IT متهم می شود!

August 10, 2009 11:15 AM

در متن كامل كيفرخواست دومين گروه از متهمين پروژه كودتاي مخملي(منبع)،  چنین آمده است:


"كشورهاي غربي علاوه بر فعاليت در حوزه شبكه هاي تلويزيوني در عرصه اينترنت نيز سرويسهايي را به اغتشاشگران ارائه دادند كه بخشي از آنها به شرح ذيل مي باشد:
1. قرار دادن نرم افزار ترجمه انگليسي به فارسي و بالعكس براي استفاده عمومي
2. ارائه نرم افزارهاي پيشرفته براي ديدن فيلم هاي مربوط به اغتشاشات با اينترنت سرعت پايين
3. ارائه برنامه هاي فيلتر شكن متناسب با ساختار شبكه ايران
4. سرويس دهي از سوي شركت Twitter براي مخاطبان ايراني (اين شركت امريكايي به روز رساني سرويس خود را كه مستلزم قطع چند روزه در مورخه 20/6/2009 بود را با هدف حمايت و سرويس دهي به آشوبگران به تاخير انداخت)
5. فعال كردن شركت امريكايي فيس بوك در راستاي تسهيل ارتباطات ميان كاربران ايراني و ساير كشورها. اين شركت در مقطع اغتشاشات نسخه آزمايشي فارسي خود را ارائه كرد تا آشوبگران بهتر بتوانند از آن استفاده كنند. "


یا در جای دیگر:
"بر اساس استنادات موجود؛ پروژه براندازي نرم يا به قول خودشان ديپلماسي عمومي با توجه به شرايط داخلي، منطقه‌اي و بين‌المللي جمهوري اسلامي به طرق مختلف در دستور كار دولتمردان غربي قرار گرفته است كه مهم‌ترين آنها عبارتند از:
1) ...
4) ايجاد وب‌سايت‌ها و آموزش درباره نحوه برگزاري انتخابات و ارائه اطلاعات كامل از كانديداهاي انتخاباتي سال 1388؛
5)... "


یا:

"براساس نتايج حاصل از تحقيقات بعمل آمده و اعترافات متهمين ، عمده اقدامات بيگانگان؛ به ويژه آمريكا و انگليس؛ جهت فعاليت عليه جمهوري اسلامي ايران در اين عرصه مبتني بر روش‌هاي ذيل مي‌باشد:
1- ...
2- فعال شدن سايت‌هاي اينترنتي و رسانه‌اي با هدف اطلاع رساني و ساماندهي افكار بر اساس اهداف و برنامه‌هاي موردنظر. (در همين راستا وزارت امورخارجه آمريكا با تاسيس دفتري به نام گروه فرارسي ديجيتال وارد چت رومها و وبلاگ ها شده و بصورت مستقيم با مردم ارتباط برقرار نموده و به نوعي تنظيم رابطه ميان مردم ايران و دولت آمريكا را برعهده دارد. بنابراين محافل سياسي آمريكا از طريق ديپلماسي اينترنتي به دنبال پيشبرد راهبرد ايجاد شكاف ميان دولت و مردم ايران و ايجاد تاكتيك‌هاي همسو با علايق جوانان ايراني برآمدند.)
3- ..."

یا حتی:
"رويكردها و اقدامات بيگانگان عليه جمهوري اسلامي ايران پس از انتخابات شكوهمند 22 خرداد عبارتند از:
1-...
8- فعال نمودن شبكه‌هاي رسانه‌اي و اينترنتي و ايجاد محيط سايبر و مجازي جهت القاء اخبار موردنظر، تحريك مردم به حضور در تجمعات غير قانوني و اغتشاشات ، ‌انتشار اخبار مجعول و غيرواقعي در مورد آمار كشته شدگان.
9- ...
11- پس از محدوديت دسترسي‌ به شبكه‌هاي ماهواره اي؛ جريان اطلاعات به سمت اينترنت سوق داده شد و به منظور تسهيل استفاده از مطالب اينترنتي، نرم افزار پيشرفته ترجمه انگليسي به فارسي و بالعكس را براي استفاده عمومي در اختيار كاربران ايراني قرار دادند به گونه اي كه با استفاده از اين نرم‌افزار كاربران مي‌توانند مطالب سايت‌هاي انگليس را به فارسي برگردانده و مطالعه كنند . اين اقدام به منظور دسترسي كاربران ايراني به حداكثر اطلاعات به زبان انگليسي ( خصوصاً سايت BBC ) مرتبط با بحران تمهيد شده هر چند كه داراي كاستي‌هاي جدي مي‌باشد .
12- ارائه پيشرفته‌ترين امكانات نرم‌افزاري به گونه‌اي كه امكان ديدن فيلم از طريق يك رايانه با خطوط تلفني و مودم و اينترنت با سرعت پايين را فراهم كردند تا مرتبطين خود با حداقل امكانات از فيلم‌هاي مورد نظر در خصوص اغتشاشات استفاده كنند .
13- هك سايت‌هاي متعلق به هر دو جريان موجود در كشور و همچنين سايت‌هاي مربوط به مسؤلين نظام ، ‌سايت‌هاي متعلق به برخي كانديداها و ... توسط بيگانگان جهت تشديد جو بدبيني داخلي. در اين مورد در برخي موارد از طريق مجاري داخلي ( شركت شاتل و ... ) اقدام به هك نموده تا نشانه‌اي از عوامل خارجي به چشم نخورد و كاملاً به نزاع داخلي تبديل شود .
14- فعال نمودن شركت آمريكايي فيس بوك در راستاي تسهيل ارتباطات ميان كاربران ايراني و ساير كشورها در خصوص ايران. اين شركت با استناد به اين كه بسياري از مردم جهان از فيس بوك براي مبادله اطلاعات درباره سرنوشت انتخابات ايران استفاده مي‌كنند، نسخه آزمايشي زبان فارسي خود را ارائه كرده تا فارسي‌زبانان از آن به زبان مادري خود استفاده كنند .
15- در دوره اغتشاشات ؛ برخي سايت‌هاي وابسته بيگانه شماره تلفن ها ، نام هاي كاربري و واژه هاي رمز را به صورت مجاني در اختيار كاربران قرار دادند تا در صورت قطع كامل خدمات اينترنتي در ايران ، مرتبطين و افراد ، از طريق اين تلفن ها بتوانند از اينترنت دايل‌آپ استفاده كنند
16- ..."

نظری ندارم! هر کدام از دوستان متخصص که این بند ها را بخواند می تواند به سادگی حدس بزند که کارشناسان و مشاوران خوبی به نویسنده کیفرخواست کمک نکرده اند و بخشی از این متن تنها از سرآن نوشته شده است که "هر چیزی را که نشناسیم از آن می ترسیم" وگرنه الزامی ندارد که اگر مترجم فارسی اضافه شده است ویا وب سایتی زبان فارسی خود را فعال کرده است، اقدامی در جهت مخالفت با نظام باشد، سالها است که کشورهای عربی به لطف پول و جمعیت زیادشان، از این سرویسها بهره مند هستند و کسی آنجا اغتشاشی نکرده است. باورکنید برخی از این فارسی سازی ها به نفع کل کشور است، باورکنید تسهیل ارتباط با اینترنت کم سرعت همیشه بد نیست، باور کنید اگر فیل تر نکنید کسی هم فیل تر شکن نمی سازد، باور کنید هک کردن سایتها یک کار تروریستی وابسته به بیگانه نبود، سرگرمی و بازیگوشی بچه های کامپیوتری هر دو طرف بود، باور کنید شیطنت جزئی از خواص انکار نشدنی بچه های امروزی است، باور کنید اینکارها فقط به خاطر آن است که "دیده شدیم" چون درصدر اخباردنیا بودیم ...
همین!

پی نوشت:
1 این یک نوشته سیاسی نیست، خواهش می کنم دوستان هر دوطرف از آن برداشت سیاسی نکنند، صرفا یک یادداشت نرم افزاری است. نظرنرم افزاری یک کارشناس نرم افزاری است به اتفاقاتی که دور و برش می افتد.
2-این نوشته در نقد کیفرخواست و نیز نقد دادگاه و قبول یا رد هر کدام هم نیست، اینکار تخصص حقوقی می خواهد که من ندارم. صرفا بندهای مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات این متن مورد توجه نگارنده قرار گرفته است.
3 بندهایی که با ... حذف شده اند، مواردی بودند که در کیفرخواست ارتباطی با فناوری اطلاعات نداشتند ونیازی نبود اینجا به آنها اشاره شود.

Ali Vahed | 11:15 AM | Comment(s)(4)

صلاحت را بیشتر از خودت می دانم!

June 30, 2009 02:02 PM

بچه که بودم، اویل پول توجیبی منظمی نمی گرفتم، تا اینکه با اصرار خودم و حمایت مادرم، قرار شد یک ماهیانه مشخص داشته باشم که بر اساس آن بتوانم روی هزینه هایم  برنامه ریزی کنم. چند ماهی اوضاع خوب بود تا اینکه... به مرور برخی ماهها ماهیانه کمتر از آنچیزی که باید به من داده می شد.اعتراض که کردم این جواب را از پدرم گرفتم که: "تو هنوز بچه ای، من خیر و صلاح تو را می دانم، بیشتر از خودت... می دانم هر ماه چقدر پول لازم داری، این ماه تو اینقدر پول لازم نداری!" 
تا اینکه ....


بگذارید این خاطره را نیمه کاره رها کنم و بپردازم به اوضاع این دو هفته پس از انتخابات.  پیشتر راجع به سیاست ها و برنامه های دولت در زمینه محدود کردن کانالهای اطلاع رسانی مطلب نوشته بودم (برای مثال اینجا یا اینجا) اما انگار اوضاع نه تنها روبه خوب شدن نیست، دولتمردان ما و کارشناسان عالیرتبه آنها، هر روز دست گل جدیدی به آب می دهند. چند روزی است به جز بستن پیام کوتاه و محدود کردن ایمیل و بستن مسنجر ها و قطعی گاه وبی گاه موبایل کار به مسدود کردن تلفنهای اینترنتی خارج از کشور و بدتر از آن به قطعی بدون اخطار تلفن های ثابت به صورت منطقه ای هم رسیده است! شنیده ها حاکی است که روز دوشنبه هفته جاری، تلفن ثابت برخی مناطق تهران نیز قطع گردیده است، تازه شایعات می گوید قطعی برق بعد از ظهر این روز نیز تصادفی نبوده است....

گویی دولت ما هم مثل پدر من و خیلی از پدرهای دیگر، برای یک کودک یا بهتر بگویم طفل صغیر تصمیم می گیرند و خیرو صلاح ما را بیشتر از خودما می دانند که هر موقع دلشان خواست یک کانال اطلاع رسانی را باز کنند و هر موقع هم که نخواست مسدودش کنند و ما مثل طفلی کم عقل باید دهانمان را باز نگهداریم تا دولتمان از قطره چکانش، قطره ای از اطلاعات و کانالهای اطلاعاتی را به ما بدهد!

کاری به شرکتها ندارم که از بابت قطعی تلفن و یا کندی اینترنت چه ضررها که نکرده اند، مردم عادی چه گناهی دارند که باید به مصداق سوختن تر و خشک، از بابت این جریان آسیب ببینند. اگر مریضی در خانه احتیاج به مراقبت داشت آیا می توان با توجیه جلوگیری از اغتشاش، جلوی ارتباط خانواده اش با اورژانس را گرفت! بگذریم، کو گوش شنوا...

به خاطره خودم باز گردیم که با اعتراضی دامنه دار و تحصن هایی خانگی! پدرم را مجبور کردم که ماهیانه من را مستقل از جیب خودش بکند، از خانه ای اجاره ای می گرفتیم که من موفق شدم نقش مامور وصول اجاره را بازی کنم و خودم یک ماه در میان اجاره را برای ماهیانه دوماهم بردارم! پس از آن نیز که دیگر بزرگ شده بودیم و مستقل و دیگر کسی نمی توانست به من بگوید که صلاحت را بیشتر از خودم می داند، حداقل در زمینه اوضاع اقتصادیم!

شاید اگر دولت مجبور شود که به جای مسدود کردن رسانه های ارتباطی، کنترل آنها را به دست گیرد و به تشکیل شبکه های خصوصی مخابراتی تن دردهد و اجازه دهد که شرکتهایی مستقل خصوصی در این زمینه نقش بازی کنند دیگر شاهد چنین شاهکارهایی نباشیم، که برای جلوگیری از "سوء استفاده"، اصل "استفاده" را ممنوع کرد.

همین!

Ali Vahed | 02:02 PM | Comment(s)(5)

اطلاع رسانی افقی، اطلاع رسانی عمودی

June 27, 2009 06:49 PM

در ادامه یادداشت قبلیم "فاصله طبقاتی اطلاعاتی" با کمک دوست عزیزم، آقای فرید، متوجه شدم که بحثی که مطرح شد، خیلی هم جدید نیست و کسان دیگری پیشتر تحت عنوان شکاف دانش "Kwnoledge Gap"  بسیار به آن پرداخته اند، پس در این یادداشت، تلاش کردم از منظر اطلاع رسانی و با تاکید مجدد اینکه اینها نظرات شخصی و برداشت های یک کارشناس نرم افزاری است و نه یک متخصص علوم ارتباطات به این فاصله طبقاتی بپردازم.
در یک نظام اجتماعی لوزی شکل طبقه بندی شده از منظر اطلاعات،نوشته قبل، می توان دو شکل از اطلاع رسانی را تعریف نمود:
- اطلاع رسانی افقی: در این شکل، اطلاعات در یک طبقه به اشتراک گذاشته می شود و محدوده نفوذ گردش و کانال اطلاع رسانی صرفا در یک طبقه خاص صورت می گیرد و کمتر به طبقات دیگر نفوذ می کند. برای مثال در مهمانی های خانوادگی یا دوستانه، جمع های دانشگاهی و یا دانشجویی، گروه های گردش گری و انجمن های مختلف ادبی یا هنری، محیط های کاری و اداری و یا تیم ها و گروه های ورزشی آماتور و یا حرفه ای اکثرا کسانی حضور دارند که در یک طبقه اند (و یا طبقه وابسته اند) و اطلاعاتی که در میان آنها گردش پیدا می کند در همین طبقه است. در قالب توسعه یافته نیز شبکه های اجتماعی نظیر FaceBook نیز همین کارکرد را دارند، در این شبکه ها که از پیوند دوستان و همکاران افراد با یکدیگر ایجاد می شود، اطلاعات صرفا در قالب همان گروه ها و شبکه ها گردش پیدا می کند و برخی مواقع این گردش به شکلی می رسد که به حالت اشباع تبدیل می شود. (نگاه کنید به وضعیت Facebook در هفته های اخیر که گاهی یک مطلب خاص و یکسان توسط چندین دوست مختلف به اشتراک گذاشته می شود درحالیکه به ظاهر این افراد با یکدیگر ارتباط مستقیم ندارند)
این شکل از اطلاع رسانی به جداشدن طبقات و عدم ارتباط آنها با یکدیگر که نتیجه آن، دریافت اطلاعات متفاوت و نهایتا ایجاد تلقی های مختلف از پیرامون افراد هر طبقه نسبت به گروه های دیگر کمک می کند، راهکار غلبه بر این مشکل گسترش شکل دیگری از اطلاع رسانی است.

