شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

در کتاب “Project Management Methodologies: Selecting, Implementing, and Supporting Methodologies and Processes for Projects” به مفهوم و جدول مرتبط جالبی برخوردم که بد ندیدم آن را در وبلاگ هم بگذارم. در این کتاب، “مدیریت پروژه” را جزیی از یک “اکو سیستم (ecosystem)” کامل می داند که از مولفه های (Component) مختلفی تشکیل شده است و [...]

باید بگویم آن انتظاری که از مشارکت در بحث پس از انتشار قسمت اول (اینجا) داشتم برآورده نشد. اگر چه دوستان دیگری در فضای وبلاگستان در یک رویداد تصادفا همزمان به بحث مواجهه با مقاومت در برابر تغییرات به صورت عمومی پرداخته بودند که جالب توجه است(برای مثال ۱ ، ۲ و ۳). اما برگردیم [...]

این نوشته آقای کمالیان را بخوانید: “پایان یک سازمان، چه زمانی و چرا؟” می بخشید که اینقدر صریح خواستم که آن نوشته را بخوانید، چون اولا اگر آن را نخوانید یک نوشته خوب را از دست داده اید و دوما بدون مطالعه آن قطعا خواندن ادامه این نوشته بی معنی است. اما بعد : اگر [...]

در سالیان اخیر و با طرح متدولوژی های چابک ، Agile Methodologies تقریبا همه عرصه های فرآیند توسعه نرم افزار (Software Development)  دستخوش تغییر شد، از جمله بحث مدیریت پروژه و به تبع آن مفهوم جدیدی ایجاد شد تحت عنوان مدیریت پروژه چابک یا Agile Project Management. اگر چه مبحث چابکی، فقط منحصر به صنعت [...]

در خبری مرتبط برای جذب همکار جدید برای رادمان آمده است(اینجا): برای بهبود فعالیتهای اجرایی شرکت رادمان،نیاز به حضور افراد پرانرژی و خلاق در پست های سازمانی زیر می باشد: منشی: فعال، مسلط به اینترنت و نرم افزارهای Office، آشنا به امور اداری و وظائف منشی در یک شرکت کامپیوتری، روابط عمومی بالا و قدرت بیان [...]

۱۵ دلیل برای «میوه فروش» شدن به جای «مهندس نرم افزار» شدن!

