مقدمه :
بر سر یک تبادل ایمیل در مورد فروش نرم افزار CRM با عزیزی مکاتبه داشتم که در نهایت یک پیشنهاد غیرمترقبه برای ما داشتند. اینکه بر اساس فعالیت تخصصی شرکتشان و اینکه از شرکت معتبر توماس برای ایران نمایندگی انحصاری دارند می توانند شرکت ما را از منظر وضعیت منابع انسانی ارزیابی کنند. آن روز چون رابطه ما هنوز رابطه فروشنده و خریدار بالقوه بود، این پیشنهاد را در گوشه ای از ذهنم بایگانی کردم که قانونی نانوشته می گوید “پیش از خاتمه فروش با مشتری خود هیچ رابطه دیگری را آغاز نکنید! ”
اما ایشان فقط یک خریدار ساده نرم افزار نبودند، متوجه شدم وبلاگ هم می نویسند آنهم در همین موضوع و به تدریج رابطه وبلاگی ما بیشتر از رابطه کاری ما شد… تا اینکه احساس کردم اینجا جاییست که می توانیم از کمک ایشان استفاده کنیم.
می گویند ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است، اما به نظرم ما برای استفاده از کمک ایشان تعلل کرده بودیم، باید زودتر دست به کار می شدیم، حیف!
خلاصه:
از آقای کمالیان، مدیرعامل شرکت پوینده دهکده جهانی درخواست کردیم که از خدمات شرکت متبوعشان استفاده کنیم. این درخواست با لطف و روی خوش ایشان منجر شد به برگزاری چندین جلسه حضوری در ارزیابی افراد و در نهایت تکمیل پرسشنامه DISC و پس از آن رفت و برگشت مکرر گزارشهای ارزیابی رفتار سازمانی کارکنان بین ما و آنها. در نهایت در نتیجه این فعالیت ها مدلی از رفتار سازمانی خودم و برخی همکاران تهیه شد.
همیشه گفته ام برای Paradigm shift نیاز هست شرکت خود را از بیرون ببینید (اینجا)، پیشتر این از بیرون دیدن را خودم یا دیگران ازجنبه های دیگر انجام داده بودیم(مثلا: اینجا)، اما اینبار فرصتی شد که من، خودم و همکارانم را از زاویه ای دیگر و بدون فیلترها و پیش داوری هایی که در ذهنم هست ببینم، آنهم از منظر رفتار سازمانی. یک زاویه دید تازه. نتیجه این گزارشات در مرحله اول برایم دلسرد کننده و عادی، اما بعد از آن شگفت آور و جالب بود(به قول آقای کمالیان یکی از سه نفری بودم که ابتدا با نگاه منفی به قضیه نگاه کردم و جالب است که انگار هر سه نفر بعد از ادامه کار نظرشان تغییر کرده بود (اینجا) ).
نتیجه:
قابلیت هایی در همکاران پیدا شد که من از آنها غافل بودم و اکنون باید به این فکر می کردم که چگونه این پتانسیل ها را به فعل تبدیل کنم. نواحی هم پیدا شد که در آنها جای کار بیشتری داریم و باید فکر می کردیم چگونه با تغییر رفتار خودم یا مدیران شرکت، تغییر ترکیب تیم ها و یا با اضافه کردن نیروهای جدید آنها را بهبود دهیم.
نمی گویم این ارزیابی همه چیز بود و یا حلال همه مشکلات ما بود، اما اگر حتی موجب شود یکی از اشتباهات من در زمینه مدیریت منابع انسانی برطرف شود، یکی از همکارانم فرصت رشد بهتری پیدا کند و یا رضایت شغلی حتی یک نفر افزایش پیدا کند برای من و شرکتم عالی است. از سوی دیگر این ارزیابی یک نقطه شروع بود برای اینکه به مساله منابع انسانی از زاویه ای دیگر و علمی تر نگاه کنیم و اینکه لزومی به آزمون و خطا نیست. گاهی می توان از دانش دیگران که نتیجه مستند شدن سالها تجربه و بارها آزمایش در شرکتهای مختلف است، استفاده کرد. امیدوارم من و همکارانم بتوانیم از این ارزیابی بهترین نتیجه را بگیریم.
در پایان :
از طرف خودم و همه همکارانم در رادمان از شرکت پوینده دهکده جهانی و بویژه جناب آقای وفا علی کمالیان بسیار سپاسگزارم و برای ایشان و شرکت معظمشان آرزوی روزهای عالی دارم.
همین!

به هر حال بازاری ناشناخته و شیوه جدیدی از فروش برای ما است که به فروش های پارتیزانی و بازاریابی چریکی بیشتر نیاز دارد تا روشهای معمول در فروش نرم افزار، ما هم در این زمینه تجربه مدونی نداشته ایم و همه چیز برایمان نو و تازه است. اگرچه پیشتر تلاش کرده بودیم به دلیل این بی تجربگی در این شیوه فروش، یک نقشه راه و یک برنامه فروش (sales Plan) داشته باشیم و از دوستان متخصص در این زمینه مشاوره هایی گرفته بودیم، اما در نهایت نشد که یک برنامه منظم و مدون تدوین کنیم. ولی این مساله مانع و توجیهی نبود که کاری نکنیم، با شجاعت و ریسک مدیر فروش شرکت و همت و همراهی همه بچه های 
