خانه > حرفه: مهندس نرم افزار > دیگر نمی خواهم برنامه بنویسم!

دیگر نمی خواهم برنامه بنویسم!

این جمله را یکی از برنامه نویسان با سابقه و خوبمان به من گفته و می خواهد ظرف چند ماه آینده کلا قید برنامه نویسی را بزند و شغل دیگری پیدا کند. توجیهات به نظر درستی هم دارد.
می گوید یک راننده تاکسی،یک سرویس دهنده آسانسور، یک آرایشگر زنانه، یک نقاش ساختمانی، یک دلال ماشین، یک کپی کننده نرم افزارهای Crack شده، یک فیلم فروش خیابانی یک … همه اینها درآمد بیشتری از من دارند، تازه استرس کمتری هم دارند، زندگی راحت تری هم دارند و از این شتاب و سرعت کارما فارغ هستند. می گوید فرصت شروع مجدد دارد برایش می گذرد و می خواهد از نو شروع کند. می گوید بیشترین حقوقی که از حقوق برنامه نویسی-فارغ از هر شرکتی-  در می آورم با درآمد کسی که از راه خرید و فروش کسب می کند برابر نیست. راست می گوید…
از یکسو نمی دانم پاسخش را چگونه بگویم که می بینم در مقایسه عدد و رقم درست می گوید. بعد از این هم درس خواندن، بعد از این همه یادگرفتن، بعد از این همه کیبورد صدتا یک غاز زدن، از یک سرویس کار کولر حقوق ساعتیش کمتر است. راست می گوید وقتی کار یک مهندس نرم افزار آنقدر دشوار است و بعد نتیجه کارش به قیمت واقعی فروش نمی رود. راست می گوید از اینکه آن که بدون استرس های مرگ آور تولید، فقط یک خدمت را روزها و سالها تکرار کند یا از این دست بگیرد و از آن دست بفروشد زندگی راحت تری دارد.

از یکسو می گویم ایا کسی که یک عمر به یک کار مشغول بوده در کار دیگری که باید از صفر شروع کند موفق خواهد شد؟ آیا این هدر دادن عمر نیست فراموش کردن هر تجربه ای که داشته ای؟ ایا این ظلم به خود نیست رها کردن کاری که دوست داری و انجام کاری که دوست نداری؟ آیا نباید ریسک های کارهای دیگر را هم به حساب آورد که هر کاری سختی خودش را دارد؟ ایا نباید انتظار داشت با واقعی شدن قیمت نرم افزار،روزی وضعیت برنامه نویسان وطنی هم با برنامه نویسان در شرکتهای خارجی قابل رقابت بشود؟ ایا نمی شود این اعتقاد قدیمی ها را پذیرفت که آدمها رزق و روزی مشخصی دارند و فرقی نمی کند چه کاری  را انجام دهند؟

شما جای من بودید چه پاسخی به او می دادید و چگونه او را راضی می کردید که هر چه ساخته را خراب نکند؟

همین!

پی نوشت: وبلاگ رادمان چند روزی به دلیل مشکلات میزبانی از دسترس خارج شده بود، بدینوسیله از همه دوستانی که در این چند روز پس از مراجعه به وبلاگ با صفحه خطا روبرو شدند عذرخواهی می کنم، تا لحظه نگارش این مطلب نیز به دلایلی که برای نگارنده نا معلوم است، در عین اینکه صفحات داخلی و تک تک نوشته ها و آرشیوها و نیز فید وبلاگ بدون خطا می باشند، صفحه اول وبلاگ قابل مشاهده نمی باشد!

  1. ۶ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۴:۳۲ | #1

    راستش فکر میکنم جوابش پیش خود ماهاست!!میلیونر ترین ادم های این کره ی خاکی،تو کار کامیپوتر و اکثرا برنامه نویسن!!حتی وبلاگ نویسی هم داره پول در میاره و مثلا سایت انگجت چند روز پیش اگهی استخدام نویسنده ی تمام وقت داده بود!!
    چرا اونا پول در میارن و ما هیچی؟! چون بازار هست!!
    چون مردم به فکر هستن و مواظب!!وقتی یه برنامه رو میخره ۵۰ دلار،اون ۵۰ دلار برا یه ادم نیست!!درامد ده ها نفر در ماه رو تشکیل میده!!شاید صد ها نفر رو…گوگل،ماکروسافت،ادوبی،فیس بوق!تویتر،سیمانتک،ایست و نورتون و هزاران شرکت دیگه که کد نویس استخدام میکنن!!
    دلیلش اینه که چیزی به اسم کپی رایت و ارزش واقعی وجود داره…
    وقتی من میرم تو خیابون،کل کلکسیون نیم میلیون دلاری ادوبی رو همراه چندین گیگ فایل های امادش میگیرم و میارم خونه اونم به قیمت ۲۰۰۰ تومن،باید هم کد نویس ها و متخصصین کامیپوتری کشورم هم اینجوری باشن!!!
    راستش من نگران کارمند شما نیستم!! نگران خودم هستم که ۱ سال دیگه مدرکم رو میگیرم و قراره بشینم همین جایی که بقیه نشستن!!
    اخرش هیچی نیست!راه تاریکه و هوا سرد!

  2. ۶ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۴:۳۷ | #2

    @senaps
    مشکل فقط کپی رایت نیست گرچه این مساله بسیار حیاتی است.
    مشکل جای دیگری است.
    مشکل اصلی به نظر من آن است که شما در ایران از شغل های کاذب بیشتر از شغل های واقعی و تولیدی درآمد کسب می کنید.
    وقتی دلالی اینقدر شغل محبوبی است، وقتی ما حتی دسته بیل و یا نمی دانم سنگ قبر را هم وارد می کنیم، وقتی می شود از روی سادگی مردم و یا خلاء قانونی به درآمد های هنگفت دست پیدا کرد، وقتی داشتن رانت عامل اصلی موفقیت برخی کسب و کار هاست، این شکلی است که یک برنامه نویس در مقایسه با سایر دوستانش که در حرفه های دیگر هستند باید هم احساس عقب افتادن از جنبه مالی پیدا کند .
    همین!

  3. رسول
    ۶ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۶:۰۴ | #3

    چند روز پیش مشغول گشتن در اینتر برای پیدا کردن پروژه بودم. به یک شرکت برخوردم که نوشته بود نماینده فلان شرکت اروپایی و جالب این که نرم افراری که خواسته بود اصلا به درد بازار ایران نمی خورد. من قبلا هم چنین چیزی دیده بودم.

