بازبینی کتاب های درسی، تجربه ای متفاوت با نتیجه ای متفاوت
ترم مهر گذشته از طرف گروه کامپیوتر دانشگاه شهید بهشتی، کاری متفاوت به من ارجاع شد ، "بازبینی برخی کتابهای درسی مبانی کامپیوتر دوره های کارودانش کامپیوتر" قرار شده بود کتابهای جدید را مطالعه کنم و نظر خودم را در مورد آنها بنویسم و اصلاحات لازم را پیشنهاد کنم تا پس از انجام همه اصلاحات پیشنهاد شده توسط افراد مختلف ،این کتابها به صورت رسمی مورد استفاده قرار گیرند. از اصل کار می گذرم که به شکلی انجام شد که شاید آنی نبود که می خواستم، دقیقا با ترافیک کار شرکت مقارن بود و نتوانستم آنقدر وقتی که می خواهم رویش بگذارم. بگذریم ...
پس از آن پیشنهاد دیگری شد از سمت یک مؤسسه معتبر آموزشی، که سرفصل تدریس فنآوری اطلاعات و ارتباطات را از مقطع پیش دبستان تا پیش دانشگاهی برایشان تدوین کنیم. قبول کردیم و کارهای خوبی برایش انجام شد ، بگذریم که این دفعه آنجور که می خواستیم استفاده نشد، باز هم بگذریم ...
نتیجه این دو کار به همراه تجربیاتی که در ساخت نرم افزار مدیریت آموزشی نیکا علی الخصوص در حضور مجدد در یک مجتمع آموزشی پس از سالها باعث شد نگاهم نسبت به تدریس پایه ICT در مدارس جدی تر شود. اینکه آیا می توان "کامپیوتر" را برای سنین پایه (کودکان و نوجوانان) یک درس تلقی کرد، آیا می توان نگاهی که به دروسی مانند ریاضی، ادبیات یا زبان خارجی است را می توان به فنآوری اطلاعات هم داشت؟ آیا ...
سوالی که پاسخش را در سرفصل دروس مرتبط در کشور های پیشرفته دنیا جستجو کردم و نتیجه جالبی گرفتم که خیر! این گونه نیست. کامپیوتر و ICT را نباید مستقیم درس داد، بلکه باید کاربرد آنها را بیان نمود برای بچه ها، که سایر درسهایشان را با کمک کامپیوتر یاد بگیرند و در کنار آن و در پس زمینه با کامپیوتر هم آشناشوند و دانسته هایشان در ناخودآگاهشان ثبت شود. اما در سنین بالاتر ، راهنمایی یا دبیرستان می توان آن را مستقیم درس داد و از دانش آموز هم مستقیم درخواست کرد.
تلاش کردم و این رویه را تا دانشگاه هم دنبال کردم، آیا تدریس مبانی کامپیوتر برای رشته مهندسی کامپیوتر درست است؟ برای رشته های غیر کامپیوتری چطور؟...
باز هم دیدم که نیاز به اصلاحاتی هست، که شاید برخی از آنها در سطح صلاحیت من نباشد، اما این ترم تصمیم گرفتم خودم آنها را تجربه کنم . این که به کامپیوتری ها روشی که استفاده می کردم و برای آن به مهندس پوروطن مدیونم، تغییراتی بدهم و برای تدرسی برای بچه های غیر کامپیوتری هم کاربردی تر از انچه پیش بود عمل کنم. امیدوارم تجربیات این ترم ها را بتوان مدون کنم تا به یک چارچوب خوب برای تدریس ICT از پیش دبستانی تا دانشگاه دست پیدا کنم، یک چارچوب ایرانی...
همین!
پس از نوشتار: چند روز پیش از یکی از دانشگاه های کشور تماس گرفتند و سرفصل دروس آموزش از راه دور در مقطع دکتری را برایم فرستادند تا اگر نظری دارم در مورد آن بدهم، هر چقدر با خودم کلنجار رفتم دیدم که من صلاحیت این کار را ندارم، این است که جوابی نداده ام هنوز، راستش نمی دانم چه جوابی بدهم، یک کاری می کنم بالاخره، بگذریم ...