-اطلاع رسانی عمودی: در این شکل از اطلاع رسانی از طریق کانالهای مشترک، افراد چندین طبقه گیرنده یک اطلاعات مشترک هستند که گاهی در یک محتوی یکسان، اما در قالب های مخصوص فاصله طبقاتی را پر می کند و باعث می شود فاصله بین طبقات کاهش پیدا کرده شاهد یک طیف به هم پیوسته و دارای مرزهای مشترک بین طبقات مختلف باشیم. برای مثال اطلاعی که ابتدا در فضای وب منتشر می شود و از طریق ایمیل و یا وب سایت ها و وبلاگها یک گروه را شامل می شود، اینبار به شکل یک پیام کوتاه از محدوده پیش فرض خود خارج شده و پا را در میان گروه های دیگر از افراد باز می کند، خاصیت ارسال گروهی پیام کوتاه (Broadcast) نسبت به ارتباط یک به یک ارتباط تلفنی یا صوتی، کمک می کند که اطلاعات در یک حجم وسیع تری گسترش پیدا کند. در فضای پس از انتخابات این روز ها ایده چاپ و تکثیر کتبی بیانیه های یک نامزد که در وب سایت ها منتشر می شد، راهکاری برای اطلاع رسانی عمودی است.
البته دقت شود که منظور از اطلاع رسانی عمودی، اطلاع رسانی بالا به پایین نیست، بلکه باید کاری کرد که مسیر گردش اطلاعات به صورت دوطرفه بازباشد. بکارگیری خبرنگار برای خبرگزاری های تحت وب یک راهکار است، خبرنگاری که در لایه های پایینی حضور پیدا کند و اطلاعاتی که معمولا در قالب گفته ها و شنیده ها در این لایه ها در جریان است را به شکلی خبری برای لایه های بالاتر از طریق خبرگزاری های امروزی تر -و نه فقط انحصارا خبرگزاری های دیداری و شنیداری- منتشر کند.
نکته دیگر نیز همانگونه که گفته شد، قالب ارائه اطلاعات است که اگر لازم باشد باید حتما تغییر پیدا کند، به جز این گسترش شبکه های اطلاع رسانی و نیز آموزش طبقات مختلف جامعه در دسترسی به اطلاع از طرق مختلف منجمله فضای وب و شبکه اینترنت می تواند به این باور که یک اطلاع در یک کانال اما با دسترسی بیشتر گسترش پیدا کند کمک کند.
اطلاع رسانی عمودی دو طرفه کمک می کند گذرگاه ها و کانالهای ارتباطی بین طبقات ایجاد شده، هر چه بیشتر اطلاعات در سطح جامعه منتشر شده، ارتباط و تفاهم بین طبقات بیشتر حاصل گردد.
نکته مهم اینکه در جوامع توسعه یافته، معمولا وظیفه هدایت و سیاست گذاری ایجاد این ارتباط به عهده دولت ها و اجرا به عهده بخش خصوصی است. در کشور ما متاسفانه هم سیاست گذاری و هدایت و هم اجرا بیشتر در دست دولت است و دولت ها هم همانگونه که پیشتر نیز به ان اشاره داشته ام، سهوا و یا عمدا اقدام موثری در این زمینه انجام نمی دهد و یا به شکل معکوس عمل می کند، .... همچون همیشه باید امیدوار بود که این روند اصلاح گردد.
ادامه دارد....
همین!

Ali Vahed | 06:49 PM | Comment(s)(2)

کانالهای ارتباطی، در اختیار دولت ها یا ملت ها

June 15, 2009 12:36 PM

چند روزی است کانال پیام کوتاه کشور قطع است، شبکه موبایل با قطعی هایی همراه است و اینترنت به شدت کند شده وعملا غیر قابل استفاده است، این به جز مسدود شدن برخی سایت های طیف های مقابل دولت در انتخابات و پارازیت هایی است که روی شبکه های ماهواره ای ارسال می شود . در این نوشته نه از نگاه سیاسی بلکه از دیدگاه فناوری اطلاعات است به پدیده جدیدی که در این چند روز با آن مواجه هستیم: "مسدود کردن کانالهای ارتباطی توسط دولت"
با اینکه مسدود کردن نظرات مخالفین را چه در قابل مسدود کردن روزنامه ها، شبکه های خبری و یا وب سایت ها را مخالف آزادی بیان می دانم اما با توجه به قوانین رایج آن را امری در اختیار دولت ها می بینم. بدین شکل هر دولتی با توجه به شرایط و زمان می تواند برای جلوگیری از گردش اطلاعاتی که نمی خواهد برخی از تولید کنندگان اطلاعات را با محدودیت ها و محرومیت هایی مواجه کند. اما اینکه دولت از توانایی و انحصار خود در شبکه ها استفاده کرده و این کانالهای اطلاع رسانی را کلا مسدود سازد درست نمی دانم.
کانالهای اطلاع رسانی نظیر اینترنت، پیام کوتاه و یا شبکه های ماهواره ای صرفا کارکرد سیاسی ندارند و از آنها به جهات مختلف استفاده می شود، کارکردهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ، خانوادگی که نمی توان و نباید این کانالها را با هر توجیهی مسدود کرد.


بگذارید دو مثال عینی برای شما بزنم:

1- همکار عزیزی به مجموعه شرکت اضافه شده اند که مشکلاتی در شنوایی دارند و تنها کانال ارتباطی ایشان با خانواده خود، از طریق پیام کوتاه است. این روزها خانواده این همکار و خود وی مشکلات جدی و نگرانی های اساسی دارند.به دلیل ناآرامی های این چند روز از لحظه ای که ایشان دفتر را قصد منزل ترک می کنند، حجم نگرانی دوطرفه از وضعیت ایشان برای خانواده و همچنین ما در شرکت بسیار بالا می رود. آیا این حق دولت است که کانال ارتباطی به نام پیام کوتاه را که مورد استفاده بسیاری از ناشنوایان و یا کم شنوایان است به صورت نامحدود قطع کند؟
2-یکی از خطوط محصول در شرکت، پرتالهای تحت وب است که برای مشتریان مختلف ایجاد شده است، به سبب کندی بیش از حد اینترنت، عملا به روزرسانی تقاضاهای مشتریانی که نیازهای حیاتی به دریافت خدمات پشتیبانی پیدا کرده اند با مشکل مواجه است. برخی از مجتمع های بزرگ آموزشی مشتری محصول مدیریت آموزشی رادمان در این روزها در حال صدور کارنامه و یا تکیمل ثبت نام های خود هستند که متاسفانه ارائه سرویس به آنها به دلیلی که ذکر کردم به شدت دچار مشکل شده است. می دانم کم نیستند شرکتهای اینترنتی (یا به قول معروف همان دات کام ها)،فروشگاه های اینترنتی، بانک داری الکترونیک، تجارت الکترونیک و ... که این چند روز از مشکلات کانالهای ارتباطی خود دچار ضرر و زیان شده اند. آیا می توان به فرض اینکه می توان از اینترنت و یا وب سایت ها به جهت مخالفت با مساله ای استفاده کرد، کل شبکه را دچار مشکل کرد.

به نظر من در این دوره ما شاهد عجیب ترین رفتارهایی هستیم که در مواجهه با پدیده های مرتبط با فنآوری می شود، نظرم را پس می گیرم، ایران همیشه شاهد اینگونه رفتارها بوده است شاهد آنکه در زمان رضا خان خرید و فروش رادیو دو موج ممنوع بوده است به دلیل اینکه حاکمان فکر می کردند وسیله جاسوسی است! نگاه کنید رفتار ها را به پدیده های مشابهی نظیر فاکس، ویدئو و تلویزیون های ماهواره ای در سالیان اخیر!
امیدوارم دولتها از این پس از نظرات کارشناسانی بهره گیرند، که بهترین راه برای حل یک مساله را پاک کردن صورت مساله ندانند. کاری که مانند این روزها تر و خشک را با هم می سوزاند.
همین!

Ali Vahed | 12:36 PM

شعارهای تبلیغاتی مبتنی بر فنآوری اطلاعات در تبلیغات نامزدها

June 8, 2009 02:48 PM

یکی از ویژگی های این دوره از انتخابات ریاست جمهوری، پررنگ شدن شعارها و وعده های مبتنی بر بهره گیری از فنآوری اطلاعات در بین نامزدهای اصلاح طلب است. بحثی که همواره در بین نامزدهای انتخابات مغفول مانده بود وشاید در دوره قبل تنها توسط یک نامزد بکار برده می شد.
در این دوره، توسط آقای ابطحی مشاور آقای کروبی، بحث بالا بردن سرعت اینترنت و کاهش فیلترینگ ها مطرح می شود که شاید بیشتر ناظر بر آزادی جریان اطلاعات باشد و در برنامه کاری پیشنهاد آقای میرحسین موسوی، بحث دولت الکترونیک به شکل جدی تری مطرح شده است و فصولی از این برنامه چه در بخش های اقتصادی و چه در بحث بهبود محیط کسب و کار به آن پرداخت است.در گفته های آقای احمدی نژاد، نامزد دیگر انتخابات، البته چیزی از IT مشاهده نکردم و در مورد آقای رضایی، نیز همچنین، اگر چه در مورد ایشان جستجویی نکرده ام.
به نظر می رسد کاربردهای IT بیش از آنچه امروز به عنوان یک ابزار برای تبلیغات مطرح می شود، مانند ایجاد سایت و خبرگزاری، ارسال انبوه پیام کوتاه، ایجاد وبلاگ و ... به تدریج در برنامه نامزدها بیشتر مشاهده شود. امری که شایسته است و باید نامزدهای محترم انتخابات بیشتر به آن توجه نمایند.


همین!

Ali Vahed | 02:48 PM | Comment(s)(1)

اصلاح الگوی مصرف در نرم افزار یا با نرم افزار؟

April 29, 2009 07:22 PM

با نام گذاری امسال به نام سال اصلاح الگوی مصرف که به نظر من یکی از مناسبترین نامگذاری ها بود (نوشته قبلی من در مورد نامگذاری سالها را اینجا بخوانید) باز هم مثل همیشه روند افراط و تفریط و شتابزدگی در نزد سازمانهای دولتی اوج گرفته است.
سازمانهای دولتی در تلاشند که در صرف بودجه مرتبط با فنآوری اطلاعات صرفه جویی های بی مورد انجام دهند و روند اجرای پروژه های IT را کند کنند، در حالیکه اگر دقت کنند می دانند که با کمک فنآوری اطلاعات و ارتباطات، می توانند بهره وری سازمانی خود را افزایش دهند و آنگاه از هدر رفت سرمایه و منابع جلوگیری کنند!
چرا همیشه کار ما برعکس است؟
همین!

Ali Vahed | 07:22 PM | Comment(s)(3)

حرکت به سمت تجارت الکترونیک، اما به زور!

November 15, 2008 12:43 PM

زمانی که در ATM ها برای دریا?ت اطلاعات موجودی حساب یک کارمزد 100 تومانی دریا?ت می شد کسی ?کر نمی کرد روزی گر?تن کارمزد به عنوان اهرم ?شاری برای الکترونیک کردن بانکها و رواج بانکداری و تجارت الکترونیک در بین شرکتها بشود.آن روزها همه این گر?تن موجودی را به حساب هد? بانک مرکزی زا کاهش تراکنش های اضا?ی در شبکه شتاب دانستند و اگر چه آن را راه معقولی برای مدیریت ترا?یک شبکه نمی دانستند اما به عنوان یک راهکار موقت پذیر?تند.


در این یکی دو ماه گزشته، کشمکشی زیاد بین شبکه بانکی، دولت و مردم در سر راه گر?تن کارمزد در خدمات بانکی به راه ا?تاد، گر?تن کارمزد با نرخ های مختل? در پرداخت قبوض، گر?تن کارمزد در صدور و دریا?ت چک های رمز دار و نیز در صدور دسته چک از این جمله بود.شبکه بانکی این کارمزد ها را به بهانه ترویج است?اده از خدمات الکترونیک در میان مردم بیان کرد، اما بانک ها از سوی دیگر به یک منبع کسب درآمد خوب دست پیدا کردند (اعلام شده بود که از طریق دریا?ت کارمزد قبوض بانک ها به یک درآمد 200 میلیارد تومانی دست پیدا کرده اند). اینجا بود که ?لس?ه اولیه از کارمزد هم زیر سوال ر?ت و بانک ها اعلام کردند که از پرداخت های الکترونیک (ATM، تل?ن گویا و وب سایت) نیز کارمزد اما با نرخ کمتر دریا?ت می کنند و ... این قضیه آنقدر ادامه پیدا کرد که گویا دیگر دیوان محاسبات این قوانین را نقض کرده، بانک ها را از این کار بر حذر دانست که نمی دانم چقدر اجرایی شده است.

سوی دیگر این ماجرا که مردم عادی کمتر درگیر آن بوده اند، کارمزد های انتقالات و صدور و وصول چک های بانکی است. در شرکتهای بزرگ اغلب مراودات مالی از این طریق و گردش پول بین بانکهای مختل? صورت می گیرد به نحوی که برای برخی کارخانجات و صنایع ، سالانه صدهها هزار برگ چک در گردش است. اگر چه گردش تجاری بین شرکتها (B2B) در ایران بر پایه غلطی است و نباید از چک در این حجم گسترده است?اده کرد، اما اصلاح آن به رویه هایی نیاز دارد که ?علا در چرخه اقتصادی ما جایی ندارد. گشایش اعتبارات اسنادی، خرید نقدی و بدون مدت، رد و بدل شدن پول با مقادیر بالا به صورت الکترونیک، گزارشات مناسب بانکها و اتصال شبکه بانکی کشور به یکدیگر، وجود کارتهای اعتباری و .... همه و همه زیرساختهایی است که نبود آنها شرکتها را ناگزیر می کند که در خرید و ?روش از"چک" به عنوان ابزاری برای تبادلات نقدی و یا مدت دار است?اده کنند.

دریا?ت کارمزد های سنگین از بخشی از خدمات بدون پیش بینی خدمات و کانالهای جایگزین، صنایع و کارخانه ها را رودرروی شبکه بانکی قرار می دهد که کمابیش اخباری از آن به بیرون درز می کند.
بهتر بود بانک مرکزی و شبکه بانکی ابتدا راههایی برای تبادل الکترونیک پول و خرید و ?روش اعتباری برای شرکتهای بزرگ ایجاد می کردند و در این زمینه ?رهنگ سازی می کردند، بعد اگر کسی سراغ انها نمی ر?ت از اهرم کارمزد برای ?شار به آنها است?اده می کرد، نه اینکه مانند الان هنوز راه حل جایگزین کاملا جا نیا?تاده ، جریمه های است?اده از راه حل های قدیمی را از بدنه نحی? اقتصاد کشور خصوصا تولید کنندگان دریا?ت کنند.