    چیزی که به نظرم من رسید این بودکه این شرکت ها با تولید نرم افزارها در کشور های با حقوق کم برای آنها مثل ایران – هند و … سعی می کنند سود آوری خودشان را ببرند بالا. خوب چرا شرکت های داخلی ما با رفتن به بازارهای خارج از کشور این سود را بدست نمیارند. مسلما با توجه به ارزش پل ایران نسبت به دلار و یورو من فکر می کنم شرکت های ما می توانند توی این بازار وارد بشوند. ارزش و قت و هزینه را هم دارد. خوب وقتی درآمد یک شرکت افزایش پیدا کند مسلما درآمد کارمندان آن هم افزایش پیدا میکنه.
    دومین چیزی که به نظر من میرسه حضور در عرصه های جدید هست. اکثر شرکت های ما دارند روی چیزهایی کار می کنند که شده روتین. چرا به سمت ایده های جدید نمی روند. تولیدات شرکت های نرم افزار شده محدود به نرم افزارهای دیتابیسی در حالی که زمینه های مربوط به هوش مصنوعی و کنترل های صنعتی در آمد خیلی خوبی را می تواند برای یک شرکت به ارمفان بیاره.
    یک مثال بزنم: چرا روی زمینه هایی مثل کنترل رطوبت خاک و آبیاری خودکار کار نمیشه. فکر نمیکنم بیشتر از ۱ سال کار داشته باشه. ولی خوب بعدش می تواند بازدهی خوبی داشته باشه.
    خوب البته من با بازار آشنایی ندارم و شاید هم از دید شما بازار این محصولات فراهم نیست.

  4. ۶ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۶:۴۱ | #4

    @رسول
    مساله بالا مساله شرکت نیست، فرد است.
    بگذار یک کم شفاف تر صحبت کنیم. فکر می کنم متوسط حقوق یک برنامه نویس خوب دیگر بیش از ماهی دو میلیون تومان نباشد! درست است؟
    جایی خواندم(مصاحبه رئیس نظام وظیفه بود فکر کنم) که یک نفر از طریق فروش یک CD جعلی معافیت به درآمد روزی ۱۰ میلیون تومان دست پیدا کرده است (دقت کنید روزانه ۱۰ میلیون تومان)!
    این دو عدد اصلا قابل مقایسه نیست! ضمن اینکه دردسری که یک برنامه نویس برای به روزنگهداشتن خودش و زحمت تولید می کشد با صرفا تکثیر CD قابل مقایسه نیست.
    در مورد بازاهای جدید هم حرفت را قبول دارم و خودم هم کم در این وبلاگ در این مورد ننوشته ام. مشکل آن است که برخی بازارهای جدیدی خیلی کوچکند و شاید فروش در آنها کفاف هزینه های تولید را ندهد. مثلا در مورد همان سیستم کنترل رطوبت و آبیاری خاک، فکر می کنی آیا می توان یک بازار هدف خوب برای آن ایجاد کرد؟ آیا سرمایه گذاری یکساله برای این بازار هدف، که احتمالا یا به شکل غیرکامپیوتری مدیریت می شود و یا مستقیما از سخت افزارهای فرنگی استفاده می کند که جایگزین کردن آنها دشوار است کار درستی است؟ نمی دانم!
    به هر حال برگردیم به مساله آن برنامه نویس!
    من به او گفته ام در اگر می خواهد زمینه برنامه نویسی را رها کند باید سراغ کاری برود که مثلا بالای ۴ میلیون در ماه برای وی درآمد داشته باشد وگرنه بدون تغییر شغل هم می تواند درآمدش را افزایش دهد. مشکل آنجاست که در شغل های کاذب پیدا کردن آن درآمد آسان است و در برنامه نویسی افزایش درآمد تا آن سقف بسیار مشکل.
    همین!

  5. فرید
    ۶ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۳:۱۹ | #5

    سلام
    همان طور که دوستان گفتند برنامه نویسی و تولید و توسعه نرم افزار اگر پولسازترین شغل در جهان نباشد، مطمئنا یکی از پولسازترین شغل ها هست، کما اینکه ثروتمند ترین ( وقابل احترام ترین ) شرکت های دنیا، نه شرکت های نفتی بزرگ – نه شرکت های خودروسازی غول پیکر، نه ….. هستند، بلکه آنها شرکت های کامپیوتری و عموما نرم افزاری هستند که معمولا حتی یک سی دی هم نمی فروشند ( گوگل، فیسبوک، اوراکل و …. )

    اما در مورد صنعت نرم افزار ایران،
    عموما تصور میکنیم موفقیت یک شرکت نرم افزاری را دانش فنی و مهندسین فنی اون شرکت تضمین میکنند، در حالیکه قسمت مهم تجارت ( به خصوص تجارت مدرنی همچون نرم افزار )، بازاریای هست. باور کنید کسب توانایی فنی تولید نرم افزار – اگرچه سخت است – ولی “توانایی” فروش و بازاریابی آن بسیار سخت تر است. انصافا آیا هیچ شرکت دیگری نمیتوانست خدمات فیسبوک را ارائه کند؟ آیا در ایران نیستند شرکت هایی که بتوانند چنین نرم افزاری تولید کنند؟ مسلما جواب مثبت است.
    به نظر میرسه ما ایرانیان کلا “تاجر” های خوبی نباشیم، دلیل آن هم شاید به خاطر این بوده که اولا از قدیم، نفتی داشتیم که به هیچ دردسری میفروختیم، نیاز به بازاریابی نداشته ایم و پولش را در جامعه تزریق میکرده ایم. همچنین تولید ثروت در اینجا بیشتر از اینکه امری پسندیده باشد، امری مذموم بوده، و بخش بزرگی از اقتصاد ما را دولت قبضه کرده و مسلما صنعت نرم افزار به خاطر ماهیت پویایش، بخوبی در دولت نمیتواند رشد کند.

    معماری عالی نرم افزار، خلاقیت و بازاریابی هرسه با همدیگر موفقیت نرم افزار را تضمین میکنند.
    به شخصه فکر میکنم متاسفانه صنعت نرم افزار ایران، بنا به سلیقه بازار دولتی، صنعتی تنبل، بدعادت و کند شده است. اکثر شرکت ها در نرم افزار های حسابداری و دیتابیسی مینویسند. دیروز تولیدشان تحت دسکتاپ بود و امروز تحت وب شده اند، اما نوع خدماتشان عوض شده است ؟ خیر.
    در مهندسی کامپیوتر قوی شده ایم، در علوم کامپیوتر خیر، تعداد دانشگاههایی که مهندس (!) پرورش میدهند را با تعداد دانشگاههایی که محقق “علم” کامپیوتر پرورش میدهند، مقایسه کنید، جوابش آشکارا فریاد میزند.

