هدفمند کردن رایانه ها

April 15, 2010 10:59 AM

گویا همه چیز برای اجرای هدفمند کردن یارانه ها هماهنگ شده است، مشکلات اجرای آن یکی یکی برطرف می شود و دولت و مجلس همراه با هم اختلافات را حل می کنند و ....

بگذارید به عنوان یک نرم افزاری آرزو کنم روزی وقتی عبارت "هدفمند کردن رایانه ها" را از زبان خطیب جمعه شنیدیم، به آن ایراد نگیریم که اشتباه گفته اند و صداو سیما هم تلاش نکند آن را با مونتاژ اصلاح کند، بلکه منظور واقعی ایشان همین باشد.
ایکاش روزی هم "طرح هدفمند کردن رایانه ها" اجرا شود، پیش از اجرای آن همه در مورد آن صحبت کنند، بحث داغ مطبوعات و مردم باشد و از اثرات مثبت و منفی آن صحبت کنند، نامه نگاری بین رئیس دولت و رئیس مجلس صورت گیرد و پس از اجرای طرح، زندگی همه مردم بالطبع آن دستخوش تغییر شود....

آرزوی محالی نیست، اما شاید به این زودی محقق نشود: روزی که بفهمیم باید 10 برابر هزینه ای که برای سخت افزار می کنیم را هزینه نرم افزارهایی بکنیم که روی آن اجرا شود،روزی که نرم افزار نه یک کالای تشریفاتی بلکه یک کالای اساسی باشد، روزی که نرم افزار را "هزینه" محسوب نکنیم، "سرمایه" بدانیم. روزی که پروژه های ICT هدفمند و در یک راستا باشد، روزی که بودجه های نرم افزاری کشور هماهنگ و هدفمند و مطابق نیاز واقعی سازمانها باشد و صرف گردد، روزی که نرم افزار بخشی جدانشدنی از سبد خرید شرکتهای دولتی و خصوصی گردد،  روزی که زندگی روزمره مردم، آنگونه که در کشورهای دیگر چنین است وابسته به رایانه ها باشد نه یارانه ها!

همین!


پی نوشت: پیشتر در مورد بحث هدفمند کردن یارانه ها و شرکتهای نرم افزاری نوشته ام( اینجا) اگر چه شاید بحث ها امروز  با آنچه آنروزی که این مطلب نوشته شده است اندکی متفاوت باشد.

Ali Vahed | 10:59 AM | Comment(s)(2)

IT متهم می شود!

August 10, 2009 11:15 AM

در متن كامل كيفرخواست دومين گروه از متهمين پروژه كودتاي مخملي(منبع)،  چنین آمده است:


"كشورهاي غربي علاوه بر فعاليت در حوزه شبكه هاي تلويزيوني در عرصه اينترنت نيز سرويسهايي را به اغتشاشگران ارائه دادند كه بخشي از آنها به شرح ذيل مي باشد:
1. قرار دادن نرم افزار ترجمه انگليسي به فارسي و بالعكس براي استفاده عمومي
2. ارائه نرم افزارهاي پيشرفته براي ديدن فيلم هاي مربوط به اغتشاشات با اينترنت سرعت پايين
3. ارائه برنامه هاي فيلتر شكن متناسب با ساختار شبكه ايران
4. سرويس دهي از سوي شركت Twitter براي مخاطبان ايراني (اين شركت امريكايي به روز رساني سرويس خود را كه مستلزم قطع چند روزه در مورخه 20/6/2009 بود را با هدف حمايت و سرويس دهي به آشوبگران به تاخير انداخت)
5. فعال كردن شركت امريكايي فيس بوك در راستاي تسهيل ارتباطات ميان كاربران ايراني و ساير كشورها. اين شركت در مقطع اغتشاشات نسخه آزمايشي فارسي خود را ارائه كرد تا آشوبگران بهتر بتوانند از آن استفاده كنند. "


یا در جای دیگر:
"بر اساس استنادات موجود؛ پروژه براندازي نرم يا به قول خودشان ديپلماسي عمومي با توجه به شرايط داخلي، منطقه‌اي و بين‌المللي جمهوري اسلامي به طرق مختلف در دستور كار دولتمردان غربي قرار گرفته است كه مهم‌ترين آنها عبارتند از:
1) ...
4) ايجاد وب‌سايت‌ها و آموزش درباره نحوه برگزاري انتخابات و ارائه اطلاعات كامل از كانديداهاي انتخاباتي سال 1388؛
5)... "


یا:

"براساس نتايج حاصل از تحقيقات بعمل آمده و اعترافات متهمين ، عمده اقدامات بيگانگان؛ به ويژه آمريكا و انگليس؛ جهت فعاليت عليه جمهوري اسلامي ايران در اين عرصه مبتني بر روش‌هاي ذيل مي‌باشد:
1- ...
2- فعال شدن سايت‌هاي اينترنتي و رسانه‌اي با هدف اطلاع رساني و ساماندهي افكار بر اساس اهداف و برنامه‌هاي موردنظر. (در همين راستا وزارت امورخارجه آمريكا با تاسيس دفتري به نام گروه فرارسي ديجيتال وارد چت رومها و وبلاگ ها شده و بصورت مستقيم با مردم ارتباط برقرار نموده و به نوعي تنظيم رابطه ميان مردم ايران و دولت آمريكا را برعهده دارد. بنابراين محافل سياسي آمريكا از طريق ديپلماسي اينترنتي به دنبال پيشبرد راهبرد ايجاد شكاف ميان دولت و مردم ايران و ايجاد تاكتيك‌هاي همسو با علايق جوانان ايراني برآمدند.)
3- ..."

یا حتی:
"رويكردها و اقدامات بيگانگان عليه جمهوري اسلامي ايران پس از انتخابات شكوهمند 22 خرداد عبارتند از:
1-...
8- فعال نمودن شبكه‌هاي رسانه‌اي و اينترنتي و ايجاد محيط سايبر و مجازي جهت القاء اخبار موردنظر، تحريك مردم به حضور در تجمعات غير قانوني و اغتشاشات ، ‌انتشار اخبار مجعول و غيرواقعي در مورد آمار كشته شدگان.
9- ...
11- پس از محدوديت دسترسي‌ به شبكه‌هاي ماهواره اي؛ جريان اطلاعات به سمت اينترنت سوق داده شد و به منظور تسهيل استفاده از مطالب اينترنتي، نرم افزار پيشرفته ترجمه انگليسي به فارسي و بالعكس را براي استفاده عمومي در اختيار كاربران ايراني قرار دادند به گونه اي كه با استفاده از اين نرم‌افزار كاربران مي‌توانند مطالب سايت‌هاي انگليس را به فارسي برگردانده و مطالعه كنند . اين اقدام به منظور دسترسي كاربران ايراني به حداكثر اطلاعات به زبان انگليسي ( خصوصاً سايت BBC ) مرتبط با بحران تمهيد شده هر چند كه داراي كاستي‌هاي جدي مي‌باشد .
12- ارائه پيشرفته‌ترين امكانات نرم‌افزاري به گونه‌اي كه امكان ديدن فيلم از طريق يك رايانه با خطوط تلفني و مودم و اينترنت با سرعت پايين را فراهم كردند تا مرتبطين خود با حداقل امكانات از فيلم‌هاي مورد نظر در خصوص اغتشاشات استفاده كنند .
13- هك سايت‌هاي متعلق به هر دو جريان موجود در كشور و همچنين سايت‌هاي مربوط به مسؤلين نظام ، ‌سايت‌هاي متعلق به برخي كانديداها و ... توسط بيگانگان جهت تشديد جو بدبيني داخلي. در اين مورد در برخي موارد از طريق مجاري داخلي ( شركت شاتل و ... ) اقدام به هك نموده تا نشانه‌اي از عوامل خارجي به چشم نخورد و كاملاً به نزاع داخلي تبديل شود .
14- فعال نمودن شركت آمريكايي فيس بوك در راستاي تسهيل ارتباطات ميان كاربران ايراني و ساير كشورها در خصوص ايران. اين شركت با استناد به اين كه بسياري از مردم جهان از فيس بوك براي مبادله اطلاعات درباره سرنوشت انتخابات ايران استفاده مي‌كنند، نسخه آزمايشي زبان فارسي خود را ارائه كرده تا فارسي‌زبانان از آن به زبان مادري خود استفاده كنند .
15- در دوره اغتشاشات ؛ برخي سايت‌هاي وابسته بيگانه شماره تلفن ها ، نام هاي كاربري و واژه هاي رمز را به صورت مجاني در اختيار كاربران قرار دادند تا در صورت قطع كامل خدمات اينترنتي در ايران ، مرتبطين و افراد ، از طريق اين تلفن ها بتوانند از اينترنت دايل‌آپ استفاده كنند
16- ..."

نظری ندارم! هر کدام از دوستان متخصص که این بند ها را بخواند می تواند به سادگی حدس بزند که کارشناسان و مشاوران خوبی به نویسنده کیفرخواست کمک نکرده اند و بخشی از این متن تنها از سرآن نوشته شده است که "هر چیزی را که نشناسیم از آن می ترسیم" وگرنه الزامی ندارد که اگر مترجم فارسی اضافه شده است ویا وب سایتی زبان فارسی خود را فعال کرده است، اقدامی در جهت مخالفت با نظام باشد، سالها است که کشورهای عربی به لطف پول و جمعیت زیادشان، از این سرویسها بهره مند هستند و کسی آنجا اغتشاشی نکرده است. باورکنید برخی از این فارسی سازی ها به نفع کل کشور است، باورکنید تسهیل ارتباط با اینترنت کم سرعت همیشه بد نیست، باور کنید اگر فیل تر نکنید کسی هم فیل تر شکن نمی سازد، باور کنید هک کردن سایتها یک کار تروریستی وابسته به بیگانه نبود، سرگرمی و بازیگوشی بچه های کامپیوتری هر دو طرف بود، باور کنید شیطنت جزئی از خواص انکار نشدنی بچه های امروزی است، باور کنید اینکارها فقط به خاطر آن است که "دیده شدیم" چون درصدر اخباردنیا بودیم ...
همین!

پی نوشت:
1 این یک نوشته سیاسی نیست، خواهش می کنم دوستان هر دوطرف از آن برداشت سیاسی نکنند، صرفا یک یادداشت نرم افزاری است. نظرنرم افزاری یک کارشناس نرم افزاری است به اتفاقاتی که دور و برش می افتد.
2-این نوشته در نقد کیفرخواست و نیز نقد دادگاه و قبول یا رد هر کدام هم نیست، اینکار تخصص حقوقی می خواهد که من ندارم. صرفا بندهای مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات این متن مورد توجه نگارنده قرار گرفته است.
3 بندهایی که با ... حذف شده اند، مواردی بودند که در کیفرخواست ارتباطی با فناوری اطلاعات نداشتند ونیازی نبود اینجا به آنها اشاره شود.

Ali Vahed | 11:15 AM | Comment(s)(4)

صلاحت را بیشتر از خودت می دانم!

June 30, 2009 02:02 PM

بچه که بودم، اویل پول توجیبی منظمی نمی گرفتم، تا اینکه با اصرار خودم و حمایت مادرم، قرار شد یک ماهیانه مشخص داشته باشم که بر اساس آن بتوانم روی هزینه هایم  برنامه ریزی کنم. چند ماهی اوضاع خوب بود تا اینکه... به مرور برخی ماهها ماهیانه کمتر از آنچیزی که باید به من داده می شد.اعتراض که کردم این جواب را از پدرم گرفتم که: "تو هنوز بچه ای، من خیر و صلاح تو را می دانم، بیشتر از خودت... می دانم هر ماه چقدر پول لازم داری، این ماه تو اینقدر پول لازم نداری!" 
تا اینکه ....


بگذارید این خاطره را نیمه کاره رها کنم و بپردازم به اوضاع این دو هفته پس از انتخابات.  پیشتر راجع به سیاست ها و برنامه های دولت در زمینه محدود کردن کانالهای اطلاع رسانی مطلب نوشته بودم (برای مثال اینجا یا اینجا) اما انگار اوضاع نه تنها روبه خوب شدن نیست، دولتمردان ما و کارشناسان عالیرتبه آنها، هر روز دست گل جدیدی به آب می دهند. چند روزی است به جز بستن پیام کوتاه و محدود کردن ایمیل و بستن مسنجر ها و قطعی گاه وبی گاه موبایل کار به مسدود کردن تلفنهای اینترنتی خارج از کشور و بدتر از آن به قطعی بدون اخطار تلفن های ثابت به صورت منطقه ای هم رسیده است! شنیده ها حاکی است که روز دوشنبه هفته جاری، تلفن ثابت برخی مناطق تهران نیز قطع گردیده است، تازه شایعات می گوید قطعی برق بعد از ظهر این روز نیز تصادفی نبوده است....

گویی دولت ما هم مثل پدر من و خیلی از پدرهای دیگر، برای یک کودک یا بهتر بگویم طفل صغیر تصمیم می گیرند و خیرو صلاح ما را بیشتر از خودما می دانند که هر موقع دلشان خواست یک کانال اطلاع رسانی را باز کنند و هر موقع هم که نخواست مسدودش کنند و ما مثل طفلی کم عقل باید دهانمان را باز نگهداریم تا دولتمان از قطره چکانش، قطره ای از اطلاعات و کانالهای اطلاعاتی را به ما بدهد!

کاری به شرکتها ندارم که از بابت قطعی تلفن و یا کندی اینترنت چه ضررها که نکرده اند، مردم عادی چه گناهی دارند که باید به مصداق سوختن تر و خشک، از بابت این جریان آسیب ببینند. اگر مریضی در خانه احتیاج به مراقبت داشت آیا می توان با توجیه جلوگیری از اغتشاش، جلوی ارتباط خانواده اش با اورژانس را گرفت! بگذریم، کو گوش شنوا...

به خاطره خودم باز گردیم که با اعتراضی دامنه دار و تحصن هایی خانگی! پدرم را مجبور کردم که ماهیانه من را مستقل از جیب خودش بکند، از خانه ای اجاره ای می گرفتیم که من موفق شدم نقش مامور وصول اجاره را بازی کنم و خودم یک ماه در میان اجاره را برای ماهیانه دوماهم بردارم! پس از آن نیز که دیگر بزرگ شده بودیم و مستقل و دیگر کسی نمی توانست به من بگوید که صلاحت را بیشتر از خودم می داند، حداقل در زمینه اوضاع اقتصادیم!

شاید اگر دولت مجبور شود که به جای مسدود کردن رسانه های ارتباطی، کنترل آنها را به دست گیرد و به تشکیل شبکه های خصوصی مخابراتی تن دردهد و اجازه دهد که شرکتهایی مستقل خصوصی در این زمینه نقش بازی کنند دیگر شاهد چنین شاهکارهایی نباشیم، که برای جلوگیری از "سوء استفاده"، اصل "استفاده" را ممنوع کرد.

همین!

