مدتی بود در بخش معرفی مطلبی ننوشته بودم، برای شروع مجدد چه استادی بهتر از "آقای دکتر رضوی زاده"
از بین استادان محبوب من ، شاید کمترین درس را با اقای دکتر رضوی زاده داشتم، فقط یک درس آزمایشگاه، چرا که ایشان دروس سخت افزاری را تدریس می کردند و من یک نرم افزاری خالص، یادم هست البته در زمان درس مدار منطقی ایشان هم این درس را ارائه کرده بودند که من با استاد نامور درس را گذراندم، آن زمان هنوز از منش آقای دکتر نمی دانستم.
به نظر من اقای دکتر رضوی زاده به معنی واقعی کلمه "آقا" است. رفتار و منش برجسته و وارسته، نظم و دقت، وجدان کاری و روش فوق العاده تدریس در عین سخت گیری فرآوان از ایشان فردی ساخته است که بعید است دانشجویی فراموششان کند، چه کسی مثل من که فقط یک واحد با ایشان داشتم چه بچه های سخت افزاری که دروس متعددی را با ایشان داشتند و دردسرهای فرآوان برای گذراندن درس، که آقای دکتر کسی نبود که بشود به سادگی نمره قبولی از ایشان گرفت.
به شخصه چه در زمان تحصیل در بهشتی و چه بعد از آن، هر وقت ایشان را می بیتم تمام وجودم سرشار از احترام به کسی می شود که فکر می کنم خودش را وقف پژوهش و تربیت کرده است.
دو خاطره از آقای دکتر از بین همه برخورد های ایشان برای من زنده است:
- اول: وسواس ایشان در آزمایشگاه بود به استفاده درست از امکانات آن، هرگز به کسی اجازه نمی دادند که برخورد غلطی با تجهیزات دانشگاه داشته باشد، کوچکترین رفتار دانشجویان هم اندازه گیری می شد، یادم نمی رود، آن ترم نمره نهایی تک واحدآزمایشگاه ما، حاصل 16 نمره مختلفی بود که آقای دکتر به ما داده بود!
- دوم: مربوط به زمانی است که پس از دانشجویی به دانشگاه بازگشتم، وقتی به اقای دکتر در طبقه دوم پای پله ها مواجه شدم، ایشان به گرمی مرا پذیرفت، با روی خوش تبریک گفت و چند دقیقه ای در مورد وضعیت من پرس و جو کرد و در آخر به شوخی از من شیرینی خواستند : "گز"!، برایم لذت بخش بود وقتی کسی مانند آقای دکتر، که شاید فقط یک واحد با ایشان داشته ام، به این شکل برای یک دانشجوی سابق وقت می گذارند و با روی خوش صحبت می کنند.
زوج آقای دکتر و آقای روحانی همیشه برای ما نرم افزاری ها و سخت افزاری ها جالب بود، اکثرا نهار با هم می رفتند، وقت های استراحت می شد یکی را در دفتر دیگری پیدا کرد، تقریبا صبح ها همزمان به دانشکده می آمدند و با هم گفتگو می کردند، هر دو هم در عین سادگی و وارستگی، پا به دانشکده می گذاشتند، اما ما می دانستیم چه دو نفری هستند این دو عزیز!
به نظر من حیف است زمانی وارد دانشکده کامپیوتر بهشتی بشوی و از حضور کسانی مثل آقای دکتر قوام الدین رضوی زاده و آقای محمد تقی روحانی رانکوهی محروم باشی، چه با ایشان کلاس داشته باشی و چه فقط به حضور در جایی که این دو عزیز هستند افتخار کنی، دلم برای دانشجویان سالهای آینده بهشتی می سوزد...
همین!