    کپی رایت، شرایط محیطی، همه و همه، را قبول دارم که باعث عقب ماندگی این صنعت شده اند، اما برای یکبار هم که شده، بیشتر تامل کنیم، کدامیک از ماههایی که کد میزنیم، کلاس دیاگرام میکشیم، Query میزنیم، …. تا به حال شده که یک نرم افزار دانش محور تولید کرده باشیم ( مثلا نرم افزار پیدا کردن الگوههای پر تکرار ژن ها ) ؟

    البته اینها فقط نظر من بود :-)
    موفق باشید…..

  6. مهدی
    ۷ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۹:۰۱ | #6

    سلام به همه دوستانی که میخواهند کار کنند.منظورم کار علمی ، تولیدی ، مفید و هرچی از این دست.همه همین گرفتاری رو دارند.من یک زمین شناس هستم و تخصصم اکتشاف مواد معدنی است . کرایه یک روز قاطر ( همون خر خودمون ) تقریباً برابر یک روز حقوق ماست، یا ماشینی که کرایه میکنیم … بگذریم.تا زمانیکه دلال بازی ،قاچاق ، دزدی (خواه نرم افزار ،خواه سخت افزار ) دراین کشور از ارکان اصلی اقتصاد باشد و دولت سر منشاء آن (مثلاً ماشین وارد میکنند بعد تبلیغ میکنند با همت متخصصان داخلی ، افتخار ما از بازار تجهیزات الکترونیک دنیا گارانتی کردن اسمی آنها است ،صنعت دست چندمی را وارد میکنند میگویند ۸۰% آنرا متخصصان داخلی انجام داده اند بعد که بررسی میکنی میبینی آجرچینی دیوارهای کارخانه و انتظامات را هم جزو این سهم متخصصان داخلی آورده اند و … )، اوضاع همین است که هست . برای تولید علم و آقایی دنیا باید هزینه کرد ، چیزی که در این کشور برای مردم ، سرمایه دارها و دولت خنده دار است.

  7. ۷ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۹:۱۴ | #7

    راستش این دغدغه برنامه نویسی از جمله دغدغه های شخص بنده هم هست ، در جایی که من مشغول به کار هستم یک کارگر از من برنامه نویس حقوق بیشتری می گیرد ، به نظر من فقط کپی رایت و … مشکل را حل نمی کند . مشکل در فرهنگ جامعه به نرم افزار است ، مثلا اکثر مردم برای خرید کامپیوتر حاضرن هر مبلغی را بپردازند اما برای نرم افزار حاضر نیستن کمترین مبلغ را بپردازن و حتی در سازمانها هم همین مشکل هست ، اما در مورد دوست برنامه نویس شما باید بگویم
    من پسر یک فرد بازاری هستم ، برادر من فارغ التحصیل نرم افزار دانشگاه بهشتی بود ، خوب اتفاقا برادر من به این نتیجه رسیده بود که نرم افزار بی فایده است لذا وارد بازار آزاد شد اما پس از ۷ سال کار در بازار آزاد نتوانست به آن درآمد رویایی خود برسد ناچار دوباره به سمت کاری دیگر رفت تا اینکه سر از صدا و سیما درآورد و نویسنده شد ، حال در کارش موفقتر است اما باز به آن درآمد مورد نظرش هنوز نرسیده است.
    شخصا ۲ سال پیش تصمیم داشتم همانند دوست شما نرم افزار را رها کنم ، اما نتوانستم ، چون شدیدا به این کار علاقه داشتم و از طرف دیگر برخی کارها با روحیه من سازگاری نداشت لذا تصمیم گرفتم با پشتکار بیشتر و تلاش بیشتر همچنان در عالم نرم افزار بمانم و با مشکلات آن بسازم
    هر کاری سختیهای خاص خود را دارد ، هیچ تضمینی وجود ندارد که اگر وارد کارهای دیگر شوی ، حتما آن درآمد مورد نظر محقق شود ، باید تلاش کنی اما باید بپذیریم که احتمال عدم موفقیت هم هست . پس تضمینی در کار نیست .
    فراموش نکنیم که اگر دیدیم فردی درآمد بیشتر از ما دارد اول از خودمان بپرسیم که آیا این درآمد از راه حلال بدست آمده است یا نه ؟ روزی حلال اگر کم هم باشد اما روزی حرام بهتر است ، با عرض پوزش
    اما در جواب دوستانی که گفته بودن باید پروژه های غیر دیتابیسی نوشت ، باید بگویم مشکل ما پروژه نیست ، مشکل ما تجارت است که مشکل دارد چون اگر مشکل ما فنی بود مطمین باشید براحتی حل می شود اما مشکلات دیگر را نه
    با تشکر

  8. Armen
    ۷ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۹:۲۶ | #8

    به نظر من بهش بگو بذاره از ایران بره… صد در صد تو هر کشور دیگه ای جزو تاپ ترین های برنامه نویسی میشه !!!

  9. ali
    ۷ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۹:۲۸ | #9

    اگر دنبال در آمد مطمئن هستی یکی از شغلهای زیر را پیشنهاد میکنم
    ۱) واردات و فروش سیگار(عمده یا خرده)
    ۲)ورود به سپاه
    ۳)طرفداری افراطی از احمدی نژاد

  10. ع.م.ر
    ۷ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۹:۳۳ | #10

    سلام،
    من هم همین کار را کردم و توصیه من این است که کمکش کنید حرفه اش را تغییر بدهد، دلیل عمده این رفتار افسردگی است که از کار مداوم با رایانه حاصل میشود. به شما قول میدهم بعد از یک دوره کوتاه تجربه شغل جدید، دوباره با یک پیشنهاد برنامه نویسی فیلش یاد هندسون میکنه و روز از نو روزی از نو با این تفاوت که شادابتر هواهد بود. توصیه من ای است که به دنبال کارهایی بگردد که ارتباط بیشتری با انسانها داشته باشد. در هر صورت موفق باشید

  11. حمید رضا
    ۷ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۹:۳۴ | #11