Ali Vahed | 02:02 PM | Comment(s)(5)

اطلاع رسانی افقی، اطلاع رسانی عمودی

June 27, 2009 06:49 PM

در ادامه یادداشت قبلیم "فاصله طبقاتی اطلاعاتی" با کمک دوست عزیزم، آقای فرید، متوجه شدم که بحثی که مطرح شد، خیلی هم جدید نیست و کسان دیگری پیشتر تحت عنوان شکاف دانش "Kwnoledge Gap"  بسیار به آن پرداخته اند، پس در این یادداشت، تلاش کردم از منظر اطلاع رسانی و با تاکید مجدد اینکه اینها نظرات شخصی و برداشت های یک کارشناس نرم افزاری است و نه یک متخصص علوم ارتباطات به این فاصله طبقاتی بپردازم.
در یک نظام اجتماعی لوزی شکل طبقه بندی شده از منظر اطلاعات،نوشته قبل، می توان دو شکل از اطلاع رسانی را تعریف نمود:
- اطلاع رسانی افقی: در این شکل، اطلاعات در یک طبقه به اشتراک گذاشته می شود و محدوده نفوذ گردش و کانال اطلاع رسانی صرفا در یک طبقه خاص صورت می گیرد و کمتر به طبقات دیگر نفوذ می کند. برای مثال در مهمانی های خانوادگی یا دوستانه، جمع های دانشگاهی و یا دانشجویی، گروه های گردش گری و انجمن های مختلف ادبی یا هنری، محیط های کاری و اداری و یا تیم ها و گروه های ورزشی آماتور و یا حرفه ای اکثرا کسانی حضور دارند که در یک طبقه اند (و یا طبقه وابسته اند) و اطلاعاتی که در میان آنها گردش پیدا می کند در همین طبقه است. در قالب توسعه یافته نیز شبکه های اجتماعی نظیر FaceBook نیز همین کارکرد را دارند، در این شبکه ها که از پیوند دوستان و همکاران افراد با یکدیگر ایجاد می شود، اطلاعات صرفا در قالب همان گروه ها و شبکه ها گردش پیدا می کند و برخی مواقع این گردش به شکلی می رسد که به حالت اشباع تبدیل می شود. (نگاه کنید به وضعیت Facebook در هفته های اخیر که گاهی یک مطلب خاص و یکسان توسط چندین دوست مختلف به اشتراک گذاشته می شود درحالیکه به ظاهر این افراد با یکدیگر ارتباط مستقیم ندارند)
این شکل از اطلاع رسانی به جداشدن طبقات و عدم ارتباط آنها با یکدیگر که نتیجه آن، دریافت اطلاعات متفاوت و نهایتا ایجاد تلقی های مختلف از پیرامون افراد هر طبقه نسبت به گروه های دیگر کمک می کند، راهکار غلبه بر این مشکل گسترش شکل دیگری از اطلاع رسانی است.

-اطلاع رسانی عمودی: در این شکل از اطلاع رسانی از طریق کانالهای مشترک، افراد چندین طبقه گیرنده یک اطلاعات مشترک هستند که گاهی در یک محتوی یکسان، اما در قالب های مخصوص فاصله طبقاتی را پر می کند و باعث می شود فاصله بین طبقات کاهش پیدا کرده شاهد یک طیف به هم پیوسته و دارای مرزهای مشترک بین طبقات مختلف باشیم. برای مثال اطلاعی که ابتدا در فضای وب منتشر می شود و از طریق ایمیل و یا وب سایت ها و وبلاگها یک گروه را شامل می شود، اینبار به شکل یک پیام کوتاه از محدوده پیش فرض خود خارج شده و پا را در میان گروه های دیگر از افراد باز می کند، خاصیت ارسال گروهی پیام کوتاه (Broadcast) نسبت به ارتباط یک به یک ارتباط تلفنی یا صوتی، کمک می کند که اطلاعات در یک حجم وسیع تری گسترش پیدا کند. در فضای پس از انتخابات این روز ها ایده چاپ و تکثیر کتبی بیانیه های یک نامزد که در وب سایت ها منتشر می شد، راهکاری برای اطلاع رسانی عمودی است.
البته دقت شود که منظور از اطلاع رسانی عمودی، اطلاع رسانی بالا به پایین نیست، بلکه باید کاری کرد که مسیر گردش اطلاعات به صورت دوطرفه بازباشد. بکارگیری خبرنگار برای خبرگزاری های تحت وب یک راهکار است، خبرنگاری که در لایه های پایینی حضور پیدا کند و اطلاعاتی که معمولا در قالب گفته ها و شنیده ها در این لایه ها در جریان است را به شکلی خبری برای لایه های بالاتر از طریق خبرگزاری های امروزی تر -و نه فقط انحصارا خبرگزاری های دیداری و شنیداری- منتشر کند.
نکته دیگر نیز همانگونه که گفته شد، قالب ارائه اطلاعات است که اگر لازم باشد باید حتما تغییر پیدا کند، به جز این گسترش شبکه های اطلاع رسانی و نیز آموزش طبقات مختلف جامعه در دسترسی به اطلاع از طرق مختلف منجمله فضای وب و شبکه اینترنت می تواند به این باور که یک اطلاع در یک کانال اما با دسترسی بیشتر گسترش پیدا کند کمک کند.
اطلاع رسانی عمودی دو طرفه کمک می کند گذرگاه ها و کانالهای ارتباطی بین طبقات ایجاد شده، هر چه بیشتر اطلاعات در سطح جامعه منتشر شده، ارتباط و تفاهم بین طبقات بیشتر حاصل گردد.
نکته مهم اینکه در جوامع توسعه یافته، معمولا وظیفه هدایت و سیاست گذاری ایجاد این ارتباط به عهده دولت ها و اجرا به عهده بخش خصوصی است. در کشور ما متاسفانه هم سیاست گذاری و هدایت و هم اجرا بیشتر در دست دولت است و دولت ها هم همانگونه که پیشتر نیز به ان اشاره داشته ام، سهوا و یا عمدا اقدام موثری در این زمینه انجام نمی دهد و یا به شکل معکوس عمل می کند، .... همچون همیشه باید امیدوار بود که این روند اصلاح گردد.
ادامه دارد....
همین!

Ali Vahed | 06:49 PM | Comment(s)(2)

کانالهای ارتباطی، در اختیار دولت ها یا ملت ها

June 15, 2009 12:36 PM

چند روزی است کانال پیام کوتاه کشور قطع است، شبکه موبایل با قطعی هایی همراه است و اینترنت به شدت کند شده وعملا غیر قابل استفاده است، این به جز مسدود شدن برخی سایت های طیف های مقابل دولت در انتخابات و پارازیت هایی است که روی شبکه های ماهواره ای ارسال می شود . در این نوشته نه از نگاه سیاسی بلکه از دیدگاه فناوری اطلاعات است به پدیده جدیدی که در این چند روز با آن مواجه هستیم: "مسدود کردن کانالهای ارتباطی توسط دولت"
با اینکه مسدود کردن نظرات مخالفین را چه در قابل مسدود کردن روزنامه ها، شبکه های خبری و یا وب سایت ها را مخالف آزادی بیان می دانم اما با توجه به قوانین رایج آن را امری در اختیار دولت ها می بینم. بدین شکل هر دولتی با توجه به شرایط و زمان می تواند برای جلوگیری از گردش اطلاعاتی که نمی خواهد برخی از تولید کنندگان اطلاعات را با محدودیت ها و محرومیت هایی مواجه کند. اما اینکه دولت از توانایی و انحصار خود در شبکه ها استفاده کرده و این کانالهای اطلاع رسانی را کلا مسدود سازد درست نمی دانم.
کانالهای اطلاع رسانی نظیر اینترنت، پیام کوتاه و یا شبکه های ماهواره ای صرفا کارکرد سیاسی ندارند و از آنها به جهات مختلف استفاده می شود، کارکردهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ، خانوادگی که نمی توان و نباید این کانالها را با هر توجیهی مسدود کرد.


بگذارید دو مثال عینی برای شما بزنم:

1- همکار عزیزی به مجموعه شرکت اضافه شده اند که مشکلاتی در شنوایی دارند و تنها کانال ارتباطی ایشان با خانواده خود، از طریق پیام کوتاه است. این روزها خانواده این همکار و خود وی مشکلات جدی و نگرانی های اساسی دارند.به دلیل ناآرامی های این چند روز از لحظه ای که ایشان دفتر را قصد منزل ترک می کنند، حجم نگرانی دوطرفه از وضعیت ایشان برای خانواده و همچنین ما در شرکت بسیار بالا می رود. آیا این حق دولت است که کانال ارتباطی به نام پیام کوتاه را که مورد استفاده بسیاری از ناشنوایان و یا کم شنوایان است به صورت نامحدود قطع کند؟
2-یکی از خطوط محصول در شرکت، پرتالهای تحت وب است که برای مشتریان مختلف ایجاد شده است، به سبب کندی بیش از حد اینترنت، عملا به روزرسانی تقاضاهای مشتریانی که نیازهای حیاتی به دریافت خدمات پشتیبانی پیدا کرده اند با مشکل مواجه است. برخی از مجتمع های بزرگ آموزشی مشتری محصول مدیریت آموزشی رادمان در این روزها در حال صدور کارنامه و یا تکیمل ثبت نام های خود هستند که متاسفانه ارائه سرویس به آنها به دلیلی که ذکر کردم به شدت دچار مشکل شده است. می دانم کم نیستند شرکتهای اینترنتی (یا به قول معروف همان دات کام ها)،فروشگاه های اینترنتی، بانک داری الکترونیک، تجارت الکترونیک و ... که این چند روز از مشکلات کانالهای ارتباطی خود دچار ضرر و زیان شده اند. آیا می توان به فرض اینکه می توان از اینترنت و یا وب سایت ها به جهت مخالفت با مساله ای استفاده کرد، کل شبکه را دچار مشکل کرد.

به نظر من در این دوره ما شاهد عجیب ترین رفتارهایی هستیم که در مواجهه با پدیده های مرتبط با فنآوری می شود، نظرم را پس می گیرم، ایران همیشه شاهد اینگونه رفتارها بوده است شاهد آنکه در زمان رضا خان خرید و فروش رادیو دو موج ممنوع بوده است به دلیل اینکه حاکمان فکر می کردند وسیله جاسوسی است! نگاه کنید رفتار ها را به پدیده های مشابهی نظیر فاکس، ویدئو و تلویزیون های ماهواره ای در سالیان اخیر!
امیدوارم دولتها از این پس از نظرات کارشناسانی بهره گیرند، که بهترین راه برای حل یک مساله را پاک کردن صورت مساله ندانند. کاری که مانند این روزها تر و خشک را با هم می سوزاند.
همین!

Ali Vahed | 12:36 PM

شعارهای تبلیغاتی مبتنی بر فنآوری اطلاعات در تبلیغات نامزدها

June 8, 2009 02:48 PM

یکی از ویژگی های این دوره از انتخابات ریاست جمهوری، پررنگ شدن شعارها و وعده های مبتنی بر بهره گیری از فنآوری اطلاعات در بین نامزدهای اصلاح طلب است. بحثی که همواره در بین نامزدهای انتخابات مغفول مانده بود وشاید در دوره قبل تنها توسط یک نامزد بکار برده می شد.
در این دوره، توسط آقای ابطحی مشاور آقای کروبی، بحث بالا بردن سرعت اینترنت و کاهش فیلترینگ ها مطرح می شود که شاید بیشتر ناظر بر آزادی جریان اطلاعات باشد و در برنامه کاری پیشنهاد آقای میرحسین موسوی، بحث دولت الکترونیک به شکل جدی تری مطرح شده است و فصولی از این برنامه چه در بخش های اقتصادی و چه در بحث بهبود محیط کسب و کار به آن پرداخت است.در گفته های آقای احمدی نژاد، نامزد دیگر انتخابات، البته چیزی از IT مشاهده نکردم و در مورد آقای رضایی، نیز همچنین، اگر چه در مورد ایشان جستجویی نکرده ام.
به نظر می رسد کاربردهای IT بیش از آنچه امروز به عنوان یک ابزار برای تبلیغات مطرح می شود، مانند ایجاد سایت و خبرگزاری، ارسال انبوه پیام کوتاه، ایجاد وبلاگ و ... به تدریج در برنامه نامزدها بیشتر مشاهده شود. امری که شایسته است و باید نامزدهای محترم انتخابات بیشتر به آن توجه نمایند.


همین!

Ali Vahed | 02:48 PM | Comment(s)(1)

اصلاح الگوی مصرف در نرم افزار یا با نرم افزار؟

April 29, 2009 07:22 PM

با نام گذاری امسال به نام سال اصلاح الگوی مصرف که به نظر من یکی از مناسبترین نامگذاری ها بود (نوشته قبلی من در مورد نامگذاری سالها را اینجا بخوانید) باز هم مثل همیشه روند افراط و تفریط و شتابزدگی در نزد سازمانهای دولتی اوج گرفته است.
سازمانهای دولتی در تلاشند که در صرف بودجه مرتبط با فنآوری اطلاعات صرفه جویی های بی مورد انجام دهند و روند اجرای پروژه های IT را کند کنند، در حالیکه اگر دقت کنند می دانند که با کمک فنآوری اطلاعات و ارتباطات، می توانند بهره وری سازمانی خود را افزایش دهند و آنگاه از هدر رفت سرمایه و منابع جلوگیری کنند!
چرا همیشه کار ما برعکس است؟
همین!

Ali Vahed | 07:22 PM | Comment(s)(3)

حرکت به سمت تجارت الکترونیک، اما به زور!

November 15, 2008 12:43 PM

زمانی که در ATM ها برای دریافت اطلاعات موجودی حساب یک کارمزد 100 تومانی دریافت می شد کسی فکر نمی کرد روزی گرفتن کارمزد به عنوان اهرم فشاری برای الکترونیک کردن بانکها و رواج بانکداری و تجارت الکترونیک در بین شرکتها بشود.آن روزها همه این گرفتن موجودی را به حساب هدف بانک مرکزی زا کاهش تراکنش های اضافی در شبکه شتاب دانستند و اگر چه آن را راه معقولی برای مدیریت ترافیک شبکه نمی دانستند اما به عنوان یک راهکار موقت پذیرفتند.


در این یکی دو ماه گزشته، کشمکشی زیاد بین شبکه بانکی، دولت و مردم در سر راه گرفتن کارمزد در خدمات بانکی به راه افتاد، گرفتن کارمزد با نرخ های مختلف در پرداخت قبوض، گرفتن کارمزد در صدور و دریافت چک های رمز دار و نیز در صدور دسته چک از این جمله بود.شبکه بانکی این کارمزد ها را به بهانه ترویج استفاده از خدمات الکترونیک در میان مردم بیان کرد، اما بانک ها از سوی دیگر به یک منبع کسب درآمد خوب دست پیدا کردند (اعلام شده بود که از طریق دریافت کارمزد قبوض بانک ها به یک درآمد 200 میلیارد تومانی دست پیدا کرده اند). اینجا بود که فلسفه اولیه از کارمزد هم زیر سوال رفت و بانک ها اعلام کردند که از پرداخت های الکترونیک (ATM، تلفن گویا و وب سایت) نیز کارمزد اما با نرخ کمتر دریافت می کنند و ... این قضیه آنقدر ادامه پیدا کرد که گویا دیگر دیوان محاسبات این قوانین را نقض کرده، بانک ها را از این کار بر حذر دانست که نمی دانم چقدر اجرایی شده است.

سوی دیگر این ماجرا که مردم عادی کمتر درگیر آن بوده اند، کارمزد های انتقالات و صدور و وصول چک های بانکی است. در شرکتهای بزرگ اغلب مراودات مالی از این طریق و گردش پول بین بانکهای مختلف صورت می گیرد به نحوی که برای برخی کارخانجات و صنایع ، سالانه صدهها هزار برگ چک در گردش است. اگر چه گردش تجاری بین شرکتها (B2B) در ایران بر پایه غلطی است و نباید از چک در این حجم گسترده استفاده کرد، اما اصلاح آن به رویه هایی نیاز دارد که فعلا در چرخه اقتصادی ما جایی ندارد. گشایش اعتبارات اسنادی، خرید نقدی و بدون مدت، رد و بدل شدن پول با مقادیر بالا به صورت الکترونیک، گزارشات مناسب بانکها و اتصال شبکه بانکی کشور به یکدیگر، وجود کارتهای اعتباری و .... همه و همه زیرساختهایی است که نبود آنها شرکتها را ناگزیر می کند که در خرید و فروش از"چک" به عنوان ابزاری برای تبادلات نقدی و یا مدت دار استفاده کنند.

دریافت کارمزد های سنگین از بخشی از خدمات بدون پیش بینی خدمات و کانالهای جایگزین، صنایع و کارخانه ها را رودرروی شبکه بانکی قرار می دهد که کمابیش اخباری از آن به بیرون درز می کند.
بهتر بود بانک مرکزی و شبکه بانکی ابتدا راههایی برای تبادل الکترونیک پول و خرید و فروش اعتباری برای شرکتهای بزرگ ایجاد می کردند و در این زمینه فرهنگ سازی می کردند، بعد اگر کسی سراغ انها نمی رفت از اهرم کارمزد برای فشار به آنها استفاده می کرد، نه اینکه مانند الان هنوز راه حل جایگزین کاملا جا نیافتاده ، جریمه های استفاده از راه حل های قدیمی را از بدنه نحیف اقتصاد کشور خصوصا تولید کنندگان دریافت کنند.

