بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘رادمان’

توسط “پوینده دهکده جهانی” ارزیابی شدیم!

۳۰ بهمن ۱۳۹۰ ۳ دیدگاه

مقدمه :
بر سر یک تبادل ایمیل در مورد فروش نرم افزار CRM با عزیزی مکاتبه داشتم که در نهایت یک پیشنهاد غیرمترقبه برای ما داشتند. اینکه بر اساس فعالیت تخصصی شرکتشان و اینکه از شرکت معتبر توماس برای ایران نمایندگی انحصاری دارند می توانند شرکت ما را از منظر وضعیت منابع انسانی ارزیابی کنند. آن روز چون رابطه ما هنوز رابطه فروشنده و  خریدار بالقوه بود، این پیشنهاد را در گوشه ای از ذهنم بایگانی کردم که قانونی نانوشته می گوید “پیش از خاتمه فروش با مشتری خود هیچ رابطه دیگری را آغاز نکنید! ”
اما ایشان فقط یک خریدار ساده نرم افزار نبودند، متوجه شدم وبلاگ هم می نویسند آنهم در همین موضوع  و به تدریج رابطه وبلاگی ما بیشتر از رابطه کاری ما شد… تا اینکه احساس کردم اینجا جاییست که می توانیم از کمک ایشان استفاده کنیم.
می گویند ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است، اما به نظرم ما برای استفاده از کمک ایشان تعلل کرده بودیم، باید زودتر دست به کار می شدیم، حیف!

خلاصه:
از آقای کمالیان، مدیرعامل شرکت پوینده دهکده جهانی درخواست کردیم که از خدمات شرکت متبوعشان استفاده کنیم. این درخواست با لطف و روی خوش ایشان منجر شد به برگزاری چندین جلسه حضوری در ارزیابی افراد و در نهایت تکمیل پرسشنامه DISC و پس از آن رفت و برگشت مکرر گزارشهای ارزیابی رفتار سازمانی کارکنان بین ما و آنها. در نهایت در نتیجه این فعالیت ها مدلی از رفتار سازمانی خودم و برخی همکاران  تهیه شد.
همیشه گفته ام برای Paradigm shift نیاز هست شرکت خود را از بیرون ببینید (اینجا)، پیشتر این از بیرون دیدن را خودم یا دیگران ازجنبه های دیگر انجام داده بودیم(مثلا: اینجا)، اما اینبار فرصتی شد که من، خودم و همکارانم را از زاویه ای دیگر و بدون فیلترها و پیش داوری هایی که در ذهنم هست ببینم، آنهم از منظر رفتار سازمانی. یک زاویه دید تازه. نتیجه این گزارشات در مرحله اول برایم دلسرد کننده و عادی، اما  بعد از آن شگفت آور و جالب بود(به قول آقای کمالیان یکی از سه نفری بودم که ابتدا با نگاه منفی به قضیه نگاه کردم و جالب است که انگار هر سه نفر بعد از ادامه کار نظرشان تغییر کرده بود (اینجا) ).

نتیجه:
قابلیت هایی در همکاران پیدا شد که من از آنها غافل بودم و اکنون باید به این فکر می کردم که چگونه این پتانسیل ها را به فعل تبدیل کنم. نواحی هم پیدا شد که در آنها جای کار بیشتری داریم و باید فکر می کردیم چگونه با تغییر رفتار خودم یا مدیران شرکت، تغییر ترکیب تیم ها و یا با اضافه کردن نیروهای جدید آنها را بهبود دهیم.

نمی گویم این ارزیابی همه چیز بود و یا حلال همه مشکلات ما بود، اما اگر حتی موجب شود یکی از اشتباهات من در زمینه مدیریت منابع انسانی برطرف شود، یکی از همکارانم فرصت رشد بهتری پیدا کند و یا رضایت شغلی حتی یک نفر  افزایش پیدا کند برای من و شرکتم عالی است. از سوی دیگر این ارزیابی یک نقطه شروع بود برای اینکه به مساله منابع انسانی از زاویه ای دیگر و علمی تر نگاه کنیم و اینکه لزومی به آزمون و خطا نیست. گاهی می توان از دانش دیگران که نتیجه مستند شدن سالها تجربه و بارها آزمایش در شرکتهای مختلف است، استفاده کرد. امیدوارم من و همکارانم بتوانیم از این ارزیابی بهترین نتیجه را بگیریم.

در پایان :
از طرف خودم و همه همکارانم در رادمان از شرکت پوینده دهکده جهانی و بویژه جناب آقای وفا علی کمالیان بسیار سپاسگزارم و برای ایشان و شرکت معظمشان آرزوی روزهای عالی دارم.