سالها پیش آنقدر از فشارهای پروژه و دشوار بودن تولید نرم افزار در ایران خسته شده بودم که با یکی از دوستان همدانشگاهی تصمیم گرفتیم یک شغل شرافتمندانه انتخاب کنیم! این بود که مشاغل مختلف را علمی، بررسی کردیم و آخر از همه تصمیم گرفتیم یک میوه فروشی باز کنیم! چرا؟ به هزار و پانزده دلیل! ۱۵ دلیلش را می نویسم، هزارتای بقیه اش را خودتان خواهید دانست:
۱- عدم وجود گارانتی: بعد از فروش نرم افزار باید آن را گارنتی کنی. برخلاف بسیاری از مشاغل که شما بابت گارانتی پول اضافه می گیرد و نزد خود نگه می دارید، در نرم افزار بر عکس عمل می شود و این کارفرمای شماست که از شما تضمین (درصدی از قرارداد، چک تضمین، سفته و یا ضمانت نامه بانکی یا همه مواد) می گیرد. در حالیکه میوه فروشی گارانتی ندارد، جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود.
۲- بازه کوتاه زمان فروش: یک پروژه نرم افزاری ماهها طول می کشد و باعث فرسایش نیروی کار می شود در حالیکه در میوه فروشی، صبح زود بار میوه و سبزی می آوری، حداکثر تا ظهر سبزی ها تمام می شود، میوه ها هم، بسته به محیط شما، در مدت زمان کوتاهی فروش می روند و شما بازهم بار جدیدی می آورید.
۳- تغییر نیاز ندارید: رایج است که نیازهای مشتری تازه زمانی آشکار می شود که شما نرم افزار را فروخته اید و مشتری متوقع است که در چارچوب همان قرارداد تغییرات اعمال شود، حتی اگر ماهیت تغییر کند. اما در میوه فروشی، خریدار که از مغازه خارج شد شما دیگر مسؤولیتی ندارید، اگر تصمیمش عوض شد، شما نگران نیستید، یک کالای جدید به وی می فروشید.
۳- عدم محصول ارجاعی: در نرم افزار اگر محصول شما کار نکرد و یا قدیمی شد مشتری یا ارجاع می دهد و یا دیگر سراغش نمی آید، در میوه فروشی شما میوه سالم را به مردم به فیمت گران، میوه نیمه خراب را ارزان تر به مردم کم درآمد تر و احتمالا میوه کاملا خراب را به آبمیوه فروشی ها و نمی دانم لواشک سازی ها می فروشید!
۴-واسطه گری به جای تولید: در میوه فروشی شما محلی برای عرضه کالای دیگران هستید، معمولا افزایش قیمت بین میدان میوه و تره بار با مغازه شما چند برابراست . اما در نرم افزار شما تولید می کنید و دردسر های آن را دارید تازه در انتها و پس از کسر انواع مالیات و بیمه هزینه تولید را در بیاورید خیلی هنر کرده اید!
۵-مدیریت نیروی انسانی، خیر! : شما در شرکت نرم افزاری با نیروی لوس و نازک نارنجی کارشناس سروکار دارید که کافی است یک کم ناراحت شود، هوس کانادا به سرش می زند، اما در میوه فروشی یکی دو کارگر از برادران افغانی می گیرید، مثل ساعت برای شما کار می کنند و غر که نمی زنند هیچ با همه سختی ها هم می سازند.


۶-فصلی بودن کار، تعطیل: در تولید و فروش نرم افزار شما وابسته به زمان هستید، برای مثال دولتی ها معمولا در ماه های خاصی خرید بیشتری می کنند، یا در فروردین و اردیبهشت شما با افت فروش مواجه می شوید، اما در میوه فروشی هر فصلی میوه خودش را دارد و شما آن را می آورید، هر میوه ای هم طرفدار خاص خودش را دارد و شما تقریبا در همه سال فروش خود را یکنواخت خواهید داشت. شب عید ها هم که جای خودش را دارد و شما پوست خلایق را حسابی خواهید کند.
۷- بازار دائمی: نرم افزاری ها مانند یک کارگر ساختمانی هستند، باید ساختمانی ساخته شود تا به آنان نیاز باشد، وقتی بودجه IT کشور صفر شود که نمی توان پروژه ای تعریف کرد که نرم افزاری روی آن کار کند، چون هنوز از دیدگاه اغلب تصمیم گیرندگان ما، نرم افزار یک کار تشریفاتی است. اما میوه فروشی نیاز روز مردم است، همه هر روز خرید خودشان را دارد، وضع مردم بد هم بشود باز هم مهمانی می آید که شما وادار شوید حتما میوه خوب بخرید.
۸-درهم است: در نرم افزار شما قاصر هستید از اینکه به یک مشتری بفهمانید نرم افزار با نرم افزار متفاوت است. چون با یک چیز انتزاعی طرف است، بین نرم افزاری حسابداری ۵ هزارتومانی با حسابداری ۱۰ میلیون تومانی فرقی قائل نیست. در حالیکه در میوه فروشی ، مشتری تفاوت سیب با سیب را در می یابد و اگر دنبال کیفیت خوب است پولش را هم می پردازد.
۹- شما فقط میوه را می فروشید: در نرم افزار وقتی شما نرم افزاری عرضه می کنید، داستان عرضه خدمات پس از فروش شروع می شود، آموزش کاربران -بعضا واقعا تعطیل!- تبدیل اطلاعات و انتقال آنها از سیستم قدیمی به جدید، عرضه سخت افزار، نگرانی از کارکردن نرم افزار روی هر نوع سخت افزار آشغالی که مشتری به شما می دهد و … اما در میوه فروشی، شما فقط میوه را می فروشید اینکه هندوانه را چطور می خورند، گیلاس را چطور؟ اینکه آیا مشتری ظرف مناسبی برای نگهداری میوه دارد و یا خیر نیز به شما ربطی ندارد.
۱۰- یک بار برای همیشه، هرگز: نرم افزار را که می فروشید مشتری توقع دارد این نرم افزار مادام العمر باشد برایش ، به سادگی حاضر نیست قرارداد پشتیبانی و ارتقاء نرم افزار ببندد، اما همه می دانیم که یک میوه را برای همه سال نمی توان نگه داشت، خورده می شود بالاخره! باید میوه جدیدی خرید!
۱۱- باگ: خرابی میوه نگرانی ندارد، روشهای نگهداری میوه معلوم است و اگر شما یک کم تجربه پیدا کنید می توانید به سادگی آن را نگهداری کنید، اما در نرم افزار آنقدر مشکلات متعدد و متفاوت پیش می آید که شما گیج می شوید که این خطا از کجاست و راه حلش چطور است؟ مناطق بحرانی ، آنقدر خطایابی را سخت می کنند که شما نیاز به فاز مجزایی برای آن پیدا می کنید و هزینه زیادی برای هر خطا می پردازید، تازه تضمینی وجود ندارد که همه خطا ها را پیدا کرده باشید و روز تحویل به مشتری، جلوی چشم وی، آنقدر سیستم خطا می دهد که شما آب می شوید و زمین می روید.
۱۲-آن که خربزه می خورد پای لرزش می نشیند: شما مسؤول نحوه استفاده مشتری از میوه نیستید، مهم نیست برایتان که در عزا بخورند یا در عروسی، مهم نیست که به طرف نمی سازد یا می سازد. اما در نرم افزار، کافی است از نرم افزار شما سوء استفاده شود، نمی دانم چرا یقه شما را می گیرند که چرا از طریق نرم افزار شما به ما آسیب وارد شد، چرا هک شد، چرا ….؟
۱۳-دوره بازپرداخت سریع: در میوه فروشی به محض فروش میوه پولتان را می گیرید، اما در نرم افزار تازه پروژه را که تحویل دادید و صورتجلسه کردید، باید بدوید به دنبال پولتان، آنقدر این پول دادن دیر و تکه تکه می شود که به نوش داروی پس از مرگ سهراب می ماند، به شکلی که بعضی وقت ها بی خیال پولتان می شوید.
۱۴- تنوع مشتری: شما در یک شرکت نرم افزاری با طیف خاصی از مشتری سروکار دارید، یا دولتی یا خصوصی یا آموزشی یا … اما در میوه فروشی شما قیدی برای مشتری ندارید، زن و مرد، کوچک و بزرگ، دارا و ندار، پیر و جوان، شهری و روستایی ،… همه به نوعی مشتری شما هستند، آنهم مشتری دائمی که از همه چیز می گذرد الا از خوردن!
۱۵- کپی رایت: در میوه فروشی نمی توانید یک میوه را بخرید و تکثیر کنید، در نرم افزار می توانید، خوب هم می توانید. اگر تولید کننده ناراحت هم شد مهم نیست، چون یا قانون کافی نداریم و یا آنقدر این قضیه پیچیده است که شما بی خیال می شوید.
…..
برای تصمیم گرفتن کافی نیست!؟
نمی دانم چرا با وجود همه این استدلال های منطقی، میوه فروش نشدم. آرزو می کنم حداقل یک نفر این مطلب را بخواند و به راه راست هدایت شود! دست از مهندسی نرم شدن بردارد و به قول بچه ها یک کار «شرافتمندانه» پیدا کند. امیدوارم…
همین!