همین!

Ali Vahed | 12:43 PM | Comment(s)(3)

CERN

September 13, 2008 04:11 PM

این روزها خبر راه اندازی شتاب دهنده LHC در CERN مورد توجه همه جهانیان است، به شکلی که در روزنامه های ما و حتی بخشهای اصلی خبری صداوسیما به عنوان تیتر اصلی از آن یاد می شود. شتابدهنده ای که با طول 27 کیلومتر در عمق 100 متری زمین برای شبیه سازی مهمترین رخداد عالم هستی ، Big Bang مورد است?اده قرار می گیرد، به همین دلیل ?یزیک دانان این روزها در پوست خود نمی گنجند و به چنین دستآوردی ا?تخار می کنند و هر کس سعی می کند خود را جزیی از آن بداند (در ایران هم ما به جز ساخت یکی از قطعات یکی از Detector های این مجموعه، به این می نازیم که 7 دانشجوی دکتری در این مرکز داشته ایم که تز پایانیشان را انجام داده اند یا می دهند)
اما چرا CERN را باید در دنیای ?نآوری اطلاعات و ارتباطات نیز جدی گر?ت و مانند ?یزیک دانان، کامپیوتری ها نیز به آن ا?تخار کنند. شاید مهمترین دلیل آن، بحث تعری? پروتکل وب(WEB) است در این مرکز، استانداردی که ابتدا برای تسهیل به اشتراک گذاری مستندات این پروژه بین محققان آن تدوین شد (تیم برنزلی را که می شناسید) و پس از آن، با گسترش آن در بستر اینترنت ، این شبکه را از یک بستر متنی خشک و غیر قابل انعطا?،به چیزی تبدیل کرد که زندگی بشریت را متحول کرد.


اما مساله دیگر که برای شخص من بسیار جالبتر است، حجم اطلاعاتی است که این شتابدهنده تولید خواهد کرد و باید مورد پردازش قرار گیرد، چیزی حدود 10 گیگا بایت در ثانیه، یا 15پتا بایت در سال، معادل 20 میلیون CD در سال(اگر این تعداد CD را روی هم بگذاریم، 20 کیلومتر خواهد شد!). می گویند این حجم از اطلاعات، معادل هزار برابر کل اطلاعات کتابهایی است که در عرض یکسال چاپ می شود! می گویند حجم اطلاعات در گردش روی شبکه این سیستم ، معادل کل حجم اطلاعاتی خواهد شد که در شبکه مخابراتی کل دنیا جریان دارد! جالب است برایم که زمانی که این حجم از اطلاعات در جریان باشد، با چه مکانیسمی سخت ا?زاری و نرم ا?زاری آن را پردازش می کنند و چه نتیجه ای می گیرند، من که هنوز نتوانستم ام  پردازش چنین حجم از اطلاعاتی را تصور کنم، برای من به چیزی مانند خیال و رویا شبیه است، رویایی که به قول خود متخصصان این مرکز به واقعیت تبدیل شده است، آنهم با است?اده از بحث  Grid Computing (برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.)


خوشحالم برای یکی از بچه های قدیمی رادمان، علی جوادزاده، که در زمان ادامه تحصیلش  در چنین پروژه بزرگی در بخش Grid Computing  حضور  داشته است و به وی حسادت می کنم که توانسته است با چنین آدمهایی و در چنین محیطی کار کند، محیطی که برایم شبیه یک بهشت موعود است، آدمهایی که برایم خدایگان این رشته اند!


همین!

Ali Vahed | 04:11 PM | Comment(s)(0)

از دستت عصبانی هستم، �?ردوسی!

May 14, 2008 12:23 AM

چرا باید از دست "�?ردوسی" عصبانی باشم؟ روشن است: زنده نگه داشتن عجم با این "�?ارسی"! تو را به خدا این کار به سی سال زحمتی که کشید می ارزید. آیا کسی در عصر �?رودسی پیش بینی اختراع کامپیوتر و گسترش زبان انگلیسی با کمک آن -یا برعکس- را نمی کرد که به حضرت �?رودسی بزرگ گوشزد کند که : استاد! حداقل اگر می خواهی کاری برای زبان �?ارسی بکنی، لط�? کن آن را از این وضعیت آش�?ته در بیاور! اینکه بتوانیم آن را در کامپیوتر راحت است�?اده کنیم و اینقدر دردسر عدم پشتیبانی نرم ا�?زارها از زبان و یا است�?اده دشوار از �?ارسی در برنامه ها را نداشته باشیم.اینکه اینقدر در  وب سایت هایمان ضع�? کمبود �?ونت (خدا باز این tahoma را خیر دهد) و یا نمی دانم راست به چپ بودن ص�?حات را نمی دیدیم. می دانم ساخت زبان �?ارسی تقصیر تو نبوده است، اما حالا که می خواستی کاری برای این زبان بکنی، ای کاش حداقل �?کری به حال این مشکلات می کردی، طوسی:
-زبانی داریم که یک بخش از آن راست به چپ است و بخشی دیگر چپ به راست، حرو�? و اعداد را می گویم.نمی شد هر دو را یک شکل می کردی. توکه می خواستی از عربی مت�?اوت باشی، خوب این هم یک ت�?اوت!
- برای یک صدا، چندین حر�? داریم، خدا خیرت دهد لااقل این "ز" ها، یا "ت" ها را یکی می کردی، که حداقل من یکی در نوشتن کلمات اینقدر به دردسر نمی ا�?تادم و بدانم که بالاخره "گذشته" این شکلی است یا این شکلی: "گزشته"!
- برای برخی حرو�? چهار حالت نوشتن داریم: مجزا، از اول چسبان، از آخر چسبان، از دو طر�? چسبیده! ح و ج را نگاه کنید. نمی شد مثل انگلیسی حرو�? را حداکثر در دوشکل می نوشتیم، کوچک و بزرگ، تازه برای کلمات مجبور نمی شدیم از حرو�? به هم چسبیده است�?اده کنیم.

-دستور زبان آش�?ته، متنوع و بی قاعده �?ارسی را که پر است از استثناء های مختل�? را نمی شد سامان می دادی. یک دستور زبان که بتوانیم حداقل با روش هایی نظیر هستان شناسی (Ontology) یا نظایر آن هم که شده بتوانیم �?کری به حال ترجمه همزمان و خودکار متون، پردازش زبان طبیعی (NLP) یا نظایر آن بکنیم و اینقدر حسرت نرم ا�?زارهای �?رنگی را نخوریم.
-ت�?اوت بین نحوه خواندن و نوشتن کلمات را بی خیال می شویم که می دانم همه زبانها به این درد دچار هستند. کاش �?ردوسی ما حداقل این مشکل را در �?ارسی حل می کرد که به یک چیز زبانمان بنازیم.
...
به من حق بدهید که از دست �?ردوسی عصبانی باشم به خاطر مدت زیادی از ساعات برنامه نویسیم که مخصوصا در زمان Dos یا ویندوز های اولیه، صر�? -بخوانید تل�?- این کردم که کامپوننت و ص�?حات راست به چپ به سازم، �?ارسی را در بانک های اطلاعاتی ذخیره کنم و یا حواسم باشد که با روشی نظیر تک نمادی، از ا�?زونگی ذخیره اطلاعات برای نمایش چهارشکل حرو�? است�?اده کنم، ! به من حق بدهید که عصبانی باشم از این که اگر �?ردوسی نبود، شاید الان داشتیم عربی حر�? می زدیم، اما حداقل می دانستم که نرم ا�?زارهای زیادی هست که می شود به خاطر اینکه عربی را پشتیبانی می کنند از آنها راحت است�?اده کرد. الان به زبانی حر�? می زنیم که باید منتظر بمانیم شاید کسی برای نمی دانم ا�?غانستان یا تاجیکستان دلش بسوزد که سیستمی را �?ارسی کند باز دم بچه هایمان گرم که با دردسر زیاد یک Language Pack نص�?ه نیمه برای Open source ها می سازند تا ما بیشتر از این در مقابل همسایه های عزیزمان شرمنده نشویم به من حق بدهید عصبانی باشم از اینکه کاری را که �?ردوسی در سی سال کرد، از آن زمان به بعد ما نکردیم و کسی هم پیدا نشد که �?ارسی را "زنده" نگه دارد.

همین!

پ.ن.: این نوشته به مناسبت 25 اردیبهشت، روز بزرگداشت �?ردوسی نوشته شده است.

Ali Vahed | 12:23 AM | Comment(s)(10)

نمایشگاه کتاب

May 10, 2008 04:35 PM

به نظر شما آیا وجود ebook ها (کتابهای الکترونیک) یا سایت های معر�?ی کتاب (مانند amazon �?رنگی یا آدینه بوک �?ارسی) و یا کتابخانه رقمی (Digital Library) می تواند جای کتاب، نمایشگاه کتاب و یا کتابخانه واقعی را در ایران بگیرد؟
استقبال از نمایشگاه کتاب و حجم انبوه بازدید کننده به همراه علاقه ما به خواندن کتاب های کاغذی به جای نشستن پای کامپیوتر و ورق زدن یک ebook شاید نشان دهنده آن است که خیر! کتاب و نمایشگاه جای خودش را دارد...
اما به راستی آیا در کتابهای معمولی ما امکانات یک ebook  را داریم، اینکه هر گونه می خواهیم note بگذاریم، علاقه مندیهایمان را مشخص کنیم، کپی کنیم از روی کتاب یا ..... و یا بازدید از یک نمایشگاه کتاب با جستجو در یک سایت مرجع کتاب از لحاظ امکانات یکی است اینکه روی کلمات کلیدی یا نام کتاب، نویسنده، انتشارات و .... جستجوی کلمه یا موضوع داشته باشی، طبقه بندی بکنی، قیمت ها را با هم مقایسه کنی و در نهایت تصمیم بگیری که درب خانه کتاب را تحویل بگیری مطمئنن با شلوغی نمایشگاه، دردسر جای پارک، ازدحام آدم ها، آش�?تگی چیدمان کتابها و .... قابل قیاس نیست، تازه در مورد Dgital Library  هم انواع و اقسام خدماتی که می توانی به صورت online بگیری قابل مقایسه با یک کتابخانه واقعی چه عمومی و چه دانشگاهی نیست. است�?اده از انواع Metch Maker ها برای یا�?تن محقق در زمینه مورد نیاز، معر�?ی موضوعی و سطح بندی شده کتاب مناسب با سوالات شما، Virtual assistant و کتابدار مجازی و ....بخشی ابتدایی از امکانات یک کتابخانه دیجیتال است.
با این همه امکانات باز چرا جواب سوال اول خیر است! آیا ما دچار مازوخیسم هستیم که از کتاب، نمایشگاه کتاب و کتابخانه است�?اده می کنیم! چون عقل سلیم که حکم می کند که با وجود این همه مزیت باید سراغ معادل های کامپیوتری آن برویم. اما چرا نمی رویم!؟
همین!

Ali Vahed | 04:35 PM | Comment(s)(4)

سخت ا?زار و نرم ا?زار

April 23, 2008 01:09 PM


  • تعری? قدیم: مجموعه تجهیزات کامپیوتر را سخت ا?زار و دانش بکارگیری این تجهیزات را نرم ا?زار گویند.
  • تعری? جدید: آن بخش از یک سیستم را که بتوان با چکش خرد کرد سخت ا?زار و آن قسمت را که ?قط می توان به آن ?حش داد را نرم ا?زار گویند!

همین!


پ. ن.: تعری? دوم از طریق ایمیل به دستم رسید، لذا کپی رایت آن را نمی دانم که متعلق به کیست، اگر دوستی منبع را می شناسد، معر?ی کند تا لینک بدهم. ممنون

Ali Vahed | 01:09 PM | Comment(s)(4)

نسل موبایل

January 22, 2008 05:38 PM

در نسل بندی کامپیوتر بعد از چهار نسل اول (لامپ خلا، ترانزیستور، مدارات مجتمع و کامپیوتر های شخصی) در بین نویسندگان مختل? اختلا? وجود دارد. برخی نسل پنجم را نسل شبکه می دانند، برخی نسل هوش مصنوعی، نسل اینترنت و .... نمی دانم الان در نسل چندم هستیم اما در هر شماره نسلی که باشیم به نظرم نسل جدید، نسل موبایل است، حداقل این نامگذاری را در ایران مناسب می دانم، و با کسانی که در این زمینه مطلب نوشته اند موا?قم.  چرا ...؟
چون اگر چه در نسل کامپیوتر های شخصی ، کامپیوتر به میان خانه های مردم و است?اده های شخصی آمد (که در ایران طبیعتا دیرتر ات?اق ا?تاد)، اگر چه شبکه ها و ارتباطات محلی و گسترده، ارتباط بین ا?راد و سازمانها را متحول کرد، اگر چه با همه گیر شدن اینترنت، کاربردهای امروزه به صورت مجازی و از راه دور درآمد (به همه چیز ها یک e  اضا?ه شد!) اما با ورود و گسترش موبایل، "?نآوری" در میان مردم گسترش پیدا کرده است، با سرعتی که باورنکردنی به نظر می رسد.
امروز در میان سنین مختل?، چه پیر و چه جوان، کم سواد و تحصیل کرده، عوام یا خواص، مباحثی نظیر شبکه، ارسال پیام ، شبکه های بی سیم و Bluetoooth ، عکس های دیجیتال، حا?ظه های الکترونیک (Flash disk)، ?شرده سازی، ?رمتهای چند رسانه ای، انتقال اطلاعات، USB و ... چنان رایج شده است که گویی جزء بدیهیات زمان ماست. این ات?اق حداقل در ایران در مورد کامپیوتر شخصی و یا اینترنت نیا?تاد و همگان سروکارشان با آن نبود.
این روزها برخی مواقع در جمع های خانوادگی دچار مشکل می شوم، کودک خردسالی یا پیرمرد بازنشسته ای چنان از آخرین بحث های تکنولوژی برایم صحبت می کند و از آن به صورت روزمره است?اده می کند و سوال می پرسد که می مانم چه کنم!؟ آنقدر گوشی های عجیب و غریب و با امکانات ?وق العاده در دست آدم های ساده می بینم که خجالت می کشم گوشی موبایل قدیمی درب و داغان خودم را از کی?م در بیاورم! آنقدر حجم از اطلاعات و تصاویر و ?یلم ها در مهمانی ها اصطلاحا SMS می شود و یا Bluetooth می شود که ?کر می کنم در هر مهمانی ساده حداقل چند گیگا بایت داده جابجا شده است!
پس حق بدهید نسل جدید ?نآوری را نسل موبایل ، Mobile Generation  بنامم.
همین!

Ali Vahed | 05:38 PM | Comment(s)(3)

تصویب سند راهبردی IT در هیات دولت

December 27, 2007 05:25 PM

خبر همین بود: "تصویب سند راهبردی IT در هیات دولت". (اصل خبر را در ایسنا بخوانید، اینجا)، به اندازه کا?ی این خبر حس کنجکاوی و پرسش را در من زنده کرد که بدانم سندی که 1200 ن?ر ساعت کار در کمیته علمی و 21 هزار ن?ر ساعت کارگروه های تخصصی شورایعالی ?نآوری اطلاعات  روی آن گذاشته شده است، چیست؟ از سوی دیگر به عنوان یک شاغل در صنعت نرم ا?زار و حوزه ?نآوری اطلاعات کشور هم این سند می تواند جهت گیری آینده حرکت ما را نیز روشن کند، اما ...


هیج کجا اصل سند و یا حتی خلاصه ای از آن را نیا?تم! جالب است که سایت اختصاصی شورای عالی ?نآوری اطلاعات به نشانی www.ict.ir هم بالا نمی آید! در هیچ جای دیگری هم ، هیچگونه توضیح یا ت?صیل بیشتری در مورد این خبر پیدا نشد.
پس منتظر می مانیم تا در روزهای آینده حداقل این سند در ?ضای وب نیز در اختیار ا?راد قرار گیرد تا بدانند چه چیزی به عنوان خط مشی کشور در زمینه ?نآوری اطلاعات مصوب شده است. منتظر می مانیم...


همین!

Ali Vahed | 05:25 PM | Comment(s)(3)

بررسی انواع رویکردهای دولتمردان به IT

December 25, 2007 07:58 AM

نوشته ای با همین نام "بررسی انواع رویکردهای دولتمردان به IT " را در پایگاه تحلیل ?نآوری اطلاعات بخوانید (اینجا)


هر چند با بخش عمده ای از نظرات نویسنده، دکتر غریبی، موا?ق هستم اما ?کر می کنم نگاه این مقاله در برخی بخشها بیشتر به خارج از مرزهای کشور دوخته می شود تا داخل. شاید همانگونه که در خود مقاله هم آمده است، تقسیم بندی مدیران به 4 دسته مجزا خیلی دقیق نباشد. بیشتر به نظر من یک طی? است این دسته بندی تا 4 گروه مجزا.به هر حال نوشته خوبی بود.


همین!

Ali Vahed | 07:58 AM | Comment(s)(0)

توهم ن?وذ

October 27, 2007 04:28 PM

در ?یلم های عملی تخیلی و یا پلیسی، زمانی که می خواهند یک ?رد متخصص را در کامپیوتر نشان بدهند که به عنوان یک قهرمان یا ضد قهرمان می خواهد به نرم ا?زار و با وب سایتی ن?وذ کند (Hack) و اطلاعاتی را درست و یا غلط سرقت کند و یا یک سایتی را از کار بیاندازد، نوجوان یا جوانی را نشان می دهد که با کمترین تجهیزات کامپیوتری برای مثال یک گوشی موبایل، به یک سیستم وصل می شود و در کسری از دقیقه، به یک سیستم ?وق العاده امینتی ن?وذ می کند و ناگاه، همه ص?حه ورود اطلاعات و گزارش گیری آن جلویش باز می شود و مانند یک مدیر هر کاری می خواهد انجام می دهد!
این نمایش غلو آمیز و غیر واقعی، وقتی در رسانه سینما باشد هیچ اشکالی ندارد که همان هم هست، تخیل! ولی وای به روزی که توهم چنین کاری بین نوجوانان ما باب می شود که به سادگی و بدون هیچ دانشی می توانند صر?ا با کمی هوش و سرعت در تایپ، هر کاری در شبکه می خواهند انجام بدهند! اولین سوالی که این گروه از من می پرسند آن است که چطور می شود مثلا سایت ?لان جا را هک کرد، چطور می شود به شبکه یک بانک ن?وذ کرد و .... از آن بدتر توقع برخی مشتریان است که ?کر می کنند به راحتی آب خوردن می توانند سیستم تو را هک کنند و یا اینکه از تو می خواهند مال شخص دیگری را برایشان ق?ل گشایی کنی و یا به یک سایت ن?وذ کنی، به سرعت و بدون ابزار! درست مثل ?یلمها!
کاش می شد به این دو گروه ?هماند که این ها مال ?یلمهاست. یک بچه نمی تواند با یک گوشی موبایل، وب سایت ?لان مرکز را دور بزند و هر چه می خواهد بکند، هر کس  نمی تواند در زمان کوتاهی اطلاعاتی را رمز گشایی کند و یا به سطح دسترسی مدیر یک سیستم دسترسی پیدا کند و نمی دانم چراغ قرمزها را سبز کند و یا ?رمان شلیک یک موشک را صادر کند! این ها ?یلم است، باور نکنید!
همین!

Ali Vahed | 04:28 PM | Comment(s)(0)

تجارت�? موبایل یا تجارت�? "موبایل" ؟

August 20, 2007 12:43 PM

دیشب مهمانی داشتیم که تازه از کارمند بودن خود دست کشیده و یک مغازه  �?روش گوشی موبایل باز کرده است. صحبت که می کرد می گ�?ت در مغازه ای که تازه یک ه�?ته باز شده است و در یک منطقه نه چندان معرو�? تجاری ، روزانه به حدی از �?روش رسیده است که به نظر خرج ماهانه مغازه را درمی آورد و مطمئنا در چند روز آینده هم بهتر خواهد شد.
داشتم �?کر می کردم با ورود موبایل به کشور و همه گیر شدن آن به جای اینکه تجارت موبایل (Mobile Bussiness) رونق بگیرد، تجارت گوشی تل�?ن همراه و خطوط موبایل رونق گر�?ته است. مد شده است روز به روز گوشی عوض شود و گوشی "مد روز" است�?اده شود و یا گوشی با رنگ لباس ست شود و .... مطلب "موبابل داشتن یا نداشتن یا نداشتن، مساله این است" از وبلاگ "درخت گلابی" را در ادامه این مطلب بخوانید.
خلاصه آنکه کاش به جای �?رهنگ تغییر مداوم موبایل و تبدیل آن به یک وسیله تزئینی، بانک اطلاعات جوک و لطی�?ه و کلیپ های صوتی و یا تصویری، به آن به یک نگاه کاربردی  داشتیم و سعی می کردیم روی وجه های دسترسی دائمی، اطلاع رسانی، خدمات رسانی، تبادل مالی و .... �?کر کنیم. �?کر می کنم بد نیست سازمانها و شرکتهای بزرگ خصوصی و دولتی پیش قدم بشوند و به جای ارسال پیامهای تبلیغاتی صر�?، از سایر امکانات این شبکه برای بهبود ارائه خدمات و توسعه �?عالیتهای خود است�?اده کنند.
همین!

Ali Vahed | 12:43 PM | Comment(s)(0)

تغییرات در شوراهای عالی تخصصی مرتبط با ICT

August 13, 2007 08:48 PM

در خبر ها آمده بود، شورای عالی اطلاع رسانی، شورای عالی ?نآوری اطلاعات و ارتباطات، شورای عالی ان?ورماتیک و شورای عالی امنیت ?ضای تبادل اطلاعات کشور  با چندین شورای دیگر ادغام و تشکیل یک شورای جدید به عنوان شورای عالی آموزش، پژوهش و ?نآوری را داده اند.
نمی دانم وظائ? شوراهای قبلی (به طور مشخص شورای عالی اطلاع رسانی و شورای عالی ان?ورماتیک) اعم از طرح هایی مانند تک?ا، رتبه بندی ها و .... چه می شود، که امیدوارم هر چه زودتر این قضایا ش?ا? شود تا هم کار?رمایان دولتی و هم شرکتهای کامپیوتری، تکلی? خود را مشخص کنند.


همین!

Ali Vahed | 08:48 PM | Comment(s)(0)

گام اول در تحقق دولت الکترونيک: ايجاد روابط عمومي الکترونيک؟ (بخش 2 )

July 29, 2007 01:18 PM

این نوشته در ادامه مطلب پیشین در مورد ایجاد سازمان و دولت الکترونیک از طریق فعال سازی بحث الکترونیک به این موضوع خواهد پرداخت که جایگاه یک روابط عمومی الکترونیک در یک سازمان الکترونیک کجاست.
در سازمانهای مدرن که به جای تفکیک فعالیت ها در قالب حوزه های عملکرد، به صورت فرآیند گرا ، سرویس گرا و یا نتیجه گرا فعالیت می کنند، دیگر بخشی انحصاری تحت عنوان روابط عمومی نخواهیم داشت که عهده دار اجرای همه فعالیت های زیر مجموعه بحث روابط عمومی باشد. بلکه روابط عمومی در قالب فرآیند هایی تقسیم می شود که در تمام حوزه های عملکردی سازمان گسترش می یابد و همه افراد و سیستمهای سازمان در آن در گیر خواهند شد از بالاترین مدیر ارشد تا پایین ترین نیروی اجرایی و عملیاتی. بدین ترتیب که چون سازمانی مشتری مدار ایجاد کرده ایم، همه فرآیند های سازمان در جهت ارائه سرویس مناسب به مشتری خواهند بود، لذا فرآیند های اطلاع رسانی و نیز نظرسنجی و ارزیابی رضایتمندی مشتری، در همه سازمان جاری بوده و همه بخش های سازمان به نوعی با آن درگیر خواهند بود. ساخت فرهنگ های سازمانی، تدوین شاخص های ارزیابی نظرات جامعه، ارتباط با رسانه ها، ارتباطات مردمی و  همه و همه فرآیندهایی خواهند بود گسترده در سطح کل سازمان که با توجه به نیاز فعال می گردند و بر اساس ورودی های خارجی و یا از طریق فرآیند های دیگر، خروجی های مد نظر سازمان را تولید خواهند کرد.
در این مجموعه فرآیند همه گیر، جایگاه واحد روابط عمومی، مدیر و کارشناسان روابط عمومی چیست؟ آیا باید بخش روابط عمومی  را تعطیل کرد؟

البته که پاسخ منفی است. در این سازمان مبتنی بر فرآیند و مشتری مدار، بخش روابط عمومی و پرسنل آن مالک (Owner) فرآیند های خاص روابط عمومی خواهند بود. به عبارت دیگر اگرچه اجرای بخش عمده ای از فرآیند ها در سازمان توزیع شده و یا با فرآیند های دیگر سازمانی درگیر شده است ولی مسؤولیت نظارت بر حسن اجرا، کنترل، همانند سازی فرآیند ها (Clonning)، مدیریت صف وظائف و اجرای برخی فرآیندهای تخصصی بر عهده روابط عمومی است، به شکلی که نحوه فعالیت های بخش روابط عمومی از اجرای صرف به سمت سیاست گذاری و کنترل اجرا سوق پیدا می کند.
در این مدل مدیران روابط عمومی با دراختیار داشتن یک پانل کنترل (Control Panel ) وضعیت فرآیند های مرتبط را مونیتور، کنترل و مدیریت می کنند و با در اختیار داشتن ابزارهایی برای مدیریت پروژه ها، مدیریت کار گروهی، بانک دانش روابط عمومي ، بانک های اطلاعاتی افراد و مستندات، ابزارهای اتوماسیون روابط عمومی و سیستمهای ارتباطات الکترونیک، اجرای فرآیندهای روابط عمومی را اثر بخش تر و کاراتر می نمایند.
در چنین سازمانهایی، کارکنان روابط عمومی ابتدا باید در درجه اول، مهارت های روابط عمومی الکترونیک (شامل اپراتوری مقدماتی تا پیشرفته کامپیوتر و ابزارهای وابسته به آن، بهره گیری از رسانه های دیجیتال و ....) را به خوبی فرابگیرند و سپس دانش خود را در ارتباط با نرم افزارهای تخصصی روابط عمومي افزایش دهند.
گرچند مشکل است بدون ایجاد یک سازمان الکترونیک، روابط عمومی الکترونیک کاملی ایجاد کرد، اما چنانچه در مطلب پیشین هم اشاره کردم، به سبب استقلال نسبی فرآیندهای اطلاع رسانی از سایر فعالیت های سازمان، می توان ابتدا بخشی از فعالیت های جاری روابط عمومي را الکترونيک نمود، سپس با گسترش تغییرات به درون سازمان و دریک بازگشت به یک روابط عمومي الکترونيک کامل و پويا دست یافت.
همین!

Ali Vahed | 01:18 PM | Comment(s)(0)

آیین نامه اجرایی روابط عمومی های کشور

July 23, 2007 02:25 PM

یک خبر:اولین آیین نامه جامع نحوه ?عالیت ،‌وظای? و اختیارات روابط عمومی در تاریخ کشور ابلاغ شد. برای خواند اصل خبر اینجا را کلیک کنید.


یک نکته: خوشحالم که در تدوین این آیین نامه به چند نکته اشاره شده که دوتایش از نگاه من کامپیوتری مهم تر است: "مدیریت پایگاههای اطلاع رسانی الکترونیک دستگاه " و "ا?کار سنجی عمومی دستگاهی"

یک نظر:این اقدام را به ?ال نیک می گیرم و امیدوارم این گونه ?عالیت ها، جایگاه روابط عمومی الکترونیک را در سازمانها ارتقاء بخشد.


همین!

Ali Vahed | 02:25 PM | Comment(s)(0)

اطلاع رساني الکترونيک، از ادعا تا واقعيت

July 23, 2007 01:31 PM

اگر هد�? اطلاع رساني را ارائه درست اطلاعات صحيح به مخاطبان صحيح و در زمان مناسب دانست،  از زمينه هايي که کامپيوتر و بعد ها �?نآوري اطلاعات و ارتباطات حضوري زودهنگام داشتند، همين �?رآيند اطلاع رساني در سازمان هاست. اين زمينه به دليل اهميت از يکسو و به دليل مستقل بودن از �?رآيند هاي جاري سازمانها بسيار مورد توجه قرار گر�?ته و راهکاري هاي مختل�?ي براي بهبود اين �?رآيند ها درنظر گر�?ته شد. به همين دليل قدمت اين راهکار ها شايد بيشتر از ساير زمينه هاي ديگر باشد.
کاربردهاي ICT در اطلاع رساني  را مي توان در دو زمينه گروه بررسي نمود:
- بهبود بخشيدن و ا�?زايش کارايي روشهاي سنتي و کلاسيک  اطلاع رساني: در اين گروه از کاربرد ها، هد�? آن است که از ICT به شکلي است�?اده کنيم که بدون تغيير در شيوه انتقال اطلاعات، �?رآيند انجام امور را تسهيل کنيم. براي مثال اگر هد�? آن است که از طريق بروشور يا نشريه اطلاعات منتشر شود، ماهيت نشريه يا بروشور کاغذي تغيير نمي کند بلکه نرم ا�?زار ها و سخت ا�?زارهايي طراحي شده اند که به تهيه و انتشار اين نشريات کمک مي کنند. يا اگر قرار است از طريق همايش يا نمايشگاهي اطلاع رساني صورت گيرد از کاربردهاي �?نآوري اطلاعات در جهت بهبود برنامه ريزي و تسهيل اجراي آن همایش است�?اده می شود.
-است�?اده از کانالهالی اطلاع رسانی الکترونیک برای اطلاع رسانی: در این گروه، خود کانالهای الکترونیک، ابزاری می شوند برای انتقال اطلاعات به جامعه هد�? آن. برای مثال وقتی تل�?ن همگانی شد، اطلاع رسانی از طریق تل�?ن هم رونق گر�?ت (مراکز تل�?ن و یا تل�?ن گویا) ، وقتی اینترنت رایج شد، ایجاد یک وب سایت و یا وبلاگ کمک می کرد بخشی از ا�?راد مخاطب را از این طریق مطلع نمود، وقتی هم که موبایل و SMS آمد، سرویسهای ارسال پیام کوتاه روی موبایل مشترکین رایج شد، نرم ا�?زارهای چند رسانه ای، وب کیوسک ها و به عبارتی کیوسک های اطلاع رسانی، بهره گیری از شبکه های بی سیم برای ارسال اطلاعات روی گوشی های موبایل و یک کامپیوترهای کوچک، ارسال پیام های تبلیغی و یا اطلاع رسانی از طریق پست الکترونیک، MMS ، پادکستینگ، ویدئو کن�?رانس، رادیو و تلویزیون اینترنتی و ... از این جمله اند.