همین!

Categories: رادمان, معرفی Tags:

ده چیز که در مورد رادمان دوست دارم + …

۱۷ بهمن ۱۳۹۰ ۱۴ دیدگاه

روزی از یک و تنها یک دلیل برای مهندس نرم افزار شدن و ده لذتی که در آن می برم نوشتم، اینبار بگذارید از ده چیزی که در رادمان دوست دارم بنویسم و تنها دلیلی که من را در آن نگه داشته است(*).

ابتدا ده چیزی که در مورد رادمان دوست دارم:

  1. خانواده بودن: رادمان بیش از انکه برایم یک شرکت باشد یک خانواده بزرگ است(اینجا).می دانم هر کدام از ما بیش از زمان که در کنار خانواده خود باشیم، در شرکت با همیم. پس دوست دارم خانواده باشیم. اگر اختلاف سلیقه ای هم بین بچه ها پیش بیاید آن را به اختلافات خانوادگی می بینم که نمک زندگی است!
  2.  کوچک بودن: رادمان کوچک است و کوچک مانده است. این کوچکی برخی مواقع باعث شده چابک بمانیم و این چابکی را دوست دارم. روزی در بازار دولتی بودیم، امروز خصوصی، محصول تا بخواهی در زمینه های مختلف تولید کرده ایم و با همه بحرانها بازهم سرپاییم، این را از کوچکی می دانم که انطباق پذیرمان کرده است.
  3. برندینگ (Brand) : رادمان برایمان یک برند شده است. همین که می بینم سعی می کنند اسمش را یا محصولش را کپی کنند اگر چه عصبانیم می کند، اما ته دلم، قند آب می شود که ببین کجاییم که دیگران را تحریک کرده ایم که ما را تقلید کنند! اینکه می بینم رقبا برای فروش محصول خود، تلاش می کنند برتری های محصولشان را نسبت به محصول ما بر شمارند، اینکه محل جاسوسی صنعتی قرار می گیریم، اینکه حتی به نوعی مرجع تعریف کننده مشخصات برخی محصولات و خدمات هستیم، نشانم می دهد که در بازار حرفی برای گفتن داریم و این را دوست دارم.
  4.  دیده شدن : در رادمان دیده می شویم. وب سایت رادمان به گواهی الکسا، رتبه قابل قبولی در بین سایتهایی که مردم با IP ایران به ان وارد می شوند داشته و دارد(اینجا). این برای شرکت ما بسیار با ارزش است چرا که ما تنها یک شرکت کوچک نرم افزاری هستیم. از سوی دیگر همین که وبلاگ رادمان به عنوان وبلاگ سازمانی در جشنواره وب ایران برگزیده می شود(اینجا) نشان این دیده شدن است و این دیده شدن را دوست دارم.
  5. دانش محور بودن : در رادمان یادگیری یک اصل است، هر کس عقل سلیم دارد می ماند، نمی گویم آخر تکنولوژی هستیم اما با توجه به وضعمان جایمان بد هم نیست. هیچگاه هم سراغ درآمد کسب کردن از کار دیگر نرفته ایم، هر جه داریم حاصل تولید، فروش و پشتیبانی نرم افزار است و این که من نرم افزاری، نرم افزاری مانده ام را دوست دارم.
  6.  همکاری : در رادمان یک فوق ستاره و یک قهرمان نداریم. به نظرم اگر امروز رادمان چیزی دارد نشانه همکاری تیمی است. تیمی که از روز اول تا کنون بارها بازیکنانش عوض شده اند (حتی بوده زمانی نسبتا طولانی که خودم هم در شرکت نبوده ام) اما تیم همان تیم مانده است با یک هویت جمعی دیگر. هویتی که با همکاری بچه ها با هم ساخته شده و کار می کند.
  7.  رشد : همانگونه که شاهد بزرگ شدن آن رادمان( برادرزاده ام (اینجا)) بوده ام، شاهد رشد این رادمان هم هستم! از روزی که با یک کامپیوتر در یک اتاق اجاره ای در یک دفتر کار شروع کردم تا امروز که شرکت محلی آبرومند و مستقل دارد و نامی و نشانی. مانند یک کودک بوده برایم که شاهد قد کشیدنش بوده ام و پدر بودن را دوست دارم، چه در شکل اصلی و چه در نقش فعلی
  8. استقلال: وابسته به هیچ چیزی یا هیچ کسی نیستیم، بابای پولدار نداریم، اصلا تا حالا وام هم نگرفته ایم! این استقلال را دوست دارم، باعث شده است به خودمان  و فکر خودمان متکی باشیم و به نوعی سرنوشتمان دست خودمان باشد.
  9. خوب بودن، خوب ماندن: در رادمان سعی کرده ایم فقط تجارت نکنیم یا به هر قیمت کار نکنیم. تلاش کرده ایم خوب باشیم، تلاش کرده ایم به یک مجموعه ارزش پای بند باشیم و این  را دوست دارم(اینجا).
  10. ارتباط: در رادمان ارتباط ایجاد کرده ایم، با شرکتهای دیگر، با آدمهای دیگر. برخی مشتریند، برخی رقیبند، برخی همکارند و برخی وبلاگ نویس، هر چه باشد کارکردن و گفتگو کردن با آنها را دوست دارم و از میانشان دوستان خوب زیاد پیدا کرده ام. اسم نمی برم که اگر بخواهم اسامی کسانی که در این ده سال افتخار کارکردن با آنها را داشته ام ببرم، مثنوی هفتاد من کاغذ می شود..
  11. …(**)