۴۱ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. mahyar می‌گه:

    از همه مهم تر اینکه خیالت راحت است و از صبح تا غروب تحت فشار و استرس نیستی و شب هم کابوس مشتری و کارفرما و باگ و غیره نمی بینی. تازه چندین برابر همان درآمد را هم داری.

  2. یکی از دانشجوفهاتون می‌گه:

    انگیزه درس خوندن از آدم گرفته میشه !

  3. morteza می‌گه:

    علتش تنبلی مفرط ایرانی جماعت. نمونش به جای کارگر ایرانی کارگر افغان میآریم که حسابی عینه … کار کنه همون طور که خودتون هم مثال زدید و در آخر اینکه ناز پرورده ایم حتما باید پشت میز بشینیم مثل خودم

  4. امیر می‌گه:

    به نظر من انجام پروژه های نرم افزاری به نسبت سختی هاش در آمد بیشتری داره! یعنی هر قدر کار کنی پول میگیری.
    مشکل اصلی اینجاس که تو کشور پیشرفته ما یه بی سواد می تونه میوه فروش بشه و در آمد بالایی داشته باشه ولی یه درس خونده و به اصطلاح مهندس براش کار نیست!

  5. مسعود مشرف می‌گه:

    اینم هست که هر روز نباید یه چیزه جدید یاد بگیری، میوه فروشی از ابد الدّهر همین شکلی بوده ولی کامپیوتر هر روز عوض می شه
    تازه اگه هم میوه فروشی بلد نیستی میری یه جا یاد می گیری ولی وقتی تو مهندسی نرم افزار چیز جدیدی بیاد تو حتماً بیشتر از استادات بلدی!

  6. uyu می‌گه:

    dj said:
    hello
    please jam kon binim baba!

  7. میوه فروش تنها ببخشید مهندس تنها می‌گه:

    تازه وقتی میوه فروش بشی وقتی خسته شدی یه دونه از همون میوه های ابدار و تازه رو می خوری ولی ما چی با همه خستگی سردرد هم اضافه میشه و به خاطر پیدا کردن باگ از پشت میز نباید تکون بخوریم و بعد از چند ساعت می بینیم که رنگ و رومون حسابی پریده.دلم هندونه می خواد!!!!!!!

  8. reza_19qvc می‌گه:

    moshkel injast ke too mamlekete ma hamechiz shode tehran….va gar na yek mohndese narm afzaram mitoone mesle yek miveforoosh hal kone

  9. khalil می‌گه:

    اصلا در ایران هر چه بفروشی نونت تو روغنه. به شرطی که اصلا تو کار تولیدش نباشی.
    { میوه، گوشی، آب هویج، فرش و…}

  10. ایمان می‌گه:

    ای بابا باز موضوع تکراری علم یا ثروت
    Dont Wory !!! Be Happy
    مهندسی نرم افزار یه رشته نو ظهور آینده خیلی درخشانی داره هر قسمتتش رو بگیری نمیدونی تهش گذاشت نمیدونی تا کجا میره من این توووووو .پوو..!!!! ببخشید میگفتم افتخاری که یه کدنویس به برنامه اش میکنه یه میوه فروش به میوه هاش نمیکنه همین مهمه برام و برات و براش و براتون و براشونند و …
    من هم نرم افزار خوندم دارم آرزوم اینه که جاوا و #C رو کامل یاد بگیرم و بعد بمیرم به این مرگ افتخار میکنم نه اینکه از صبح برم سر کوچه با لباس عرقی صنوق میوه جابجا کنم و هی داد بزنم حراجش کردیم ( به میوه فروش ها بر نخوره )
    مهنس به جای اینکه یه صفحه وب رو به این موضوع تکراری علم یا ثروت اختصاص بدی یه ترفند یه نکته یه نظریه یه اختراع اصلا یه پروژه تعریف میکردی……
    از دور میبوسمتون
    بدرود

  11. vahid می‌گه:

    مدینه گفتی و کردی کبابم!