    با سلام
    این مطلب یکی از مسخره ترین مطالبی بود که خوندم من خودم برنامه نویس هستم .!
    و میتونم بگم تو ایران جزو ۱۰ شغل برتر هست ،
    حقوق ماهیانم چیزی در حدود یک نیم میلیون هست ، و با احتساب پروژه ها بعضی وقت ها تا ماهی ۵ تا ۶ میلیون می رسه.
    برنامه نویسی جزو معدود شغل های است که امنیت شغلی بالای بر خوردار هست تا جایی که همیشه من هستم که کارفرما رو تهدید به ترک کار میکنم .
    و اون دوستی که برنامه نویس رو با فروشنده دورگرد cd مقایسه کرده باید در نظر داشته باشه که این شغل ها کاذب هست موردی نمی شود حساب کرد بله خوب منم پروژه ۱۷ میلیونی داشتم ولی یک بار !
    در اخر با مقایسه با دوستانی که مثلا ریاضی یا صنایع مدیریت و.. خوندن کار برای ما خیلی بیشتر هست و رده اجتماعی بالاتری داره ، نمی دونم چرا بعضی از دوستان ناشکری می کنن ، شاید هم چون آماتور هستن ضربه خوردن

  12. سعید
    ۷ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۹:۴۳ | #12
  13. مهدی
    ۷ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۹:۴۴ | #13

    راستش من تشویقش می کنم که اینکار رو بکنه.
    برنامه نویس اگه کارش رو به هر دلیلی دوست نداشته باشه، کدهاش به درد کسی نمی خوره. از اون طرف، بیایید فارغ از هوش، خودمان را مقایسه کنیم با آن جماعتی که شده اند تیم سازنده ی مثلاً فیس بوق!
    از آبدارچی تیم بگیر رو بالا، هیچکدام بلد نیستند کار تیمی انجام دهند، هیچکدام پی استاندارد نرفته اند؛ این که می گویم هیچ، به دقیقاً ۰ برداشت نشود، هستند کسانی که دنبال این چیزها می روند…
    چند تا مدیر پروژه سراغ دارید که ابزار کارش را بشناسد. بداند چطور می شود سورس کنترل راه اندخت، بداند عملاً چطور باید اسناد را جمع آوری و طبقه بندی کرد، بداند باید از مدیر فنی تیمش چه بخواهد؟
    چند تا کارفرما را سراغ دارید که وقتی یک قرارداد یکساله برای توسعه ی یک نرم افزار می بندند، از همان ابتدا پروژه را شروع کنند و بخواهند که ۲ ماه بیشتر پول به برنامه نویسهایشان بدهند تا مشکلات حین کار را برای خودشان و تیمشان قابل تحمل تر کنند؟
    از ماست که برماست! به قول شاه شهید، “ما همه چیزمان به همه چیزمان می آید”!!
    ———-
    فارغ از این بحثها، برنامه نویس، اگر به کارش علاقه داشته باشد، برای آبدارچی گری هم، برای خودش هم که شده، نرم افزار خواهد نوشت! و این همان چیزی است که “دانش تلفیقی” می نامندش.
    من به جای شما باشم، تشویقش می کنم به عوض کردن محیطش

  14. مهدی
    ۷ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۹:۴۸ | #14

    @رسول
    خوب وقتی درآمد یک شرکت افزایش پیدا کند مسلما درآمد کارمندان آن هم افزایش پیدا میکنه.
    ————-
    این غلطه. وقتی این اتفاق می افته که ماها حاضر باشیم اون دست دهنده مون رو استفاده کنیم. که نمی کنیم…

  15. ارسلان
    ۷ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۹:۴۹ | #15

    سلام
    من کاملا ایشان را تشویق میکنم که هرچه زودتر بروند سراغ یک کار جدید. البته اگر میخواهند قبل از پیری بتوانند این زمان از دست رفته را جبران نمایند. من خودم دانش آموخته شریفم، الان هم ارشد می خوانم چند سالی را هم در بازار IT بوده ام. هم برنامه نویسی و هم مدیریت پروژه. ولی پولی که الان از تجارت ماشین و طلا به دست می آورم قابل مقایسه با قبل نیست. استرس هم ندارم. تازه معامله ماشین خیلی هم بامزه است. هفته ای یه ماشین مدل بالا زیر پاته! حالا شما بیا کد بزن. که چی! چشمات ضعیف میشن، آرتروز گردن و انگشتان دست میگیری، از جامعه منزوی میشی، استرس هم که ماشالله، سکته قلبی هم که ایشالله! حالا بازم کد بزن. عزیزم اینجا ایرانه، یا دلال باش حال کن، یا کارگر باش حال بده! از این قصه ها زیاد دارم ولی همین بس که بعد از ۷ سال که همه جوری در حوزه IT بودم به هیچ وجه حاضر نیستم که بازم بشینم واسه یه عوضی ( یا حتی آدم حسابی) کد بزنم. مگه پای درس و نمره در میان باشه. درس هم که میخونم واسه پرستیژ، همین و بس٫

  16. ۷ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۰:۰۷ | #16

    سلام
    منم شغلم برنامه نویسی بود خیلی هم موفق بودم پروژه های بزرگی هم انجام دادم، ولی الان یک ماهه که دارم کار صندوق داری انجام می دهم، چون واقعا دیگه نمی تونستم دوام بیارم
    الانم تقریبا افسرده شدم

  17. ۷ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۲:۴۳ | #17

    خیلی‌ها را می‌شناسم که در آستانه چنین تغییری هستند…

  18. بهزاد
    ۷ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۳:۵۸ | #18

    مصداق کامل مرغ همسایه غازه !!
    همیشه توی هر شغلی میتونی کسب درآمد کنی و اول همه ی تلاشت رو بکن و اگه واقعا دیدی از این کار بیزاری و یا نمیتونی چیزی ازش در بیاری یا اصلا اینکاره نیستی ، اونوقت با دقت بگرد دنبال یه شغل که با روحیاتت سازگار باشه . هر شغلی دردسر های خودش رو داره . شرایط خودش رو داره و هر کسی توش دووم نمیاره . سرمایه ی خودش رو میخواد . مثلا بساز و بفروشی خیلی خوبه . به شرط اینکه اولا پول داشته باشی . دوما این کاره باشی و عمله و بنا ، سرت رو کلاه نذارن . از طرفی ریسکهایی هم داره و ممکنه ضرر هم بکنی . روی هم رفته اگه میخوای تغییر شغل بدی ، با دقت این کار رو بکن . همینجوری نری توی یک تاکسی بشینی و با خودت فکر کنی که من الان ۱۰ دقیقه توی این ماشینم و چهار نفر با من هستند و میشه ۲۰۰۰ تومان و بنابراین راننده ی تاکسی ساعتی ۱۲۰۰۰ تومان پول در میاره !! به کسادی بازار فکر کن . به خوابیدن ماشین توی تعمیرگاه فکر کن . به سرمای زمستون و گرمای تابستون پشت فرمون فکر کن . به ساعات و روزهایی که اصلا مسافر نیست فکر کن . بعد بگو تاکسی بهتره یا برنامه نویسی !
    جدا از اینها ، میتونی برنامه نویسی رو به عنوان یه شغل دوم یا حتی یک تفریح در اوقات فراغت انجام بدی. هر وقت حرفه ای شدی ، برنامه ای بنویس و براش بازاریابی کن . مطمئن باش میتونی از همون برنامه به اندازه درآمد دو سال یک سی دی فروش کسب درآمد کنی .

  19. رضا
    ۸ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۰:۱۹ | #19

    @حمید رضا
    باهات موافقم

  20. کیان
    ۸ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۲:۴۵ | #20

    لطفا به ایشان بگو به استرالیا اقامت کند. http://www.immi.gov.au

    اینجا بسیار به او احتیاج دارند.

  21. مهدی
    ۸ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۸:۵۱ | #21

    واقعا مطالبی رو که در بالا خواندم ، دردل خیلی از افرادی بود که این رشته رو انتخاب کردن. خیلی حالم گرفته شد و کلی افسوس خوردم. واقعیت اینه که وقتی تو مملکتی زندگی می کنی که ۹۹ درصد از آدما درامدشون از راه دلالی و از این دست به اون دست کردنه و تولید کوچکترین سهمی نداره ، وقتی حتی یک محصول تمام ایرانی نداریم و همه چی یا وارداتی هستش و یا کپی خارجی ، دیگه هیچ انتظاری نباید داشت که مثلا یک صنعت تقریبا مرده مثل صنعت نرم افزار در ایران بتونه نیاز های کارکنانش رو تامین کنه . تنها راه برای حل این مشکل برای افراد با مهارت و تخصص بالا، مهاجرت به خارج از این خراب شده ست ، چون اون ور آب قدر این همه تلاش و زحمت رو می فهمن اما اینجا نه

  22. آرش
    ۸ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۳:۲۴ | #22

    اقتصاد ایران یک اقتصاد مبتنی بر خرید و فروش هست (اقتصاد اسلامی دوران خلفا) در این اقتصاد دو چیز تعریف نشده:
    ۱. احترام به نیروی انسانی و تقسیم سود کارمندان:
    شیوه تفکر فعلی مالکان و تاجران با تفکر برده داری خیلی متفاوت نیست، در آن زمان تجار برای نیروی انسانی چیزی پرداخت نمیکردند زیرا از برده‌ها استفاده میشد، هنوز هم این تفکر وجود دارد.
    ۲٫ تولید:
    در اقتصاد مربوط به آن دوران و دوران فعلی چیزی به نام تولید معنی و مفهوم نداشته و ندارد و تولید کنندگان فقیرترین بخش جامعه را تشکیل میدادند مانند پینه دوزها، چوپانانُ کشاورزان و… هنوز هم این حالت وجود دارد بغیر از عده‌ای اندک و آنهایی که از سوبسید استفاده میکنند ما هیچ شرکت تولید کننده‌ سود ده‌ای نداریم. بزرگ ترین شرکت تولید کننده ما ایران خودرو است که از همه سوبسید های ممکن استفاده میکند و تقریبا بدون رقیب بازی میکند.
    در این بازار نباید انتظار داشت که کسی که به هر نحوی چیزی تولید میکند درآمد خوبی داشته باشد مگر اینکه از سوبسیدها استفاده کند.

  23. ۸ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۴:۰۸ | #23

    سالها پیش که برنامه نویسی رو شروع کردم همین حس رو داشتم اما بعد تر فهمیدم اگه کار حرفه ای بکنی اگه زمان مناسب تصمیمای مناسب بگیری در آمدت و وضعیت شغلیت در حدی خوب میشه که هیچ وقت این فکر و نمی کنی

  24. صمصام
    ۸ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۵:۲۷ | #24

    دردنامه: هوالحق، دوستان سلام، خیلی هاتون جوون و شارژین، من از سال ۷۱ در زمینه کامپیوتر فعالم، از کد نویسی توی gwbasic تحت داس شروع کردم در اون زمان مطمئن بودم که حتما جزو موفق ترین آدم ها خواهم بود از تک تک کدهائی که با ماهی ۸۰ تومن می زدم لذتی می بردم که وصف شدنی نبود، (در لابلای کلماتی که بعضی از دوستان نوشتن و تازه کار هستند هم این حسو درک می کنم،) شاید اگه شرایط اجازه بده الان هم موقع برنامه نویسی j2ee توی محیط لینوکس با ماهی ۱۸۰۰ و بعد از کارهای مدیریتیم همون لذت را ببرم، ولی من دیگه اون آدمی نیستم که ۱۸ ساعت بی وقفه پای کامپیوتر بشینه و هیچ نیازی نداشته باشه و فقط و فقط در فکر نوآوری و یادگیری باشه من یک روبات، آچار فرانسه یا چاقوی سوئیسی هم نیستم! من خیلی وقته پیر شدم، اگه به این می گین افسردگی! من مطمئنا از نوع حادش را دارم، بعضی الان فکر می کنن ناموفقم، بدبینم و … ولی شماها اول راهین، وقتی می بینم دوستای همکار زنگ می زنن پول قرض می خوان با اینکه بهترین برنامه تخصصی را نوشتن ولی مشتری نداره، یا فردی که اون سالهای دور برای اولین بار توی دانشگاه صنعتی اصفهان ویروس کامپیوتری شناسائی کرد و تونست بکشه، کسی که ویروس onehalf رو توی ایران ریشه کن کرد الان مدتهاست به علت کم آوردن گوشه زندانه، چرا نباید افسرده باشم؟ کم کم خیلی از بچه ها را دیدم که زندگی مشترک خوبی ندارن و عین غار نشین ها توی شرکت های بی نور و افسرده وقتشون را تلف می کنن، شبها هم همونجا می خوابن نباید نگران باشم!؟ وقتی نگاه می کنم به اطرافیانم که بدون هیچ فشار و زحمتی هر روز فقط از طریق فروش اجناس خیلی عادی چه پولهائی نصیبشون می شه و اتفاقا برعکس اون چه که عامه خیال می کنن وضع زندگیشون هم اصلا و ابدا بد نیست و پولشون هم غیر شرعی نیست؛ وقت ادرای می یاد سر کار بعد هم با زن و بچشه،(من که خاطرات زیادی از بزرگ شدن بچم به یاد ندارم،) مسافرتهای داخلی و خارجیش هم سرجاشه چرا نباید فکر کنم که راهو اشتباه رفتم؟ حسودم؟ چرا نباشم؟ منم که خیلی سعی کردم و هنوزم می کنم، البته ده ساله که مطمئن شدم توی بی راهه‌ام ولی کاری ازم بر نمی آد، نه سرمایه ای، نه تجربه ای، نه علمی، خودمو که دیگه نباید گول بزنم، شاید بعضی بگین مسیری که تو زمینه کامپیوتر انتخاب کردی درست نبوده! شاید، ولی خیلیش هم جبر زمانه بوده و من ناچار بودم، نمی دونم شاید افرادی موفق شدن و منو دوستام راه درستو پیدا نکردم و… جالبه که همه هم همیشه امیدواریم ولی به نظر من به خودمون کلک می زنیم، می تونم ادعا کنم بر اساس شواهدم کدزنها جزو پاک ترین افراد جامعه هستن (خودمو نمی گم) چون از پلشتیها دورن و دارن یه گوشه با منطق کامپیوتر سر و کله می زنن، یه جور زندگی راهبانه و سالم، ولی همین باعث می شه روز به روز از جامعه دور بشیم و عوض شدن شرایط و زمانه را درک نمی کنیم، نحوه تعامل درست با جامعه و بروز توانائی ها را از دست می دیم، از همه انتظار منطق ماشینی داریم فکر میکنیم خانواده هامونم باید مثل ما ریاضت بکشن، همین که نمی تونیم مثل بقیه چرب زبون و حراف باشیم باعث می شه کم کم نتونیم حتی کدهای خودمون را بفروشیم کار تیمی هم که اصلا بلد نیستیم، مشتری ها هم که همه و همه فکر می کنن ما کار خاصی انجام نمی دیم، همه هم که دنبال کرک برناممون می گردن،
    عجیبه‌ها، تو کشور ما به کسی که جاده می سازه چون شکل و حجم و مقیاسی برای اندازه گیری داره با دید احترام بیشتری نگاه می کنن و حاضرن از لحاظ مالی اونو راضی کنند اما برای برنامه ای که محاسبات این جاده را می کنه همیشه دنبال کرک می گردن، شاید این تو فرهنگ ماست که برای حجم و وزن فیزیکی و اونچه که می بینیم تا فکر و تعقل احترام بیشتری قائلیم!