شرکت رادمان

اما اگر بخواهم تنها یک دلیل بیاورم برای آنکه در ساخت رادمان سهیم بوده ام و در این ده سال کنارش بوده ام آن است که “اینجا احساس می کنم موثر هستم!”. شاید اگر میوه فروش می شدم (اینجا) شاید اگر به ساز بفروش می شدم، شاید اگر سکه می خریدم و می فروختم، شاید اگر واردات صادرات می کردم و… ثروتمند تر بودم (شاید نه حتما!) شاید اگر دفتر را اجاره می دادم و می رفتم به سراغ تحصیل یا تدریس کمتر استرس داشتم و به کار دلم (معلمی) بیشتر می رسیدم، شاید اگر در شرکت دیگری کار می کردم یا سراغ دولت رفته بودم، پست و مقامی داشتم و برای خودم بر و بیایی… اما هیچ کدام از آنها نشدم (امتحانشان کردم، واقعا نمی توانستم بشوم)، چون در رادمان که هستم احساس می کنم بیشتر موثرم و این برای من کافیست!

همین!

* امیدوارم این نوشته تبلیغاتی معنی نکند. همان روز که آن نوشته “یک دلیل + ده لذت…” را نوشتم، پیش نویس این مطلب هم تهیه شد. اما به این دلیل که نکند در کنار آن نوشته تبلیغاتی و ساختگی معنی کند نگذاشتم، تا اینکه دیروز با دوستی صحبت کردم و نمی دانم چرا، به این فکر افتادم که بالاخره آن را منتشر کنم، خلاصه چیزی که در بالا است واقعا حرف دلم است. اگر روزی مجبور شدم کار دیگری بکنم بدانید که “آنکه شیران را کند روبه مزاج …..!”
** راستش اگر بخواهم همینطور بنویسم به ۱۰۰ مورد خواهد رسید. پس اولین ده موردی که در ذهنم آمد را بدون آنکه پیش از ان اولویت بندی کنم نوشتم.
*** عکس نوشته، آخرین عکس دسته جمعی از بچه ها است که دارم(آذر ۹۰). به جز چند نفر  که آن روز نبودند، جای خیلی از قدیمی ها در آن خالی است. واقعیتش گرفتن عکس دسته جمعی کامل در رادمان بسیار سخت است چون همیشه حداقل یک نفر هست که آن روز نباشد!

Categories: رادمان Tags:

در جستجوی گنج در جزیره ناشناخته…

۲ بهمن ۱۳۹۰ ۹ دیدگاه

یکی از زیر برنامه های  طرح +Radman ، ورود به بخشهای دیگری از بازار کشور بود که تا حالا رادمان در آنجا حضور نداشته است. دو محور اصلی در این زمینه تعریف شده بود: فروش نرم افزار با تیراژ بالا و ارائه خدمات به جای فروش نرم افزار.
در رابطه با محور اول  اگر چه محصول مرتبط را بیشتر از یکسال است که تولید کرده بودیم اما اقدام عملی قابل توجهی در زمینه بازاریابی و فروش آن انجام نداده بودیم. لذا یکی از بخشهای اولیه برنامه راهبردی رادمان+ را به آن اختصاص دادیم و به همت بچه های فروش، تلاشهای خوبی صورت گرفت تا در نهایت از چهارشنبه این هفته محصول به صورت اولیه و به شکل محدود وارد بازار هدف بشود. اگر چه کیفیت ورود ما به بازار و فروش صورت گرفته تا امروز مطابق دلخواه و پیش بینی اولیه من نبوده اما ناراضی هم نیستم.