  12. blorestani می‌گه:

    داداش من شما هنوز شمارش بلد نیستی اونوقت ادعای مهندسی نرم افزار هم داری دلایل شما ۱۶ تا است نه ۱۵ تا شماره ۳ را دوباره تکرار کردی ایکاش حداقل یک بار مطلب را خودتان می خواندی بعد می زد روی سایت البته از صراحت کلامم ببخشید .

  13. ali می‌گه:

    حق با شماست، اما در مورد وبلاگ، سعی نمی کنم مطالبم را با بازبینی بگذارم، دلم می خواهد همان شکل ابتدایی و بدوی را داشته باشد و طبیعی است که از این مشکلات هم پیش می آید، نکته دیگر آنکه راستش را بخواهید زیاد شمارش و جمع و تفریقم خوب نیست و ….
    همین!

  14. Amin می‌گه:

    کسایی که این مشکلات رو دارن رویکرد مهندسی به نرم افزار ندارن. بلکه بجای اینکه Engineer‌ باشن Craftsman هستن. به نظر می‌یاد نالیدن از مشکلات نرم افزار جنبه احساسی پیدا کرده و این نتیجه استفاده از روشهای سنتی هستش. شرکتهایی هستن که در این زمینه به نتایج خوبی دست پیدا کردن.
    موفق باشین.

  15. mohammad می‌گه:

    من دردی را که گفتی کاملا میفهمم! امیدوارم یه روز تو این مملکت هم هرکس سر جای خودش باشه تا بشه از حقوق این نرم افزار ساز های بیچاره هم دفاعی کرد

  16. MHF می‌گه:

    ba salam, be khoda ke bayad sartapaye in kesi ke in maghale ro neveshte tala gereft,
    ba ejazatoon badaz 15 sal sar va kalle zadan ba anvae mokhtalefe omore software emrooz be hamin natije faghat ba ye kami taghir residam, man nazarm be baghali bod vaghe-an por sodtare.
    Aslan ham shokhi nemikonam

  17. v می‌گه:

    in [.........] shera chie?
    por daramad terin shogle donya male tahlil garane narmafzare

  18. No One می‌گه:

    بعضی از دوستان مثل اینکه بهشون خیلی برخورده!!
    بابا بی خیال
    این یه طنزنامه است راجع به گوشزد کردن مشکلات نرم افزاری ها که یادشون نره
    خدا رو شکر همه که این مشکلات رو قبول دارین! نه؟؟

  19. ahad می‌گه:

    اصلا تو ایران به درس و علم و تکنولوژی اهمیت داده نمی شه مثلا آمار بازدید از سایت های تفریحی تو ایران هزاران برابر آمار بازدید سایت های علمی هستش .
    با وجود ۱۰ ها برابر تلاش و زحمت برای تحقیق و تالیف مقالات علمی نسبت به جمع آوری جک !!! و …اما باز هم فرهنگ جامعه اینطوری ایجاب می کنه .
    وقتی که محبوب ترین افراد در نزد جامعه یا بازیکنان فوتبالند یا بازیگر و خواننده دیگه چه انتظاری میشه از پیشرفت جامعه داشت.

  20. majid می‌گه:

    نرم افزار یعنی رنج… افتخاره که بگی رنجورم؟؟؟
    برای شادی روح پرفتوح IT صلوات بعدی رو رساتر ختم کن….
    الهم صل علی…

  21. kianoosh می‌گه:

    با همه حرفات موافقم ، به یه بنده خدایی یه نرم افزار کار شرکت رو با کلی تخفیف دادیم ۹۰ هزار تومن ، بعد چند رو یه احضاریه از دادگاه اوومد که شما این آقا رو اغفال کردین ، کاشف به عمل اوومد یارو قیمت یه سی دی رو با قیمت رایت جمع کرده بود شده بود ۳۰۰ تومن ، حالا بقیه پولشو میخواست !
    وقتی تو یه سی دی ۳۰۰ تا نرم افزار تاپ رو میریزن میدن ۵۰۰ تومن دیگه چه انتظاری داری یارو بیاد نرم افزار منو و تو رو بخره ؟

  22. vahid می‌گه:

    salam
    doroste hame baraye pol dar avordan miran soraghe kar vali man hich vaght baraye pol dar avordan soraghe computer naraftam ke yad begiram va agaram bekham ye roozi ye narm afzari doroste konam ke bekham arzash konam hamishe bishtar az khode narmafzar be donbale inam keyekari bekonam ke hich vaght nashe hata raje be shekstane ghoflesh fekr ham kard .
    ba tashakor az kasi ke in harfa tahadi barash jaleb bod va khodesh alan modatie ke dobnare kar mikone va daghighei 15000 rial daramad dare
    harfamo shokhi nadonid va bedonid ke hamash vagheiate
    man w hastam az iran
    hamegio khosh bashid

  23. علیرضا می‌گه:

    تا موقعی که حق کپی رایت رعایت نشه مشکل ما همینه که هست. در ضمن تقصیر خودمونه. تا موقعی که دانشجوی نرم افزار داره درس می خونه عین احمقا هر کاری بهش می دن با دوذار پول انجام می ده هم کاره مزخرف انجام می ده هم تر می زنه به بقیه. یک مشکل دیگه ای هم که وجود داره مربوط به همون قانون کپی رایته. الان ماشاالله هر ننه قمری با هزار تومن یه سی دی می خره توش ۵۰ نرم افزاره که اگه همونارو بخواد اونور بخره ۱۰ میلیون باید پول بده. بعدم می شینه از هر کدوم یه پیزی یاد می گیره و می یاد تر می زنه تو بازار
    در هر صورت تمام این مشکلات تقصیر خودمونه بیخودم اینارو تقصیر دیگران نندازیم

  24. فائز می‌گه:

    سلام خسته نباشید
    مطلب جالبیه ولی به نظر من، مهندسای نرم افزار عزیز دل و جان که علاقه به شغل شریف میوه فروشی دارن میتونن با یه تحلیل سیستم و یه تحلیل فعالیتها و یه تحلیل پایگاه داده و…. خلاصه با طراحی مهندسی حالا هر چی مدل آبشاری یا باز گشتی یا ….
    اینا همه رو گفتم که بگم اینا فایده نداره نرم افزار وقتی به درد میخوره که تو این ایران اول خودمون از برناممون سود ببریم بدش بفروشیمش مثلاً یه میوه فروشی آنلاین که مدیرانش مهندسین نرم افزار باشن نه میوه فروشها !!!!!!!!!!

  25. حسین مرگانی می‌گه:

    بدبختی ما اینه که اگه درس بخونیم دیگه بازاری نمیتونیم بشیم و اگه بازاری بشیم دیگه نمی تونیم درس بخونیم.

  26. Soroosh می‌گه:

    سلام، دمت گرم زدی تو خال ولی فکر نمیکنی ۱۶ دلیل آوردی و گفتی ۱۵تا؟

  27. کیوان می‌گه:

    مشکل نرم افزار و سختی کار آن منحصر به ایران نیست. آیا از Micosoft شرکتی شناخته شده تر داریم؟ باگ های موجود در تمام package های ارائه شده توسط این شرکت دستمایه بسیاری از جوک ها شده است. ولی آیا از بیل گیتس پولدارتر داریم؟
    این همه version در تمامی نرم افزارهای ارائه شده توسط شرکت های مختلف به چه دلیل است؟ باگ ها یا نیازهای مشتری، یا خوش فکری های برنامه نویس در تخمین نیاز بازار علت تولید versionهای مختلف و متعدد است. اشکال ما در این است که دوست داریم مثلاٌ یک نسخه ۱٫۰ درست کنیم و دیگه بهش دست نزنیم. متاسفانه این تفکر در تمام کارهای ما ایرانی ها وجود دارد و به محض اینکه پاسخ های اولیه از یک کار را گرفتیم کار را تمام شده می دانیم و تبعاً با این طرز فکر موفق نخواهیم بود.

