خانه > مهندسي نرم افزار > طرح پرسش: قیمت گذاری نرم افزار- از کجا شروع کنیم؟

طرح پرسش: قیمت گذاری نرم افزار- از کجا شروع کنیم؟

در نظرات نوشته “هدف برخورد را توجیه می کند؟” بحث از اینکه آیا می توان برای مشتری خوشرفتار قیمت کمتری در نظر گرفت رسید به موضوع قیمت گذاری در نرم افزار به صورت عام تر. پیشنهاد کردم که بحث قیمت گذاری در نرم افزار را جدی تر و جداگانه تر دنبال کنیم.
در سال ۸۴ از رابطه بین کیفیت و قیمت نرم افزار نوشته بودم (اینجا) و در سال ۸۶ هم  نوشتم از لزوم پیدا کردن روشی برای نمایش تمایز بین محصولات نرم افزاری، آنجا که تفاوت قیمت بین آنها به دلیل عدم نمایش تمایزشان برای مشتریان  مشکل ساز می شود(اینجا). فرصت کردید به آن نوشته های قدیمی نگاهی بیاندازید، اگر چه در نوشته های دیگری هم غیر مستقیم چند باری به این مساله پرداخته بودم.

حالا اما به جای اینکه خودم بحث را ادامه دهم، از دوستان خواننده وبلاگ می خواهم که کمک کنند و برای سایرین بنویسند از اینکه چه پارامترهایی را در قیمت گذاری یک نرم افزار موثر می دانند؟ آیا می توان به یک لیست قیمت مشخص برای همه نرم افزار ها رسید؟ اگر می شود چگونه و اگر نمی شود چرا؟ چه شباهت ها و تفاوت هایی در قیمت گذاری برای نرم افزار با سایر کالا ها و یا خدمات وجود دارد؟ و …
به طور قطع اگر مشارکت دوستان کامل باشد می توان بحث را از زاویه های دید مختلف انجام داد و همه نکات پیدا و پنهان را در نظر گرفت. اگر چنین شد که هیچ وگرنه تلاش خواهم کرد تجربیات محدودم را جمع بندی کرده و در دنباله این نوشته مطلب را کامل کنم.
همین!

Categories: مهندسي نرم افزار Tags:
  1. ۱۷ آذر ۱۳۹۰ در ۰۹:۳۵ | #1

    باز هم من اول باشم؟ :-) چشم و با کمال افتخار، خیلی دوست دارم در این زمینه بیشتر یاد بگیرم.
    به نظرم باید اول از قیمت تمام شده شروع کرد و قیمت تمام شده مناسبی در دست داشت. بعد باید هزینه های عدم فروش را در مقابل سود فروش قرار داد، یعنی فرض کنیم محصول ما اگر نفروشد اول ضرر میدهد، بعد هم “فاسد میشود”. تا بتوانیم ببینیم که کف قیمت فروش کجاست؟ میدانم که یافتن اینها خیلی سخت است، ولی لازم است، ولو با نگاه کارشناسی صرف، نه متکی به یک حسابداری خوب و شسته و رفته.
    حالا باید تحقیقی در بازار داشته باشیم. با چه حساب و کتابی به نقطه شروع تولید محصول رسیده ایم؟ فرض کردیم چندتا میفروشیم و چقدر سود میبریم که شروع کردیم به تولید؟
    بگذارید کمی هم سایرین مشارکت کنند تا ببینیم چقدر این حرفها که من زدم موافق دارد؟ چقدر شدنی به نظر میرسد؟ شاید کسی هم پیدا شد از میان دوستان که اعدادی واقعی مطرح کرد… آن وقت بهتر میشود پی گرفت…
    راستش فکر کنم محصول را هم باید کمی محدود کنیم. مثلاً یک نرم افزار آموزشی با یک راه حل جامع حسابداری فرق میکند…
    سربلند باشید

