شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

بعضی چیزها بهانه است، بعضی چیزها بهانه می خواهد، بعضی چیزها بی بهانه می آید. نوروز هم از همین چیزهاست، بهانه است برای شاد بودن، بهانه ای است برای تغییر کردن و لذتش در آن است که بی بهانه می آید، منتظر من و تو نمی ماند. می آید، چه دوست داشته باشیم و چه [...]

شما یادتان نمی آید … اوایل که برنامه نویس شدم عادت داشتیم در محیط DOS و با سخت افزارهای ابتدایی آن زمان و محدودیت های حافظه و قدرت پردازش کنار بیاییم( تازه ما خوش شانس بودیم که ابزارهای I/O داشتیم، نسل قبل از ما که همان را هم درست و حسابی نداشتند و باید با [...]

در پاسخ به نوشته “صاحب“ ،  آقای کمالیان عزیز نظری دادند که هم درست است هم دردناک، ابتدا آن نظر را بخوانید: اندک غوری در این بازار کرده ام،‌شاید از حدود ۱۰ سال پیش، و واقعا متاسفم که ما خیلی از انها عقبیم. ام خیلی موافق نیستم که ما میتوانیم مثل آنها سرویس بدهیم، حتی اگر [...]

حدود ده سال پیش در جلسه ای شرکت کردم که به دلایل رشد صنعت IT هند می پرداخت، اینکه چگونه توانسته اند از مزیت نیروی ارزان قیمت و اختلاف زمانی به بهترین شکل استفاده کنند و بخش عمده ای از خدمات IT دنیا را محلی انجام دهند. اگر چینی ها توانستند در زمینه صادرات کالا [...]

یکی از مشکلاتی که همواره هم خودم با آن سروکار داشتم و هم در بچه هایی که با آنها مصاحبه استخدامی می کردم می دیدم آن بود که در تعریف سطح و جایگاه خود دچار اشتباه می شدم و می شدند. منظورم چیست؟ مثلا برنامه نویسی برای ما رزومه می فرستاد و از عنوان مدیر گروه، یا [...]

یارانه کی واریز می شود؟

سوار تاکسی شدم، راننده بی مقدمه پرسید:”آقا می دانید یارانه ها را کی می ریزن به حساب؟” نگاهش کردم، روی صحبتش با من بود، گفتم:”نه، در جریان نیستم”، نگاهی به جلو کرد و با خودش یا با من گفت:”کلی از ماه گذشته هنوز پول را نریخته اند،نمی گویند مردم پول لازم دارند!”حواسم را به بیرون پرت کردم تا وارد بحث نشوم!


شرکت که آمدم یک دور در خبرگزاری ها زدم و دیدم همه به نوعی هر ماه حداقل یکی دو خبر در مورد زمان واریز یارانه ها نوشته اند. پیش خودم گفتم: آیا ساده تر از این می شد نسخه تولید، کارآفرینی و ثروت آفرینی را پیچید؟ آیا راحت تر از این می شد مردم را وابسته پول(بخوانید پول باد آورده که باد هم خواهد برد) کرد؟ که حتی برخی آدمهای شاغل با درآمدهای نسبتا خوب، برای پول مورد نیازشان نگران واریز یارانه باشند؟ آدمهایی که می توانند به سادگی با یک مقدار کار بیشتر آن چندرغاز یارانه را در بیاورند.
تورم در آن سو از موج و آوار گذر کرده است و دیگر باید گفت سونامی شده است (نقل قولی از یک دوست)، گرانی مسکن که روی این سونامی موج سواری می کند(اینجا)، بیکاری علی الخصوص در مورد جوانان رقم های فاجعه آمیز گرفته(اینجا)، چک های برگشتی چنان بحران ساز شده است که بانک مرکزی روشهای جدید جستجو می کند(اینجا) و آنوقت ما چشممان به دستان کسی است تا لطف(!؟) کرده و پول توجیبیمان را بدهد!

بعد نوشته امیرمهرانی را خواندم (اینجا) و دیدم همه چیزمان شبیه همه چیزمان است و راستش همه … در این نمایش مقصریم!
همین!

پی نوشت: توضیح واضحات است اما این نوشته انتقاد از طرح هدفمندکردن یارانه ها نیست که تخصصی در این زمینه ندارم، بلکه انتقادی است از مایی که به پول آسان گرفتن از دست بزرگترها (روزی پدر و مادر و حالا هم دولت به عنوان Big Brother) عادت کرده ایم و می کنیم.