  28. کیوان می‌گه:

    مشکل نرم افزار و سختی کار آن منحصر به ایران نیست. آیا از Micosoft شرکتی شناخته شده تر داریم؟ باگ های موجود در تمام package های ارائه شده توسط این شرکت دستمایه بسیاری از جوک ها شده است. ولی آیا از بیل گیتس پولدارتر داریم؟
    این همه version در تمامی نرم افزارهای ارائه شده توسط شرکت های مختلف به چه دلیل است؟ باگ ها یا نیازهای مشتری، یا خوش فکری های برنامه نویس در تخمین نیاز بازار علت تولید versionهای مختلف و متعدد است. اشکال ما در این است که دوست داریم مثلاٌ یک نسخه ۱٫۰ درست کنیم و دیگه بهش دست نزنیم. متاسفانه این تفکر در تمام کارهای ما ایرانی ها وجود دارد و به محض اینکه پاسخ های اولیه از یک کار را گرفتیم کار را تمام شده می دانیم و تبعاً با این طرز فکر موفق نخواهیم بود.

  29. hamidreza.s می‌گه:

    یک دلیل برای مهندس نرم افزار شدن:وجود تحلیلگران کودن در صنعت نرم افزار

  30. A a می‌گه:

    اینجانب به مدت ۳ سال تمام به عنوان برنامه نویس حرفه ای در صنعت شریف تولید نرم افزار بودم و دارای لیسانس نرم افزار و مدارک بین المللی شبکه و برنامه نویسی تحت وب می باشم
    نتیجه کلی : ۱٫ روانی مطلق ۲٫ بی پولی ۳٫ شخصیت گوشه گیر و عصبانی و…
    شغل فعلی اینجانب: پیمانکار ساختمان به قول شما با کارگران افغانی طرف شدن از برنامه نویسی هزار مرتبه راحت تر است

  31. alireza می‌گه:

    بهتره به جای حرفای چرت و پرت به کارتون بچسبید!

  32. amin می‌گه:

    دقیقا به دلیل وجود همین مشکلاته که در کشورهای پیشرفته درآمد یک مهندس نرم افزار چندین برابر یک میوه فروشه. ولی متاسفانه توی ایران همه چیز برعکسه!

  33. پرهام می‌گه:

    اینکه ۱۶دلیل هست نه ۱۵ دلیل. مورد ۳ را دوبار تکرار کردی.
    در ضمن سوپر مارکت درآمدش بیشتره!

  34. امیر می‌گه:

    منم ۷،۸ سال پیش همین فکرها رو کردم که توی انتخاب رشته مهندسی نرم افزار که دوست داشتم رو نزدم ، اما حالا شدم مهندس عمران که چند سال بیکار بودم و حالا دارم با ماهی ۲۵۰ تومن تویه شرکت مهندسین مشاور کار می کنم. و حالا تاسف می خورم که کاشکی می رفتم سراغ همون مهندسی کامپیوتر که اقلاً دوستش داشتم.
    بیکاری معضل همه جوونهاست ، چه نرم افزار چه سخت افزار چه عمران و …

  35. Javid می‌گه:

    matlabe jalebie, yani ye tanze! man nemidoonam chera bazia enghad jedi gereftan!

  36. [...] ۱۵دلیل برای «میوه فروش» شدن به جای «مهندس نرم افزار» شد… [...]

  37. [...] احساس می کنم موثر هستم!”. شاید اگر میوه فروش می شدم (اینجا) شاید اگر به ساز بفروش می شدم، شاید اگر سکه می خریدم و [...]

دیدگاه خود را به ما بگویید.