  2. سید ایوب
    ۱۷ آذر ۱۳۹۰ در ۰۹:۵۶ | #2

    به نظر من قیمت گذاری نرم افزار بسیار وابسته به متودولوژی مورد استفاده ما برای توسعه نرم افزار هستش ، طوری که بعضی از متودولوژی ها تلاش کاذبی رو برای توسعه یک نرم افزار به تیم توسعه تحمیل میکنند مثلا مستندات بسیار زیاد Rup و … و این زحمت اضافه بر روی قیمت گذاری از دید مدیر پروژه تاثیر خواهد داشت و افزایش قیمت در این حالت یک افزایش قیمت درست نخواهد بود ، از طرفی مشتری در اغلب مواقع تضاد آشکاری بین خروجی ارائه شده و قیمت پیشنهادی میبینه ، به نظر من تنها راه حل تخمین مناسب قیمت یک نرم افزار وارد کردن مشتری و یا فردی قابل اعتماد و مورد تایید سازمان و یا فرد درخواست دهنده به داخل تیم توسعه است که چنین راه حلی در روشهای Agile و متدهایی بسیار عالی همچون Scrum پیش بینی شده ، در این روش ها از اونجایی که مشتری خودش داره روند پیشرفت پروژه رو میبینه و دائم در حال بحث و گفتگو و نظر دادنه دیگه نمیخواد برای قیمت گذاری چونه بزنیم و یا توجیهات دروغین ارائه بدیم ، دیگه نیازی نیست که مشتری بیچاره پول زحمت های کاذب ما رو بده که به هیچ قیمتی هم حاضر به ترک این زحمات نیستیم! ، در این روشها اساسا توسعه بر مبنای نیازهای مشتری نه بیشتر و نه کمتر انجام میشه و هیچ کار بدون کیفیت و اضافه ای در چرخه تولید نرم افزار انجام نمیگیره و این میشه کیفیت واقعی و هزینه ای که برای کیفیت واقعی محاسبه میشه ، یک هزینه واقعی نرم افزار هستش .

  3. ۱۷ آذر ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۴ | #3

    @سید ایوب
    به نظرم نکاتی که شما به درستی اشاره کردید، مربوط به هزینه تمام شده است، استنباط من این است که موضوع صحبت، قیمت فروش است که صد البته تابع هزینه تمام شده و متدولوژی مورد استفاده هم هست. حالا وقتی تمام اینها را در هرینه تمام شده دیدیدم، قیمت فروش چند باید باشد و چطور باید تامین شود؟
    شاید هم من اشتباه میکنم؟

  4. احسان
    ۱۷ آذر ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۵ | #4

    کاملا بستگی به این داره که نرم افزار در تیراژ بالا به فروش می ره که نرم افزار اختصاصی نوشته میشه. مدل های تخمین قیمتشون خیلی فرق می کنه.
    به نظرم باید عامل انحصار رو هم در نظر گرفت، اگه بازار رقابت پذیری کمی داره و یا مدل و معماری نرم افزار ما بر اساس یک ایده ی جدید شخصی یا پتنت خودمونه می تونیم قیمت رو تا چند برابر هزینه تمام شده هم بالا ببریم.
    عامل دیگه میزان برآورده سازی نیاز مشتریه. میتونیم محاسبه کنیم نرم افزار تا چه حد از هزینه های سالانه مشتری خواهد کاست و تا چه حد برایش سودآوری داره. با محاسبه های ریسک عدم فروش می تونیم این رو به عنوان یک پارامتر در مدل تخمین قیمت داشته باشیم.
    دوست دارم این بحث به نتیجه برسه..

  5. ۱۷ آذر ۱۳۹۰ در ۱۳:۳۹ | #5

    @واحد:
    مهندس واحد عزیز با تشکر از مطبی که آغاز کردید، برداشت من از نوشته شما قیمت‌گذاری بر روی یک محصول تولید شده است که قرار است به صورت یک پکیج به فروش برسد نه تولید یک محصول سفارشی لذا در این زمینه مطلبی را نوشتم که به دلیل طولانی شدن به جای درج آن در ذیل این نوشته، آن را در چند بخش در وبلاگ شرکت قرار می دهم و مابقی بحث را در همین جا پی خواهیم گرفت.
    http://weblog.idegostaran.com/?p=222

  6. امید
    ۱۷ آذر ۱۳۹۰ در ۱۸:۲۴ | #6

    در رابطه با فروش پکیج های نرم افزار (و نه نرم افزار های سفارشی) قیمت فروش را بازار تعیین می کند. قیمت تمام شده شما اهمیتی در ماجرا ندارد… در بازار فعلی همواره نرم افزار هایی موجود است که مشابه نرم افزار فعلی شماست… شما می توانید با یک درصدی بالاتر یا پایین تر از نرم افزار مشابه نرم افزار خود را قیمت گذاری نمایید.
    نظر شخصی من این است که وقتی شما یک بازار خاص را نشانه می روید مثلا شرکتهای تولید کننده سرامیک قیمت فروش شما به هیچ وجه برای مشتری اهمیتی ندارد… مهم کیفیت محصول است و اینکه چه میزان نیاز های مشتری را پیش از این دیده اید… کیفیت پشتیبانی چگونه است؟!

  7. ۱۷ آذر ۱۳۹۰ در ۲۳:۴۶ | #7

    در پست زیر در این باره نوشته شده است
    http://www.saaedco.com/weblog/?p=61

  8. ۱۹ آذر ۱۳۹۰ در ۱۶:۲۰ | #8

    @ همه دوستان:
    ممنون از مشارکت در بحث، تا همین حالا هم زوایای مختلفی از بحث قیمت گذاری در نظرات شما دوستان ارائه شده است، امیدوارم نظرات بعدی هم به همین اندازه خواندنی و راهگشا باشد.

    @امیر نام آور
    همانجا هم نوشتم که چقدر تحلیلتان دقیق و موشکافانه است، اما اینجا هم دوباره نوشتم تا خوانندگان محترم را ترغیب بکنم به اینکه حتما آن نوشته شما را مطالعه کنند. پس مجددا لینک نوشته آقای نامور را یادآوری می کنم:
    http://weblog.idegostaran.com/?p=222

    @پاکزاد
    یک مطلب خوب دیگر را هم در این زمینه در نوشته های وبلاگ شرکت مهندسی ساعد دنبال کنید. لینک نوشته جهت یادآوری مجدد:
    http://www.saaedco.com/weblog/?p=61

    همین!

  9. ۱۹ آذر ۱۳۹۰ در ۱۷:۰۷ | #9

    @سید ایوب و همه دوستان:
    آقای مهرداد گرامی در پاسخ به نوشته آقای سید عیوب عزیز نوشته ای را در وبلاگ سماموس منتشر کرده اند که به جز آنکه دیدگاه خودشان را در زمینه ارتباط قیمت گذاری و متدولوژی نوشته اند که نه تنها ممکن است پاسخی باشد بر دیدگاه ایشان، بلکه برای همه دوستان هم نکات بسیار ارزشمندی در رابطه با قیمت گذاری نرم افزار ارائه می کند. پس خواندن نوشته ایشان را به همه توصیه می کنم، نشانی در :
    http://somamos.blogfa.com/post-493.aspx
    مجددا از جناب مهرداد عزیز برای نگارش این مطلب سپاسگزارم.

  10. سید ایوب
    ۲۰ آذر ۱۳۹۰ در ۰۰:۵۶ | #10

    @علی واحد
    هر چند در مورد جزئیات ریز برخی نکاتی که آقای مهرداد گرامی عرض کردند ، حرف هایی برای گفتن دارم ولی به دلیل اینکه چیزهایی که از مطالب ایشون یادگرفتم بیشتر بود ، ترجیح میدم فقط بگم : متشکرم ، مطلب تحلیلی خوبی بود ، از آقای واحد هم تشکر میکنم که مکانی رو گرد آوردن تا چنین دوستان حساس و نکته سنج و ارزشمندی رو دور هم جمع کردن .

    با سپاس /.

  11. ۲۰ آذر ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۰ | #11

    @سید ایوب
    با شما در مورد اینکه مطلب آقای مهرداد نکات آموزنده زیادی داشت موافقم، اما با اینکه شما نقطه نظرات خود را مطرح نکنید چندان موافق نیستم.
    باید گفت و شنید تا در این میان چیزهای جدید یاد گرفت. شاید آقای مهرداد با توجه به اینکه در این زمینه کتاب نوشته اند و یا مشغول تدریس کار، اطلاعات گرانبهایی داشته باشند، اما باز هم تجربیات افراد مختلف در پروژه های مختلف راهگشا است.
    مثلا جایی هست که کارفرما به ما اجازه انتخاب متدولوژی را نمی دهد. برخی مواقع استدلالش درست است و برخی مواقع تنها یک اسم شنیده است.(یکبار یک مشتری از ما خواست با RUP کار کنیم، بعد که نمودارهای کلاس و .. را به وی دادیم آنها را نمی فهمید چون فقط نمودار جریان داده ساختیافته بلد بود، علت اینکه ابتدا اصرار داشت با RUP و شی گرا کار کنیم را پرسیدم، پاسخش تنها این بود که اینها جدیدتر است پس فکر کردم بهتر است!)
    بگذریم…
    منتظر نظرات و بیان تجربیات شما در پروژه های مختلف هستیم.
    همین!

  12. ۲۰ آذر ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۱ | #12

    ببخشید آقای واحد عزیز، من گم شدم.
    به نظرم قرار بود در مورد قیمت فروش صحبت شود، اینجا درگیر جزئیات مختلف و متنوعی شده ایم، که در عین جالب و آموزنده بودن، میتوانند در هر شرکت، برای هر محصول و حتی بسته به سلیقه هر فرد، متفاوت باشند.
    آنچه من میفهمم، اجزای قیمت را نمیتوان یک کاسه کرد، بلکه شاید کافی باشد بر سر آنها توافق شود، و بر اساس آن فرضیات و توافق کلی، به روش تعیین قیمت “فروش” پرداخت.
    قیمت فروش = قیمت تمام شده (شامل اثر متدولوژی و تمام مسائلی که دوستان فرمودند و من هم بسیار آموختم) + حاشیه سود + چیز دیگری اگر باشد.
    هر شرکت برای قیمت تمام شده سبک و سیاق و روشی دارد، همینطور برای بالاسریها و نیز برای حاشیه سود.
    آیا سوال شما بر آن بود که مطمئن شویم تمام عوامل در قیمت تمام شده دیده شده است؟
    درک من این است که در بحث قیمت فروش، قیمت تمام شده یک Black Box است که رمز آن برای هر شرکت، نزد مدیران آن شرکت است و در قیمت فروش باید فقط به عنوان یک پارامتر، مطمئن بود که تا حد ممکن دقیق است و فراموش هم نشده است. همین.
    دوستان لطفا بنده را از گمراهی نجات دهید.

  13. ۲۰ آذر ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۰ | #13

    @وفا
    لازم است برخی مواقع گم بشویم تا راه را پیدا کنیم…!
    دقیقا به مطلب درستی توجه کردید. نکته ای که تا حالا در نظرات دوستان مغفول مانده است یا کمتر به آن پرداخته ایم همین تمایز بین قیمت تمام شده (هزینه) + قیمت فروش است. دستنوشته آقای نامور نکات بسیار خوبی داشت و یا نوشته آقای مهرداد هم زوایایی از بحث محاسبه قیمت تمام شده یک محصول را برای ما نشان می داد، اما در مورد قیمت فروش هنوز نیاز به کار و بحث بیشتری است.
    منتظرم دوستان دیگر بحث را ادامه دهند و مطالب جدیدی مطرح شود، چون به نظر من عقل جمعی و یک یادگیری مشترک گروهی در این زمینه بیشتر می تواند به ما کمک کند.
    من هم مثل شما منتظر نظرات دوستان دیگر هستم.
    همین!

  1. ۱۷ آذر ۱۳۹۰ در ۱۳:۳۹ | #1
  2. ۲۶ آذر ۱۳۹۰ در ۲۳:۲۷ | #2
  3. ۹ دی ۱۳۹۰ در ۱۸:۴۲ | #3
  4. ۷ بهمن ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۶ | #4