شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

در کتاب “Project Management Methodologies: Selecting, Implementing, and Supporting Methodologies and Processes for Projects” به مفهوم و جدول مرتبط جالبی برخوردم که بد ندیدم آن را در وبلاگ هم بگذارم. در این کتاب، “مدیریت پروژه” را جزیی از یک “اکو سیستم (ecosystem)” کامل می داند که از مولفه های (Component) مختلفی تشکیل شده است و [...]

باید بگویم آن انتظاری که از مشارکت در بحث پس از انتشار قسمت اول (اینجا) داشتم برآورده نشد. اگر چه دوستان دیگری در فضای وبلاگستان در یک رویداد تصادفا همزمان به بحث مواجهه با مقاومت در برابر تغییرات به صورت عمومی پرداخته بودند که جالب توجه است(برای مثال ۱ ، ۲ و ۳). اما برگردیم [...]

این نوشته آقای کمالیان را بخوانید: “پایان یک سازمان، چه زمانی و چرا؟” می بخشید که اینقدر صریح خواستم که آن نوشته را بخوانید، چون اولا اگر آن را نخوانید یک نوشته خوب را از دست داده اید و دوما بدون مطالعه آن قطعا خواندن ادامه این نوشته بی معنی است. اما بعد : اگر [...]

در سالیان اخیر و با طرح متدولوژی های چابک ، Agile Methodologies تقریبا همه عرصه های فرآیند توسعه نرم افزار (Software Development)  دستخوش تغییر شد، از جمله بحث مدیریت پروژه و به تبع آن مفهوم جدیدی ایجاد شد تحت عنوان مدیریت پروژه چابک یا Agile Project Management. اگر چه مبحث چابکی، فقط منحصر به صنعت [...]

در خبری مرتبط برای جذب همکار جدید برای رادمان آمده است(اینجا): برای بهبود فعالیتهای اجرایی شرکت رادمان،نیاز به حضور افراد پرانرژی و خلاق در پست های سازمانی زیر می باشد: منشی: فعال، مسلط به اینترنت و نرم افزارهای Office، آشنا به امور اداری و وظائف منشی در یک شرکت کامپیوتری، روابط عمومی بالا و قدرت بیان [...]

برنامه نویسی به سبک ایرانی!

روشی در برنامه نویسی هست که خیلی از برنامه نویسانی که ادعای برنامه نویسی دارند به آن مشغولند، cowboy Programming یا cowboy coding (اینجا یا اینجا را برای آشنایی بیشتر با این مدل مطالعه کنید.) به عبارت خودمانی، برنامه نویسی با منطق گاوچران ها، یعنی هیچ آدابی و ترتیبی مجوی،هر چه می خواهد دل تنگت بنویس!
این مدل به خودی خود بد نیست و کاربردهای خودش را هم دارد و بهانه ای بوده برای تدوین مدل های پیاده سازی پیشرفته تر Agile، بگذریم.

 

موضوع صحبتم اما برنامه نویسی گاوچرانی نیست، بلکه الگو برداری از یک مفهوم در برنامه نویسی است(گاوچران ها در فرهنگ غربی ها ، آدم های بی قید و بندی بودند که در ظاهر، رفتار و ادبیات متمایز از سایرین هستند.)حالا که سایرین از مفهوم های ملی و بومی خود در مدل سازی و برنامه سازی استفاده کرده اند، چرا ما نتوانیم مدل های برنامه نویسی وطنی داشته باشیم، نظیر:

  • برنامه نویسی جواتی: به مدلی از برنامه سازی اطلاق می شود که در طراحی واسط کاربری از انواع و اقسام رنگ های تند و فسفری، فونت های بزرگ و غیر معمول و انواع و اقسام زلم زیمبو(املایش درست است!؟) استفاده می شود. در طراحی وب سایت یا وبلاگ، نتیجه در شکل ضفحات موزیکال  با تصاویر متحرک فراوان است که از انواع و اقسام java script ها برای تبدیل نشانگر موس به جانوران متفاوت و یا افکت های تصویری استفاده شده است!
  •  برنامه نویسی تاسوعا عاشورایی: به مدلی از برنامه نویسی اطلاق می شود که خروجی کار در دو رنگ سیاه و سفید (ونهایتا خاکستری ویندوز) نمایش داده می شود.ظاهر فرمها کسالت آور و ناراحت کننده است و هیچگونه ابزار مناسب برای سهولت استفاده از برنامه و کاربرپسند کردن ان استفاده نشده است.
  •  برنامه نویسی عملگی: در این مدل از برنامه نویسی شما تنها عمله ای هستید که نهایتا پرت کردن آجر برای طبقه بالا را بلدید.اوستای بنای شما به شما می گوید چه کنید و شما همان می کنید، خلاقیت در این مدل برنامه نویسی در حد صفر است و تنها کامپوننت های استاندارد (آنهم کامپوننت های دو سه ابزار اول) استفاده می شوند.
  •  برنامه نویسی لاتی: در این مدل برنامه نویسی شما به هیچ عنوان تلاش در بهتر نوشتن کد را به خرج نمی دهید، خوش خط و خوانا نمی نویسید، کامنت نمی گذارید، مستند نمی کنید، به هیچ کس هم توضیح نمی دهید که چه کار کرده اید، چرا؟ چون زورتان می رسد! همینه که هست! مشکلی هست؟
  • برنامه نویسی بچه مثبتی: در این مدل از برنامه نویسی شما همه قواعد برنامه نویسی را رعایت کرده اید، خوانا نوشته اید و تازه برای آن یک راهنمای دست نویس که با خط کش خطکشی شده است هم تهیه کرده اید، همه چیز برنامه در حد بیست است، فقط یک مشکل دارد، انکه کار نمی کند!
  • برنامه نویسی گروه فشاری: در این مدل چون آمریکای جهان خوار مظهر همه بدی هاست، شما از هیچ کدام از ابزارهای مایکروسافت، اوراکل؛ سان، گوگل و … استفاده نمی کنید(یا حداقل در ظاهر شعارش را می دهید که استفاده نمی کنید و در خفا بدون آنها زندگی نمی کنید)، بعد ادعا می کنید که ابزاری ساخته اید که از همه ابزارهای دنیا بهتر است و همه دنیا صف کشیده اند که از ابزار شما استفاده کنند، ادعا می کنید که شرکتهای امریکایی برای آنکه کسی از ابزار شما استفاده نکند ، کد #C و Java را آلوده کرده اند، همچنین PHP چون چند برنامه نویس صهیونیست هم از آن استفاده کرده اند بد است، بعد پلاکارد می گیرد و به آنها اعتراض می کنید و هر جا برنامه ای خارجی  روی کامپیوتری دیدید کل کامپیوتر را با چماق خورد می کنید، مشکل فقط آنجاست که شما اصلا هیچ ابزاری نساخته اید!
  • برنامه نویسی شاطری: در این مدل شما فقط نون را به تنور می چسبانید! پروژه را بگیرد، بعد یک open source یا محصول کرک شده پیدا می کنید و به مشتری به اسم برنامه ای که خودتان نوشته اید قالب می کنید!
  • برنامه نویسی دلالی: مثل آن دسته از معاملات ملکی که ها که سردر مغازه آنها نوشته است: طراحی و اجرای ساختمان، مشارکت در اجرا و … اما صاحبان آنها یک کلمه هم از ساختن یک ساختمان نمی دانند و اصلا بازنشسته امور بایگانی اداره آبیاری هستند، شما هم ادعای برنامه نویسی دارید در حد تیم ملی، اما وقتی پروژه را گرفتید فقط پورسانت خودتان را بر می دارید و آن را به کس دیگری می دهید تا انجام دهد.
  • برنامه نویسی طلبگی: در این مدل شما آنقدر در زمینه نوشتن برنامه مباحثه می کنید تا بالاخره یکی پیدا می شود و آن را می نویسد، بعد از آن شما در زمینه نحوه استفاده از آن برنامه باز هم مباحثه و گعده می کنید.
  • برنامه نویسی خطی: به شکل یک مسافر کش خطی، که یک پیکان جوانان ۵۶ دارد و آن را خوابانده و تنها با آن بلد است رانندگی کند، شما هم همه برنامه هایی که به شما پیشنهاد می شود را با استفاده از Turbo Pascal و btrieve می نویسید،اول همه برنامه هایتان هم یک صفحه می آید که با کاراکترهای اسکی، کلمه بسم ا… را نوشته اید.
  •  و…ادمه دارد!

همین!

یک توضیح ضروری: تکرار مکررات و توضیح واضحات است،  خدای نکرده اسم بردنم از چند شغل بی احترامی نسبت به آنها نیست که هیچگاه در نوشته هایم چنین منظوری را نداشته و نخواهم داشت. اسم بردن از این نوع مشاغل به دلیل آن است که در فرهنگ کوچه بازار ما ایرانی ها و در لطیفه هایمان برخی مشاغل نماد برخی خصوصیات هستند، در این نوشته هم چون می خواستم مدلی که توضیح می دهم، یک نماد قابل لمس وطنی داشته باشد، مجبور به استفاده از آن نماد ها شدم، همین.

۲۷ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. سعید می‌گه:

    یک مورد دیگر را هم اضافه کنید.
    - کسانی که حرمت برای همکار خود قائل نیستند.
    دکترها رو دیدید در کشور؟ کمتر از دکتر به هم نمی‌گن. زیر امضاشون هم حتما باید کلمه دکتر باشد.

  2. امیر نام آور می‌گه:

    مطلب بسیار جالبی بود و فکر می کنم انواع بسیار دیگری دارد که قابل توسعه است! یکی از انواع برنامه نویس که با آنها زیاد برخورد داشته ام برنامه نویسانی هستند که علاقه وافری به اختراع دوباره چرخ دارند! با دات نت برنامه می نویسند اما مثلا برای طراحی وب به جای استفاده از ابزارهای فراوانی که وجود دارد از نت پد استفاده می‌کنند و برای طراحی بخشی که فرضا با ابزاری مثل جی کوئری به دو خط کدنویسی نیاز دارد هزار خط کد می‌نویسند تا همان کار را با جاواسکریپت و اچ تی ام ال انجام دهند، کدی که نه قابلیت دیباگ دارد نه حتی خوشان می‌فهمند از کجا شروع شده و به کجا ختم شده است … روزی اگر پایش بیفتد نرم افزارهای مالی را هم با اسمبلی می‌نویسند و به آن افتخار می‌کنند!!

  3. علی.ش می‌گه:

    حرف نداشت. دستت درد نکنه.
    نوعی که امیرخان گفتن هم جالبه.

  4. مجید آواژ می‌گه:

    این نوشته یک ارزش خاص دارد. بسیار متفاوت از فضایی هست که این روزها وبلاگ های سازمانی به اون دچار شدند. فضای امروز وبلاگ های سازمانی غمناک هست و وجود یک نوشته شاد مثل این خیلی با ارزش هست.

  5. senaps می‌گه:

    خوب،من چون با کامپایلر لینوکسی برنامه نویسی میکنم،و لینوکس بعضی کدها رو ساپورت نمیکنه،مجبورم دوباره از اول و با ایده ی خودم اونها رو بنویسم!!
    ولی،ای کاش یه نمونه مثال از برنامه نویسی ایده عال میدادین!!یا اینکه صالا دارین درباره ی چه زبان برنامه نویسیی حرف میزنین؟!!
    خیلی دوست دارم بدونم کد های سی پلاس من داستانشون چی به چیه!! من عادت ندارم کامنت بذارم،ولی از اسامیی استفده میکنم برای کلاس ها و اشیائم که کاملا مشخص باشه داستان چیه!!

  6. مسعود امیری پور می‌گه:

    فوق العاده بود مخصوصا مدل بچه مثبتی و اینکه کار نمی کند!!!!!
    یه زمانی هم مدل خودم برنامه نویسی خطی بود همش Turbo C++ نه کمتر نه بیشتر!!!!!

  7. سعید می‌گه:

    نگاه جالبی به این موضوع بود. سر مدل جواتی کلی خندیدم. ولی جدا این نبود GUI های مناسب واقعا مشکل بزرگیه.

  8. علی.ش می‌گه:

    حالا من ولم کنن میرم تو مدلی که امیر آقا گفتن؛ تو مایه‌های اسمبلی و اینا! ولی خب، جلوی خودم و تا حدودی می‌گیرم :D

  9. جدیدترین سایت کسب درآمد کلیکی ایرانی راه اندازی شد!
    این سایت به اولین ۵۰۰۰ نفری که ثبت نام کنند عضویت پیشرو میده.
    این امکان رو هم به شما میده که وبلاگتون رو توی سایت به طور کاملا رایگان تبلیغ کنید و آمار وبلاگتون رو بالا ببرید!!!! [تعجب][تعجب][تعجب]
    پس همین حالا ثبت نام کنید…

  10. البته یه مدل دیگه هم هست برنامه نویسی بچه سوسولی : افرادی که یک روش را بلد هستند و فکر می کنن همه چیز را باید با همان روش انجام داد . کلا از تغییر و هر گونه نوآوری به شدت هراس دارن.

    مدل دیگه مدل بچه CIA در این مدل طرف حاضر نیست کمترین توضیحی راجع به کدهایش بدهد تازه اگر جواب هم بدهد همه اش دروغ و غلط است تا شما را گمراه کند .

  11. بی نام می‌گه:

    دسته بندی جالب و قشنگی بود.

  12. ساسان می‌گه:

    مطلب بسیار خوبی بود. مدل‌های بچه مثبتی، شاطری، دلالی و خطی رو بارها به چشم دیدم.

  13. صالح می‌گه:

    بسی لذت بردیم.
    این مدل های آقای سبزپوش رو هم اضافه کنید کامل میشه مجموعه

  14. ایمان نعمتی می‌گه:

    یک مدل دیگه هم هست به اسم “برنامه نویسی هیاتی” : چند تا برنامه نویس به صورت شبانه روزی با شور حسینی نرم افزاری که تحلیل درستی نداشته رو جمع و جور میکنند. میانگین ساعت کاری این برنامه نویس ها ۲۰ ساعت در شبانه روز است. مصرف انواع مواد نیکوتین دار و کافئین دار در این گونه از موجودات بسیار بالاست!!

  15. بنیامین می‌گه:

    جدا از مطلب جالب، قسمت آخر که عذرخواهی بود خیلی مورد پسندم بود.

  16. پیام می‌گه:

    جالب بود :دی
    ممنون

  17. علی واحد می‌گه:

    از همه دوستانی که این نوشته را دوست داشته اند و واکنش نشان داده اند ممنونم!

    @مجید آواژ
    مجبورم یک اعترافی بکنم، این نوشته اول قرار نبود طنز باشد، پاراگراف اول را که نوشتم می خواستم گلایه کنم از ….. که …. بگذریم. دیدم همه در یک قایق نشسته ایم، همه حرف دل دیگری را می دانیم، پس بهتر است با یک زبان دیگر منظورم را بیان کنم که به شادی نیاز دارم و نیاز داریم!

    @ایمان نعمتی ، @سید علا سبزپوش و @امیر نام آور
    مدلهایی که اشاره کردید حرف نداشت! باید به لیست اضافه کنیم!

    همین!

  18. مهندس مازی می‌گه:

    آقا حرفات رو باید طلا گرفت داخل شرکت های به اصطلاح برنامه نویسی گذاشت.
    تازه جناب از اینا هم بگذریم یک چیز دیگه هم هست اینکه کارفرما شما بعد از کلی ادعا که واقعاً نمی دونی از این همه ادعا کارفرمای شرکت چکار کنی ؟! فقط به فکر وصول شدن پول قرارداده شبها که خواب پول می بینه صبح هم زودتر از همه اعضای شرکت می یاد تا ببینه تو بیکاری میگه حالا که بیکاری برو ادارات و سازمان ها نرم افزار خودت رو تبلیغ کن پورسانتت با من ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!! جدی می گما من دیدم که دارم اینجا می گم .
    انگار نه انگار که شما مهندس کامپیوتر هستی یک روز براش مهندسی یک روز براش بازاریاب در آخر هم خبری از پورسانت نیست تازه حقوقتو اگر دوست داشته باشه بهت بده باید خدا رو شکر کنی!!!
    ای آقا چی بگیم از دلمون دست رو دلمون نذار که خونه

  19. مانی می‌گه:

    خیلی قشنگ بود دوست عزیز!

  20. علی می‌گه:

    نگید که نوشتن این پست برای تفریح صرف بوده است.
    به نظر من هدف مستتر اصلی همان است که در گروه فشاری! اومد.

  21. علی واحد می‌گه:

    @علی
    در مورد اینکه این نوشته فقط برای تفریح صرف نبوده کاملا درست می گویید پشت آن حتما یک مقصودی هست، اما هنگامی که نوشتن آن را شروع کردم و تمام کردم منظورم هیچکدام از این نوع سبکهای ایرانی نبوده، بلکه نمایشی از نارضایتیم به نوشتن برنامه به سبک گاوچرانی بوده است!
    به همین سادگی!

  22. مصطفی می‌گه:

    باحال بود من تقریبا با فلش سعی می کنم همه کار انجام بدم. :D

  23. فاطمه.ع می‌گه:

    هه هه.با جواتی و لاتیش خیلی حال کردم!

  24. roza می‌گه:

    سلام
    مطالبش دروغ نبود ولی دل آدم میگیره از اینکه اونا که با بلد نبودنشون اینقدر راه و اومدن
    برای خندیدن به طنزشون میگیرید
    درد اینه شما با مهندس بودنتون چقدر راه ورفتین واقعا تا کی می خواین کپی کنین راه بیفتین دیگه یک ذره ام جلو بزنین و اختراعی ، ابتکاری خسته شدیم اینقدر شل می جنبید
    کپی میکنید وهنر مهندس بودنتون به رخ می کشید

دیدگاه خود را به ما بگویید.