رونالدینهو را بیرون بگذار!
هفته پیش بارسلونا سومین جام فصل خودش را برد، به جز آن موفقیت های بیشتری کسب کرد که مبارک طرفدارانش باشد.در تفسیر های ورزشی یکی از دلایل موفقیت این تیم را تغییرات اساسی این تیم نسبت به فصل پیش و فروش ستاره های افول کرده اش بود، ستاره هایی که موفقیت های قبلی این تیم به پای آنها نوشته می شد.
این بیرون گذاشتن ستاره ها، کسانی که کل تیم حول محور آنها می چرخید، باعث شد که از یکسو بقیه بازیکنان تیم، بازی خودشان را بکنند، انگیزه پیدا کرده از سایه خارج شودند و از سوی دیگر مربی در انتخاب شیوه بازی دیگر محدود به یک شیوه خاص نگردد و با آزادی کامل شیوه جدید بازی خود را انتخاب کند...
آیا می توان از این الگو در شرکت های نرم افزاری هم استفاده نمود؟
واقعیت این است که برخی مواقع مدیران شرکتهای نرم افزاری نیز باید این شجاعت را داشته باشند که در ترکیب تیم های خود دست برده، کار مشابه را انجام دهند. یعنی افراد شاخصی که شاید چندسالی آن تیم به آنها وابسته بوده است را از ترکیب آن تیم خارج کنند.
چرا؟
1- برخی مواقع شما باید با تغییر تکنولوژی سریعا واکنش دهید و با نیاز بازار محصولات و شیوه تولید خود را تغییر دهید.افراد شاخصی که در یک کار جا افتاده اند، حرکت شما را برای این تغییر کند می کنند.
2-افراد جا افتاده، معمولا جلوی جانشین پروری را می گیرند. به این ترتیب تیم وابسته به آنها می شود و افراد از یادگیری خارج می شوند و همه کارهای مهم دراختیار آنها قرار می گیرد. این مساله نه تنها باعث عدم رشدسایر افراد می شود، ریسک شما را بالا می برد.
3-این مساله شاید به اهمیت دو مساله قبلی نباشد، اما این افراد به دلیل حضور طولانیشان حقوق بالایی می گیرند که شاید یک نیروی جوان و تازه نفس با یک هزینه کمتر بتواند کارایی بهتری از آنها داشته باشد.
چه کسی؟
در این زمینه دقت بسیار باید کرد، شما نباید نیروی با تجربه خود را به راحتی از دست بدهید، چون در واقع هزینه آموزش وی را پرداخته اید. در این زمینه باید دقت کنید، ستاره ای نیاز به تغییر دارد که افول کرده باشد. اولین مرحله تغییر نیز جابجا کردن وی است، نه حذف وی.اگر تیمی با حذف یک ستاره اش موفق می شود، تیمی هم هست که یک ستاره را سالها حفظ می کند و بابت همین موفق است. شما کسی را مشمول تغییر بدانید که در سرجمع به نفع شرکت باشد. کسی که یادگیری دارد، هر روز پیشرفت می کند و مانند یک مهره کارآمد در کسب منافع شرکت شما موثر است، مشمول تغییر نیست. اما کسی که پیشرفت نمی کند، در مقابل تغییرات مقاومت آشکار یا نهان دارد، توازن تیمی شما را به هم می زند به شکلی که بقیه اعضاء تیم مسیر پیشرفت را برای خود مسدود می بینند و بی انگیزه می شوند را باید تغییر داد.
چه زمانی؟
بهترین زمان برای خروج یک ستاره فوتبال، انتهای فصل است. برای یک نیروی کامپیوتری نیز زمان بین دو پروژه،ابتدای سال که ترافیک کاری کمتر است بهترین زمان برای تغییر است. شما باید ریسک این که با این تغییر چند ماهی آن تیم وضعیت پایدار خود را از دست بدهد را به جان بخرید و برای آن زمان یک برنامه آموزشی دقیق طراحی کنید، به شکلی که تیم یک سازماندهی مجدد شده و به مرور تغییرات جدید در آن شکل گیرد. حتما به یاد داشته باشید، زمانی که یک تغییر الگو (Paradigm shift) در حال رخ دادن است چه در تولید، چه در فروش و چه در پشتیبانی یک محصول نرم افزاری، باید شما نیز آماده تغییرات باشید. صاحبنظران معتقدند در هنگام تغییر الگو، تجربیات قبلی ، ارزشی ندارد و کسی موفق است که بتواند الگوی جدید را خوب یاد بگیرد.
به چه شکلی؟
قبل از هر چیز شما باید کاندیداهای تغییر را شناسایی کنید، تلاش کنید در آن تیم حضور پررنگ تری داشته باشید و از طریق مستند سازی و یا ارتباطات چهره به چهره، دانش و تجربه آن تیم را استخراج کنید، سپس برنامه و Plan تغییر را به دقت مدون کنید و سپس مرحله به مرحله آن را اجرا کنید، در این زمان نباید از برخی مشکلات در فعالیت های جاری هراس داشته باشید و باید مرحله به مرحله این اشتباهات را اصلاح کنید تا تیم با سازماندهی جدید شکل پایداری به خود بگیرد.
یک تجربه
در شرکت یکی از دوستان، نیروهای ارزشمندی حاضر بودند که فعالیت تولید آن شرکت وابسته به آنها بود. به شکلی که در یک تیم حدود 15 نفره، اگر سه نفر را حذف می کردید کل تیم دچار مشکل می شد. این نیروهای ارزشمند هر چند باتجربه بوده و کمک بسیاری به شرکت می کردند اما به این دلیل که با یک زبان و یک شیوه برنامه نویسی عادت داشتند، در مقابل تغییر شیوه تولید مقاومت می کردند، از سوی دیگر چون همه سرنخ ها به آنها وابسته بود، دچار نوعی خودخواهی شده، شرایط غیر طبیعی برای کارکردن خود طلب می کردند. به دوستانم هشدار دادم که باید برای این افراد فکری بکنند، متاسفانه آن زمان محدودیت های مالی اجازه تغییر به این دوستان نمی داد که بهترین کار تشکیل یک تیم مجزا برای تولید با یک سازماندهی جدید بود، تا اینکه امسال دو نفر از این افراد خود از این شرکت خارج شدند، شاید این اتفاق ضربه بزرگی به سازمان آن شرکت باشد، اما اگر دوستانم بتوانند این اتفاق را خوب مدیریت کنند، سرآغاز تحول بزرگ و اتفاقات مثبتی برای آنها است. این که اکنون بتوانند تکنولوژی جدید را وارد شرکت کنند، متدولوژی های نوین تولید را بکار گیرند و به افراد تیم فرصت پیشرفت بدهند و اشتباهاتی که از روی تکرار تبدیل به عادت شده بود را برطرف کنند.
همین!