همین!

Ali Vahed | 12:43 PM | Comment(s)(3)

CERN

September 13, 2008 04:11 PM

این روزها خبر راه اندازی شتاب دهنده LHC در CERN مورد توجه همه جهانیان است، به شکلی که در روزنامه های ما و حتی بخشهای اصلی خبری صداوسیما به عنوان تیتر اصلی از آن یاد می شود. شتابدهنده ای که با طول 27 کیلومتر در عمق 100 متری زمین برای شبیه سازی مهمترین رخداد عالم هستی ، Big Bang مورد استفاده قرار می گیرد، به همین دلیل فیزیک دانان این روزها در پوست خود نمی گنجند و به چنین دستآوردی افتخار می کنند و هر کس سعی می کند خود را جزیی از آن بداند (در ایران هم ما به جز ساخت یکی از قطعات یکی از Detector های این مجموعه، به این می نازیم که 7 دانشجوی دکتری در این مرکز داشته ایم که تز پایانیشان را انجام داده اند یا می دهند)
اما چرا CERN را باید در دنیای فنآوری اطلاعات و ارتباطات نیز جدی گرفت و مانند فیزیک دانان، کامپیوتری ها نیز به آن افتخار کنند. شاید مهمترین دلیل آن، بحث تعریف پروتکل وب(WEB) است در این مرکز، استانداردی که ابتدا برای تسهیل به اشتراک گذاری مستندات این پروژه بین محققان آن تدوین شد (تیم برنزلی را که می شناسید) و پس از آن، با گسترش آن در بستر اینترنت ، این شبکه را از یک بستر متنی خشک و غیر قابل انعطاف،به چیزی تبدیل کرد که زندگی بشریت را متحول کرد.


اما مساله دیگر که برای شخص من بسیار جالبتر است، حجم اطلاعاتی است که این شتابدهنده تولید خواهد کرد و باید مورد پردازش قرار گیرد، چیزی حدود 10 گیگا بایت در ثانیه، یا 15پتا بایت در سال، معادل 20 میلیون CD در سال(اگر این تعداد CD را روی هم بگذاریم، 20 کیلومتر خواهد شد!). می گویند این حجم از اطلاعات، معادل هزار برابر کل اطلاعات کتابهایی است که در عرض یکسال چاپ می شود! می گویند حجم اطلاعات در گردش روی شبکه این سیستم ، معادل کل حجم اطلاعاتی خواهد شد که در شبکه مخابراتی کل دنیا جریان دارد! جالب است برایم که زمانی که این حجم از اطلاعات در جریان باشد، با چه مکانیسمی سخت افزاری و نرم افزاری آن را پردازش می کنند و چه نتیجه ای می گیرند، من که هنوز نتوانستم ام  پردازش چنین حجم از اطلاعاتی را تصور کنم، برای من به چیزی مانند خیال و رویا شبیه است، رویایی که به قول خود متخصصان این مرکز به واقعیت تبدیل شده است، آنهم با استفاده از بحث  Grid Computing (برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.)


خوشحالم برای یکی از بچه های قدیمی رادمان، علی جوادزاده، که در زمان ادامه تحصیلش  در چنین پروژه بزرگی در بخش Grid Computing  حضور  داشته است و به وی حسادت می کنم که توانسته است با چنین آدمهایی و در چنین محیطی کار کند، محیطی که برایم شبیه یک بهشت موعود است، آدمهایی که برایم خدایگان این رشته اند!


همین!

Ali Vahed | 04:11 PM | Comment(s)(0)

از دستت عصبانی هستم، فردوسی!

May 14, 2008 12:23 AM

چرا باید از دست "فردوسی" عصبانی باشم؟ روشن است: زنده نگه داشتن عجم با این "فارسی"! تو را به خدا این کار به سی سال زحمتی که کشید می ارزید. آیا کسی در عصر فرودسی پیش بینی اختراع کامپیوتر و گسترش زبان انگلیسی با کمک آن -یا برعکس- را نمی کرد که به حضرت فرودسی بزرگ گوشزد کند که : استاد! حداقل اگر می خواهی کاری برای زبان فارسی بکنی، لطف کن آن را از این وضعیت آشفته در بیاور! اینکه بتوانیم آن را در کامپیوتر راحت استفاده کنیم و اینقدر دردسر عدم پشتیبانی نرم افزارها از زبان و یا استفاده دشوار از فارسی در برنامه ها را نداشته باشیم.اینکه اینقدر در  وب سایت هایمان ضعف کمبود فونت (خدا باز این tahoma را خیر دهد) و یا نمی دانم راست به چپ بودن صفحات را نمی دیدیم. می دانم ساخت زبان فارسی تقصیر تو نبوده است، اما حالا که می خواستی کاری برای این زبان بکنی، ای کاش حداقل فکری به حال این مشکلات می کردی، طوسی:
-زبانی داریم که یک بخش از آن راست به چپ است و بخشی دیگر چپ به راست، حروف و اعداد را می گویم.نمی شد هر دو را یک شکل می کردی. توکه می خواستی از عربی متفاوت باشی، خوب این هم یک تفاوت!
- برای یک صدا، چندین حرف داریم، خدا خیرت دهد لااقل این "ز" ها، یا "ت" ها را یکی می کردی، که حداقل من یکی در نوشتن کلمات اینقدر به دردسر نمی افتادم و بدانم که بالاخره "گذشته" این شکلی است یا این شکلی: "گزشته"!
- برای برخی حروف چهار حالت نوشتن داریم: مجزا، از اول چسبان، از آخر چسبان، از دو طرف چسبیده! ح و ج را نگاه کنید. نمی شد مثل انگلیسی حروف را حداکثر در دوشکل می نوشتیم، کوچک و بزرگ، تازه برای کلمات مجبور نمی شدیم از حروف به هم چسبیده استفاده کنیم.

-دستور زبان آشفته، متنوع و بی قاعده فارسی را که پر است از استثناء های مختلف را نمی شد سامان می دادی. یک دستور زبان که بتوانیم حداقل با روش هایی نظیر هستان شناسی (Ontology) یا نظایر آن هم که شده بتوانیم فکری به حال ترجمه همزمان و خودکار متون، پردازش زبان طبیعی (NLP) یا نظایر آن بکنیم و اینقدر حسرت نرم افزارهای فرنگی را نخوریم.
-تفاوت بین نحوه خواندن و نوشتن کلمات را بی خیال می شویم که می دانم همه زبانها به این درد دچار هستند. کاش فردوسی ما حداقل این مشکل را در فارسی حل می کرد که به یک چیز زبانمان بنازیم.
...
به من حق بدهید که از دست فردوسی عصبانی باشم به خاطر مدت زیادی از ساعات برنامه نویسیم که مخصوصا در زمان Dos یا ویندوز های اولیه، صرف -بخوانید تلف- این کردم که کامپوننت و صفحات راست به چپ به سازم، فارسی را در بانک های اطلاعاتی ذخیره کنم و یا حواسم باشد که با روشی نظیر تک نمادی، از افزونگی ذخیره اطلاعات برای نمایش چهارشکل حروف استفاده کنم، ! به من حق بدهید که عصبانی باشم از این که اگر فردوسی نبود، شاید الان داشتیم عربی حرف می زدیم، اما حداقل می دانستم که نرم افزارهای زیادی هست که می شود به خاطر اینکه عربی را پشتیبانی می کنند از آنها راحت استفاده کرد. الان به زبانی حرف می زنیم که باید منتظر بمانیم شاید کسی برای نمی دانم افغانستان یا تاجیکستان دلش بسوزد که سیستمی را فارسی کند باز دم بچه هایمان گرم که با دردسر زیاد یک Language Pack نصفه نیمه برای Open source ها می سازند تا ما بیشتر از این در مقابل همسایه های عزیزمان شرمنده نشویم به من حق بدهید عصبانی باشم از اینکه کاری را که فردوسی در سی سال کرد، از آن زمان به بعد ما نکردیم و کسی هم پیدا نشد که فارسی را "زنده" نگه دارد.

همین!

پ.ن.: این نوشته به مناسبت 25 اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسی نوشته شده است.

Ali Vahed | 12:23 AM | Comment(s)(10)

نمایشگاه کتاب

May 10, 2008 04:35 PM

به نظر شما آیا وجود ebook ها (کتابهای الکترونیک) یا سایت های معرفی کتاب (مانند amazon فرنگی یا آدینه بوک فارسی) و یا کتابخانه رقمی (Digital Library) می تواند جای کتاب، نمایشگاه کتاب و یا کتابخانه واقعی را در ایران بگیرد؟
استقبال از نمایشگاه کتاب و حجم انبوه بازدید کننده به همراه علاقه ما به خواندن کتاب های کاغذی به جای نشستن پای کامپیوتر و ورق زدن یک ebook شاید نشان دهنده آن است که خیر! کتاب و نمایشگاه جای خودش را دارد...
اما به راستی آیا در کتابهای معمولی ما امکانات یک ebook  را داریم، اینکه هر گونه می خواهیم note بگذاریم، علاقه مندیهایمان را مشخص کنیم، کپی کنیم از روی کتاب یا ..... و یا بازدید از یک نمایشگاه کتاب با جستجو در یک سایت مرجع کتاب از لحاظ امکانات یکی است اینکه روی کلمات کلیدی یا نام کتاب، نویسنده، انتشارات و .... جستجوی کلمه یا موضوع داشته باشی، طبقه بندی بکنی، قیمت ها را با هم مقایسه کنی و در نهایت تصمیم بگیری که درب خانه کتاب را تحویل بگیری مطمئنن با شلوغی نمایشگاه، دردسر جای پارک، ازدحام آدم ها، آشفتگی چیدمان کتابها و .... قابل قیاس نیست، تازه در مورد Dgital Library  هم انواع و اقسام خدماتی که می توانی به صورت online بگیری قابل مقایسه با یک کتابخانه واقعی چه عمومی و چه دانشگاهی نیست. استفاده از انواع Metch Maker ها برای یافتن محقق در زمینه مورد نیاز، معرفی موضوعی و سطح بندی شده کتاب مناسب با سوالات شما، Virtual assistant و کتابدار مجازی و ....بخشی ابتدایی از امکانات یک کتابخانه دیجیتال است.
با این همه امکانات باز چرا جواب سوال اول خیر است! آیا ما دچار مازوخیسم هستیم که از کتاب، نمایشگاه کتاب و کتابخانه استفاده می کنیم! چون عقل سلیم که حکم می کند که با وجود این همه مزیت باید سراغ معادل های کامپیوتری آن برویم. اما چرا نمی رویم!؟
همین!

Ali Vahed | 04:35 PM | Comment(s)(4)

سخت افزار و نرم افزار

April 23, 2008 01:09 PM


  • تعریف قدیم: مجموعه تجهیزات کامپیوتر را سخت افزار و دانش بکارگیری این تجهیزات را نرم افزار گویند.
  • تعریف جدید: آن بخش از یک سیستم را که بتوان با چکش خرد کرد سخت افزار و آن قسمت را که فقط می توان به آن فحش داد را نرم افزار گویند!

همین!


پ. ن.: تعریف دوم از طریق ایمیل به دستم رسید، لذا کپی رایت آن را نمی دانم که متعلق به کیست، اگر دوستی منبع را می شناسد، معرفی کند تا لینک بدهم. ممنون

Ali Vahed | 01:09 PM | Comment(s)(4)

سرطان بانک

March 10, 2008 10:44 AM

حدود سال 80، 81 به دلایلی با دفتر تجارت الکترونیک یکی از وزارتخانه ها در ارتباط بودم، آن زمانها، طراحی RFP مربوط به تجارت الکترونیک در جریان بود. علاقه مند شدم و نگاهی داشتم به اینکه زمانبندی اجرای این طرح را چگونه پیش بینی کرده اند. آن زمان بحثی بود که بدون بانک الکترونیک، تجارت الکترونیک معنی ندارد. پرسیدم از زمان انجام اینکار . آن زمان سال 86 به عنوان نقطه نهایی حضور بانکها در چرخه تجارت الکترونیک مطرح شد. اما ....
این روزها سال 86 هم روبه پایان است و به جز برخی سرویسهای محدود در حد کنترل موجودی حساب و یا پرداخت قبوض از طریق وب، تلفنبانک، اطلاع از مانده حساب روی موبایل از طریق پیام کوتاه و چند سرویس محدود دیگر، هنوز خبری از بانکداری الکترونیک به معنی واقعی نیست. در بهترین شکل فقط شاهد حضور و گسترش حساب های متمرکز و کارتهای دریافت و پرداخت و خودپردازها و تجهیزات آنها در مغازه ها هستیم. فعلا بیشترین مبلغی که قابل جابجایی است بدون امضای دیجیتال، یک میلیون تومان و با امضاء دیجیتال برای یکی از بانک ها تا 10 میلیون تومان است که در فرایندهای B2B رقم ناچیزی است.
در عوض شاهد رشد سرطان گونه بانکها و شعبه های آنها در سرتاسر کشوریم. گویی مانند یک بنگاه اقتصادی که ارزش زمین را می داند، فقط با داشتن سرمایه های مردمی، اقدام به خرید املاک در بهترین نقطه های تجاری شهر می کنند. فرآیندی که تمامی ندارد.
یادم می آید چند سال پیش دور و بر میدان کاج سعادت آباد رستوران بود، سوپر بود ، آبمیوه فروشی بود، به مرور هریک تبدیل به شعبه یکی از بانکها شدند.
به راستی آیا در صورت تحقق بانکداری الکترونیک، نیازی به اینهمه شعبه از بانکها هست. آیا در هیچ یک از کشورهای پیشرفته دنیا، این هجم از شعب بانک های مختلف دیده می شود. آیا نباید فرهنگ سازی لازم برای ورود مرحله ای سازمانها و ادارات به عرصه حساب های الکترونیک و پرداخت از آن طریق برویم. حجم انبوه کاغذ بازی و بوروکراسی در بانکها برای هر فرآیندی منطقی است، از باز کردن یک حساب تا نقد کردن ساده یک چک و یا واریز یک وجه به حساب. آیا لزومی به بکارگیری اینهمه کارمند و دفتر و تجهیزات اداری داریم. این ها سوالاتی است که پاسخ مشخصی دارد، اما نمی دانم چرا ما در ایران همیشه سعی می کنیم چرخ را از اول اختراع کنیم.
زمان ایجاد شعبه های رنگ و وارنگ بانکها به این حجم گسترده گزشته است، کاری را که بایک دیتاسنتر قوی، شبکه ایمن و امن و سرویسهای بانکی خوب و کارآمد می شود کرد را هزاران شعبه هم نمی توانند انجام دهند. شاید سرطان بانکی ما به یک شیمی درمانی قوی یا یک معجزه نیاز دارد...
همین!