۸ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. سعید می‌گه:

    مشکل اینجا است که اگر می‌تونستند در می‌آورند. یک آمار دیگر را هم ذکر نکردید که حدود ۴۰ درصد از کارگران به صورت توافقی کمتر از حداقل دستمزد مصوب حقوق می‌گیرند. این‌ها چکار باید بکنند؟

  2. رضا می‌گه:

    ” آدمهایی که می توانند به سادگی با یک مقدار کار بیشتر آن چندرغاز یارانه را در بیاورند.”
    از این تحلیل شما متعجب شدم، خصوصا اینکه دستمایه این نوشته یک راننده تاکسی بوده. مسلما شما که از راننده تاکسی نباید انتظار داشته باشید به حل مشکلات بپردازد! برای راننده تاکسی که قیم ۴ یا ۵ شخص می باشد و یارانه برای او ۲۰ تا ۲۵ درصد درآمدش می شود، مسلما در مقابل درآمد او مبلغ قابل توجه ایی هستش. البته شاید این مبلغ برای شما که حقوق یک مدیر عامل را می گیرید چندرغاز محسوب شود ولی نباید این تصور را به بقیه اقشار جامعه هم تعمیم دهید. من از خوانندگان همیشگی مطالب جذاب شما هستم و با کلیت تحلیل شما موافقم اما بهتر میدیدم که این بحث را با این مطلع و این خاطره شروع نمی کردید.
    پیروز باشید

    • علی می‌گه:

      اون زمانی که تازه شرکتو راه انداخته بودیم، قرارمون این بود که ماهی ۳۰۰ هزار تومن شرکا برداریم، (حدود یک سال و نیم پیش). یه راننده تاکسی دودو تا چهارتایی کرد که خرج رفته بالا و ریز درآمداشو گفت که کلا ماهی ۱٫۵ تا ۲ تومن می شد. و دلش به حال مهندسایی می سوخت. “با این وضعیت زندگی نمی چرخه حالا این مهندسایی که با ۳۰۰ کار می کنند چی کار می کنند؟”

      رضای عزیز
      مطمئن باش انقدر مشاغل ما سخت هست که کسی حاضر به کارآفرینی نیست. ماهم از همین مردمیم.

      پ.ن. خوشحالم از اینکه هیچ وقت برای هیچ پول مفتی توی صف واینستادم!!!!

  3. سلام
    جناب واحد فکر میکنم این بحث از تمام روزنوشت های شما بیشتر دیدگاه داشته باشه!!!

    با جناب “رضا” موافقم؛ چون میشناسم افرادی را که با کار تمام وقت هنوز بسیار نیازمند به این رقم هستند.
    و واقع مطلب اینه که این قضیه باعث کاهش سبد خرید در دهک های پایین شده و فاصله با بالا دستی ها رو زیاد کرده.

    فکر هم میکنم شناسایی افرادی که در طبقات آسیب پذیر هستند (که کار دشواری هم هست) بسیار به اصل اجرای این طرح کمک کند.
    پیروز باشید.

  4. علی واحد می‌گه:

    @ رضا و @ مسعود ژیان فوق:
    ابتدا لطفا پاسخی که سعید عزیز دادم را بخوانید.
    مساله من آن نیست که بخشی از جامعه را نبینم یا ۴۰ هزارتومان را برای عده ای ناچیز بدانم. مساله من آن است که مشکل جای دیگری است. مشکل “زمان پرداخت یارانه” نیست. مشکل گرانی، گران فروشی، تورم، بیکاری، وضعیت اقتصاد تولیدی، نرخ رشد بی رویه واردات، تلاطم در بازارهای مختلف(سکه، ارز، مسکن، لبنیات، گوشت و مرغ، میوه، گوجه(!) و ….) است.
    به نظر من به جای اینکه مساله حل بشود ما داریم صورت مساله را عوض می کنیم و به جای اینکه مساله اصلی را حل کنیم چشم به دست کسی داریم تا مرهمی موقت برای زخم های عمیق ما بگذارد، مرهمی که به چشم به هم زدنی در تابش داغ مشکلات زندگی مردم بخار می شود و دود می شود.

    @ رضا: یک کارمند-منجمله من مدیرعامل- یک حقوق ثابت می گیرد و نهایتا در ابتدای هر سال ممکن است تغییری در آن داده شود. اما بسیاری از مشاغل درآمدشان تابعی از تورم و ساعت یا حجم کارشان است. یعنی به محض اینکه دلار، بنزین، نفت، طلا یا نمی دانم هر چیز دیگری که گران شود نرخ خود را تغییر می دهند، از سوی دیگر با حجم کار متغیر می توانند درآمد خود را تنظیم کنند.
    من به جامعه زحمت کش رانندگان تاکسی کاری ندارم، اما اگر تهران زندگی بکنید دیده اید که اغلب تاکسی های رسمی به شغل شریف دربستی مشغولند. اتفاقا آن راننده تاکسی هم که من سوار ماشینش شدم همین بود. می شناسم خیلی هاشان را که در روز نهار را منزل می خورند، استراحت قیلوله شان هم به جاست و صبح ها چند ساعت و بعد از ظهر ها هم چند ساعت به دنبال مسافر دربست می گردند. به نظر من اکثر آنها می توانند با مدیریت درست درآمدشان را تنظیم کنند.
    اما یک کارگر مظلوم کارخانه از همه اینها محروم است. نرخ رشد درآمد یک کارمند ساده همواره عقب تر از نرخ صعودی قیمت ها است.
    مساله من آن نیست که این افراد به حمایت نیاز ندارند. اتفاقا تامین اجتماعی یعنی همین. یعنی فارغ از کاری که می کنید هر شهروند در پوشش نیازهای حداقلی خود مشکلی نداشته باشد.
    مساله من آن است که دولت با هدفمند کردن یارانه ها مردم را محتاج خودش کرده است.نمی خواهم این واژه معنی بدی بدهد اما بهتر از آن پیدا نکردم. دولت با اینکار گداپروری را ترویح می کند (منظور بدی ندارم، امیدوارم به کسی برنخورد)
    در حالیکه اگر دولت به جای اینکار، خودش را کوچک می کرد که اینقدر هزینه سرسام آور نداشته باشد(همان کاری که دولتهای دیگر در زمان ریاضت اقتصادی انجام می دهند)، به تولید ارزش می داد، هوای کشاورز و صنعت گر را داشت و یا …. کاری به کار تولید کننده نداشت و می گذاشت در یک بازار درست رقابت کند (نه اینکه به جای پول نفت، کالای چینی را بی رویه در بازار وارد کنیم) آنوقت مشکلات با هم حل می شد. در زمانی که وضع اقتصاد ما اینگونه است، پرداخت ماهیانه یارانه، آنهم به این شکل دردی را دوا نمی کند.
    طبیعتا من کارشناس اقتصادی نیستم و ممکن است دیدگاهم غلط باشد. نمی دانم.
    همین!

  5. وفا می‌گه:

    من همیشه طرفدار حذف یارانه بوده ام و چند جا هم نوشته ام که مخالفت با این داستان واقعاً ظلم است. این یک جراحی اقتصادی ملی بوده و هست. به اجرایش چندان کاری ندارم، چون این دوره گذار، البته با سختی برای طیف وسیعی، باید بگذرد و میگذرد.
    اما به نظرم در نحوه مصرف آن باید دقت کرد.
    بیائید همان راننده عزیز تاکسی را در نظر بگیریم.
    اگر شبکه حمل و نقل عمومی درست گسترش بیاید، آن وقت تاکسی تهران هم میشود مثل تاکسی لندن، کاری که همه برایش سر و دست میشکنند.
    ار بازگشت یارانه صرف سرمایه گذاری در تولید بشود، آن وقت روز به روز وضع اقتصادی بهتر میشود. دیگر نان را دور نمیریزیم. دیگر چراغها را دائم روشن نمیگذاریم، دیگر ماشینهای بی کیفیت بازار نخواهند داشت.
    جائی یک بار نوشتم که در کشورهای دیگر از این ابزار برای ارتقای سلامتی هم استفاده کرده اند. مثلاً کسانی که یارانه میگیرند را وادار کرده اند که بروند و یک چک آپ کامل و رایگان بشوند، بعد بیایند و یارانه شان را بگیرند، یا بروند وماشینشان را درست کنند (رایگان) و بعد بیایند و این یارانه را بگیرند.
    ما میتوانیم برای اینها هم برنامه داشته باشیم.
    نظر شخصی ام این است که عادت دادن قشری از مردم به دریافت وجهی بلا عوض، میتوان یک آفت جدی برای تولید ملی باشد.
    سربلند باشید

  6. الهام می‌گه:

    اونقدر به خاطر نگرفتن یارانه، چشم های گرد شده دیدم که فکر می کردم حتما مشکلی دارم که موافق گرفتن این پول نیستم. با کامنت آقای رضا، یاد یکی از پست هاتون افتادم که شغلتون رو با میوه فروشی مقایسه کرده بودین. تو دوران کاریم، روزهایی بوده که به راننده تاکسی ها هم حسرت می خوردم که تا می گی پیاده میشم دستشون رو میارن که کرایه رو ازت بگیرن، ولی کار من بعد از ماهها خون دل خوردن تبدیل به پول می شه. ولی هیچ وقت به این فکر نکردم که کاش یارانه می گرفتم. چون پولیه که اقتصاد رو مریض می کنه. و هر فرد بابتش مسئوله.

دیدگاه خود را به ما بگویید.

Switch to our mobile site