    همیشه فکر می کنم ما کد نویس های توی ایران هیچ وقت نمی تونیم پیکان باشیم بلکه حداکثر می تونیم یه کمان خیلی خوب باشیم که به کمکش یه پیکان به جاهای خیلی دورتری پرتاب می شه، استثناها را ول کنید، ببینید آیا در کل با این همه مرارت، نتیجه درستی عاید بچه ها می شه؟ توی دوستای من، موفق ترین بچه ها، کارمندای شرکت نفتن، توجه کنید کارمند، شرکت های موفق ایرانی هم عموما رئیساشون از رشته های دیگه ای هستن که بازار هدفو می شناسه…

    اگه بخوام دردودل کنم خیلی حرف بازم هست

    ولی حالا باید چه کار کنم با مساله ای چند مجهولی؟؛ دیگه فرصتی برای مهاجرت ندارم، فرصت چندانی برای ریسک ندارم، بیزینس پلنی ندارم، برای اداره هر یک ساعت خانواده‌ام نیاز به پول دارم، و مطمئنا سال های زیادی هم دیگه نمی تونم ادامه بدم و … ای کاش اون دوستی که تو زمینه خرید وفروش ماشینه بیاد منم راهنمائی کنه، کمک کنه، من دستشم می بوسم، ای کاش یه انجمنی، چیزی راه بندازیم مخصوص افرادی مثل خودم تا بتونیم همدیگه را نجات بدیم، اگه هر نفر هم بیاد یه ایده ساده ولی عملی بده شاید خودش یه بانک بدردبخوری بشه شاید هر کدوم از شما که الان قبراق و خوشحال هستین و با اطمینام پیش خودتون می گین من که مثل این یارو دیونه نمی شم، روزی شدیدا بهش احتیاج پیدا کنین، باور کنید

  25. کامران
    ۸ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۶:۰۰ | #25

    جالبه! ما ایرانی​ها به خودمون هم دروغ می​گیم! می​دونید که ۹درصد دانشجوهای وزارت علوم، مهندسی کامپیوتر می​خونن و ۱ درصد IT ؟؛ پس از هر ۱۰ نفر دانشجو یکی می​شه مهندس کامپیوتر یعنی چیزی حدود ۳۰۰ هزار نفر، حالا فنی​حرفه​ای و آموزشگاه​هایی مثل مؤسسه فنی تهران رو هم به اینها اضافه کنید (چون اونا هم بالاخره مثلا درس می​خونن که بشن برنامه​نویس) می​رسید به یه رقم نجومی … که همه اینها وقتی فارغ​التحصیل می​شن فکر می​کنن شدن برنامه​نویس!
    من فقط یک سؤال دارم: آقایونی که اینجا می نالین از کمی حقوق، خدا وکیلی کدومتون از برنامه​نویسی غیر از توهم برنامه​نویس بودن چیز دیگه​ای دارین؟ چرا با این خیل عظیم خروجی مهندس کامپیوتر و IT شرکت​های درست و حسابی برنامه​نویسی تو ایران رو بچه​های رشته​های دیگه می​چرخونن (مثلاً الکترونیکا، پزشکا و …)
    می دونید مشکل ما تو ایران اینه که ادعای الکیمون خیلی زیاده، کی گفته اونایی که اینجا پخی نشدن می​تونن برن اونور پول خوب در بیارن؟!اتفاقا بازار بکری که اینجا داره هیچوقت استرالیا نداره. طبق آمار منتشر شده ۶۰درصد پروژه​های IT تو ایران به نتیجه نمی​رسه! وزارت نفت نرم​افزار کارت سوخت رو مجبور می​شه بده شرکت خارجی! سازمان امور مالیاتی نرم​افزارشو از فرانسه می​خره! عزیزم چرا فکر می​کنید تو کشوری که بعد از ۴۰ سال هنوز مهندسای ما در صنایعی مثل صنعت خودرو تعطیلند (با کلی ادعا) اونوقت صنعت نرم​افزار ما می​تونه حرفی برای گفتن داشته باشه؟! کدوم نرم​افزار هوش مصنوعی رو سراغ دارین که درست کار می​کنه؟ هر کدوم از شما روی کامپیوترتون چند تا نر​م​افزار ایرانی دارید که واقعا به دردتون می​خوره؟ (منظورم تقویم فارسی یا پخش اذان نیست، یه چیز درست و حسابی)، فتوشاپ ایرانیه؟ کتیا ایرانیه؟ کرل ایرانیه؟ پریمیر ایرانیه؟ آفیس ایرانیه؟ آنتی​ویروستون ایرانیه؟ مدیا پلیرتون ایرانیه؟ کجاست این نرم​افزارهایی که می​گین به ناحق کپی شدن؟ کی​داره استفاده می​کنه؟ نرم​افزار خارجی رو برداریم فارسی کنیم که اسمش نرم​افزار نیست!
    من نمی​گم همه شوتن، ولی با ادعای خالی نمی​شه نون درآورد داداش، همین.

  26. ۸ اسفند ۱۳۸۹ در ۲۱:۴۲ | #26

    @کامران:
    این شواهدی که جنابعالی آوردی کدومش اثبات می‌کنه که برنامه‌نویس خوب توی ایران کمه؟ کشور مبتلا به فساد اداریه، اگه شرکت دولتی نرم‌افزارش رو از خارج می‌خره شما تحقیق کنی متوجه میشی توی ارزیابی داخلیش هیچ شرکت داخلیی رو حائز توانایی تولید نرم‌افزار مورد نظرش ارزیابی نکرده! اصلاً داخلیها رو راه نداده، چرا؟ به نظر من چون نرم‌افزار خارجی قیمتش میلیون دلاری محاسبه میشه، کسی هم اعتراض نمی‎کنه، خرده ریزش قابل توجهه. اما داخلیش در حد چند ده میلیون تومنیش هم معترض و مدعی داره و … . مشخصاً اقتصاد آی تی ما ضعفهای مهمی داره، مشتری عمدۀ نرم‌افزار ما دولته، شما که دنبال فتوشاپ ایرانی می‌گردی حاضری چه کسری از قیمت دلاری فوتوشاپ برای نمونۀ ایرانیش پول بدی؟ نکنه انتظار داری شرکت دولتی برای چنین نرم‌افزاری پول بده؟ پیش‌نیاز ساخت چنین نرم‌افزاری اینه که تولیدکننده پیش‌بینی کنه سرمایه‌گذاریش برگشت داره. به نظر شما برای فوتوشاپ شرکت ایرانی سرمایه‌گذاری کنه برگشت داره پولش یا کرل و آفیس و مدیاپلیر؟ نمونه‌هاش رو من شخصاً سراغ دارم که سرمایه‌گذاری شده (روی یه کاری که نمونۀ خارجی قابل رقابت نداره، برگشت هم داره و داشته در حد خودش)، اما شرکت دولتی متصدی آی تی توی کشور رسماً منکر اینه که چنان کاری -حتی اسماً، حتی مثلاً در حد ضعیف- توی ایران انجام شده (فرض کنید یکی از نیازمندیهای پردازش زبان فارسی صورت مسأله بوده)، شرکت دولتی (در حد معاونت رییس جمهور)! چرا؟ چون اگه بپذیره این کار شده دیگه نمی‌تونه بابت این مسأله پروژه تعریف کنه و … . بگذریم …

  27. فرید
    ۹ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۰:۱۵ | #27

    با کامران و بهزاد موافقم.

    دوست عزیز مشکل، مشکل فنی نیست. مشکل در نحوه تجارت ماست.

  28. اصغر
    ۹ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۰:۳۸ | #28

    @کامران اگر شما مدیر یک شرکت نرم افزاری باشید(شاید هم در حال حاضر باشید) به یک برنامه نویس حرفه ای تا چه سقفی حاضر بودید حقوق بدهید؟ مبلغ ریالی آن را در نظر بگیرید، تصور بفرمایید که این برنامه نویس متاهل هم هست، با توجه به مخارجی که فکر می کنم کم و بیش همه ما با آن آشنا هستیم (صد البته هزینه های فرزند داری در رده های سنی مختلف داستانهای خاص خودش را دارد) بنظر شما چقدر طول می کشد تا این شخص بتواند یک منزل ساده خریداری نماید؟ به بقیه هزینه های کلی و جزئی زندگی کاری ندارم.

    اگر حقوقی که متصور شدید می تواند جوابگوی هزینه های زندگی عادی یک خانواده را بدهد پس حق با شماست و بیشتر ما برنامه نویسان توهم برنامه نویسی داریم و جز گلگی از وضع موجود کار دیگری نمی کنیم در غیر این صورت نمی توان شکایت از کم بودن و یا ناکافی بودن حقوق را دلیل موجهی بر غیر حرفه ای و آماتور بودن یک شخص قلمداد نمود.
    نکته بسیار مهم هم این است که بعضی مواقع مسائلی وجود دارند که نمی شود در همان زمان پی به جزئیات و یا جواب آن برد ولی همیشه گذر زمان می تواند انها را حل و حتی اثبات نماید.

    پیروز باشید.

  29. محمد
    ۲۰ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۷:۳۰ | #29

    طبق اصل تعادل در بازار آزاد که در اقتصاد مطرح می‌شه، حقوق شغل‌ها تنها براساس عرضه و تقاضا تنظیم می‌شه. برنامه‌نویسی شغلیه که توش دست زیاده، در نتیجه طبیعیه که حقوقش پایین‌تر از شغل‌های دیگه باشه. دوستانی که این رو با شغل‌هایی مثل دلالی مقایسه می‌کنند، متوجه ریسکی که توی اون شغل‌ها هست و مهارتی که در اون شغل‌ها لازمه نیستند. به عبارت دیگه هر کسی نمی‌تونه دلالی بکنه، در حالی که برنامه‌نویسی خیلی ساده‌تر هست و در سیستم آموزشی ما که دروس نظری خیلی بهتر از مهارت‌های اجتماعی درس داده می‌شه، خیلی از فارغ‌التحصیلان می‌توانند برنامه‌نویس بشوند ولی کمتر کسی مهارت‌های دلالی یاد می‌گیره. پس طبیعیه که با عرضه‌ی زیاد برنامه‌نویس، حقوق برنامه‌نویس‌ها به نسبت زحمتی که می‌کشند پایین بیاد.

