در نوشته قبل این پرسش را مطرح کرده بودم که برای کاهش مدت زمان وصول چه راهکاری پیشنهاد می کنید که برخی دوستان لطف کرده و در این زمینه پیشنهاداتی داده بودند(اینجا)
در این نوشته مایلم تاکید کنم بر اهمیت بحث مدیریت جریان نقدینگی در شرکتهای نرم افزاری، که بعضا به دلیل فنی بودن مدیران این شرکتها و عدم حضور یک حسابدار یا مدیر مالی برجسته آشنا به حوزه نرم افزار و ماهیت شرکتهای تولید کننده نرم افزار در کنار این مدیران (مشکلی که خود ما هم داریم) از آن غافل می شویم.
منظورم از مدیریت جریان نقدینگی، همان دقت در بکار گیری از نمودار Cash Flow به عنوان ابزاری برای کنترل و مدیریت درآمد ها و هزینه های یک شرکت و نیز مدیریت و بهره گیری درست از منابع مالی و نقدینگی موجود و در جریان یک شرکت است.
واقعیت ان است یک شرکت نرم افزاری هم مانند هر بنگاه اقتصادی دیگر با مسائل درآمد و هزینه و لزوم مدیریت درست روی آن سروکار دارد و از این منظر تفاوتی بین شرکت نرم افزاری با سایر شرکتها نیست.
اما مواردی که باعث می شود نوع مدیریت مالی در شرکتهای نرم افزاری با سایرین تفاوتی هر چند اندک پیدا کند عبارت است از:
- تمرکز هزینه های یک شرکت نرم افزاری بر نیروی انسانی به جای تجهیزات و یا مواد اولیه (همانگونه که پیشتر گفته ام در حدود ۷۰% هزینه های یک شرکت نرم افزاری، مربوط به نیروی انسانی آن است )
- انجام کار به شکل پروژه ای و پرداخت های چند مرحله ای توسط مشتریان که ماهیت دریافت ها را از یک شرکت فروشنده کالا متفاوت می کند.
- ریسک های معمول یک پروژه نرم افزاری که باعث تاخیر در تحویل خروجی های پروژه و طبیعتا نامنظم شدن و غیرقابل پیش بینی کردن دقیق دریافت های مالی پروژه را ناشی می شود.
- ریسکهای خارج از شرکت، شامل تغییر مدیران و یا دستورالعمل ها و بخشنامه ها و برخورد سلیقه ای مدیران با نرم افزار که ریسک عدم پرداخت کامل مبلغ پروژه را حتی با وجود کامل اجرا شدن پروژه و منطبق بودن خروجی ان با برنامه ریزی اولیه را نتیجه می دهد.
- مدت زمان طولانی از زمان نصب نرم افزار تا مرحله بهره برداری واقعی از ان (آموزش، ورود اطلاعات اولیه، ساخت گزارشات مورد نیاز، اجرایی کردن و تلاش برای مانا سازی نرم افزار در سازمان بهره بردار) زمانبر بوده و موجب اختلاف بین کارفرما و پیمانکار در تحویل نهایی نرم افزار می شود.
- انتزاعی بودن ماهیت نرم افزار که بعضا موجب اختلاف برداشت بین خریدار و فروشنده در مراحل نهایی کار و عدم انطباق بین نیاز و راهکار ارائه شده می گردد که این خود باعث عدم پرداخت به موقع و یا کامل هزینه نرم افزاری خریداری شده توسط مشتری می شود (حتی با وجود قرارداد قرص و محکم هر دو طرف با توجیهاتی مختلف ممکن است نظر طرف مقابل را در زمینه خروجی پروژه رد کنند که رسیدن به توافق و صلح نهایی زمانبر بوده موجب تاخیر در پرداخت ها می شود.)
- رقابت ناصحیح عمدی و یا سهوی برخی شرکنهای نرم افزاری که باعث غیرواقعی بودن هزینه های اعلام شده، عدم پرداخت هزینه های پشتیبانی و مواردی نظیر آن را حتی بعد از توافقات فروش اولیه برای شرکتهای نرم افزاری به ارمغان می آورد.
- …
به جهت جلوگیری از طولانی شدن مطلب ، ادامه این بحث را که شامل ارانه راه های تجربی پیشنهادی برای مدیریت مالی یک شرکت نرم افزاری، فارغ از آن روشهای مورد استفاده مدیران مالی، را در نوشته آتی دنبال کنید.
لذا ادامه دارد…!
همین!







این نوشته چیزی کم ندارد. خیلی شدید منتظر قسمت دوم هستم
بسیار عالی است. دنبال خواهم کرد…
[...] [...]