Ali Vahed | 10:44 AM | Comment(s)(1)

نسل موبایل

January 22, 2008 05:38 PM

در نسل بندی کامپیوتر بعد از چهار نسل اول (لامپ خلا، ترانزیستور، مدارات مجتمع و کامپیوتر های شخصی) در بین نویسندگان مختلف اختلاف وجود دارد. برخی نسل پنجم را نسل شبکه می دانند، برخی نسل هوش مصنوعی، نسل اینترنت و .... نمی دانم الان در نسل چندم هستیم اما در هر شماره نسلی که باشیم به نظرم نسل جدید، نسل موبایل است، حداقل این نامگذاری را در ایران مناسب می دانم، و با کسانی که در این زمینه مطلب نوشته اند موافقم.  چرا ...؟
چون اگر چه در نسل کامپیوتر های شخصی ، کامپیوتر به میان خانه های مردم و استفاده های شخصی آمد (که در ایران طبیعتا دیرتر اتفاق افتاد)، اگر چه شبکه ها و ارتباطات محلی و گسترده، ارتباط بین افراد و سازمانها را متحول کرد، اگر چه با همه گیر شدن اینترنت، کاربردهای امروزه به صورت مجازی و از راه دور درآمد (به همه چیز ها یک e  اضافه شد!) اما با ورود و گسترش موبایل، "فنآوری" در میان مردم گسترش پیدا کرده است، با سرعتی که باورنکردنی به نظر می رسد.
امروز در میان سنین مختلف، چه پیر و چه جوان، کم سواد و تحصیل کرده، عوام یا خواص، مباحثی نظیر شبکه، ارسال پیام ، شبکه های بی سیم و Bluetoooth ، عکس های دیجیتال، حافظه های الکترونیک (Flash disk)، فشرده سازی، فرمتهای چند رسانه ای، انتقال اطلاعات، USB و ... چنان رایج شده است که گویی جزء بدیهیات زمان ماست. این اتفاق حداقل در ایران در مورد کامپیوتر شخصی و یا اینترنت نیافتاد و همگان سروکارشان با آن نبود.
این روزها برخی مواقع در جمع های خانوادگی دچار مشکل می شوم، کودک خردسالی یا پیرمرد بازنشسته ای چنان از آخرین بحث های تکنولوژی برایم صحبت می کند و از آن به صورت روزمره استفاده می کند و سوال می پرسد که می مانم چه کنم!؟ آنقدر گوشی های عجیب و غریب و با امکانات فوق العاده در دست آدم های ساده می بینم که خجالت می کشم گوشی موبایل قدیمی درب و داغان خودم را از کیفم در بیاورم! آنقدر حجم از اطلاعات و تصاویر و فیلم ها در مهمانی ها اصطلاحا SMS می شود و یا Bluetooth می شود که فکر می کنم در هر مهمانی ساده حداقل چند گیگا بایت داده جابجا شده است!
پس حق بدهید نسل جدید فنآوری را نسل موبایل ، Mobile Generation  بنامم.
همین!

Ali Vahed | 05:38 PM | Comment(s)(3)

تصویب سند راهبردی IT در هیات دولت

December 27, 2007 05:25 PM

خبر همین بود: "تصویب سند راهبردی IT در هیات دولت". (اصل خبر را در ایسنا بخوانید، اینجا)، به اندازه کافی این خبر حس کنجکاوی و پرسش را در من زنده کرد که بدانم سندی که 1200 نفر ساعت کار در کمیته علمی و 21 هزار نفر ساعت کارگروه های تخصصی شورایعالی فنآوری اطلاعات  روی آن گذاشته شده است، چیست؟ از سوی دیگر به عنوان یک شاغل در صنعت نرم افزار و حوزه فنآوری اطلاعات کشور هم این سند می تواند جهت گیری آینده حرکت ما را نیز روشن کند، اما ...


هیج کجا اصل سند و یا حتی خلاصه ای از آن را نیافتم! جالب است که سایت اختصاصی شورای عالی فنآوری اطلاعات به نشانی www.ict.ir هم بالا نمی آید! در هیچ جای دیگری هم ، هیچگونه توضیح یا تفصیل بیشتری در مورد این خبر پیدا نشد.
پس منتظر می مانیم تا در روزهای آینده حداقل این سند در فضای وب نیز در اختیار افراد قرار گیرد تا بدانند چه چیزی به عنوان خط مشی کشور در زمینه فنآوری اطلاعات مصوب شده است. منتظر می مانیم...


همین!

Ali Vahed | 05:25 PM | Comment(s)(3)

بررسی انواع رویکردهای دولتمردان به IT

December 25, 2007 07:58 AM

نوشته ای با همین نام "بررسی انواع رویکردهای دولتمردان به IT " را در پایگاه تحلیل فنآوری اطلاعات بخوانید (اینجا)


هر چند با بخش عمده ای از نظرات نویسنده، دکتر غریبی، موافق هستم اما فکر می کنم نگاه این مقاله در برخی بخشها بیشتر به خارج از مرزهای کشور دوخته می شود تا داخل. شاید همانگونه که در خود مقاله هم آمده است، تقسیم بندی مدیران به 4 دسته مجزا خیلی دقیق نباشد. بیشتر به نظر من یک طیف است این دسته بندی تا 4 گروه مجزا.به هر حال نوشته خوبی بود.


همین!

Ali Vahed | 07:58 AM | Comment(s)(0)

توهم نفوذ

October 27, 2007 04:28 PM

در فیلم های عملی تخیلی و یا پلیسی، زمانی که می خواهند یک فرد متخصص را در کامپیوتر نشان بدهند که به عنوان یک قهرمان یا ضد قهرمان می خواهد به نرم افزار و با وب سایتی نفوذ کند (Hack) و اطلاعاتی را درست و یا غلط سرقت کند و یا یک سایتی را از کار بیاندازد، نوجوان یا جوانی را نشان می دهد که با کمترین تجهیزات کامپیوتری برای مثال یک گوشی موبایل، به یک سیستم وصل می شود و در کسری از دقیقه، به یک سیستم فوق العاده امینتی نفوذ می کند و ناگاه، همه صفحه ورود اطلاعات و گزارش گیری آن جلویش باز می شود و مانند یک مدیر هر کاری می خواهد انجام می دهد!
این نمایش غلو آمیز و غیر واقعی، وقتی در رسانه سینما باشد هیچ اشکالی ندارد که همان هم هست، تخیل! ولی وای به روزی که توهم چنین کاری بین نوجوانان ما باب می شود که به سادگی و بدون هیچ دانشی می توانند صرفا با کمی هوش و سرعت در تایپ، هر کاری در شبکه می خواهند انجام بدهند! اولین سوالی که این گروه از من می پرسند آن است که چطور می شود مثلا سایت فلان جا را هک کرد، چطور می شود به شبکه یک بانک نفوذ کرد و .... از آن بدتر توقع برخی مشتریان است که فکر می کنند به راحتی آب خوردن می توانند سیستم تو را هک کنند و یا اینکه از تو می خواهند مال شخص دیگری را برایشان قفل گشایی کنی و یا به یک سایت نفوذ کنی، به سرعت و بدون ابزار! درست مثل فیلمها!
کاش می شد به این دو گروه فهماند که این ها مال فیلمهاست. یک بچه نمی تواند با یک گوشی موبایل، وب سایت فلان مرکز را دور بزند و هر چه می خواهد بکند، هر کس  نمی تواند در زمان کوتاهی اطلاعاتی را رمز گشایی کند و یا به سطح دسترسی مدیر یک سیستم دسترسی پیدا کند و نمی دانم چراغ قرمزها را سبز کند و یا فرمان شلیک یک موشک را صادر کند! این ها فیلم است، باور نکنید!
همین!

Ali Vahed | 04:28 PM | Comment(s)(0)

تجارت موبایل یا تجارت "موبایل" ؟

August 20, 2007 12:43 PM

دیشب مهمانی داشتیم که تازه از کارمند بودن خود دست کشیده و یک مغازه  فروش گوشی موبایل باز کرده است. صحبت که می کرد می گفت در مغازه ای که تازه یک هفته باز شده است و در یک منطقه نه چندان معروف تجاری ، روزانه به حدی از فروش رسیده است که به نظر خرج ماهانه مغازه را درمی آورد و مطمئنا در چند روز آینده هم بهتر خواهد شد.
داشتم فکر می کردم با ورود موبایل به کشور و همه گیر شدن آن به جای اینکه تجارت موبایل (Mobile Bussiness) رونق بگیرد، تجارت گوشی تلفن همراه و خطوط موبایل رونق گرفته است. مد شده است روز به روز گوشی عوض شود و گوشی "مد روز" استفاده شود و یا گوشی با رنگ لباس ست شود و .... مطلب "موبابل داشتن یا نداشتن یا نداشتن، مساله این است" از وبلاگ "درخت گلابی" را در ادامه این مطلب بخوانید.
خلاصه آنکه کاش به جای فرهنگ تغییر مداوم موبایل و تبدیل آن به یک وسیله تزئینی، بانک اطلاعات جوک و لطیفه و کلیپ های صوتی و یا تصویری، به آن به یک نگاه کاربردی  داشتیم و سعی می کردیم روی وجه های دسترسی دائمی، اطلاع رسانی، خدمات رسانی، تبادل مالی و .... فکر کنیم. فکر می کنم بد نیست سازمانها و شرکتهای بزرگ خصوصی و دولتی پیش قدم بشوند و به جای ارسال پیامهای تبلیغاتی صرف، از سایر امکانات این شبکه برای بهبود ارائه خدمات و توسعه فعالیتهای خود استفاده کنند.
همین!

Ali Vahed | 12:43 PM | Comment(s)(0)

تغییرات در شوراهای عالی تخصصی مرتبط با ICT

August 13, 2007 08:48 PM

در خبر ها آمده بود، شورای عالی اطلاع رسانی، شورای عالی فنآوری اطلاعات و ارتباطات، شورای عالی انفورماتیک و شورای عالی امنیت فضای تبادل اطلاعات کشور  با چندین شورای دیگر ادغام و تشکیل یک شورای جدید به عنوان شورای عالی آموزش، پژوهش و فنآوری را داده اند.
نمی دانم وظائف شوراهای قبلی (به طور مشخص شورای عالی اطلاع رسانی و شورای عالی انفورماتیک) اعم از طرح هایی مانند تکفا، رتبه بندی ها و .... چه می شود، که امیدوارم هر چه زودتر این قضایا شفاف شود تا هم کارفرمایان دولتی و هم شرکتهای کامپیوتری، تکلیف خود را مشخص کنند.


همین!

Ali Vahed | 08:48 PM | Comment(s)(0)

گام اول در تحقق دولت الکترونيک: ايجاد روابط عمومي الکترونيک؟ (بخش 2 )

July 29, 2007 01:18 PM

این نوشته در ادامه مطلب پیشین در مورد ایجاد سازمان و دولت الکترونیک از طریق فعال سازی بحث الکترونیک به این موضوع خواهد پرداخت که جایگاه یک روابط عمومی الکترونیک در یک سازمان الکترونیک کجاست.
در سازمانهای مدرن که به جای تفکیک فعالیت ها در قالب حوزه های عملکرد، به صورت فرآیند گرا ، سرویس گرا و یا نتیجه گرا فعالیت می کنند، دیگر بخشی انحصاری تحت عنوان روابط عمومی نخواهیم داشت که عهده دار اجرای همه فعالیت های زیر مجموعه بحث روابط عمومی باشد. بلکه روابط عمومی در قالب فرآیند هایی تقسیم می شود که در تمام حوزه های عملکردی سازمان گسترش می یابد و همه افراد و سیستمهای سازمان در آن در گیر خواهند شد از بالاترین مدیر ارشد تا پایین ترین نیروی اجرایی و عملیاتی. بدین ترتیب که چون سازمانی مشتری مدار ایجاد کرده ایم، همه فرآیند های سازمان در جهت ارائه سرویس مناسب به مشتری خواهند بود، لذا فرآیند های اطلاع رسانی و نیز نظرسنجی و ارزیابی رضایتمندی مشتری، در همه سازمان جاری بوده و همه بخش های سازمان به نوعی با آن درگیر خواهند بود. ساخت فرهنگ های سازمانی، تدوین شاخص های ارزیابی نظرات جامعه، ارتباط با رسانه ها، ارتباطات مردمی و  همه و همه فرآیندهایی خواهند بود گسترده در سطح کل سازمان که با توجه به نیاز فعال می گردند و بر اساس ورودی های خارجی و یا از طریق فرآیند های دیگر، خروجی های مد نظر سازمان را تولید خواهند کرد.
در این مجموعه فرآیند همه گیر، جایگاه واحد روابط عمومی، مدیر و کارشناسان روابط عمومی چیست؟ آیا باید بخش روابط عمومی  را تعطیل کرد؟

البته که پاسخ منفی است. در این سازمان مبتنی بر فرآیند و مشتری مدار، بخش روابط عمومی و پرسنل آن مالک (Owner) فرآیند های خاص روابط عمومی خواهند بود. به عبارت دیگر اگرچه اجرای بخش عمده ای از فرآیند ها در سازمان توزیع شده و یا با فرآیند های دیگر سازمانی درگیر شده است ولی مسؤولیت نظارت بر حسن اجرا، کنترل، همانند سازی فرآیند ها (Clonning)، مدیریت صف وظائف و اجرای برخی فرآیندهای تخصصی بر عهده روابط عمومی است، به شکلی که نحوه فعالیت های بخش روابط عمومی از اجرای صرف به سمت سیاست گذاری و کنترل اجرا سوق پیدا می کند.
در این مدل مدیران روابط عمومی با دراختیار داشتن یک پانل کنترل (Control Panel ) وضعیت فرآیند های مرتبط را مونیتور، کنترل و مدیریت می کنند و با در اختیار داشتن ابزارهایی برای مدیریت پروژه ها، مدیریت کار گروهی، بانک دانش روابط عمومي ، بانک های اطلاعاتی افراد و مستندات، ابزارهای اتوماسیون روابط عمومی و سیستمهای ارتباطات الکترونیک، اجرای فرآیندهای روابط عمومی را اثر بخش تر و کاراتر می نمایند.
در چنین سازمانهایی، کارکنان روابط عمومی ابتدا باید در درجه اول، مهارت های روابط عمومی الکترونیک (شامل اپراتوری مقدماتی تا پیشرفته کامپیوتر و ابزارهای وابسته به آن، بهره گیری از رسانه های دیجیتال و ....) را به خوبی فرابگیرند و سپس دانش خود را در ارتباط با نرم افزارهای تخصصی روابط عمومي افزایش دهند.
گرچند مشکل است بدون ایجاد یک سازمان الکترونیک، روابط عمومی الکترونیک کاملی ایجاد کرد، اما چنانچه در مطلب پیشین هم اشاره کردم، به سبب استقلال نسبی فرآیندهای اطلاع رسانی از سایر فعالیت های سازمان، می توان ابتدا بخشی از فعالیت های جاری روابط عمومي را الکترونيک نمود، سپس با گسترش تغییرات به درون سازمان و دریک بازگشت به یک روابط عمومي الکترونيک کامل و پويا دست یافت.
همین!

Ali Vahed | 01:18 PM | Comment(s)(0)

آیین نامه اجرایی روابط عمومی های کشور

July 23, 2007 02:25 PM

یک خبر:اولین آیین نامه جامع نحوه فعالیت ،‌وظایف و اختیارات روابط عمومی در تاریخ کشور ابلاغ شد. برای خواند اصل خبر اینجا را کلیک کنید.


یک نکته: خوشحالم که در تدوین این آیین نامه به چند نکته اشاره شده که دوتایش از نگاه من کامپیوتری مهم تر است: "مدیریت پایگاههای اطلاع رسانی الکترونیک دستگاه " و "افکار سنجی عمومی دستگاهی"

یک نظر:این اقدام را به فال نیک می گیرم و امیدوارم این گونه فعالیت ها، جایگاه روابط عمومی الکترونیک را در سازمانها ارتقاء بخشد.


همین!

Ali Vahed | 02:25 PM | Comment(s)(0)

اطلاع رساني الکترونيک، از ادعا تا واقعيت

July 23, 2007 01:31 PM

اگر هدف اطلاع رساني را ارائه درست اطلاعات صحيح به مخاطبان صحيح و در زمان مناسب دانست،  از زمينه هايي که کامپيوتر و بعد ها فنآوري اطلاعات و ارتباطات حضوري زودهنگام داشتند، همين فرآيند اطلاع رساني در سازمان هاست. اين زمينه به دليل اهميت از يکسو و به دليل مستقل بودن از فرآيند هاي جاري سازمانها بسيار مورد توجه قرار گرفته و راهکاري هاي مختلفي براي بهبود اين فرآيند ها درنظر گرفته شد. به همين دليل قدمت اين راهکار ها شايد بيشتر از ساير زمينه هاي ديگر باشد.
کاربردهاي ICT در اطلاع رساني  را مي توان در دو زمينه گروه بررسي نمود:
- بهبود بخشيدن و افزايش کارايي روشهاي سنتي و کلاسيک  اطلاع رساني: در اين گروه از کاربرد ها، هدف آن است که از ICT به شکلي استفاده کنيم که بدون تغيير در شيوه انتقال اطلاعات، فرآيند انجام امور را تسهيل کنيم. براي مثال اگر هدف آن است که از طريق بروشور يا نشريه اطلاعات منتشر شود، ماهيت نشريه يا بروشور کاغذي تغيير نمي کند بلکه نرم افزار ها و سخت افزارهايي طراحي شده اند که به تهيه و انتشار اين نشريات کمک مي کنند. يا اگر قرار است از طريق همايش يا نمايشگاهي اطلاع رساني صورت گيرد از کاربردهاي فنآوري اطلاعات در جهت بهبود برنامه ريزي و تسهيل اجراي آن همایش استفاده می شود.
-استفاده از کانالهالی اطلاع رسانی الکترونیک برای اطلاع رسانی: در این گروه، خود کانالهای الکترونیک، ابزاری می شوند برای انتقال اطلاعات به جامعه هدف آن. برای مثال وقتی تلفن همگانی شد، اطلاع رسانی از طریق تلفن هم رونق گرفت (مراکز تلفن و یا تلفن گویا) ، وقتی اینترنت رایج شد، ایجاد یک وب سایت و یا وبلاگ کمک می کرد بخشی از افراد مخاطب را از این طریق مطلع نمود، وقتی هم که موبایل و SMS آمد، سرویسهای ارسال پیام کوتاه روی موبایل مشترکین رایج شد، نرم افزارهای چند رسانه ای، وب کیوسک ها و به عبارتی کیوسک های اطلاع رسانی، بهره گیری از شبکه های بی سیم برای ارسال اطلاعات روی گوشی های موبایل و یک کامپیوترهای کوچک، ارسال پیام های تبلیغی و یا اطلاع رسانی از طریق پست الکترونیک، MMS ، پادکستینگ، ویدئو کنفرانس، رادیو و تلویزیون اینترنتی و ... از این جمله اند.

اما در ايران وضعيت چگونه است؟
در کشور به دليل آنکه ما وارد کننده تکنولوژي هستيم معمولا قبل از اينکه فرهنگ استفاده از يک ابزار نهادينه شود، آن ابزار مورد استفاده قرار مي گيرد. برای مثال با وجودیکه همیشه سرویسهای ارسال متن کوتاه (برای مثال روی پیجر ها) پیش از موبایل و ارتباط صوتی مطرح شده بود، اما در ایران SMS بعد از ارتباطات صوتی آمد و چنان همه گیر شد که مخابرات از این طریق درآمد زایی خوبی برای خودش ایجاد کرده است و برنامه های تلویزیونی بر سر تعداد SMS دریافتی مسابقه می گذارند. یا هنوز از وب سایت به آن شکل جدی که سالهاست در دنیا استفاده می شود بهره برداری نمی کنیم، بیشتر یک بروشور ایستا است که فقط از طریق وب عرضه شده است و گاهی اطلاعات از رده خارج در آن است.
این مشکل باعث می شود اطلاع رسانی ما نیز با مشکل مواجه باشد. نهاد های تبلیغاتی و یا روابط عمومی ها، همه به جای آنکه به صورت هوشمندانه و هدفمند از ابزارهای اطلاع رسانی الکترونیک (چه برای افزایش کارایی و چه برای بهبود اثر بخشی) بیشتر به شکل نمادین استفاده می کنند. اینکه فقط وب سایتی داشته باشند راضیشان می کند، اینکه فقط یک شماره تلفن گویا و یا یک شماره پیامگیر SMS داشته باشند برایشان کافی است و حداکثر چند ماه استفاده مفید می شود، بیشتر شبیه بچه هایی شده ایم که اسباب بازی جدید بیشتر از یک هفته راضی مان نمی کند و باید زود عوضش کنیم و یک چیز جدید تر بگیریم، بدون آنکه از قبلی خوب استفاده کرده باشیم.
مساله بعدی که در زمینه اطلاع رسانی در کشور با آن مواجه هستیم، ایستا بودن و غیر فعال بودن آن است. بدین معنی که حتی اگر اطلاعات به خوبی جمع آوری شوند و نسخه های الکترونیک آنها هم تهیه شوند، منتظر می مانیم مخاطب به ما مراجعه کند تا آن را به وی انتقال دهیم، برای مثال تلفن گويا، وب سایت و یا وبلاگ باید منتظر مخاطب بمانند. برایمان مهم نیست شماره تلفن گویا و یا پیام کوتاه خودمان را اعلام کنیم، مهم نیست فرآیند بهبود رتبه سایت در موتور های جستجو (SEO)را انجام دهیم، مهم نیست در فهرستهای مختلف وب سایت و یا وبلاگمان را درج کنیم و ....
حتی اگر همه اینکار ها هم انجام شود کافی نیست، برخی موارد باید خود سراغ مخاطب رفت و به صورت هدفند اطلاعاتی که حدس می زنیم مورد نیازش است را به وی بدهیم. از این تکنیک شاید در تبلیغات تجاری استفاده شده باشد اما روابط عمومی ها و سازمانهای خصوصی و یا دولتی ما هنوز از کاربردهای آن غافلند. اطلاع رسانی فعال را چه می دانم؟ آنکه مخاطب شناسی را انجام دهیم و برای هر مخاطب، پیام خاص خود را بفرستیم، برای مثال بازاریابی از طریق ایمیل، ارسال پیام های کوتاه ، یا فاکس و نامه پارامتریک برای مخاطب (به شکلی که برای هر مخاطب پیام خاص خودش تولید و برایش ارسال شود) ، ارسال پست مستقیم (Direct Mail) و ..... از جمله مکانیسم های اطلاع رسانی الکترونیک پویا است.
مساله دیگر در اطلاع رسانی داخلی عدم وجود یک روند ثابت است. برای مثال در یک دوره زمانی اطلاع رسانی به خوبی صورت می گیرد اما این امر تداوم و یک برنامه ریزی درست ندارد، مشخص است که باید در بازه های زمانی مختلف، اطلاع رسانی برای مخاطب صورت گیرد تا سطح آگاهی وی را در یک سطح خوبی نگه داریم. چاپ یک بروشور و ارسال یکباره کافی نیست،باید پیگیری کرد و ارتباط را با مخاطب حفظ کرد.
خلاصه آنکه اطلاع رسانی در یک نگرش عام و اطلاع رسانی الکترنیک در یک نگرش جدی تر هنوز در کشور ما در سطح یک "ادعا" مطرح است و عمق لازم را ندارد.
امیدوارم با تغییر نگرشی که در سطح روابط عمومی های کشور درجریان است، اهمیت اطلاع رسانی دیافت شود و راهکار مناسبی برای آن ایجاد شود/
همین!

Ali Vahed | 01:31 PM | Comment(s)(0)

هردم از این باغ ....

July 22, 2007 03:05 PM

مبارک است! در خبر ها آمده بود رتبه ایران در حوزه IT در بین 69 کشور جهان آخر است! واقعا که مبارک است! این موج را هم داریم از دست می دهیم، کی به فکر می افتیم؟...
همین!

Ali Vahed | 03:05 PM | Comment(s)(1)

خريد و فروش کارت هوشمند سوخت

July 4, 2007 08:56 PM

چند سال پيش به خاطر مسؤوليتي که به عنوان مشاور مديريت برنامه ريزي شرکت ملي پخش فرآورده هاي نفتي ايران در برخی طرح های فنآوری اطلاعات و ارتباطات داشتم ، شاهد شروع پروژه کارت هوشمند سوخت بودم. آن روزها دو راهکار به صورت موازي بررسي مي شد تا يکي انتخاب شود، اولي کوپني کردن بنزين و دومي کارت سوخت. که همانگونه که معلوم است، دومي انتخاب و اجرایی  شد و هم اکنون هم سهميه بندي آغاز شده است. يکي از مشکلاتي که به کوپن مطرح بود ايجاد بازار سياه و خريد و فروش کوپن هاي سوخت بود . که ايراد درستي است و پيش بيني شد که کارت سوخت اين مشکلات را بدین شکل ندارد. اما در همين چند روزي که از اجراي طرح سهميه بندي مي گذرد و تازه کارت به شکل جدي مورد استفاده قرار گرفته است، مشکلات متعددي از تقلب ها و سوء استفاده ها از سیستم نمایان شده است، از جمله موارد زیر که در این چند روزه در اخبار آمده بود:
- در برخی باجه های پست و اماکن دیگر بساط خرید و فروش کارت و سهمیه به راه است. در اخبار رادیو شنیدم که بین 80 تا 150 هزار تومان کارت خرید و فروش می شود.
- برخی کارگران و جایگاه داران از کارتهایی که در کارتخوان ها جامانده سوء استفاده کرده و بنزین زده و آن را آزاد فروخته اند.
-کارت هوشمند را با قیمتی نزدیک به 20 هزار تومان شارژ می کنند!
- یک نوع دزدی جدید باب شده که در جایگاه ها افرادی مترصد آن هستند که در حین بنزین زدن یک کارت را از داخل کارتخوان به سرقت ببرند!
-یادم می آید که زمانی که تلفن های کارتی راه اندازی شده بود، بچه هایی از دانشگاه حتی بیش از 20 روش می شناختند که با کارت تلفن بزنند ولی هزینه ای نپردازند! حال تصور کنید برای کارت مهمی مثل کارت هوشمند سوخت چه روشهایی پیدا خواهد شد(که احتمالا پیدا شده ولی من خبر ندارم، باور کنید)
-....

اینها را گفتم تا اشاره کنم به مطلب مهمی در مورد راه اندازی سیستمهای کامپیوتری با کاربر زیاد و متنوع.در نرم افزارهایی نظیر نرم افزارهای بانک، کارت هوشمند سوخت، وب سایت های پرطرفدار و یا مهم و مواردی از این دست، یک نکته که باید مورد توجه سازندگان قرار گیرد، همین مطلب است که راهکارهای مناسبی برای استحکام (کار در شرایط غیر عادی) ، ایمنی (صیانت از اطلاعات ) و امنیت (حفاظت از اطلاعات در مورد دسترسی های غیر مجاز) پیش بینی شود.
برخی از این راهکار ها در سطح نرم افزار و سخت افزار (منطقی و فیزیکی) و برخی در سطح کاربری و انسانی است. برای مثال در مورد کارت هوشمند سوخت علاوه بر این که باید راهکارهایی برای امنیت اطلاعات روی کارت، ایمنی و استحکام شبکه و امنیت سرور پیش بینی کرد، باید راهکارهای اجرایی برای کاهش آثار مخرب هم پیش بینی نمود. برای مثال اگر کارت کسی درجایگاه جا ماند و یا دزدیده شد، بتواند سریعا آن را از رده خارج و کارت جدید بگیرد. مانند سیم کارت موبایل که شما یک روزه می توانید آن را بسوزانید و تقاضای جدیدی بدهید، کاری که الان در مورد کارت هوشمند سوخت، سریع اجرا نمی شود، باید به پست مراجعه کرد و پس از طی زمان نسبتا طولانی اینکار را انجام داد، زمانی که در طی آن یک فرد ناباب می تواند کل سهمیه چهار ماهه شما را به یغما ببرد و شما را 4 ماه زمین گیر کند!
دقت کنیم که در طراحی و پیاده سازی نرم افزار ها، مخاطب و کاربر سیستم را هم جدی بگیریم و به آن فکر کنیم. در مورد سیستمهایی بدین اهمیت، مهم است که اگر پیش از اجرا پیش بینی لازم را نکرده ایم و یا مواردی پیش می آید که قابل کشف نبوده است، در فازهای آزمایشی، نواقص سیستم را کشف و در اصلاح آنها بکوشیم. منتظر می مانیم تا ببینیم مجریان طرح ملی کارت هوشمند سوخت در این مورد چه می کنند.
همین!

Ali Vahed | 08:56 PM | Comment(s)(4)

گام اول در تحقق دولت الکترونيک: ايجاد روابط عمومي الکترونيک؟ (بخش 1)

July 3, 2007 03:16 PM

پيشتر تعاريفي براي برخي اصطلاحات در حوزه فنآوري اطلاعات و ارتباطات ارائه کرده بودم، مفاهيمي نظير روابط عمومي الکترونيک (رجوع کنيد به 1و 2) و دولت الکترونيک (رجوع کنيد به 3)
امروز مي خواهم به اين پرسش پاسخ دهم که آيا مي توان ورود به حوزه دولت الکترونيک و سازمانهاي الکترونيک را از بحث روابط عمومي الکترونيک شروع کرد؟ قبلا در مطالبي اشاراتي داشته ام به اين مطلب و نوشته جديد شايد تکميل کننده آن مباحث باشد (رجوع کنيد به 4و 5)
اما قبل از ورود به بحث اصلي بگذاريد مختصر مطلبي را که امروز در جلسه اي در مورد آن صحبت کرديم بيان کنم تا اهميت پاسخگويي به اين سوال روشن شود. امروز جلسه کاري در مورد سيستم سروش در يکي از مجموعه هاي بزرگ سرمايه گذاري کشور داشتيم که به دليل اهميت بحث، در آن شخصا شرکت کردم. يکي از حضار، يکي از جهره هاي خوش فکر دانشگاهي و بنيانگذار و رئيس (فکر کنم سابق) يکي از دانشگاههاي کشور بود.بحثمان وارد حوزه روابط عمومي الکترونيک شد که ايشان جمله اي را بيان کردند که پسنديدم: "روابط عمومي موتور سازمان است" توضيح اينکه گوينده معتقد بود در يک سازمان فعال روابط عمومي است که مي تواند با تعريف درست شاخص ها و آمارها و بيان واقعيت هاي صحيح به صورت دو طرفه از سازمان به خارج از آن و از خارج به داخل سازمان نيروي محرکه و انگيزه لازم را براي حرکت سازمان ايجاد کند. اگر روابط عمومي قوي تر و هدفمند تر اقدام کند و اطلاعات را به درستي منتقل نمايد، حرکت سازمان تسهيل مي گردد.

با حرف ايشان تا حدود زيادي موافقم و معتقدم نه تنها يک روابط عمومي درست مي تواند موتور سازمان باشد، روابط عمومي الکترونيک نيز مي تواند بهانه و زمينه لازم براي ايجاد سازمانهاي الکترونيک و کسب و کار الکترونيک را هم فراهم کند. چرا؟ عرض مي کنم! ...
همانگونه که پيشتر گفته ام از استراتژي IPI به عنوان يک راهبرد مناسب در ايجاد تحول در سازمانها مي توان استفاده کرد. در اين راهبرد در سطح اول (اولين I يعني Information ) هدف اصلاح نظام گردش و تبادل اطلاعات در سازمانها است. با اصلاح کانالهاي صحيح براي نگهداري، پردازش و تبادل اطلاعات در درون سازمان و علي الخصوص با خارج از آن در مرحله اول فرآيند تغيير، چند نتيجه حاصل مي شود؟ اول آنکه توقع ارباب رجوع از سازمان بالا مي رود؟ چرا؟ چون خوب و درست و با شکلي نوين به وي اطلاعات داده ايم. پس حالا که مشاهده کرده که به خوبي مي توانيم براي وي به روش هاي الکترونيک اطلاع رساني کنيم اين توقع ايجاد مي شود که سرويس ها و خدمات سازمان را هم الکترونيک دريافت کند. دومين عامل تغيير نگرش کارکنان داخلي است. چون فرآيند هاي اطلاع رساني معمولا مستقل از فرآیند های جاری و عملیاتی سازمانها می باشند می توان آنها را به صورت مستقل از سایر فرآیند ها تغییر داد و به فرآیند های الکترونیک تبدیل نمود. بدین شکل کارکنان سازمان که در بخشهای دیگر و به صورت دستی و یا نیمه مکانیزه به فعالیت مشغول می باشند با نمونه سیستمها و راهکارهای الکترونیک در محیط کاری خود آشنا میشوند. علاوه بر آن کارکردن به این سیستمها دانش کاربران را بالاتر برده، سیستمهای خدماتی را راحت تر فرآ میگیرند.عامل سوم نیز تغییر نگرش مدیران است. یکی از مشکلات مدیریت سنتی ، ترس از شفاف سازی درون سیستمهاست و معمولا اطلاع رسانی درست را با فاش کردن اطلاعات محرمانه یکی می دانند. با راه اندازی سیستم های اطلاع رسانی، این تلقی تغییر کرده و با اطلاع از کاربردهای ICT در اشاعه اطلاعات، راحت تر پذیرای سیستمهای الکترونیک می گردند. مساله دیگر ایجاد فرهنگ سازمانی است. اینکه اطلاعات الکترونیک همان اعتبار و ارزش اطلاعات مکتوب را خواهند داشت.به این ترتیب مستندات الکترونیک در سازمانها جایگاه پیدا کرده و قابل قبول تر می گردند.
راهکارهاي عرضه االکترونيک اطلاعات به مخاطبان براي تحقق روابط عمومي الکترونيک را مي توان در ايجاد وب سايت هاي پويا و پرتال هاي سازماني، راه اندازي سيستمهاي تلفن گويا جهت اطلاع رسانی و پست صوتی، ايجاد سامانه هاي نظر سنجي تلفني و يا پيام کوتاه (SMS) ، ايجاد سيستمهاي جامع ارتباطات سازمان براي ارسال خودکار پيامهاي مختلف، فعال کردن وبلاگ سازماني ، استفاده از کيوسک هاي اطلاع رساني (يا وب کيوسک ها) و ارائه نشريات الکترونيک در قالب پست الکترونيک (email) يا لوح هاي فشرده چند رسانه اي (Multi Media CD ) جستجو کرد. بدين شکل که با راه اندازي درست اين سيستمها، مخاطبان سازمان را در طيف هاي مختلف و با سليقه هاي گوناگون و سطح سواد متفاوت، اطلاعات و اخبار کاناليزه شده سازمان مواجه خواهند شد و به مرور می توان سرویسها وخدماتی از سازمان را که می توان به صورت الکترونیک در اختیار آنها قرارداد نیز به این مجموعه افزود.
در گام های بعدی با اضلاح پردازش ها (P مخفف Process) فرآیندهای سازمانی اصلاح و بهبود خواهند یافت و در گام آخر (I آخر، مخففIntegration) فرآیند یکپارچه سازی سیستمها با هم و حرکت از سازمانهای عملکرد گرا، به فرآیند گرا و درنهایت نتیجه گرا دنبال می شود.
در پایان این راهبرد سازمان به شکل الکترونیک تبدیل شده و در قالب ماهیت دولتی یا خصوصی خود، دولت الکترونیک (e-Government) یا کسب و کار الکترونیک (e-Business) را ایجاد می کنند.
نکته مهم آنکه این گونه سازمانها در صورتی که با حجم زیادی از ارباب رجوع سر و کارداشته باشند خود می توانند سرآغاز توسعه فرهنگ ICT در بین کاربران خود و در نهایت مردم عادی نیز باشند. بدین شکل که برای اینکه ارباب رجوع از سرویسهای الکترونیک این سازمان استفاده کند لازم است حداقلی از دانش را داشته باشد و وقتی این دانش را پیدا کرد این توقع را از سایر سازمانهای مشابه نیز خواهد داشت که همینگونه به وی سرویس دهی نمایند. این حرکت در صورت تداوم می تواند جامعه الکترونیک (e-Society) و شهر های الکترونیک (e-City) ها را ایجاد نماید.
ادامه دارد ....
همین!

Ali Vahed | 03:16 PM | Comment(s)(1)

انباره داده ها (Datawarehouse)

March 31, 2007 10:43 AM

در اين نوشته، نگاهي خواهم داشت به مقدمات مفاهيم انبارکردن داده ها بدون ورود به بحث هاي تخصصي مرتبط تا در آينده بتوانم در مطلب مستقلي به مفهوم داده در سازمانهاي امروزي نگاهي داشته باشم علمي + تجربي.
 تعريف:
مي توان تعاريف مختلفي را براي  Datawarehouse:
1-  تعريف Ralhp Kimball از انباره داده : يک DW نسخه اي از داده هاي تراکنشي است که به صورت اختصاصي براي پرس و جو ها و گزارش گيري ،سازمان دهي شده است.
A data warehouse is a copy of transaction data specifically structured for querying and reporting.
گرچند به اين تعريف دو ايراد وارد است:که اولاً گاهي داده هايي که در يک DW ذخيره مي شوند ،غيرتراکنشي هستند . اگرچه معمولاً 95 تا 99 درصد داده ها تراکنشي هستند . ثانياً خروجي اصلي سيستم هاي  DW ، ليست گيري هاي فهرست وار (queries) در حجم کم و يا گزارش هاي اداري در حجم زياد هستند


2- اگر تعاريف زير برقرار باشد:
  داده  : حقحيقت قابل مشاهده ، فايل ضبط
  اطلاع : مجموعه سازماندهي شده از حقيقت ها ؛ داده هاي با ارتباط و هدف
  سيستم عملياتي : محيطي از داده ها و برنامه هاي لازم براي ادامه فعاليتهاي يک سازمان
  انبار داده ي اطلاعي :مجموعه اي از داده و برنامه ها، براي "تحليل " و "تصميم گيري "، جدا از سيستم عملياتي


يک انباره داده(DW)  معماري جداگانه اي است براي نگهداري داه هاي حساس تاريخي که اين داده ها از انبار داده هاي عملياتي به دست آمده اند و به صورتي قابل درک براي عمليات تحليل سازمان درآمده اند.


3- يک تعريف از W.H.INMON
يک DW مجموعه اي از اطلاعات يکپارچه که داراي قابليت آناليز کردن و استخراج داده ها (query)ميباشد
"repository of integrated information, available for querying and analysis "


بعضي از خصوصيات Data warehouse  ها از اين قرارند :
•يکپارچه بودن
•متغير با زمان
•غير فرار
•موضوع گرا (Subject-oriented)

تاريخچه:
بعد از رشد استفاده از TPS ها به عنوان سيستمهاي پرداش تراکنش در بخش هاي عملياتي سازمان، نياز جدي به سيستمهاي اطلاعاتي که بتوانند عمليات گزارش گيري را علي الخصوص در رده گزارشهاي مديريتي ساماندهي کنند احساس مي شد. علي الخصوص بوجود آمدن جزاير فنآوري، سيستمهايي که به صورت جد از هم فعاليت مي کرد و امکان تهيه گزارشات ترکيبي از اطلاعات سيستمهاي مختلف و انجام پرس و جو ها را مشکل و يا غير ممکن مي نمود. بنابراين حرکت به سمت سيستمهاي اطلاعات مديريت (Management Information System) و بويژه سيستمهاي گزارشگيري مديريتي (MRS:Management Reporting System) آغاز شد. اما مشکل آنجا بود که اين سيستمها به شدت به TPS ها وابسته بودند و داده هاشان اغلب يکي بود. اين باعث مي شد که تغيير يکي باعث انتشار تغييرات در همه سيستمها شود. از سوي ديگر ساختار داده اي مشابه، امکان تهيه گزارشات زماني و موضوعي را مشکل مي ساخت. اين شد که مدل جديدي از تفکر ايجاد شد به نام انباره داده ها

دلايل استفاده از DW ها :
1- تهيه گزارشات (Reports) و انجام پرس و جو هايي (Query) که نياز به عمليات ورودي/خروجي (IO) بسياري هستند: از اهداف سيستمهاي پردازش تراکنش (TPS:Transaction Processing System) آن است که گزارشات مورد نياز بخش هاي عملياتي و مديريتي را توليد کنند. تهيه اين گزارشات معمولا سخت و باحجم زياد IO همراه است و باعث کند شدن خود سيستمها مي گردد. بنابراين شرکت هاي تجاري به دنبال راهي هستند تا در کمترين زمان و با کمترين هزينه به سيستم هايي دست يابند که زمان پردازش تراکنش ها در آن ها قابل قبول باشد . بهترين راهکار استفاده از DW هايي بود که از منابع IO مجزايي براي گزارش گيري و انجام پرس و جو استفاده مي کردند.

2- استفاده از مدل هاي داده اي و يا تکنولوژي هاي سرور به منظور بالا بردن سرعت عمليات گزارش گيري و پرس و جو ها که سيستم هاي عادي پردازش تراکنش ها(TPS) براي آن ها مناسب نيست.
3- ايجاد محيطي براي براي تسهيل و آسان نمودن به دست آوردن گزارش ها و پرس و جو ها و يا ايجاد وسيله اي براي سرعت بخشيدن به عمليات گزارش گيري: اغلب مي توان DW اي ساخت که کاربراني باسطح آگاهي کمتر بتوانند گزارش ها و پرس و جوهاي ساده اي را تهيه کنند .
4- براي ايجاد انباري از داده هاي تصفيه شده ي سيستم هاي پردازش تراکنش ها (TPS)که مي توانند به طور پيوسته گزارش از آن تهيه نمود. اين انبار الزاماً احتياجي به ثابت بودت TPS ها ندارد :DW ها اين امکان را به شما مي دهند که داده ها را بدون تغيير دادن سيستم هاي پردازش تراکنش ها ،تصفيه کنند. (clean up) توجه کنيد که در برخي از پياده سازي ها ، DW ها به گونه اي هستند که در آن ها امکان يافتن اصلاحات انجام شده بر روي داده هاي DW و فرستادن feedback به TPS ها براي اعلام اين تغييرات ، وجود دارد. گاهي اوقات اين گونه رفتار کردن با تغييرات داده ها بامعناتر از اين است که تغييرات را به طور مستقيم بر روي خود TPS ها اعمال کنيم .
5- براي آن که بر اساس قواعد ، گزارش گيري و پژوهش را بر روي داده هايي که از چندين TPS مختلف مي آيند و يا از يک منبع داده اي خارجي مي آيند، يا اينکه داده هايي هستند که تنها براي گزارش گيري و انجام تحقيقات بايد ذخيره شوند ، تسهيل بخشيم:براي مدت زمان مديدي ، شرکت هايي که نياز به گزارش هايي بر پايه ي داده هاي چندين TPS مختلف ، داشتند ؛ مجبور بودند داده هاي هر TPS را بيرون کشيده ، سپس آن ها را مرتب نموده و در هم ادغام نمايند تا به داده ي چکيده اي برسند که مناسب گزارش گيري است .در بسياري از موارد اين روش مناسب است.اما در شرکت هايي که با حجم عظيمي از داده هايي مواجه هستند که مرتباً نياز به مرتب سازي و ادغام دارند ؛ در صورتي که نياز به گزارش گيري از داده هاي تصفيه شده ي TPS ها داشته باشيم ؛ DW ها کارايي بيشتري دارند.
6-براي ايجاد مخزني از داده هاي TPS ها ، که شامل داده هاي يک بازه ي زماني بسيار طولاني هستند وبه همين دليل کارايي کنترل آن ها توسط خود TPS پايين مي آيد . :داده هاي قديمي تر غالباً از يک TPS خالي مي شوند تا زمان پاسخ مورد انتظار دراين سيستم ها ، به راحتي کنترل شود .براي انجام تحقيقات و گزارش ها ممکن است داده هاي قديمي و داده هاي جاري مورد نياز باشند که در اين موارد استفاده از DW به علت مهم نبودن زمان انتظار براي پاسخ ، موثر خواهد بود.

روش کار:
در DW فرايندي داريم به نام ETL: Extract, Transform,Load که در طي آن داده ها از سيستمهاي پرادزش تراکنش استخراج مي شود (E) تغيير فرمت هاي لازم در آن صورت مي گيرد (T) و سپس در قالب داده اي جديد مناسب براي گزارشگيري آماده مي شود (L) پس از آن از طريق داده کاوي (Data Mining ) و مکانيزم هايي مانند OLAP پرس و جو ها ايجاد و گزارشات مورد نياز تهيه مي شود. (در مورد داده کاوي و ... در مطلبي در آينده مقدمه اي خواهم آورد)

اما ...
در اين نوشته همانگونه که گفتم قصد ورود به جزييات ندارم و هدفش مروري است بر کاربرد داده پردازي در سازمانها. بنابراين براي کسب اطلاعات بيشتر درمورد Data warehouse و بحث مهمي تحت عنوان معماري هاي مختلف DW به مطالب تخصصي مراجعه کنيد.

همين!

Ali Vahed | 10:43 AM | Comment(s)(6)

کتابخانه رقمی، Digital Library

November 26, 2006 07:03 PM

در این نوشته تعاریفی از کتابخانه های دیجیتال یا رقمی ، Digital Libraries ، ارائه خواهد شد. مفهومی که پاسخی است به کاستی های اینترنت در زمینه ارائه اطلاعات و خدمات.


* تعریف
تعاریف متعددی برای کتابخانه رقمی وجود دارد. این تعاریف بعضا بسیار درو از هم می باشند و تعریف استانداردی برای کتابخانه رقمی وجود ندارد. اما با این وجود یک خط مشترک بین همه این تعاریف تا کید بیش از حد آنان به منابع (resources) می باشد در حالیکه کمتر به مساله سرویسی (service) که آنها ارائه می کنند ، اشاره دارند .  از جمله این تعاریف می توان به تعریف زیر اشاره کرد :
"کتابخانه های رقمی سازمانهایی هستند که منابعی شامل کارمندان متخصص را دارا می باشند و وظیفه آنها   انتخاب، سازماندهی، پیشنهاد دهی عقلانی برای دسترسی ، توزیع کردن، محافظت از جامعیت و تضمین پایداری در طول زمان کارهای رقمی  می باشد و  بنابراین برای استفاده توسط یک جامعه تعریف شده و یا مجموعه ای از جوامع  به آسانی و با صرفه در دسترس می باشند."

جمع بندی14 تعریف ارائه شده در بین سالهای 1987 تا 1993 برای کتابخانه های دیجیتال در عبارات زیر خلاصه شده است :
-کتابخانه رقمی یک موجودیت منفرد نیست.
-کتابخانه رقمی به فنآوری نیاز دارد تا منابع کتابخانه ها و سرویس دهنده های اطلاعاتی خیلی زیادی را به هم متصل کند.
-شفاف بودن پیوند بین کتابخانه های رقمی و سرویس دهنده های اطلاعای زیاد برای کاربر استفاده کننده
-دسترسی همگانی به کتابخانه ها رقمی و سرویس دهنده های اطلاعاتی یک هدف است.
-کتابخانه های رقمی محدود به جانشینی اسناد نیستند، آنها به فراورده های رقمی توسعه پیدا کرده اند که نمی توان آنها را در قاب های چاپ شده نمایش داد و یا توزیع کرد.

همچنین در از بین 30 تعریف، ارائه شده برای کتابخانه رقمی بین سالهای 1991 تا 1994 ذکر شده این مطالب جلوه بیشتری دارد : "مخزنی از موجودیهای اطلاعاتی" ، "مخزنهای بزرگ اطلاعاتی" ، "پایگاه داده های برخط و تولیدات اطلاعاتی مختلف" ، "دستگاه دخیره سازی کامپیوتری که در آن مخازن اطلاعاتی قرار دارد"، "سیستمهای کتابخانه ای کامپیوتری و شبکه ای" ، "پایگاه داده های قابل دسترسی از طریق اینترنت"، "محصولات اطلاعاتی بر روی لوح فشرده "،"سرورهای پایگاه اطلاعات"، "کتابخانه هایی با کاتالوگهای برخط" و" مجموعه ای از اطلاعات کامپیوتری- پردازشی".
بدین ترتیب با توجه به جمع بندی این تعاریف، آمده است که:
" کتابخانه رقمی عموما به صورت مجموعه ای از اطلاعات کامپیوتری-پردازشی یا مخازنی برای چنین اطلاعاتی تعریف می گردد."
و در ادامه با محدود کردن تعریف فوق کتابخانه رقمی چنین تعریف شده است
"یک کتابخانه رقمی یک کتابخانه است که همه یا بخشی از مجموعه های اطلاعاتی خود را به عنوان جایگزین، مکمل و یا ضمیمه قالب های معمول چاپی و میکروفیلم هایی که هم اکنون مجموعه قالب کتابخانه می باشد را به صورت کامپیوتری نگهداری می کند. "


*تاریخچه
مفهوم کتابخانه های رقمی اولین بار در سال 1940 و توسط Vannevar Bush در مورد سیستم Memox به صورت شفاف تعریف شد. سیستم Memox یک کتابخانه رقمی مربوط به آینده بود. این سیستم چنین تصویر می شد : "یک دستگاه که یک فرد در آن همه کتابهایش ، دفاترش و ارتباطاتش را ذخیره می کند. این دستگاه به صورت مکانیکی می باشد بنابراین دسترسی به آن با سرعت و قابلیت انعطاف بسیار زیادی امکانپذیر است. " یک تصور در مورد گسترش این ایده آن است که این دستگاه بتواند از راه دور کار کند. اما در آن زمان ارتباط از راه دور نسبتا ابتدائی بود و همچنین به دلیل اینکه زمانی که Memox مطرح شد هنوز فن آوری ذخیره سازی رقمی مطرح نشده بود محتوای Memox روی میکروفیلم وجود داشت.

با دسترسی به کامپیوتر ها و توسعه انباره های رقمی و فن آوری ارتباطات ، کتابخانه های رقمی به صورت مبتنی بر کامپیوتر درآمدند.
در زمینه ایندکس گذاری مبتنی بر کامپیوتر براي اولین بار در دهه های 1950 و 1960 مطالعاتی صورت گرفت . برای مثال پروژه Intrex یک انباره اطلاعاتی و سیستم بازیابی بود که در دهه 1960 در MIT توسعه پیدا کرد. در آن زمان محققین اعتقاد داشتند که کتابخانه رقمی با دو نوع داده کار خواهد کرد : داده ذخیره شده به صورت رقمی و داده های تصویری ذخیره شده روی میکروفیلم.
در پروژه Intrex کتابخانه رقمی چنین تشریح شد : "کتابخانه منبع مرکزی یک شبکه انتقال اطلاعات است که در بین مجامع دانشگاهی توسعه خواهد یافت. دانشجویان و محققان این سیستم را نه تنها برای پیداکردن کتابها و مستندات در کتابخانه بلکه برای دسترسی به تمام منابع اطلاعاتی دانشگاهی از طریق شماره گیر تلفن، صفحه کلید تلگراف، صفحه نمایشهای شبیه تلویزیون و کپی های سریع استفاده نمایند. بدین ترتیب کاربران شبکه همانطور که با کتابخانه ارتباط دارند با یکدیگر نیز می توانند ارتباط داشته باشند و ترافیک اطلاعاتی شبکه بوسیله ابزار تقسیم اشتراک زمان کامپیوتری کنترل می شد. برای سرویس های راه دور نیز با اتصال به شبکه انتقال اطلاعات دانشگاه امکان دسترسی برای هر کابر در هر مکان فراهم می گردد. "

پیش بینی های قبل از سال 1970 کمی کهنه به نظر می رسد. در حالیکه ایده ای که در سال 1978 مطرح شد ایده ای بود که به تعاریف جدید نزدیکتر است. این ایده توسط Lancaster ارائه شده است. در این ایده اجتماعات بدون کاغذ (Paperless) و سیستم های الکترونیکی مطرح شده است.

با این وجود بدلایل فنی این رویاها تا دهه 1990 محقق نگردید. در این دهه توسعه اینترنت و world wide web (www) انگیزه ای را برای توسعه کتابخانه های رقمی مدرن فراهم آورد.
مردم بسیار زیادی web را برای بدست آوردن اطلاعات مورد نیازشان مورد جستجو قرار می دهند و در همان زمان که www با اضافه شدن میلیون ها صفحه در روز رشد می کند حجم زیادی از اطلاعات قابل بازیابی نیز در آن تولید می شود.
در این زمینه گفته شده است که : بازیابی اطلاعات روی اینترنت با پیدا کردن اطلاعات در یک کتابخانه متفاوت است زیرا اطلاعات اینترنتی فاقد سازماندهی و ساختاربندی مؤثر می باشند.
کتابخانه های رقمی روشی را برای سازماندهی روی web و آسان سازی بازیابی اطلاعات برای گروههای متفاوت کاربران فراهم می کنند.

در سال 1994 و با درک نقش حیاتی کتابخانه های رقمی ، کتابخانه کنگره پروژه ای را برای ایجاد یک کتابخانه رقمی ملی (NDL) آغاز کرد که بر پایه بیش از سی سال تلاش بنا شده بود. کتابخانه کنگره برنامه ریزی نمود که جهان برخط را در برنامه NDL خود در برگیرد. بنابراین برنامه ریزی شد که تعداد زیادی از مجموعه ها را رقمی کرده و برای استفاده برخط آماده نمایند.
پروژه مشهور دیگری که در سال 1994 اعلام شد DLI بود. این پروژه توسط NSF، NASA و DARPA پشتیبانی می شد. این پروژه بر ایجاد ابزارهایی برای گردآوری، ذخیره سازی و سازماندهی اطلاعات در قالب های رقمی و آماده کردن آنها برای جستجو ، بازیابی و پردازش از طریق شبکه های ارتباطی و ایجاد تمام اینها در یک قالب کاربر-پسند توجه داشت . در فاز یک این برنامه 6 پروژه بزرگ در زمینه کتابخانه رقمی در بین سالهای 1994تا 1998 انجام گردید. این پروژه ها بر توسعه زیربنای اطلاعات ملی (NII) و بر مشکلات تکنیکی آتی توجه داشتند. ادامه برنامه DLI از سال 1998 و در فاز 2 بیشتر بر روی همکاری و تعامل بین کتابخانه های رقمی و انسانها تاکید دارد.

مفهوم کتابخانه های رقمی از سیستم Memex تا DLI - Phase 2 تغییر نمود و امروزه ایده آل به صورت سیستم های انسان- محوری که قابلیت سرویس دهی به همه مردم در همه زمینه ها را دارا باشند، مطرح است .

رشد کتابخانه های رقمی در DLF در سه مرحله تقسیم شده است :
1-اولین مرحله : آرزو ها : Skunk work : کتابخانه رقمی جوان
2-دومین مرحله : پیچش پروژه ها در برنامه ها : کتابخانه رقمی بالغ
3-سومین مرحله : از همبستگی تا وابستگی : کتابخانه رقمی بزرگسال
این منبع شامل مطالعات موردی دقیقی بر روی کتابخانه های رقمی کالیفرنیا، دانشگاه های هاروارد، ایندیانا، نیویورک، میشیگان و ویرجیانا می باشد. این کتابخانه های رقمی در حال حاضر می باشند و بررسی آنها می تواند دیدگاههای مختلف در توسعه کتابخانه رقمی را روشن سازد. کتابخانه های رقمی دانشگاه ویرجیانا و میشگان دو تا از قدیمی ترین برنامه ها در آمریکا می باشند و در سوی دیگر کتابخانه رقمی دانشگاه نیویورک پروژه جدیدی است که هنوز حدود 2 الی 3 سال از شروع آن می گذرد. در این میان کتابخانه های رقمی دانشگاههای هاروارد و ایندیانا عمر متوسطی دارند. در این منبع ضمن مطالعه این کتابخانه ها ، آنها با یکدگیر مقایسه و طبقه بندی شده اند.

Ali Vahed | 07:03 PM | Comment(s)(6)

تجارت الکترونيک

April 5, 2005 05:40 PM

واژه ديگري که مايلم در ادامه سلسله مطالب مرتبط با تعريف واژه ها در فنآوري اطلاعات و ارتباطات  به آن بپردازم تجارت الکترونيک  e-Business مي باشد.
در کتاب "مدلهاي راهبردي و راهکارهاي تجارت در اينترنت" نوشته آقاي دکتر زرگر ، تجارت الکترونيک چنين تعريف شده است: "تمام ابعاد تجارت و فرآيند بازار را که بتوان با اينترنت و تکنولوژي وب انجام داد را تجارت الکترونيکي گويند." در کتاب "تجارت الکترونيک" نگاشته شده توسط آقايان دکتر سهيل سرمدي و دکتر وحيد رضا ميرابي با جمع آوري تعاريف متعدد در اين زمينه 6 تعريف زير براي تجارت الکترونيک آورده شده است:
"1- تمام ابعاد تجارت و فرآيند بازار را که بتوان با اينترنت و تکنولوژي وب انجام داد را تجارت الکترونيکي گويند. (برگرفته از کتاب اول)
2- به طور کلي واژه تجارت الکترونيک اشاره به معاملات الکترونيکي مي نمايد که از طريق شبکه هاي ارتباطي انجام مي پذيرد. ابتدا، خريدار يا مصرف کننده به جستجوي يک مغازه مجازي از طريق اينترنت مي پردازد و کالايي را از طريق وب يا پست الکترونيکي سفارش مي دهد و نهايتا کالا را تحويل مي گيرد.
3- تجارت الکترونيکي يعني انجام مبادلات تجاري در قالب الکترونيکي
4- کاربرد تکنولوژي اطلاعات در تجارت
5- تجارت الکترونيکي، مبادله الکترونيکي داده هاست. به طور خلاصه مي توان گفت که مبادله الکترونيکي داده ها عبارت از توليد، پردازش، کاربرد و تبادل اطلاعات و اسناد به شيوه هاي الکترونيکي و خودکار بين سيستمهاي کامپيوتري و بر اساس زبان مشترک و استانداردهاي مشخص و با کمترين دخالت عامل انساني. البته تجارت الکترونيک حيطه اي گسترده تر از مبادله الکترونيکي داده ها دارد و آن يک تحول و انقلاب در عرصه ارتباطات است.  تجارت الکترونيکي در ساده ترين تعريف عبارت از يافتن منابع، انجام بازاريابي، مذاکره کردن، سفارش، تحويل، پرداخت و ارائه خدمات پشتيباني است که به صورت الکترونيکي انجام مي شود. لذا تجارت الکترونيکي روشي است که بر اساس آن اطلاعات، محصولات و خدمات از طريق شبکه هاي ارتباطات کامپيوتري خريد و فروش مي شوند.
6- تجارت الکترونيک، انجام کليه فعاليتهاي تجاري با استفاده از شبکه هاي ارتباطي کامپيوتري ، بويژه اينترنت است. تجارت الکترونيک به نوعي تجارت بدون کاغذ است. بوسيله تجارت الکترونيک، تبادل اطلاعات خريد و فروش و اطلاعات لازم براي حمل و نقل کالاها با زحمت کمتر و تبادلات بانکي با شتاب بيشتر انجام خواهد شد. شرکتها براي ارتباط با يکديگر، محدوديت هاي فعلي را نخواهند داشت و ارتباط آنها با يکديگر ساده تر و سريعتر صورت مي گيرد. ارتباط فروشندگان با مشتريان مي تواند به صورت يک به يک با هر مشتري باشد البته با هزينه نه چندان زياد."


در همين کتاب سابقه تجارت الکترونيک را به سال 1970 و بهره گيري شرکتهاي بزرگ از تجارت الکترونيک بر مي گرداند.

و در نهايت آقاي دکتر زرگر مجددا در کتاب "اصول و مفاهيم فنآوري اطلاعات" تعاريف بيشتري را براي تجارت الکترونيک گردآوري کرده اند:
"1- تجارت الكترونيكي اجرا و هماهنگي فرآيندهاي حياتي سازمانهاي اقتصادي،از قبيل طراحي،تامين مواد و خدمات،توليد،فروش،اجراي سفارشات،ارايه خدمات از طريق بكارگيري حرفه اي رايانه ها و فن آوري ارتباطات و داده هاي ذخيره شده در رايانه هارا بر عهده دارد.
2- تجارت الكترونيكي شامل انجام هر كاري با فن آوري ارتباطات و اطلاعات (ICT)براي اجراي اهداف تجاري بين سازمانها يا سازمان و مصرف كننده است.
3- تجارت الكترونيكي همان بازرگاني الكترونيكي(EC)است. با اين تفاوت كه فرآيندهاي داخلي،از قبيل توليد،مديريت انبار،توسعه محصول،مديريت ريسك،مديريت سرمايه،مديريت دانش و منابع انساني هم در تجارت الكترونيكي پوشش داده مي شوند.
4- تجارت الكترونيكي تركيب پيچيده اي از فرآيندها ،سيستم هاي سازماني و زير ساختهاي ضروري سازماني براي ايجاد يك مدل تجاري سطح بالاست.
5- تجارت الكترونيكي بسيار فراتر از بازرگاني الكترونيكي است.تجارت الكترونيكي شامل تغيير در روشهاي سنتي اجراي عمليات سازمان،مديريت فرآيندهاي فيزيكي و ديجيتال و روش كاركرد پرسنل است.
6- از ديدگاه IBM،تجارت الكترونيكي يك نظريه امنيتي،تغييرپذيري و يكپارچگي را براي دستيابي به ارزش اقتصادي بيشترو بسيار متفاوت،از طريق تركيب سيستم هاو فرآيندهاي اصلي سازمان (يا Core business)با ساده كردن و دسترسي فراگيراز طريق فن آوري اينترنت،اجرا مي كند.
7- تجارت الكترونيكي درباره فن آوري اينترنت براي انتقال و تغيير روشهاي اجراي فرآيندهاي سازمان است. بارزترين فرم آن خريداز طريق شبكه-براي عمده فروشي و خرده فروشي-است.
8- به ساده ترين بيان،تجارت الكترونيكي استفاده ازفن آوريهاي اينترنت براي توسعه و تحول فرآيندهاي كليدي سازمان است.با اين ديدگاه،بيشتر شركتها به اين مهم پي برده و در حال انتقال از روشهاي سنتي به تجارت الكترونيكي هستند.
9- تجارت الكترونيكي هر گونه بكارگيري اينترنت در سطح تاكتيك يا استراژيك براي برقراري ارتباطات تجارت از نوع B2B،B2Cياهر مدل تجاري ديگر است.تجارت الكترونيكي در واقع راهي براي بهره وري بيشتر،سرعت،نوآوري وخلق ارزشهاي جديد در يك سازمان است. "
اما به واقع به کدام تعريف بيشتر مي توان بها داد. به نظر مي رسد همه تعاريف درست باشند اما تعريفي که تجارت الکترونيک را کاربرد فنآوري اطلاعات در تجارت مي داند بهترين تعريف است. حداقل مي توان گفت کاملترين تعريف است. چون گرچند همه به نوعي کاربردهاي فنآوري اطلاعات و ارتباطات را فهرست کرده اند، اما نمي توان اين کاربردها را منحصر کرد به صرف بهره گيري از شبکه و يا وب براي تبادل اطلاعات و يا خريد و فروش اينترنتي.
دقت شود، همانگونه که در مورد مفاهيم مشابهي نظير روابط عمومي الکترونيک ذکر شد، نمي توان فنآوري اطلاعات را با ابزارهاي آن يکي کرد. تنها بهره گيري صرف از يک ابزار، با داشتن تفکر سنتي نمي تواند راهگشا باشد. فنآوري اطلاعات و ارتباطات با تاثير گذاري عميق بر روي مفاهيم اين چنيني، هر چند باعث تغيير ماهيت آنها نمي شود باعث تغيير طرز تفکر ، شيوه هاي مديريت و روشهاي انجام کار مي شود.
به عبارت ديگر اينکه به جاي ارسال نامه معمولي ، email بزنيم کافي نيست. بلکه در ابتداي کار بايد فنآوري اطلاعات و ارتباطات روي روش تصميم گيري ما و اهميتي که به اطلاعات در تجارت مي دهيم بايستي تاثير بگذارد. در اين زمان است که با دانستن اهميت اطلاعات در داد و ستد امروزي، نگرش ها تغيير پيدا کرده و با بهره گيري مناسب از اطلاعات مي توان حتي با استفاده از ابزارهاي سنتي کسب سود مناسب را تضمين بخشيد.
بدين ترتيب در اولين کار بايستي مدلهايي اطلاعاتي و عملکردي (يا از ديدگاه ديگر مدلهاي شيء گرا) از زمينه تجارت بدست آيد. اين مدل ها را مي توان با استفاده از تکنيک هاي فنآوري اطلاعات بهبود بخشيد و هر جا لازم است اطلاعات را جمع آوري و نگهداري کرد. آنگاه با استفاده از سيستم هاي مختلف اطلاعات عمليات و پردازش تراکنش، داده هاي عملياتي را کنترل کرد و براي مديريت نيز از سيستمهاي اطلاعات مديريت بهره جست و با کمک سيستمهاي پشتيبان تصميم گيري و يا سيستمهاي راهبردي تصميم گيري ها را بهبود بخشيد.شبکه ها و اينترنت اينجا هستند که مي توانند به عنوان پلي براي ارتباط مستقيم مشتري با سيستم فراهم شود.
روش ديگر روش معکوس است، يعني اينکه اول لايه هاي رويي را ايجاد کرد و سپس با تاثيري که اين لايه ها در سيستم مي گذارند و با جمع آوري مناسب اطلاعات، سيستمهاي گزارش گيري مديريتي را فعال کرد.