جزیره گنجبه هر حال بازاری ناشناخته و شیوه جدیدی از فروش برای ما  است که به فروش های پارتیزانی و بازاریابی چریکی بیشتر نیاز دارد تا روشهای معمول در فروش نرم افزار، ما هم در این زمینه تجربه مدونی نداشته ایم و همه چیز برایمان نو و تازه است. اگرچه پیشتر تلاش کرده بودیم به دلیل  این  بی تجربگی در این شیوه فروش، یک نقشه راه و یک برنامه فروش (sales Plan) داشته باشیم و از دوستان متخصص در این زمینه مشاوره هایی گرفته بودیم، اما در نهایت نشد که یک برنامه منظم و مدون تدوین کنیم. ولی این مساله مانع و توجیهی نبود که کاری نکنیم، با  شجاعت و ریسک مدیر فروش شرکت و همت و همراهی همه بچه های رادمان (که از همگی ممنونم، خداقوت!) بالاخره کار شروع شد.  منتظر می مانیم تا بازخورد های این اقدام اولیه را بگیریم و با رفع مشکلات احتمالی آن  و کسب شناخت و تجربه لازم، پراز انرژی،  با فشار بیشتر و گستردگی بیشتری بازار را پوشش دهیم، اگر خدا بخواهد…
در مورد محور دوم هم باز ابزار و محیط فنی مورد نیاز آماده شده است و می توانیم به سادگی یک زمینه کاری جدید به عنوان یک شرکت تامین کننده خدمات  ASP:Application Service Provider در یک موضوع جدید و ابتکاری ایجاد کنیم. اما کسب و کار در این زمینه نیز برای ما جدید و ناشناخته است و مجددا باید تصمیم بگیریم که با احتیاط و با برنامه حرکت کنیم و یا شجاعانه و پر ریسک؟ با توجه به لزوم سرمایه گذاری بیشتر در این بازار، در کنار وضعیت نامشخص و نابسامان اقتصادی کشور به صورت عمومی و مشتریان هدف ما به صورت اختصاصی ، به نظر می رسد باید یک مقدار دیگر در این زمینه صبر کنیم که احتیاط شرط عقل است.

خلاصه که نمی دانم در این جزیزه  ناشناخته گنجی هست یا نیست؟ نمی دانم می توانیم در این بازارها هم موفق باشیم یا نه؟ نمی دانم اوضاع اقتصادی مملکت اجازه می دهد که کارهای نو انجام بشود یا نه؟ اصلا نمی دانم این بازارهای جدید سودآور هستند یا نه؟ اما این را می دانم که نمی توانیم و نباید دست روی دست بگذاریم، باید کاری کرد، یا باید راهی پیدا کرد و یا راهی نو ساخت که… ما بچه های جنگیم! (*)

همین!

* اشاره به آن نوع مفهوم جنگی که در نوشته های آقای آواژ آمده (مراجعه کنید به ۱ و ۲) و یا خودم پیشتر در مورد آن صحبت کرده بودم (اینجا)

Categories: رادمان Tags:

جذب همکار در بخش پشتیبانی

۱۹ دی ۱۳۹۰ ۴ دیدگاه

این بار قصد نداشتم از طریق وبلاگ رادمان درباره جذب همکار جدید آگهی بگذارم. اما بعد از چند نوبت اگهی در روزنامه و وب سایت رادمان یا وب سایت های کاریابی و دریافت بیش از یکصد رزومه ، انتخاب از بین آنها  و مصاحبه فنی با چندین عزیز، هنوز به آنچه می خواهیم نرسیده ایم.

واقعیتش آن است که هم اکنون سه نفر را به صورت ۱۰۰% وقت به عنوان کارشناس پشتیبانی نرم افزار و سه عزیز دیگر را با ۵۰% زمان کاری در فرآیندهای پشتیبانی درگیر داریم، از این افراد راضی هستم ولی اگر باز به شخص جدیدی نیاز هست به خاطر توسعه راهکارهای مدیریت گردش کار (WFM:Work Flow Management) به عنوان یک زیرسیستم در راهکار مدیریت ارتباط با مشتریان (CRM) رادمان است.
این راهکار به صورت تحت وب بوده و طراحی و پیاده سازی فرآیندهای جدید در آن بدون نیاز به برنامه نویسی است و اگر یک نفر با بانک اطلاعات MS SQL آشنایی مقدماتی هم باشد به سادگی می تواند فرآیندهای مختلف مورد نیاز مشتریان گوناگون را طراحی و اجرا نماید.
هر چند چند نفر از بچه های تیم به خوبی مسلط به این راهکار می باشند اما با توجه به تعدد مشتریان جاری و رشد این بازار باز هم نیاز به جذب نیروی تازه نفس احساس می شود، بنابر این به کارشناس پشتیبانی تمام وقتی  نیاز داریم که:

  • با طراحی بانک اطلاعاتی و نوشتن پرس و جو (Query) به خوبی آشنا باشد.
  • با مدیریت پایگاه داده MS SQL Server و مفاهیمی نظیر Replication آشنا باشد.
  • با مفاهیم برنامه های تحت وب علی الخصوص ساختار کلی HTML و CSS به خوبی آشنا باشد.
  • هر کدام از موارد داشتن سابفه کار مرتبط در نرم افزارهای فرآیند ساز و یا CRM ، آشنایی با پرتال ها علی الخصوص Dotnetnuke ، سابقه تحلیل سیستمها، سابقه تدریش و آموزش در زمینه نرم افزار  و یا آشنایی با برنامه نویسی تحت وب (ASP.NET)  امتیاز محسوب می شود.

خصوصیات شخصیتی و رفتاری هم همانی است که پیشتر در مورد کارشناسان پشتیبانی گفته ام: علاوه بر آن حداقل های اخلاقی عرف، خلاقیت ، پر انرژی بودن و حسن برخورد.

همچون گذشته هم برای دو گروه شانس ویژه تری قائلیم:

  • افراد حرفه ای که کاملا با نیاز ما همخوانی داشته باشند.
  • افراد تازه کاری که با توجه به روحیات و اخلاقیات و نحوه درس خواندن در دانشگاه  تشخیص بدهیم ارزش سرمایه گذاری را دارند.

شرکت ما هم که در تهران، ابتدای خیابان شهید مطهری (تخت طاووس سابق) واقع است و ساعات کاری هم که مطابق قاون کار می باشد.در مورد حقوق هم برای فرد حرفه ای که با نیاز ما بیشترین همخوانی را داشته باشد دست باز تری در قبول پیشنهاد ها داریم، اما برای افراد علاقه مند دارای پتانسیل بالقوه، در طی دوره آزمایشی/آموزشی و تا فراگیری مواردی که به وی آموزش خواهیم داد محدودیت هایی را قائل هستیم . البته سایر جزییات و شرایط همکاری  با رادمان و نحوه عقد قرارداد  زمان مصاحبه جذب به صورت کتبی و شفاهی در اختیار افرادی که به این مرحله رسیده اند قرار خواهد گرفت.

طولانی نشود، اگر خواننده عزیزی، جویای کار است و این مشخصات را در خود احساس می کند و یا کسی را واجد چنین شرایطی می شناسد با ارسال رزومه از طریق وب سایت رادمان (اینجا) اقدام نماید تا در صورت دارا بودن شرایط  زمان مصاحبه فنی و تخصصی با وی تنظیم گردد.

همین!

پی نوشت: دلیل عمده مفصل تر نوشتن این مطلب ناشی از تاثیر یکی از نوشته های آقای کمالیان در وبلاگ ارزشمندشان بود(اینجا).

Categories: رادمان Tags:

در آستانه سال ده

۷ آذر ۱۳۹۰ ۹ دیدگاه

سه آذر ۹۰، نهمین سال فعالیت رادمان را هم پشت سر گذاشتیم که چون آن روز فرصت نبود، دیروز مراسم کوچکی به همین مناسبت برگزار کردیم. دلم می خواست به این مناسبت از قصه تشکیل رادمان بگویم که نوشتنش، این روزها فرصتی می خواهد که ندارم.

نهمین سالگرد تاسیس شرکت رادمان
علی الحساب در جلسه دیروز از همکاران فعلی به خاطر زحماتشان در سال نهم  تقدیر شد  و حالا هم از این طریق از آنهایی که دیگر با ما نیستند تشکر می کنم، شاید خواننده وبلاگ باشند.

مطابق رسم هر ساله، مهمترین بحث  جلسه دیروز،  بررسی درس های آموخته شده سال قبل و تبیین استراتژی سال جدید بود. با توجه به اهمیتی که سال دهم برایمان دارد،  طرح های استراتژیک بهبود امسال را یکجا در پروژه ای با نام “رادمان+” جمع کرده ایم. اگر خدا بخواهد با اجرای هر فاز از این پروژه، دستآوردهایش را در وبلاگ تشریح خواهم کرد.

رادمان+

خلاصه که نه سالمان تمام شد!
همین!

پی نوشت: رنگ کیک گول زننده است، آبی هستیم، اما نه این آبی! محدودیت های رنگ های خوراکی لابد باعث این تغییر شده است، نمی دانم.

Categories: رادمان Tags: