شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

در کتاب “Project Management Methodologies: Selecting, Implementing, and Supporting Methodologies and Processes for Projects” به مفهوم و جدول مرتبط جالبی برخوردم که بد ندیدم آن را در وبلاگ هم بگذارم. در این کتاب، “مدیریت پروژه” را جزیی از یک “اکو سیستم (ecosystem)” کامل می داند که از مولفه های (Component) مختلفی تشکیل شده است و [...]

باید بگویم آن انتظاری که از مشارکت در بحث پس از انتشار قسمت اول (اینجا) داشتم برآورده نشد. اگر چه دوستان دیگری در فضای وبلاگستان در یک رویداد تصادفا همزمان به بحث مواجهه با مقاومت در برابر تغییرات به صورت عمومی پرداخته بودند که جالب توجه است(برای مثال ۱ ، ۲ و ۳). اما برگردیم [...]

این نوشته آقای کمالیان را بخوانید: “پایان یک سازمان، چه زمانی و چرا؟” می بخشید که اینقدر صریح خواستم که آن نوشته را بخوانید، چون اولا اگر آن را نخوانید یک نوشته خوب را از دست داده اید و دوما بدون مطالعه آن قطعا خواندن ادامه این نوشته بی معنی است. اما بعد : اگر [...]

در سالیان اخیر و با طرح متدولوژی های چابک ، Agile Methodologies تقریبا همه عرصه های فرآیند توسعه نرم افزار (Software Development)  دستخوش تغییر شد، از جمله بحث مدیریت پروژه و به تبع آن مفهوم جدیدی ایجاد شد تحت عنوان مدیریت پروژه چابک یا Agile Project Management. اگر چه مبحث چابکی، فقط منحصر به صنعت [...]

در خبری مرتبط برای جذب همکار جدید برای رادمان آمده است(اینجا): برای بهبود فعالیتهای اجرایی شرکت رادمان،نیاز به حضور افراد پرانرژی و خلاق در پست های سازمانی زیر می باشد: منشی: فعال، مسلط به اینترنت و نرم افزارهای Office، آشنا به امور اداری و وظائف منشی در یک شرکت کامپیوتری، روابط عمومی بالا و قدرت بیان [...]

برنامه نویسی

سالها پیش در زمان دانشجو بودن در دوره کارشناسی به عنوان برنامه نویس در یک شرکت نرم افزاری مشغول به کار شدم. در آن زمان در یک سایت به اتفاق چند نفر دیگر کار می کردیم. به مرور به دلیل زیاد شدن کارم یک اتاق کوچک اختصاصی به من دادند که شاید دو سه متر مربع بیشتر مساحت نداشت تا برای اجرای برخی کارها که نیاز به تمرکز داشت از آن استفاده کنم.یک سالی در آن اتاقک کوچک بدون مزاحمت کسی مشغول برنامه نویسی بودم.  در آن زمان یک برنامه نویس پرسابقه در آن شرکت مشغول به کار بود . این همکار ما به دلیل نوع کاری که شرکت انجام می داد و پراکندگی مشتریانش در تمام ایران مدام از این شهر به آن شهر سفر می کرد. امروز شمال بود فردا جنوب روز بعد تهران روز بعد شرق و غرب  و ….. من وقتی کار او را می دیدم همیشه حسرت می خوردم که خدایا آیا می شود من هم روزی مدام از این شهر به یک شهر دیگر بروم و مدام در حال سفر باشم و از دست این کد نویسی و این اتاق قفس مانند رها شوم. و خدا دعایم را مستجاب کرد! یواش یواش کار من هم به سفرهای یکی دو روزه کاری به صورت مداوم تبدیل شد. تازه فهمیدم چه کار خسته کننده ای است. فقط خستگی و خستگی. پیش خودم گفتم کاش تحلیل گر سیستم می شدم تا از این برنامه نویسی و از اینهمه دردسر سفرهای همیشگی خلاص می شدم. و  باز هم خدا من را به آرزویم رساند. در یکی دو پروژه بزرگ و کوچک شدم تحلیل گر سیستم. به عنوان تحلیل گر تازه فهمیدم یک جلسه مصاحبه چقدر خسته کننده است و تحلیل و طراحی سیستم چه کار سخت و پر دردسری است. آن زمانها مدیر عامل شرکت ما به عنوان مدیر پروژه ها نیز فعالیت می کرد. مدام از این جلسه به آن جلسه می رفت. پروژه شروع می کرد و فرآیند توسعه پروژه را مدیریت می کرد. چه کار جذاب و هیجان انگیزی داشت. بازهم رفتم سر وقت خدا. خدایا من را مدیر پروژه بفرما! و شدم مدیر پروژه؛ تازه فهمیدم مدیریت پروژه یعنی چی!؟ چه کار پر مسوولیت و پر استرسی است. شب و روز نداری و مدام باید مراقب باشی. یک همزمانی قوی در کارها و خلاصه آغاز بدبختی. امروز دیگر از خدا چیز جدیدی نمی خواهم. فقط یک اتاق کوچک دو سه متر مربعی که فارغ از همه این دردسر ها بشینم و مثل قدیم ها فقط برنامه بنویسم و برنامه بنویسم!
همین!

۳ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. محمد صفا می‌گه:

    سلام
    هر مطلبی از این وبلاگ میخونم دوست ندارم بدون نظر رها کنم
    واقعا واسم جالب بود می دونید چرا ؟
    چون با خوندن این مطلب واقعا می فهمم موفقیت در هر چیزی همون وقتی هست که داریم مسیر رو طی می کنیم
    خیلی دوست دارم اگه واقعا مطالبی هست که می تونه به من تو رشته ای تی کمک کنه بهم بگین تا بتونم یه برنامه بنویس خوب بشم خیلی دوست دارم یه نفر مثل شما راهنماییم کنه
    اگه میشه اینکار کنید ممنون

دیدگاه خود را به ما بگویید.