منابع:
- دکتر محمود زرگر، مدلهاي راهبردي و راهکارهاي تجارت در اينترنت،انتشارات بهينه، 1380
-دکتر سهيل سرمد سعيدي و دکتر وحيد رضا ميرابي، تجارت الکترونيک، انتشارات پرسمان ، 1383
- دکتر محمد زرگر، اصول و مفاهيم فنآوري اطلاعات ، انتشارات بهينه، 1382

Ali Vahed | 05:40 PM | Comment(s)(0)

روابط عمومی الکترونیک 2

April 3, 2005 06:41 PM

به نظر می رسد فارغ از نامی که به این نوع روابط عمومی اطلاق می شود، محدود کردن کاربردهای فنآوری اطلاعات و ارتباطات در چند مورد خاص کار زیاد درستی نباشد.
برای باز شدن مطلب بد نیست مروری داشته باشیم بر این بحث که اصولا در روابط عمومی الکترونیک کدام وجه قالب است و به کدام وجه اولویت بیشتری می دهیم: روابط عمومی یا فنآوری اطلاعات.
آیا می توان اینگونه عنوان کرد که روابط عمومی الکترونیک، حرکتی است در فنآوری اطلاعات و ارتباطات برای توسعه کاربردهایش و یا به شکل دیگر روابط عمومی الکترونیک را نوعی استفاده مناسب بدانیم از ICT. مشابه این بحث را در زمینه های مختلف دیگر نیز می توان پیدا کرد. مفاهیمی نظیر کاربردهای کامپیوتر در مهندسی ، کاربردهای کامپیوتر در طراحی (CAD) و یا تجارت الکترونیک (eCommerce).
به جرات می توان گفت که در نرم افزار آن چیزی که شاید در هنر داشته باشیم تحت این عنوان که "هنر برای هنر" که یک نوع هنر مجرد و بدون ارتباط با سایرین را مطرح می کند را کمتر می توان یافت. نرم افزار ماهیتا در کاربردهایش در علوم مختلف معنا می دهد. توسعه نرم افزار و استفاده از IT نیز به همین شکل. زمانی نرم افزار رسالت واقعی خود را انجام داده است که در خدمت یک کاربرد بوده و باعث بهبود انجام یک فرایند گردد.
به نظر من در روابط عمومی الکترونیک وجه قالب تر را باید به روابط عمومی داد. در عین حال نباید کاربردهای فنآوری اطلاعات را محدود کرد به چند شاخه خاص. استفاده از IT در روابط عمومی (چنانچه فکر می کنم نظر امیر هم همین باشد) باعث قلب ماهیت روابط عمومی نمی شود. بلکه باعث می شود فرآیند های جاری روابط عمومی ها بهتر، کاراتر، کم هزینه تر و یا پویا تر انجام پذیرد.
بدین ترتیب به نظر می رسد که هدایت یک روابط عمومی به سمت روابط عمومی الکترونیک را نه به عهده یک کارشناس فنآوری اطلاعات و ارتباطات، بلکه به یک متخصص علوم ارتباطات و روابط عمومی باید سپرد، متخصصی که ضمن اطلاع مناسب از زمینه تخصصی خود، ذهنی مدل ساز و ساختیافته داشته باشد تا بتواند نیازهای خود را به صورتی مدون بیان کند تا با بهره گیری از متخصصان ICT ، راه حلی مناسب از میان راه حل های مختلف موجود برای آن نیاز مطرح شده و جنبه واقعی به خود گیرد.
اما چگونه می توان به چنین جایگاهی از شناخت رسید که بتوان نیازهای روابط عمومی ها را در این دیدگاه مطرح کرد و به آن پاسخ داد.
به نظر می رسد تشکیل گروه های کاری (نظیر آنچه گروه نرم افزاری روابط عمومی الکترونیک : ePRSoft سعی دارد به آن برسد و یا به قول امیر کلیک اول آن را بزند!) متشکل از افراد صاحب فکر و مجرب در روابط عمومی با کارشناسان IT می تواند راهگشا باشد. گروه هایی که با تولید محتوی و انتشار اطلاعات تخصصی در این زمینه مبانی تئوری این بحث را تشکیل داده، سپس سیستم ها و راه حل های عملی برای آن ارائه نمایند.
از سوی دیگر ارائه یک مدل و یا معماری مشخص، صریح، شفاف، پویا و به اندازه کافی عمومی و استاندارد از روابط عمومی و اطلاعات آن می تواند به عنوان گامی موثر در تحقق شعار ایجاد روابط عمومی الکترونیک باشد. این مدل با مشخص کردن معماری اطلاعات، گردش اطلاعات در سازمان، مورد های کاربری و شرح عملکرد فرآیند های روابط عمومی زمینه را برای توسعه کاربردهای ICT در روابط عمومی فراهم می کند.
از سوی دیگر نیز با همکاری متخصصان روابط عمومی و فنآوری اطلاعات و ارتباطات و با مبنا قرادادن مدلی که از روابط عمومی بدست آمده است، می توان به استاندارد سازی و جامعیت بخشیدن به خدمات و نرم افزارها و سخت افزارهایی که در مدل نهایی می توانند به سود روابط عمومی ها باشند اقدام کرد. بحثی که شاید اجرای آن به سادگی عنوان کردن نام آن نباشد ، اما در صورت اجرا باعث پیمودن شدن نیمی از راه در تشکیل روابط عمومی الکترونیک گردد.
بازهم در این مورد خواهم نوشت....
همین!

Ali Vahed | 06:41 PM | Comment(s)(0)

روابط عمومي الکترونيک

March 4, 2005 11:24 AM

امروز به بهانه حضور موفق در نمايشگاه توانمندي هاي روابط عمومي در قالب گروه نرم افزاري روابط عمومي الکترونيک (ePRSoft) بد نديدم دومين واژه براي بحث را از ميان واژه هاي مختلف، "روابط عمومي الکترونيک" يا e Public Relations انتخاب کنم.
امير در وبلاگ خودش روش شناسي ورود به اين بحث را از ديدگاه خودش (روابط عمومي و علوم ارتباطات) مورد بحث قرارداده است. اما من مي خواهم از زاويه ديگري و با نگرش فنآوري اطلاعات به اين بحث وارد شوم! لازم به ذکر است صحبت در زمينه روابط عمومي الکترونيک به سادگي صحبت در زمينه دولت الکترونيک و يا تجارت الکترونيک و ... نيست. دليل آن هم تعدد صاحب نظران و بحث هاي اساسي است که در اين زمينه وجود دارد. ePR بحثي است داغ براي گفتگو و مرد ميدان و يا سر سبز مي خواهد براي ورود به آن!!
در ابتدا لازم است دو واژه تعريف گردند: اول سيستم و دوم روابط عمومي با ديدگاه سيستماتيک.سيستم :

سيستم مجموعه اي منظم از اجزاء به هم پيوسته است که براي رسيدن به يک هدف خاص با يکديگر در تعامل مي باشند. مي توان گفت که سيستم چهار جزء اصلي دارد: ورودي،خروجي، پردازش و کنترل.
بدين ترتيب مي توان روابط عمومي و جايگاه آن را مورد بررسي قرارداد. روابط عمومي يک واسط (Interface) بين سازمان کاري و مخاطبان خود مي باشد. در يک روابط عمومي مانند هر سيستم ديگر (به طور خاص هر سيستم اطلاعاتي ديگر (IS:Information System)) چهار جزء اصلي را دارد. ورودي روابط عمومي ها را اطلاعات درون سازمان، اخبار رسانه هاي مختلف و نظرات کارمندان و مخاطبان آن سازمان مي باشد. خروجي روابط عمومي نيز مجموعه اطلاعات و اخباري است که بايد به بيرون از سازمان کاري (و يا به کاربران آن) منتقل شود. پردازش هايي که روي اين اطلاعات صورت مي گيرد شامل پالايش اطلاعات و طبقه بندي آن و کنترل هاي آن سياست هاي سازمان و بازخورد نظرات مخاطبين مي باشد. با اين ديدگاه روابط عمومي يک سازمان صرفا بخش و يا واحد روابط عمومي آن سازمان نيست. بلکه هر فرد، گروه و يا سيستمي که با مخاطبين بيروني خود براي تحقق اهداف سازمان تلاش مي کند يک روابط عمومي است و شايد بتوان بخش يا اداره روابط عمومي را به عنوان مدير و ناظر اين فرآيند انتخاب نمود.
به عبارت ديگر در يک روابط عمومي بر اساس سياست هاي سازمان (کنترل) اطلاعات از منابع مختلف جمع آوري مي شود (ورودي) آماده شده (پردازش) و به مخاطب منتقل مي شود (خروجي). به اين شکل پرسش مطرح در روابط عمومي آن است که بدانيم چه اطلاعي را به چه شکلي و در چه زماني به چه کسي و به چه شکلي منتقل کنيم!؟ پرسش سختي است انصافا!
در روابط عمومي هاي سنتي اين پرسش ها به صورت تجربي پاسخ داده مي شود. بنابراين ممکن است به هرکدام از اين پرسش ها پاسخ درستي داده نشود. اين که روابط عمومي بر اساس سياست ها که مي تواند مشتري مداري، تکريم ارباب رجوع ، سودآوري و يا هر چيز ديگر درست عمل کند و اطلاعات درستي را به شخص درست منتقل کند باعث موفقيت روابط عمومي در گام اول و در مرحله بعد تحقق اهداف سازمان در گام بعد مي باشد. به نظر مي رسد روابط عمومي توانمند روابط عمومي است که بتواند اين کار را به درستي انجام دهد.
حال بپردازيم به بحث روابط عمومي الکترونيک:

روابط عمومي الکترونيک به منزله استفاده صرف از ابزارهاي الکترونيک براي انتقال اطلاعات نيست! اين نکته است که به طور موکد روي آن تاکيد مي کنم. روابط عمومي الکترونيک به نظر من، با بهره گيري مناسب از فنآوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) ، طبقه بندي مناسبي از اطلاعات را ايجاد مي کند و نظام جمع آوري، گردش و پردازش، ارائه و در نهايت دريافت بازخورد (feedback) را به بهترين شکل ممکن، (سريع، دقيق، آسان و عاري از خطا) انجام مي دهد. بنابراين رسانه هاي قديمي و يا اشکال قديمي ارائه اطلاعات (مانند کتاب، جزوه، بروشور، مجله، خبرهاي مکتوب و يا صوتي و تصويري، کاتالوگ و يا همايش ها، نمايشگاه ها و ... هر کدام از ابزارهاي قبلي روابط عمومي) نيز در روابط عمومي الکترونيک جايگاه دارند.
به عبارت ديگر در يک روابط عمومي الکترونيک يک پايگاه دانش (knowledge base) از کليه اطلاعات که پيشتر در يک معماري نظام يافته اند نگهداري مي شود. از سوي ديگر مخاطبين اين اطلاعات شناسايي و طبقه بندي مي شوند. براي هر مخاطب بايستي از ابزار خاص خود استفاده کرد و اطلاعات را منتقل نمود. براي مثال براي مخاطبيني که سطح سواد بالاتري دارند مي توان با راه اندازي يک وب سايت پويا، براي مخاطبين عام از طريق جرايد و يا تلفن گويا استفاده کرد. براي مخاطبين محدود در يک بازه زماني خاص از طريق جشنواره و يا همايش و يا .... عمل کرد و ....
از سوي ديگر نوع اطلاعات نيز در انتخاب کانال و يا ابزار ارائه مهم مي باشند. براي مثال اطلاعات آماري و جزيي را از طريق وب سايت و يا بروشورهاي تفصيلي بهتر مي توان ارائه نمود. در حاليکه در تلفن گويا بايد اطلاعات مختصر و کاربردي ارائه گردد و يا در روزنامه ها و جرايد بايد با توجه به نوع مخاطب آن جريده , اطلاعات مختصر و مهم و عام ارائه گردد.
بدين ترتيب روابط عمومي فقط يک واسط ساده و ايستا نيست. فقط وظيفه ارائه اطلاعات را ندارد. بلکه روابط عمومي به عنوان يک واسط پويا خود تشخيص مي دهد که اطلاعات را چگونه و براي چه کسي و از چه طريقي ارائه کند. فرهنگ سازي نمايد و بر اساس سياست هاي تعيين شده جلب مخاطب نموده و يا رضايتمندي مخاطبين را بالا ببرد و از طريق دريافت نظرات و جمع آوري اطلاعات از داخل و خارج سازمان تاثير فعاليت هاي خود و سازمان مطبوعش را در محيط اندازه گيري و جهت حرکت خود را بهبود بخشد.بنابراين روابط عمومي الکترونيک با اصلاح روشها و بهره گيري از ابزارهاي نوين مي کوشد که نقش خود را در بهبود فرآيند هاي اطلاع رساني و جلب اطلاعات پررنگ تر نمايد.

درخاتمه ....
روابط عمومي الکترونيک، گام اول است در جهت ايجاد سازمان الکترونيک و درنهايت دولت الکترونيک. روابط عمومي با توجه به ماهيت اطلاعاتي خود، جايگاه مناسبي است براي استفاده از تکنيک ها، ابزارها و روشهاي فنآوري اطلاعات و ارتباطات که متاسفانه امروزه کمتر از آن بهره مناسب مي برد. دليل آن به مهجور بودن روابط عمومي در سازمانها (عدم مهم شمردن آن به اندازه کافي)، عدم دانش مديران و کارمندان روابط عمومي ها و يا بخش نامه اي بودن فعاليت هاست. به دليل کار زياد با روابط عمومي ها اغلب مشاهده مي کنم که در روابط عمومي ها به جاي استفاده از ابزارهايي نظير وب سايت و يا تلفن گويا براي ارتباط با مخاطب، اين ابزارها صرفا براي رفع تکليف و انجام بخشنامه خريداري و استفاده مي شوند و حتي مشاهده مي شود که کارمندان روابط عمومي پشت اين رسانه ها مخفي مي شوند به جاي اين که از آن استفاده مناسب بنمايند.
این مطلب یک مقدمه است در این بحث،باز هم در اين مورد خواهم نوشت....


همين!

Ali Vahed | 11:24 AM | Comment(s)(0)

دولت الكترونيك

February 19, 2005 01:12 PM

در اين روزها همه جا صحبت از دولت الكترونيك، روابط عمومي الكترونيك ، تجارت الكترونيك و ..... هر چيزي است كه به انتهاي آن يك الكترونيك چسبانيده اند! جالب آنكه از اغلب كساني كه اين واژه ها را به كار مي برند سوال كنيم كه تعريف هر كدام چيست؟ يا جوابي نمي گيريم و يا جوابهاي متناقض گرفته مي شود. در حد توانم سعي مي كنم براي اين واژه ها تعريفي بيان كنم كه به واقعيت مطلب نزديك تر باشد.


اولين واژه دولت الكترونيك و يا eGovernment:


دولت الکترونیک استفاده از فنآوري اطلاعات و ارتباطات براي ‌ایجاد تحول در ساختار عملكردي دولتها می باشد. دولت الکترونيک بر خلاف رويکردی که در بسياری از کشورهای در حال توسعه و به ويژه خاورميانه مشاهده می شود دادن رايانه به مقامات و کارمندان، اتوماتيک کردن رويه های عملی قديمی يا صرفاٌ ارائه الکترونیک اطلاعات نهادها و وزارتخانه ها يا ايجاد وب سايت های وزارتخانه ای نيست. بلكه دولت الکترونيک عبارت است از متحول کردن دولت و فرايند كشورداري از طريق قابل دسترس تر، کارآمدتر و پاسخگوتر کردن آن و ارائه اطلاعات و خدمات به شهروندان و ساير نهادهاي دولتي با استفاده از فنآوری اطلاعات و ارتباطات (ICT).


همين!

Ali Vahed | 01:12 PM | Comment(s)(4)