اما در ايران وضعيت چگونه است؟
در کشور به دليل آنکه ما وارد کننده تکنولوژي هستيم معمولا قبل از اينکه �?رهنگ است�?اده از يک ابزار نهادينه شود، آن ابزار مورد است�?اده قرار مي گيرد. برای مثال با وجودیکه همیشه سرویسهای ارسال متن کوتاه (برای مثال روی پیجر ها) پیش از موبایل و ارتباط صوتی مطرح شده بود، اما در ایران SMS بعد از ارتباطات صوتی آمد و چنان همه گیر شد که مخابرات از این طریق درآمد زایی خوبی برای خودش ایجاد کرده است و برنامه های تلویزیونی بر سر تعداد SMS دریا�?تی مسابقه می گذارند. یا هنوز از وب سایت به آن شکل جدی که سالهاست در دنیا است�?اده می شود بهره برداری نمی کنیم، بیشتر یک بروشور ایستا است که �?قط از طریق وب عرضه شده است و گاهی اطلاعات از رده خارج در آن است.
این مشکل باعث می شود اطلاع رسانی ما نیز با مشکل مواجه باشد. نهاد های تبلیغاتی و یا روابط عمومی ها، همه به جای آنکه به صورت هوشمندانه و هد�?مند از ابزارهای اطلاع رسانی الکترونیک (چه برای ا�?زایش کارایی و چه برای بهبود اثر بخشی) بیشتر به شکل نمادین است�?اده می کنند. اینکه �?قط وب سایتی داشته باشند راضیشان می کند، اینکه �?قط یک شماره تل�?ن گویا و یا یک شماره پیامگیر SMS داشته باشند برایشان کا�?ی است و حداکثر چند ماه است�?اده م�?ید می شود، بیشتر شبیه بچه هایی شده ایم که اسباب بازی جدید بیشتر از یک ه�?ته راضی مان نمی کند و باید زود عوضش کنیم و یک چیز جدید تر بگیریم، بدون آنکه از قبلی خوب است�?اده کرده باشیم.
مساله بعدی که در زمینه اطلاع رسانی در کشور با آن مواجه هستیم، ایستا بودن و غیر �?عال بودن آن است. بدین معنی که حتی اگر اطلاعات به خوبی جمع آوری شوند و نسخه های الکترونیک آنها هم تهیه شوند، منتظر می مانیم مخاطب به ما مراجعه کند تا آن را به وی انتقال دهیم، برای مثال تل�?ن گويا، وب سایت و یا وبلاگ باید منتظر مخاطب بمانند. برایمان مهم نیست شماره تل�?ن گویا و یا پیام کوتاه خودمان را اعلام کنیم، مهم نیست �?رآیند بهبود رتبه سایت در موتور های جستجو (SEO)را انجام دهیم، مهم نیست در �?هرستهای مختل�? وب سایت و یا وبلاگمان را درج کنیم و ....
حتی اگر همه اینکار ها هم انجام شود کا�?ی نیست، برخی موارد باید خود سراغ مخاطب ر�?ت و به صورت هد�?ند اطلاعاتی که حدس می زنیم مورد نیازش است را به وی بدهیم. از این تکنیک شاید در تبلیغات تجاری است�?اده شده باشد اما روابط عمومی ها و سازمانهای خصوصی و یا دولتی ما هنوز از کاربردهای آن غا�?لند. اطلاع رسانی �?عال را چه می دانم؟ آنکه مخاطب شناسی را انجام دهیم و برای هر مخاطب، پیام خاص خود را ب�?رستیم، برای مثال بازاریابی از طریق ایمیل، ارسال پیام های کوتاه ، یا �?اکس و نامه پارامتریک برای مخاطب (به شکلی که برای هر مخاطب پیام خاص خودش تولید و برایش ارسال شود) ، ارسال پست مستقیم (Direct Mail) و ..... از جمله مکانیسم های اطلاع رسانی الکترونیک پویا است.
مساله دیگر در اطلاع رسانی داخلی عدم وجود یک روند ثابت است. برای مثال در یک دوره زمانی اطلاع رسانی به خوبی صورت می گیرد اما این امر تداوم و یک برنامه ریزی درست ندارد، مشخص است که باید در بازه های زمانی مختل�?، اطلاع رسانی برای مخاطب صورت گیرد تا سطح آگاهی وی را در یک سطح خوبی نگه داریم. چاپ یک بروشور و ارسال یکباره کا�?ی نیست،باید پیگیری کرد و ارتباط را با مخاطب ح�?ظ کرد.
خلاصه آنکه اطلاع رسانی در یک نگرش عام و اطلاع رسانی الکترنیک در یک نگرش جدی تر هنوز در کشور ما در سطح یک "ادعا" مطرح است و عمق لازم را ندارد.
امیدوارم با تغییر نگرشی که در سطح روابط عمومی های کشور درجریان است، اهمیت اطلاع رسانی دیا�?ت شود و راهکار مناسبی برای آن ایجاد شود/
همین!

Ali Vahed | 01:31 PM | Comment(s)(0)

هردم از این باغ ....

July 22, 2007 03:05 PM

مبارک است! در خبر ها آمده بود رتبه ایران در حوزه IT در بین 69 کشور جهان آخر است! واقعا که مبارک است! این موج را هم داریم از دست می دهیم، کی به �?کر می ا�?تیم؟...
همین!

Ali Vahed | 03:05 PM | Comment(s)(1)

گام اول در تحقق دولت الکترونيک: ايجاد روابط عمومي الکترونيک؟ (بخش 1)

July 3, 2007 03:16 PM

پيشتر تعاريفي براي برخي اصطلاحات در حوزه فنآوري اطلاعات و ارتباطات ارائه کرده بودم، مفاهيمي نظير روابط عمومي الکترونيک (رجوع کنيد به 1و 2) و دولت الکترونيک (رجوع کنيد به 3)
امروز مي خواهم به اين پرسش پاسخ دهم که آيا مي توان ورود به حوزه دولت الکترونيک و سازمانهاي الکترونيک را از بحث روابط عمومي الکترونيک شروع کرد؟ قبلا در مطالبي اشاراتي داشته ام به اين مطلب و نوشته جديد شايد تکميل کننده آن مباحث باشد (رجوع کنيد به 4و 5)
اما قبل از ورود به بحث اصلي بگذاريد مختصر مطلبي را که امروز در جلسه اي در مورد آن صحبت کرديم بيان کنم تا اهميت پاسخگويي به اين سوال روشن شود. امروز جلسه کاري در مورد سيستم سروش در يکي از مجموعه هاي بزرگ سرمايه گذاري کشور داشتيم که به دليل اهميت بحث، در آن شخصا شرکت کردم. يکي از حضار، يکي از جهره هاي خوش فکر دانشگاهي و بنيانگذار و رئيس (فکر کنم سابق) يکي از دانشگاههاي کشور بود.بحثمان وارد حوزه روابط عمومي الکترونيک شد که ايشان جمله اي را بيان کردند که پسنديدم: "روابط عمومي موتور سازمان است" توضيح اينکه گوينده معتقد بود در يک سازمان فعال روابط عمومي است که مي تواند با تعريف درست شاخص ها و آمارها و بيان واقعيت هاي صحيح به صورت دو طرفه از سازمان به خارج از آن و از خارج به داخل سازمان نيروي محرکه و انگيزه لازم را براي حرکت سازمان ايجاد کند. اگر روابط عمومي قوي تر و هدفمند تر اقدام کند و اطلاعات را به درستي منتقل نمايد، حرکت سازمان تسهيل مي گردد.

با حرف ايشان تا حدود زيادي موافقم و معتقدم نه تنها يک روابط عمومي درست مي تواند موتور سازمان باشد، روابط عمومي الکترونيک نيز مي تواند بهانه و زمينه لازم براي ايجاد سازمانهاي الکترونيک و کسب و کار الکترونيک را هم فراهم کند. چرا؟ عرض مي کنم! ...
همانگونه که پيشتر گفته ام از استراتژي IPI به عنوان يک راهبرد مناسب در ايجاد تحول در سازمانها مي توان استفاده کرد. در اين راهبرد در سطح اول (اولين I يعني Information ) هدف اصلاح نظام گردش و تبادل اطلاعات در سازمانها است. با اصلاح کانالهاي صحيح براي نگهداري، پردازش و تبادل اطلاعات در درون سازمان و علي الخصوص با خارج از آن در مرحله اول فرآيند تغيير، چند نتيجه حاصل مي شود؟ اول آنکه توقع ارباب رجوع از سازمان بالا مي رود؟ چرا؟ چون خوب و درست و با شکلي نوين به وي اطلاعات داده ايم. پس حالا که مشاهده کرده که به خوبي مي توانيم براي وي به روش هاي الکترونيک اطلاع رساني کنيم اين توقع ايجاد مي شود که سرويس ها و خدمات سازمان را هم الکترونيک دريافت کند. دومين عامل تغيير نگرش کارکنان داخلي است. چون فرآيند هاي اطلاع رساني معمولا مستقل از فرآیند های جاری و عملیاتی سازمانها می باشند می توان آنها را به صورت مستقل از سایر فرآیند ها تغییر داد و به فرآیند های الکترونیک تبدیل نمود. بدین شکل کارکنان سازمان که در بخشهای دیگر و به صورت دستی و یا نیمه مکانیزه به فعالیت مشغول می باشند با نمونه سیستمها و راهکارهای الکترونیک در محیط کاری خود آشنا میشوند. علاوه بر آن کارکردن به این سیستمها دانش کاربران را بالاتر برده، سیستمهای خدماتی را راحت تر فرآ میگیرند.عامل سوم نیز تغییر نگرش مدیران است. یکی از مشکلات مدیریت سنتی ، ترس از شفاف سازی درون سیستمهاست و معمولا اطلاع رسانی درست را با فاش کردن اطلاعات محرمانه یکی می دانند. با راه اندازی سیستم های اطلاع رسانی، این تلقی تغییر کرده و با اطلاع از کاربردهای ICT در اشاعه اطلاعات، راحت تر پذیرای سیستمهای الکترونیک می گردند. مساله دیگر ایجاد فرهنگ سازمانی است. اینکه اطلاعات الکترونیک همان اعتبار و ارزش اطلاعات مکتوب را خواهند داشت.به این ترتیب مستندات الکترونیک در سازمانها جایگاه پیدا کرده و قابل قبول تر می گردند.
راهکارهاي عرضه االکترونيک اطلاعات به مخاطبان براي تحقق روابط عمومي الکترونيک را مي توان در ايجاد وب سايت هاي پويا و پرتال هاي سازماني، راه اندازي سيستمهاي تلفن گويا جهت اطلاع رسانی و پست صوتی، ايجاد سامانه هاي نظر سنجي تل�?ني و يا پيام کوتاه (SMS) ، ايجاد سيستمهاي جامع ارتباطات سازمان براي ارسال خودکار پيامهاي مختلف، فعال کردن وبلاگ سازماني ، است�?اده از کيوسک هاي اطلاع رساني (يا وب کيوسک ها) و ارائه نشريات الکترونيک در قالب پست الکترونيک (email) يا لوح هاي فشرده چند رسانه اي (Multi Media CD ) جستجو کرد. بدين شکل که با راه اندازي درست اين سيستمها، مخاطبان سازمان را در طيف هاي مختلف و با سليقه هاي گوناگون و سطح سواد متفاوت، اطلاعات و اخبار کاناليزه شده سازمان مواجه خواهند شد و به مرور می توان سرویسها وخدماتی از سازمان را که می توان به صورت الکترونیک در اختیار آنها قرارداد نیز به این مجموعه افزود.
در گام های بعدی با اضلاح پردازش ها (P مخفف Process) فرآیندهای سازمانی اصلاح و بهبود خواهند یافت و در گام آخر (I آخر، مخففIntegration) فرآیند یکپارچه سازی سیستمها با هم و حرکت از سازمانهای عملکرد گرا، به فرآیند گرا و درنهایت نتیجه گرا دنبال می شود.
در پایان این راهبرد سازمان به شکل الکترونیک تبدیل شده و در قالب ماهیت دولتی یا خصوصی خود، دولت الکترونیک (e-Government) یا کسب و کار الکترونیک (e-Business) را ایجاد می کنند.
نکته مهم آنکه این گونه سازمانها در صورتی که با حجم زیادی از ارباب رجوع سر و کارداشته باشند خود می توانند سرآغاز توسعه فرهنگ ICT در بین کاربران خود و در نهایت مردم عادی نیز باشند. بدین شکل که برای اینکه ارباب رجوع از سرویسهای الکترونیک این سازمان استفاده کند لازم است حداقلی از دانش را داشته باشد و وقتی این دانش را پیدا کرد این توقع را از سایر سازمانهای مشابه نیز خواهد داشت که همینگونه به وی سرویس دهی نمایند. این حرکت در صورت تداوم می تواند جامعه الکترونیک (e-Society) و شهر های الکترونیک (e-City) ها را ایجاد نماید.
ادامه دارد ....
همین!

Ali Vahed | 03:16 PM | Comment(s)(1)

انباره داده ها (Datawarehouse)

March 31, 2007 10:43 AM

در اين نوشته، نگاهي خواهم داشت به مقدمات مفاهيم انبارکردن داده ها بدون ورود به بحث هاي تخصصي مرتبط تا در آينده بتوانم در مطلب مستقلي به مفهوم داده در سازمانهاي امروزي نگاهي داشته باشم علمي + تجربي.
 تعريف:
مي توان تعاريف مختلفي را براي  Datawarehouse:
1-  تعريف Ralhp Kimball از انباره داده : يک DW نسخه اي از داده هاي تراکنشي است که به صورت اختصاصي براي پرس و جو ها و گزارش گيري ،سازمان دهي شده است.
A data warehouse is a copy of transaction data specifically structured for querying and reporting.
گرچند به اين تعريف دو ايراد وارد است:که اولاً گاهي داده هايي که در يک DW ذخيره مي شوند ،غيرتراکنشي هستند . اگرچه معمولاً 95 تا 99 درصد داده ها تراکنشي هستند . ثانياً خروجي اصلي سيستم هاي  DW ، ليست گيري هاي فهرست وار (queries) در حجم کم و يا گزارش هاي اداري در حجم زياد هستند


2- اگر تعاريف زير برقرار باشد:
  داده  : حقحيقت قابل مشاهده ، فايل ضبط
  اطلاع : مجموعه سازماندهي شده از حقيقت ها ؛ داده هاي با ارتباط و هدف
  سيستم عملياتي : محيطي از داده ها و برنامه هاي لازم براي ادامه فعاليتهاي يک سازمان
  انبار داده ي اطلاعي :مجموعه اي از داده و برنامه ها، براي "تحليل " و "تصميم گيري "، جدا از سيستم عملياتي


يک انباره داده(DW)  معماري جداگانه اي است براي نگهداري داه هاي حساس تاريخي که اين داده ها از انبار داده هاي عملياتي به دست آمده اند و به صورتي قابل درک براي عمليات تحليل سازمان درآمده اند.


3- يک تعريف از W.H.INMON
يک DW مجموعه اي از اطلاعات يکپارچه که داراي قابليت آناليز کردن و استخراج داده ها (query)ميباشد
"repository of integrated information, available for querying and analysis "


بعضي از خصوصيات Data warehouse  ها از اين قرارند :
•يکپارچه بودن
•متغير با زمان
•غير فرار
•موضوع گرا (Subject-oriented)

تاريخچه:
بعد از رشد استفاده از TPS ها به عنوان سيستمهاي پرداش تراکنش در بخش هاي عملياتي سازمان، نياز جدي به سيستمهاي اطلاعاتي که بتوانند عمليات گزارش گيري را علي الخصوص در رده گزارشهاي مديريتي ساماندهي کنند احساس مي شد. علي الخصوص بوجود آمدن جزاير فنآوري، سيستمهايي که به صورت جد از هم فعاليت مي کرد و امکان تهيه گزارشات ترکيبي از اطلاعات سيستمهاي مختلف و انجام پرس و جو ها را مشکل و يا غير ممکن مي نمود. بنابراين حرکت به سمت سيستمهاي اطلاعات مديريت (Management Information System) و بويژه سيستمهاي گزارشگيري مديريتي (MRS:Management Reporting System) آغاز شد. اما مشکل آنجا بود که اين سيستمها به شدت به TPS ها وابسته بودند و داده هاشان اغلب يکي بود. اين باعث مي شد که تغيير يکي باعث انتشار تغييرات در همه سيستمها شود. از سوي ديگر ساختار داده اي مشابه، امکان تهيه گزارشات زماني و موضوعي را مشکل مي ساخت. اين شد که مدل جديدي از تفکر ايجاد شد به نام انباره داده ها

دلايل استفاده از DW ها :
1- تهيه گزارشات (Reports) و انجام پرس و جو هايي (Query) که نياز به عمليات ورودي/خروجي (IO) بسياري هستند: از اهداف سيستمهاي پردازش تراکنش (TPS:Transaction Processing System) آن است که گزارشات مورد نياز بخش هاي عملياتي و مديريتي را توليد کنند. تهيه اين گزارشات معمولا سخت و باحجم زياد IO همراه است و باعث کند شدن خود سيستمها مي گردد. بنابراين شرکت هاي تجاري به دنبال راهي هستند تا در کمترين زمان و با کمترين هزينه به سيستم هايي دست يابند که زمان پردازش تراکنش ها در آن ها قابل قبول باشد . بهترين راهکار استفاده از DW هايي بود که از منابع IO مجزايي براي گزارش گيري و انجام پرس و جو استفاده مي کردند.

2- استفاده از مدل هاي داده اي و يا تکنولوژي هاي سرور به منظور بالا بردن سرعت عمليات گزارش گيري و پرس و جو ها که سيستم هاي عادي پردازش تراکنش ها(TPS) براي آن ها مناسب نيست.
3- ايجاد محيطي براي براي تسهيل و آسان نمودن به دست آوردن گزارش ها و پرس و جو ها و يا ايجاد وسيله اي براي سرعت بخشيدن به عمليات گزارش گيري: اغلب مي توان DW اي ساخت که کاربراني باسطح آگاهي کمتر بتوانند گزارش ها و پرس و جوهاي ساده اي را تهيه کنند .
4- براي ايجاد انباري از داده هاي تصفيه شده ي سيستم هاي پردازش تراکنش ها (TPS)که مي توانند به طور پيوسته گزارش از آن تهيه نمود. اين انبار الزاماً احتياجي به ثابت بودت TPS ها ندارد :DW ها اين امکان را به شما مي دهند که داده ها را بدون تغيير دادن سيستم هاي پردازش تراکنش ها ،تصفيه کنند. (clean up) توجه کنيد که در برخي از پياده سازي ها ، DW ها به گونه اي هستند که در آن ها امکان يافتن اصلاحات انجام شده بر روي داده هاي DW و فرستادن feedback به TPS ها براي اعلام اين تغييرات ، وجود دارد. گاهي اوقات اين گونه رفتار کردن با تغييرات داده ها بامعناتر از اين است که تغييرات را به طور مستقيم بر روي خود TPS ها اعمال کنيم .
5- براي آن که بر اساس قواعد ، گزارش گيري و پژوهش را بر روي داده هايي که از چندين TPS مختلف مي آيند و يا از يک منبع داده اي خارجي مي آيند، يا اينکه داده هايي هستند که تنها براي گزارش گيري و انجام تحقيقات بايد ذخيره شوند ، تسهيل بخشيم:براي مدت زمان مديدي ، شرکت هايي که نياز به گزارش هايي بر پايه ي داده هاي چندين TPS مختلف ، داشتند ؛ مجبور بودند داده هاي هر TPS را بيرون کشيده ، سپس آن ها را مرتب نموده و در هم ادغام نمايند تا به داده ي چکيده اي برسند که مناسب گزارش گيري است .در بسياري از موارد اين روش مناسب است.اما در شرکت هايي که با حجم عظيمي از داده هايي مواجه هستند که مرتباً نياز به مرتب سازي و ادغام دارند ؛ در صورتي که نياز به گزارش گيري از داده هاي تصفيه شده ي TPS ها داشته باشيم ؛ DW ها کارايي بيشتري دارند.
6-براي ايجاد مخزني از داده هاي TPS ها ، که شامل داده هاي يک بازه ي زماني بسيار طولاني هستند وبه همين دليل کارايي کنترل آن ها توسط خود TPS پايين مي آيد . :داده هاي قديمي تر غالباً از يک TPS خالي مي شوند تا زمان پاسخ مورد انتظار دراين سيستم ها ، به راحتي کنترل شود .براي انجام تحقيقات و گزارش ها ممکن است داده هاي قديمي و داده هاي جاري مورد نياز باشند که در اين موارد استفاده از DW به علت مهم نبودن زمان انتظار براي پاسخ ، موثر خواهد بود.

روش کار:
در DW فرايندي داريم به نام ETL: Extract, Transform,Load که در طي آن داده ها از سيستمهاي پرادزش تراکنش استخراج مي شود (E) تغيير فرمت هاي لازم در آن صورت مي گيرد (T) و سپس در قالب داده اي جديد مناسب براي گزارشگيري آماده مي شود (L) پس از آن از طريق داده کاوي (Data Mining ) و مکانيزم هايي مانند OLAP پرس و جو ها ايجاد و گزارشات مورد نياز تهيه مي شود. (در مورد داده کاوي و ... در مطلبي در آينده مقدمه اي خواهم آورد)

اما ...
در اين نوشته همانگونه که گفتم قصد ورود به جزييات ندارم و هدفش مروري است بر کاربرد داده پردازي در سازمانها. بنابراين براي کسب اطلاعات بيشتر درمورد Data warehouse و بحث مهمي تحت عنوان معماري هاي مختلف DW به مطالب تخصصي مراجعه کنيد.

همين!

Ali Vahed | 10:43 AM | Comment(s)(6)

کتابخانه رقمی، Digital Library

November 26, 2006 07:03 PM

در این نوشته تعاریفی از کتابخانه های دیجیتال یا رقمی ، Digital Libraries ، ارائه خواهد شد. مفهومی که پاسخی است به کاستی های اینترنت در زمینه ارائه اطلاعات و خدمات.


* تعریف
تعاریف متعددی برای کتابخانه رقمی وجود دارد. این تعاریف بعضا بسیار درو از هم می باشند و تعریف استانداردی برای کتابخانه رقمی وجود ندارد. اما با این وجود یک خط مشترک بین همه این تعاریف تا کید بیش از حد آنان به منابع (resources) می باشد در حالیکه کمتر به مساله سرویسی (service) که آنها ارائه می کنند ، اشاره دارند .  از جمله این تعاریف می توان به تعریف زیر اشاره کرد :
"کتابخانه های رقمی سازمانهایی هستند که منابعی شامل کارمندان متخصص را دارا می باشند و وظیفه آنها   انتخاب، سازماندهی، پیشنهاد دهی عقلانی برای دسترسی ، توزیع کردن، محافظت از جامعیت و تضمین پایداری در طول زمان کارهای رقمی  می باشد و  بنابراین برای استفاده توسط یک جامعه تعریف شده و یا مجموعه ای از جوامع  به آسانی و با صرفه در دسترس می باشند."

جمع بندی14 تعریف ارائه شده در بین سالهای 1987 تا 1993 برای کتابخانه های دیجیتال در عبارات زیر خلاصه شده است :
-کتابخانه رقمی یک موجودیت منفرد نیست.
-کتابخانه رقمی به فنآوری نیاز دارد تا منابع کتابخانه ها و سرویس دهنده های اطلاعاتی خیلی زیادی را به هم متصل کند.
-شفاف بودن پیوند بین کتابخانه های رقمی و سرویس دهنده های اطلاعای زیاد برای کاربر استفاده کننده
-دسترسی همگانی به کتابخانه ها رقمی و سرویس دهنده های اطلاعاتی یک هدف است.
-کتابخانه های رقمی محدود به جانشینی اسناد نیستند، آنها به فراورده های رقمی توسعه پیدا کرده اند که نمی توان آنها را در قاب های چاپ شده نمایش داد و یا توزیع کرد.

همچنین در از بین 30 تعریف، ارائه شده برای کتابخانه رقمی بین سالهای 1991 تا 1994 ذکر شده این مطالب جلوه بیشتری دارد : "مخزنی از موجودیهای اطلاعاتی" ، "مخزنهای بزرگ اطلاعاتی" ، "پایگاه داده های برخط و تولیدات اطلاعاتی مختلف" ، "دستگاه دخیره سازی کامپیوتری که در آن مخازن اطلاعاتی قرار دارد"، "سیستمهای کتابخانه ای کامپیوتری و شبکه ای" ، "پایگاه داده های قابل دسترسی از طریق اینترنت"، "محصولات اطلاعاتی بر روی لوح فشرده "،"سرورهای پایگاه اطلاعات"، "کتابخانه هایی با کاتالوگهای برخط" و" مجموعه ای از اطلاعات کامپیوتری- پردازشی".
بدین ترتیب با توجه به جمع بندی این تعاریف، آمده است که:
" کتابخانه رقمی عموما به صورت مجموعه ای از اطلاعات کامپیوتری-پردازشی یا مخازنی برای چنین اطلاعاتی تعریف می گردد."
و در ادامه با محدود کردن تعریف فوق کتابخانه رقمی چنین تعریف شده است
"یک کتابخانه رقمی یک کتابخانه است که همه یا بخشی از مجموعه های اطلاعاتی خود را به عنوان جایگزین، مکمل و یا ضمیمه قالب های معمول چاپی و میکروفیلم هایی که هم اکنون مجموعه قالب کتابخانه می باشد را به صورت کامپیوتری نگهداری می کند. "


*تاریخچه
مفهوم کتابخانه های رقمی اولین بار در سال 1940 و توسط Vannevar Bush در مورد سیستم Memox به صورت شفاف تعریف شد. سیستم Memox یک کتابخانه رقمی مربوط به آینده بود. این سیستم چنین تصویر می شد : "یک دستگاه که یک فرد در آن همه کتابهایش ، دفاترش و ارتباطاتش را ذخیره می کند. این دستگاه به صورت مکانیکی می باشد بنابراین دسترسی به آن با سرعت و قابلیت انعطاف بسیار زیادی امکانپذیر است. " یک تصور در مورد گسترش این ایده آن است که این دستگاه بتواند از راه دور کار کند. اما در آن زمان ارتباط از راه دور نسبتا ابتدائی بود و همچنین به دلیل اینکه زمانی که Memox مطرح شد هنوز فن آوری ذخیره سازی رقمی مطرح نشده بود محتوای Memox روی میکروفیلم وجود داشت.

با دسترسی به کامپیوتر ها و توسعه انباره های رقمی و فن آوری ارتباطات ، کتابخانه های رقمی به صورت مبتنی بر کامپیوتر درآمدند.
در زمینه ایندکس گذاری مبتنی بر کامپیوتر براي اولین بار در دهه های 1950 و 1960 مطالعاتی صورت گرفت . برای مثال پروژه Intrex یک انباره اطلاعاتی و سیستم بازیابی بود که در دهه 1960 در MIT توسعه پیدا کرد. در آن زمان محققین اعتقاد داشتند که کتابخانه رقمی با دو نوع داده کار خواهد کرد : داده ذخیره شده به صورت رقمی و داده های تصویری ذخیره شده روی میکروفیلم.
در پروژه Intrex کتابخانه رقمی چنین تشریح شد : "کتابخانه منبع مرکزی یک شبکه انتقال اطلاعات است که در بین مجامع دانشگاهی توسعه خواهد یافت. دانشجویان و محققان این سیستم را نه تنها برای پیداکردن کتابها و مستندات در کتابخانه بلکه برای دسترسی به تمام منابع اطلاعاتی دانشگاهی از طریق شماره گیر تلفن، صفحه کلید تلگراف، صفحه نمایشهای شبیه تلویزیون و کپی های سریع استفاده نمایند. بدین ترتیب کاربران شبکه همانطور که با کتابخانه ارتباط دارند با یکدیگر نیز می توانند ارتباط داشته باشند و ترافیک اطلاعاتی شبکه بوسیله ابزار تقسیم اشتراک زمان کامپیوتری کنترل می شد. برای سرویس های راه دور نیز با اتصال به شبکه انتقال اطلاعات دانشگاه امکان دسترسی برای هر کابر در هر مکان فراهم می گردد. "

پیش بینی های قبل از سال 1970 کمی کهنه به نظر می رسد. در حالیکه ایده ای که در سال 1978 مطرح شد ایده ای بود که به تعاری�? جدید نزدیکتر است. این ایده توسط Lancaster ارائه شده است. در این ایده اجتماعات بدون کاغذ (Paperless) و سیستم های الکترونیکی مطرح شده است.

با این وجود بدلایل فنی این رویاها تا دهه 1990 محقق نگردید. در این دهه توسعه اینترنت و world wide web (www) انگیزه ای را برای توسعه کتابخانه های رقمی مدرن فراهم آورد.
مردم بسیار زیادی web را برای بدست آوردن اطلاعات مورد نیازشان مورد جستجو قرار می دهند و در همان زمان که www با اضافه شدن میلیون ها صفحه در روز رشد می کند حجم زیادی از اطلاعات قابل بازیابی نیز در آن تولید می شود.
در این زمینه گفته شده است که : بازیابی اطلاعات روی اینترنت با پیدا کردن اطلاعات در یک کتابخانه متفاوت است زیرا اطلاعات اینترنتی فاقد سازماندهی و ساختاربندی مؤثر می باشند.
کتابخانه های رقمی روشی را برای سازماندهی روی web و آسان سازی بازیابی اطلاعات برای گروههای متفاوت کاربران فراهم می کنند.

در سال 1994 و با درک نقش حیاتی کتابخانه های رقمی ، کتابخانه کنگره پروژه ای را برای ایجاد یک کتابخانه رقمی ملی (NDL) آغاز کرد که بر پایه بیش از سی سال تلاش بنا شده بود. کتابخانه کنگره برنامه ریزی نمود که جهان برخط را در برنامه NDL خود در برگیرد. بنابراین برنامه ریزی شد که تعداد زیادی از مجموعه ها را رقمی کرده و برای استفاده برخط آماده نمایند.
پروژه مشهور دیگری که در سال 1994 اعلام شد DLI بود. این پروژه توسط NSF، NASA و DARPA پشتیبانی می شد. این پروژه بر ایجاد ابزارهایی برای گردآوری، ذخیره سازی و سازماندهی اطلاعات در قالب های رقمی و آماده کردن آنها برای جستجو ، بازیابی و پردازش از طریق شبکه های ارتباطی و ایجاد تمام اینها در یک قالب کاربر-پسند توجه داشت . در �?از یک این برنامه 6 پروژه بزرگ در زمینه کتابخانه رقمی در بین سالهای 1994تا 1998 انجام گردید. این پروژه ها بر توسعه زیربنای اطلاعات ملی (NII) و بر مشکلات تکنیکی آتی توجه داشتند. ادامه برنامه DLI از سال 1998 و در فاز 2 بیشتر بر روی همکاری و تعامل بین کتابخانه های رقمی و انسانها تاکید دارد.

مفهوم کتابخانه های رقمی از سیستم Memex تا DLI - Phase 2 تغییر نمود و امروزه ایده آل به صورت سیستم های انسان- محوری که قابلیت سرویس دهی به همه مردم در همه زمینه ها را دارا باشند، مطرح است .

رشد کتابخانه های رقمی در DLF در سه مرحله تقسیم شده است :
1-اولین مرحله : آرزو ها : Skunk work : کتابخانه رقمی جوان
2-دومین مرحله : پیچش پروژه ها در برنامه ها : کتابخانه رقمی بالغ
3-سومین مرحله : از همبستگی تا وابستگی : کتابخانه رقمی بزرگسال
این منبع شامل مطالعات موردی دقیقی بر روی کتابخانه های رقمی کالیفرنیا، دانشگاه های هاروارد، ایندیانا، نیویورک، میشیگان و ویرجیانا می باشد. این کتابخانه های رقمی در حال حاضر می باشند و بررسی آنها می تواند دیدگاههای مختلف در توسعه کتابخانه رقمی را روشن سازد. کتابخانه های رقمی دانشگاه ویرجیانا و میشگان دو تا از قدیمی ترین برنامه ها در آمریکا می باشند و در سوی دیگر کتابخانه رقمی دانشگاه نیویورک پروژه جدیدی است که هنوز حدود 2 الی 3 سال از شروع آن می گذرد. در این میان کتابخانه های رقمی دانشگاههای هاروارد و ایندیانا عمر متوسطی دارند. در این منبع ضمن مطالعه این کتابخانه ها ، آنها با یکدگیر مقایسه و طبقه بندی شده اند.

Ali Vahed | 07:03 PM | Comment(s)(6)

تجارت الکترونيک

April 5, 2005 05:40 PM

واژه ديگري که مايلم در ادامه سلسله مطالب مرتبط با تعري? واژه ها در ?نآوري اطلاعات و ارتباطات  به آن بپردازم تجارت الکترونيک  e-Business مي باشد.
در کتاب "مدلهاي راهبردي و راهکارهاي تجارت در اينترنت" نوشته آقاي دکتر زرگر ، تجارت الکترونيک چنين تعري? شده است: "تمام ابعاد تجارت و ?رآيند بازار را که بتوان با اينترنت و تکنولوژي وب انجام داد را تجارت الکترونيکي گويند." در کتاب "تجارت الکترونيک" نگاشته شده توسط آقايان دکتر سهيل سرمدي و دکتر وحيد رضا ميرابي با جمع آوري تعاري? متعدد در اين زمينه 6 تعري? زير براي تجارت الکترونيک آورده شده است:
"1- تمام ابعاد تجارت و ?رآيند بازار را که بتوان با اينترنت و تکنولوژي وب انجام داد را تجارت الکترونيکي گويند. (برگر?ته از کتاب اول)
2- به طور کلي واژه تجارت الکترونيک اشاره به معاملات الکترونيکي مي نمايد که از طريق شبکه هاي ارتباطي انجام مي پذيرد. ابتدا، خريدار يا مصر? کننده به جستجوي يک مغازه مجازي از طريق اينترنت مي پردازد و کالايي را از طريق وب يا پست الکترونيکي س?ارش مي دهد و نهايتا کالا را تحويل مي گيرد.
3- تجارت الکترونيکي يعني انجام مبادلات تجاري در قالب الکترونيکي
4- کاربرد تکنولوژي اطلاعات در تجارت
5- تجارت الکترونيکي، مبادله الکترونيکي داده هاست. به طور خلاصه مي توان گ?ت که مبادله الکترونيکي داده ها عبارت از توليد، پردازش، کاربرد و تبادل اطلاعات و اسناد به شيوه هاي الکترونيکي و خودکار بين سيستمهاي کامپيوتري و بر اساس زبان مشترک و استانداردهاي مشخص و با کمترين دخالت عامل انساني. البته تجارت الکترونيک حيطه اي گسترده تر از مبادله الکترونيکي داده ها دارد و آن يک تحول و انقلاب در عرصه ارتباطات است.  تجارت الکترونيکي در ساده ترين تعري? عبارت از يا?تن منابع، انجام بازاريابي، مذاکره کردن، س?ارش، تحويل، پرداخت و ارائه خدمات پشتيباني است که به صورت الکترونيکي انجام مي شود. لذا تجارت الکترونيکي روشي است که بر اساس آن اطلاعات، محصولات و خدمات از طريق شبکه هاي ارتباطات کامپيوتري خريد و ?روش مي شوند.
6- تجارت الکترونيک، انجام کليه ?عاليتهاي تجاري با است?اده از شبکه هاي ارتباطي کامپيوتري ، بويژه اينترنت است. تجارت الکترونيک به نوعي تجارت بدون کاغذ است. بوسيله تجارت الکترونيک، تبادل اطلاعات خريد و ?روش و اطلاعات لازم براي حمل و نقل کالاها با زحمت کمتر و تبادلات بانکي با شتاب بيشتر انجام خواهد شد. شرکتها براي ارتباط با يکديگر، محدوديت هاي ?علي را نخواهند داشت و ارتباط آنها با يکديگر ساده تر و سريعتر صورت مي گيرد. ارتباط ?روشندگان با مشتريان مي تواند به صورت يک به يک با هر مشتري باشد البته با هزينه نه چندان زياد."


در همين کتاب سابقه تجارت الکترونيک را به سال 1970 و بهره گيري شرکتهاي بزرگ از تجارت الکترونيک بر مي گرداند.

و در نهايت آقاي دکتر زرگر مجددا در کتاب "اصول و م?اهيم ?نآوري اطلاعات" تعاري? بيشتري را براي تجارت الکترونيک گردآوري کرده اند:
"1- تجارت الكترونيكي اجرا و هماهنگي ?رآيندهاي حياتي سازمانهاي اقتصادي،از قبيل طراحي،تامين مواد و خدمات،توليد،?روش،اجراي س?ارشات،ارايه خدمات از طريق بكارگيري حر?ه اي رايانه ها و ?ن آوري ارتباطات و داده هاي ذخيره شده در رايانه هارا بر عهده دارد.
2- تجارت الكترونيكي شامل انجام هر كاري با ?ن آوري ارتباطات و اطلاعات (ICT)براي اجراي اهدا? تجاري بين سازمانها يا سازمان و مصر? كننده است.
3- تجارت الكترونيكي همان بازرگاني الكترونيكي(EC)است. با اين ت?اوت كه ?رآيندهاي داخلي،از قبيل توليد،مديريت انبار،توسعه محصول،مديريت ريسك،مديريت سرمايه،مديريت دانش و منابع انساني هم در تجارت الكترونيكي پوشش داده مي شوند.
4- تجارت الكترونيكي تركيب پيچيده اي از ?رآيندها ،سيستم هاي سازماني و زير ساختهاي ضروري سازماني براي ايجاد يك مدل تجاري سطح بالاست.
5- تجارت الكترونيكي بسيار ?راتر از بازرگاني الكترونيكي است.تجارت الكترونيكي شامل تغيير در روشهاي سنتي اجراي عمليات سازمان،مديريت ?رآيندهاي ?يزيكي و ديجيتال و روش كاركرد پرسنل است.
6- از ديدگاه IBM،تجارت الكترونيكي يك نظريه امنيتي،تغييرپذيري و يكپارچگي را براي دستيابي به ارزش اقتصادي بيشترو بسيار مت?اوت،از طريق تركيب سيستم هاو ?رآيندهاي اصلي سازمان (يا Core business)با ساده كردن و دسترسي ?راگيراز طريق ?ن آوري اينترنت،اجرا مي كند.
7- تجارت الكترونيكي درباره ?ن آوري اينترنت براي انتقال و تغيير روشهاي اجراي ?رآيندهاي سازمان است. بارزترين ?رم آن خريداز طريق شبكه-براي عمده ?روشي و خرده ?روشي-است.
8- به ساده ترين بيان،تجارت الكترونيكي است?اده از?ن آوريهاي اينترنت براي توسعه و تحول ?رآيندهاي كليدي سازمان است.با اين ديدگاه،بيشتر شركتها به اين مهم پي برده و در حال انتقال از روشهاي سنتي به تجارت الكترونيكي هستند.
9- تجارت الكترونيكي هر گونه بكارگيري اينترنت در سطح تاكتيك يا استراژيك براي برقراري ارتباطات تجارت از نوع B2B،B2Cياهر مدل تجاري ديگر است.تجارت الكترونيكي در واقع راهي براي بهره وري بيشتر،سرعت،نوآوري وخلق ارزشهاي جديد در يك سازمان است. "
اما به واقع به کدام تعري? بيشتر مي توان بها داد. به نظر مي رسد همه تعاري? درست باشند اما تعري?ي که تجارت الکترونيک را کاربرد ?نآوري اطلاعات در تجارت مي داند بهترين تعري? است. حداقل مي توان گ?ت کاملترين تعري? است. چون گرچند همه به نوعي کاربردهاي ?نآوري اطلاعات و ارتباطات را ?هرست کرده اند، اما نمي توان اين کاربردها را منحصر کرد به صر? بهره گيري از شبکه و يا وب براي تبادل اطلاعات و يا خريد و ?روش اينترنتي.
دقت شود، همانگونه که در مورد م?اهيم مشابهي نظير روابط عمومي الکترونيک ذکر شد، نمي توان ?نآوري اطلاعات را با ابزارهاي آن يکي کرد. تنها بهره گيري صر? از يک ابزار، با داشتن ت?کر سنتي نمي تواند راهگشا باشد. ?نآوري اطلاعات و ارتباطات با تاثير گذاري عميق بر روي م?اهيم اين چنيني، هر چند باعث تغيير ماهيت آنها نمي شود باعث تغيير طرز ت?کر ، شيوه هاي مديريت و روشهاي انجام کار مي شود.
به عبارت ديگر اينکه به جاي ارسال نامه معمولي ، email بزنيم کا?ي نيست. بلکه در ابتداي کار بايد ?نآوري اطلاعات و ارتباطات روي روش تصميم گيري ما و اهميتي که به اطلاعات در تجارت مي دهيم بايستي تاثير بگذارد. در اين زمان است که با دانستن اهميت اطلاعات در داد و ستد امروزي، نگرش ها تغيير پيدا کرده و با بهره گيري مناسب از اطلاعات مي توان حتي با است?اده از ابزارهاي سنتي کسب سود مناسب را تضمين بخشيد.
بدين ترتيب در اولين کار بايستي مدلهايي اطلاعاتي و عملکردي (يا از ديدگاه ديگر مدلهاي شيء گرا) از زمينه تجارت بدست آيد. اين مدل ها را مي توان با است?اده از تکنيک هاي ?نآوري اطلاعات بهبود بخشيد و هر جا لازم است اطلاعات را جمع آوري و نگهداري کرد. آنگاه با است?اده از سيستم هاي مختل? اطلاعات عمليات و پردازش تراکنش، داده هاي عملياتي را کنترل کرد و براي مديريت نيز از سيستمهاي اطلاعات مديريت بهره جست و با کمک سيستمهاي پشتيبان تصميم گيري و يا سيستمهاي راهبردي تصميم گيري ها را بهبود بخشيد.شبکه ها و اينترنت اينجا هستند که مي توانند به عنوان پلي براي ارتباط مستقيم مشتري با سيستم ?راهم شود.
روش ديگر روش معکوس است، يعني اينکه اول لايه هاي رويي را ايجاد کرد و سپس با تاثيري که اين لايه ها در سيستم مي گذارند و با جمع آوري مناسب اطلاعات، سيستمهاي گزارش گيري مديريتي را ?عال کرد.


منابع:
- دکتر محمود زرگر، مدلهاي راهبردي و راهکارهاي تجارت در اينترنت،انتشارات بهينه، 1380
-دکتر سهيل سرمد سعيدي و دکتر وحيد رضا ميرابي، تجارت الکترونيک، انتشارات پرسمان ، 1383
- دکتر محمد زرگر، اصول و م?اهيم ?نآوري اطلاعات ، انتشارات بهينه، 1382

Ali Vahed | 05:40 PM | Comment(s)(0)

روابط عمومی الکترونیک 2

April 3, 2005 06:41 PM

به نظر می رسد فارغ از نامی که به این نوع روابط عمومی اطلاق می شود، محدود کردن کاربردهای فنآوری اطلاعات و ارتباطات در چند مورد خاص کار زیاد درستی نباشد.
برای باز شدن مطلب بد نیست مروری داشته باشیم بر این بحث که اصولا در روابط عمومی الکترونیک کدام وجه قالب است و به کدام وجه اولویت بیشتری می دهیم: روابط عمومی یا فنآوری اطلاعات.
آیا می توان اینگونه عنوان کرد که روابط عمومی الکترونیک، حرکتی است در فنآوری اطلاعات و ارتباطات برای توسعه کاربردهایش و یا به شکل دیگر روابط عمومی الکترونیک را نوعی استفاده مناسب بدانیم از ICT. مشابه این بحث را در زمینه های مختلف دیگر نیز می توان پیدا کرد. مفاهیمی نظیر کاربردهای کامپیوتر در مهندسی ، کاربردهای کامپیوتر در طراحی (CAD) و یا تجارت الکترونیک (eCommerce).
به جرات می توان گفت که در نرم افزار آن چیزی که شاید در هنر داشته باشیم تحت این عنوان که "هنر برای هنر" که یک نوع هنر مجرد و بدون ارتباط با سایرین را مطرح می کند را کمتر می توان یافت. نرم افزار ماهیتا در کاربردهایش در علوم مختلف معنا می دهد. توسعه نرم افزار و استفاده از IT نیز به همین شکل. زمانی نرم افزار رسالت واقعی خود را انجام داده است که در خدمت یک کاربرد بوده و باعث بهبود انجام یک فرایند گردد.
به نظر من در روابط عمومی الکترونیک وجه قالب تر را باید به روابط عمومی داد. در عین حال نباید کاربردهای فنآوری اطلاعات را محدود کرد به چند شاخه خاص. استفاده از IT در روابط عمومی (چنانچه فکر می کنم نظر امیر هم همین باشد) باعث قلب ماهیت روابط عمومی نمی شود. بلکه باعث می شود فرآیند های جاری روابط عمومی ها بهتر، کاراتر، کم هزینه تر و یا پویا تر انجام پذیرد.
بدین ترتیب به نظر می رسد که هدایت یک روابط عمومی به سمت روابط عمومی الکترونیک را نه به عهده یک کارشناس فنآوری اطلاعات و ارتباطات، بلکه به یک متخصص علوم ارتباطات و روابط عمومی باید سپرد، متخصصی که ضمن اطلاع مناسب از زمینه تخصصی خود، ذهنی مدل ساز و ساختیافته داشته باشد تا بتواند نیازهای خود را به صورتی مدون بیان کند تا با بهره گیری از متخصصان ICT ، راه حلی مناسب از میان راه حل های مختلف موجود برای آن نیاز مطرح شده و جنبه واقعی به خود گیرد.
اما چگونه می توان به چنین جایگاهی از شناخت رسید که بتوان نیازهای روابط عمومی ها را در این دیدگاه مطرح کرد و به آن پاسخ داد.
به نظر می رسد تشکیل گروه های کاری (نظیر آنچه گروه نرم افزاری روابط عمومی الکترونیک : ePRSoft سعی دارد به آن برسد و یا به قول امیر کلیک اول آن را بزند!) متشکل از افراد صاحب فکر و مجرب در روابط عمومی با کارشناسان IT می تواند راهگشا باشد. گروه هایی که با تولید محتوی و انتشار اطلاعات تخصصی در این زمینه مبانی تئوری این بحث را تشکیل داده، سپس سیستم ها و راه حل های عملی برای آن ارائه نمایند.
از سوی دیگر ارائه یک مدل و یا معماری مشخص، صریح، شفاف، پویا و به اندازه کافی عمومی و استاندارد از روابط عمومی و اطلاعات آن می تواند به عنوان گامی موثر در تحقق شعار ایجاد روابط عمومی الکترونیک باشد. این مدل با مشخص کردن معماری اطلاعات، گردش اطلاعات در سازمان، مورد های کاربری و شرح عملکرد فرآیند های روابط عمومی زمینه را برای توسعه کاربردهای ICT در روابط عمومی فراهم می کند.
از سوی دیگر نیز با همکاری متخصصان روابط عمومی و فنآوری اطلاعات و ارتباطات و با مبنا قرادادن مدلی که از روابط عمومی بدست آمده است، می توان به استاندارد سازی و جامعیت بخشیدن به خدمات و نرم افزارها و سخت افزارهایی که در مدل نهایی می توانند به سود روابط عمومی ها باشند اقدام کرد. بحثی که شاید اجرای آن به سادگی عنوان کردن نام آن نباشد ، اما در صورت اجرا باعث پیمودن شدن نیمی از راه در تشکیل روابط عمومی الکترونیک گردد.
بازهم در این مورد خواهم نوشت....
همین!

Ali Vahed | 06:41 PM | Comment(s)(0)

روابط عمومي الکترونيک

March 4, 2005 11:24 AM

امروز به بهانه حضور مو?ق در نمايشگاه توانمندي هاي روابط عمومي در قالب گروه نرم ا?زاري روابط عمومي الکترونيک (ePRSoft) بد نديدم دومين واژه براي بحث را از ميان واژه هاي مختل?، "روابط عمومي الکترونيک" يا e Public Relations انتخاب کنم.
امير در وبلاگ خودش روش شناسي ورود به اين بحث را از ديدگاه خودش (روابط عمومي و علوم ارتباطات) مورد بحث قرارداده است. اما من مي خواهم از زاويه ديگري و با نگرش ?نآوري اطلاعات به اين بحث وارد شوم! لازم به ذکر است صحبت در زمينه روابط عمومي الکترونيک به سادگي صحبت در زمينه دولت الکترونيک و يا تجارت الکترونيک و ... نيست. دليل آن هم تعدد صاحب نظران و بحث هاي اساسي است که در اين زمينه وجود دارد. ePR بحثي است داغ براي گ?تگو و مرد ميدان و يا سر سبز مي خواهد براي ورود به آن!!
در ابتدا لازم است دو واژه تعري? گردند: اول سيستم و دوم روابط عمومي با ديدگاه سيستماتيک.سيستم :

سيستم مجموعه اي منظم از اجزاء به هم پيوسته است که براي رسيدن به يک هد? خاص با يکديگر در تعامل مي باشند. مي توان گ?ت که سيستم چهار جزء اصلي دارد: ورودي،خروجي، پردازش و کنترل.
بدين ترتيب مي توان روابط عمومي و جايگاه آن را مورد بررسي قرارداد. روابط عمومي يک واسط (Interface) بين سازمان کاري و مخاطبان خود مي باشد. در يک روابط عمومي مانند هر سيستم ديگر (به طور خاص هر سيستم اطلاعاتي ديگر (IS:Information System)) چهار جزء اصلي را دارد. ورودي روابط عمومي ها را اطلاعات درون سازمان، اخبار رسانه هاي مختل? و نظرات کارمندان و مخاطبان آن سازمان مي باشد. خروجي روابط عمومي نيز مجموعه اطلاعات و اخباري است که بايد به بيرون از سازمان کاري (و يا به کاربران آن) منتقل شود. پردازش هايي که روي اين اطلاعات صورت مي گيرد شامل پالايش اطلاعات و طبقه بندي آن و کنترل هاي آن سياست هاي سازمان و بازخورد نظرات مخاطبين مي باشد. با اين ديدگاه روابط عمومي يک سازمان صر?ا بخش و يا واحد روابط عمومي آن سازمان نيست. بلکه هر ?رد، گروه و يا سيستمي که با مخاطبين بيروني خود براي تحقق اهدا? سازمان تلاش مي کند يک روابط عمومي است و شايد بتوان بخش يا اداره روابط عمومي را به عنوان مدير و ناظر اين ?رآيند انتخاب نمود.
به عبارت ديگر در يک روابط عمومي بر اساس سياست هاي سازمان (کنترل) اطلاعات از منابع مختل? جمع آوري مي شود (ورودي) آماده شده (پردازش) و به مخاطب منتقل مي شود (خروجي). به اين شکل پرسش مطرح در روابط عمومي آن است که بدانيم چه اطلاعي را به چه شکلي و در چه زماني به چه کسي و به چه شکلي منتقل کنيم!؟ پرسش سختي است انصا?ا!
در روابط عمومي هاي سنتي اين پرسش ها به صورت تجربي پاسخ داده مي شود. بنابراين ممکن است به هرکدام از اين پرسش ها پاسخ درستي داده نشود. اين که روابط عمومي بر اساس سياست ها که مي تواند مشتري مداري، تکريم ارباب رجوع ، سودآوري و يا هر چيز ديگر درست عمل کند و اطلاعات درستي را به شخص درست منتقل کند باعث مو?قيت روابط عمومي در گام اول و در مرحله بعد تحقق اهدا? سازمان در گام بعد مي باشد. به نظر مي رسد روابط عمومي توانمند روابط عمومي است که بتواند اين کار را به درستي انجام دهد.
حال بپردازيم به بحث روابط عمومي الکترونيک:

روابط عمومي الکترونيک به منزله است?اده صر? از ابزارهاي الکترونيک براي انتقال اطلاعات نيست! اين نکته است که به طور موکد روي آن تاکيد مي کنم. روابط عمومي الکترونيک به نظر من، با بهره گيري مناسب از ?نآوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) ، طبقه بندي مناسبي از اطلاعات را ايجاد مي کند و نظام جمع آوري، گردش و پردازش، ارائه و در نهايت دريا?ت بازخورد (feedback) را به بهترين شکل ممکن، (سريع، دقيق، آسان و عاري از خطا) انجام مي دهد. بنابراين رسانه هاي قديمي و يا اشکال قديمي ارائه اطلاعات (مانند کتاب، جزوه، بروشور، مجله، خبرهاي مکتوب و يا صوتي و تصويري، کاتالوگ و يا همايش ها، نمايشگاه ها و ... هر کدام از ابزارهاي قبلي روابط عمومي) نيز در روابط عمومي الکترونيک جايگاه دارند.
به عبارت ديگر در يک روابط عمومي الکترونيک يک پايگاه دانش (knowledge base) از کليه اطلاعات که پيشتر در يک معماري نظام يا?ته اند نگهداري مي شود. از سوي ديگر مخاطبين اين اطلاعات شناسايي و طبقه بندي مي شوند. براي هر مخاطب بايستي از ابزار خاص خود است?اده کرد و اطلاعات را منتقل نمود. براي مثال براي مخاطبيني که سطح سواد بالاتري دارند مي توان با راه اندازي يک وب سايت پويا، براي مخاطبين عام از طريق جرايد و يا تل?ن گويا است?اده کرد. براي مخاطبين محدود در يک بازه زماني خاص از طريق جشنواره و يا همايش و يا .... عمل کرد و ....
از سوي ديگر نوع اطلاعات نيز در انتخاب کانال و يا ابزار ارائه مهم مي باشند. براي مثال اطلاعات آماري و جزيي را از طريق وب سايت و يا بروشورهاي ت?صيلي بهتر مي توان ارائه نمود. در حاليکه در تل?ن گويا بايد اطلاعات مختصر و کاربردي ارائه گردد و يا در روزنامه ها و جرايد بايد با توجه به نوع مخاطب آن جريده , اطلاعات مختصر و مهم و عام ارائه گردد.
بدين ترتيب روابط عمومي ?قط يک واسط ساده و ايستا نيست. ?قط وظي?ه ارائه اطلاعات را ندارد. بلکه روابط عمومي به عنوان يک واسط پويا خود تشخيص مي دهد که اطلاعات را چگونه و براي چه کسي و از چه طريقي ارائه کند. ?رهنگ سازي نمايد و بر اساس سياست هاي تعيين شده جلب مخاطب نموده و يا رضايتمندي مخاطبين را بالا ببرد و از طريق دريا?ت نظرات و جمع آوري اطلاعات از داخل و خارج سازمان تاثير ?عاليت هاي خود و سازمان مطبوعش را در محيط اندازه گيري و جهت حرکت خود را بهبود بخشد.بنابراين روابط عمومي الکترونيک با اصلاح روشها و بهره گيري از ابزارهاي نوين مي کوشد که نقش خود را در بهبود ?رآيند هاي اطلاع رساني و جلب اطلاعات پررنگ تر نمايد.

درخاتمه ....
روابط عمومي الکترونيک، گام اول است در جهت ايجاد سازمان الکترونيک و درنهايت دولت الکترونيک. روابط عمومي با توجه به ماهيت اطلاعاتي خود، جايگاه مناسبي است براي است?اده از تکنيک ها، ابزارها و روشهاي ?نآوري اطلاعات و ارتباطات که متاس?انه امروزه کمتر از آن بهره مناسب مي برد. دليل آن به مهجور بودن روابط عمومي در سازمانها (عدم مهم شمردن آن به اندازه کا?ي)، عدم دانش مديران و کارمندان روابط عمومي ها و يا بخش نامه اي بودن ?عاليت هاست. به دليل کار زياد با روابط عمومي ها اغلب مشاهده مي کنم که در روابط عمومي ها به جاي است?اده از ابزارهايي نظير وب سايت و يا تل?ن گويا براي ارتباط با مخاطب، اين ابزارها صر?ا براي ر?ع تکلي? و انجام بخشنامه خريداري و است?اده مي شوند و حتي مشاهده مي شود که کارمندان روابط عمومي پشت اين رسانه ها مخ?ي مي شوند به جاي اين که از آن است?اده مناسب بنمايند.
این مطلب یک مقدمه است در این بحث،باز هم در اين مورد خواهم نوشت....


همين!

Ali Vahed | 11:24 AM | Comment(s)(0)

دولت الكترونيك

February 19, 2005 01:12 PM

در اين روزها همه جا صحبت از دولت الكترونيك، روابط عمومي الكترونيك ، تجارت الكترونيك و ..... هر چيزي است كه به انتهاي آن يك الكترونيك چسبانيده اند! جالب آنكه از اغلب كساني كه اين واژه ها را به كار مي برند سوال كنيم كه تعري? هر كدام چيست؟ يا جوابي نمي گيريم و يا جوابهاي متناقض گر?ته مي شود. در حد توانم سعي مي كنم براي اين واژه ها تعري?ي بيان كنم كه به واقعيت مطلب نزديك تر باشد.


اولين واژه دولت الكترونيك و يا eGovernment:


دولت الکترونیک است?اده از ?نآوري اطلاعات و ارتباطات براي ‌ایجاد تحول در ساختار عملكردي دولتها می باشد. دولت الکترونيک بر خلا? رويکردی که در بسياری از کشورهای در حال توسعه و به ويژه خاورميانه مشاهده می شود دادن رايانه به مقامات و کارمندان، اتوماتيک کردن رويه های عملی قديمی يا صر?اٌ ارائه الکترونیک اطلاعات نهادها و وزارتخانه ها يا ايجاد وب سايت های وزارتخانه ای نيست. بلكه دولت الکترونيک عبارت است از متحول کردن دولت و ?رايند كشورداري از طريق قابل دسترس تر، کارآمدتر و پاسخگوتر کردن آن و ارائه اطلاعات و خدمات به شهروندان و ساير نهادهاي دولتي با است?اده از ?نآوری اطلاعات و ارتباطات (ICT).


همين!

Ali Vahed | 01:12 PM | Comment(s)(4)