    در نهایت من به عنوان یک مهندس نرم‌افزار معتقدم حقوق هر کسی در هر شغلی، حتی در ایران، با زحمت و استعدادی که اون شغل نیاز داره رابطه‌ی مستقیم داره. شما وقتی همه‌ی منابع آموزشی برنامه‌نویسی با یک سرچ ساده در گوگل در دسترست هست زیاد هنر نکردی نسبت به کسی که با کلی زحمت و ریسک می‌ره دلال می‌شه. تنها راه افزایش حقوق برای یک برنامه‌نویس اینه که مهارت‌های خودش رو نسبت به متوسط برنامه‌نویس‌های معمولی افزایش بده طوری که کارفرماها مجبور شوند به او حقوق بیشتری بدهند تا فرار نکند. مطمئناً کسی که در ایران مهارت‌های یک برنامه‌نویس با حقوق بالا در آمریکا رو داشته باشه، می‌تونه به نسبت ایران همون حقوق رو دریافت بکنه. مثلاً حقوق ۹۰هزار دلار در آمریکا معادل حقوق ۲ میلیون‌تومان در ماه در ایران هست (اگر برحسب درآمد سرانه‌ی هر کشور حساب بکنیم – خرج و مخارج هر کشور رو هم در نظر بگیرید).

  30. احمدوند
    ۲۲ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۳ | #30

    جناب آقای علی واحد

    با سلام
    شرکت نرم افزاری ما که مدیریت و تیم تولید آن زیر نظر برادرم بود کار می کرد و من نیز به عنوان مدیر پشتیبانی فعالیت می کردم متاسفانه برادرم ۲۰ روز پیش بر اثر تصادف فوت نمود و شرکت به چالش افتاد اول از بابت مدیریت خوب اش و دوم از بابت تیم تولید ….. حال توان فنی ما برای تیم تولید (تحت وب) خیلی کم و توان مالی ما جای ریسک نگذاشته لذا می خواستم بدونم می توانم روی مشاوره و راهنمائی های شما حساب نمود یا خیر …
    لازم به ذکر است که اگر من شانه خالی کنم یا نتوانم کار را خوب انجام دهم شرکت از بین خواهد رفت

  31. ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۹ | #31

    @احمدوند
    خبری که دادید شدیدا متاثرم کرد، به شما و خانواده محترمتان بابت این ضایعه جبران ناپذیر تسلیت می گویم و برای آن مرحوم علو درجات در بهشت برین آرزو می کنم.
    اما واقعیتش این است که شرایط زمانی و مکانی این روزهای من حتی اجازه نمی دهد که در خدمت رادمان باشم و متاسفم که نمی توانم کمکی در این زمینه به شما بکنم، اما امیدوارم بتوانید با یک مدیریت صحیح این بحران را رد کنید و شرکت را حفظ کنید.
    همین!

  32. ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ در ۱۸:۳۸ | #32

    @احمدوند
    جناب آقای احمدوند عزیز: البته شکی نیست که آقای مهندس واحد، از من دارای صلاحیتهای فنی و مدیریتی بیشتری هستند. با این حال همانطور که خودشان هم فرمودند دچار شرایط خاصی می باشند. چون بحث یک شرکت نرم افزاری است، با توجه به بضاعت بسیار اندک خود، اگر کمکی از من بر می آید، می توانم در خدمت شما باشم.

  33. ۱۵ فروردین ۱۳۹۰ در ۰۷:۵۴ | #33
  34. هادی
    ۲۶ فروردین ۱۳۹۰ در ۲۲:۴۸ | #34

    سلام به همه دوستان عزیز
    من به شخصه خیلی دوست دارم تا برنامه نویسی رو به طور حرفه ای یادبگیرم و خواهم شد چون بوسیله اون میتونم ایدههایم رو عملی کنم اگه شما توجه کنید میبینید که این کشورهای به ظاهر پیشرفته بعضی وقتا خدا چطوری زمین گیرشون میکنه اخیرا همین ژاپن که ادعای تکنولوژی میکنه دیدید که چه جوری در بلایای طبیعی حباب تکنولوژیکش ترکید خدا صبرشون بده به نظر من عصر عصر ۰۱ هستش و هرکشوری در این زمینه قویتر باشه قدرت آینده رو در دست داره و بعدش اینکه اینقدر خودتون رو سرزنش نکنید که برنامه نویس هستید ما باید همگی به تولیدات داخل افتخار کنیم من خودم فروشنده لوازم خانگی هستم و هیچ وقت کالای خارجی رو به مشتری تلقین نمیکنم برعکس صداوسیما که باج محصولات خارجی رو میکشه من همیشه ایده ام این بوده که خرید جنس ایرانی باور ایرانی کیفیت ایرانی افتخار ایرانی میاره ما باید قانون مدار باشیم تا صنعت آی تی ما پیشرفت کنه

  35. ۲۹ شهریور ۱۳۹۰ در ۰۸:۰۰ | #35

    سلام
    تولید نرم افزار کار بسیار لذت بخشی هست اما برای داشتن درآمد بالا تو کشور ما باید خیلی خلاق باشید یا خیلی پارتی داشته باشید. اصولا کدوم شغلی تو کشور ما درآمد واقعی داره که برنامه نویسی داشته باشه. این جا سیلیکن ولی نیست تهرانه. کار خلاف، یا الکی پولش بیش از کار درسته. به همین سادگی. تازه اگه قرار بود برنامه نویس ها نور خورشید و ببینند سیلیکن ولی یاد شده تو دالاس بود نه این که …

  36. ۱۰ مهر ۱۳۹۰ در ۱۴:۱۴ | #36

    برنامه نویس بدون خلاقیت بازنده است

  37. ۱۴ دی ۱۳۹۰ در ۱۴:۳۱ | #37

    برنامه ای بنویسید که یک فایل متنی که حاوی یک برنامه به زبان سی است را بخواند و سپس به تعداد توابع به کار رفته در آن برنامه فایل متنی با ویژگی های زیر تولید کند

    ۱- اسم هر فایل همان اسم تابع مورد نظر باشد. مثلا اگر در برنامه ورودی ده تابع به کار رفته باشد باید ۱۰ فایل متنی که نام هر فایل با نام همان تابع یکسان است ایجاد شود

    ۲- محتویات هر فایل موارد زیر است:

    ۲-۱- متعییرهای محلی تابع مورد نظر

    ۲-۲-پارامترهای ورودی تابع مورد نظر

    ۲-۳- تعداد حلقه های به کار رفته در تابع مورد نظر

    ۲-۴- تشخیص بازگشتی بودن تابع یعنی بنویسد که تابع بازگشتی است یا ترتیبی

    ۲-۵- تشخیص نوع خروجی تابع

    ۳ – برنامه یک فایل متنی با نام گلوبال بسازد و در آن فقط متغییرهای گلوبالی که با یک متغییر محلی تابعی همنام باشد را در آن قرار دهد
    لطفا جواب رو به ایمیلم بفرست.با تشکر

  1. ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ در ۰۰:۳۳ | #1