه ها را در برخی رخداد های شرکت شریک کرده ام مشاهده کرده ام میزان پایبندی افراد به خانواده چه در شرکت و چه در خانواده خود بیشتر می شود.
5- چشم سوم داشته باشیم: برای نظارت بر فضای کار، نه یکسان کردن پوشش، نه حراست و نه درب های باز و نه حتی دوربین مدار بسته را جوابگو می دانم. دقت کنید شما درصدد کشف انحراف نیستید، بلکه می خواهید از گسترش یک انحراف که افشاء شده است جلوگیری کنید. به عبارت دیگر تا زمانیکه یک مساله تاثیری در فضای کاری ندارد به شما هم ربطی ندارد که در آن دخالت کنید، اما به محض اینکه این مساله اولین تاثیرش را در شرکت گذاشت شما باید متوجه آن شده، اقدامات لازم برای مدیریت اثرات آن را انجام دهید. چشم سوم به معنی روشهای نظارتی است که شما خود مستقیما یا بواسطه از طریق سایر کارکنان و یا مدیران در جریان لایه های دیگر روابط در شرکت می شوید. یک روش موثر ایفای نقش پدرانه یا مادرانه در شرکت توسط خودتان یا نفراتی به عنوان مسؤول منابع انسانی است. نقشی که با دوستی و نزدیکی با افراد مختلف در جریان مشکلات آنها قرار می گیرد و قبل از اینکه این مشکلات به مرحله غیرقابل حل نردیک شود جلوی آن را می گیرد و یا آن را در مسیر درست قرار می دهد. برای مثال اگر احساس می شود رابطه دو نفر دارد از شکل طبیعی خارج می شود با جابجایی افراد، نصیحت یا هشدار، بازسازی مجدد تیم و .... آن را مدیریت نماید. دقت کنید باز هم تاکید می کنم این مساله با تجسس در احوال شخصی افراد متفاوت است و شما باید حد دخالت خود را در یک مساله به دفت نگه دارید و تنها زمانی مکانیسم های کنترلی خود را فعال سازید که از بابت تاثیر عواقب آن رابطه در فضای کاری شرکت احساس خطر کنید.
6-قاطع باشیم: برفرض که همه کارهای بالا انجام شد اما بازهم کسی راه خطا رفت. راه حل چیست؟ فقط قاطعیت! دقت شود که به مصداق آبی که از کوزه ریخته باشد نمی توان با روابط خارج از عرف کاری که فضای شرکت را متاثر کرده است مصالحه کرد و در فکر اصلاح آن برآمد. دیده ام که حتی اگر در ظاهر این اتفاق درست شده باشد، جایی دیگر و شکلی دیگر دوباره سرباز می کند. بنابراین حتی اگر در کوتاه مدت از بابت حذف افراد خاطی، صدماتی به زمانبندی پروژه ها و یا منافع مالی شرکت وارد شود بازهم باید به فکر منافع بلند مدت شرکت باشیم و آنکاری که لازم است را به موقع و قاطعانه انجام دهیم.
نتیجه:
به نظر من وظیفه یک مدیر یا یک سازمان، دخالت درزندگی شخصی کارکنان و یا تنظیم ظاهری سازمان نیست، بلکه جلوگیری از آسیب هایی است که یک رابطه نادرست می تواند به شرکت وارد کند و بهترین راه حل برای این مساله، ایجاد یک محیط مناسب و سالم کاری و انتخاب درست نیروهای درستی است که خود به خود ارتباط افراد با یکدیگر را در یک مسیر درست قرار می دهد.
همین!