نوروزی شویم تا نو-روزی گردیم … سال نو مبارک!
همین!
بایگانی برای اسفند, ۱۳۹۰
رسم است به بهانه نوروز ارتباطمان را با برخی مشتریان تازه کنیم: با ارسال یک هدیه کوچک نوروزی، سالی با یکی دو بازی فکری،سالی دیگر کتاب و کارت و …
امسال اما تصمیم بر آن شد که یک مقدار ساده تر اما موثر تر کارکنیم. هدیه فقط یک کارت تبریک انتخاب شد، اما کارت را از محک و انجمن حمایت از کودکان کار گرفتیم*.
در مورد پیام داخل کارت، کپی کاری و برداشت کلیشه ای از پیامهای رایج نوروزی را کنار گذاشته و تصمیم گرفتیم یک جمله انتخاب شود که کاملا رادمانی باشد، یعنی بتواند در عین سادگی آن چیزهایی که در رادمان برایمان مهم است را منتقل کنیم. در نهایت بعد از چکش کاری فراوان جمله زیر انتخاب شد که شاید در نگاه ادبی خیلی جمله قشنگ و یا حتی درستی نباشد اما رادمانی است! مال خودمان است و چیزهای مهم ما در آن مستتر شده است!
رادمان نوروز را بهانه ای می داند برای شاد بودن،
در کنار خانواده بودن
و بازخوانی یک ارتباط.
این فرصت را به سادگی از دست نمی دهیم. سال نو مبارک!
به قول بچه ها با واژه های “شادی”، “خانواده” و “ارتباط” یک جمله بسازید به شکلی که این جمله را یک نرم افزاری برای شادباش عید گفته باشد!
به هر حال مجددا به همه دوستان چه آن عزیزانی که کارت فرستادیم (یا می فرستیم) یا با پیام کوتاه تبریک گفتیم (یا خواهیم گفت) و چه برای سایر دوستانی که احتمالا به دلیل حافظه ناقص ما (منظورم بانک اطلاعات CRM ما است!) از قلم افتادند، پیشاپیش سال نو را تبریک گفته و آرزوی روزهای خوب و عالی دارم و داریم.
همین!
(*) چند سالی کارت را در رادمان طراحی و چاپ می کردیم، بعد که کارت های محک آمد جایگزین کارتهای خودمان شد و امسال انجمن حمایت از کودکان هم اضافه شد.
(**) لطفا کپی رایت عکس را رعایت فرمایید، متعلق به محک است.
(***) بهانه اصلی این نوشته ، مطلب آقای آواژ در وبلاگ بهساد بود (اینجا) که من را هم به صرافت انداخت یک توضیح در این زمینه بدهم.
بازی با پول یا ۱۰+۱ روش برای ندادن یا دیردادن پول پیمانکار!
نمی دانم تجربه اینکه محصولی را به جایی فروخته و یا یک پروژه را اجرا کرده باشید و بعد در گرفتن پولتان دچار مشکل شده باشید را دارید یا نه، در هر صورت بهتر دیدم این تجربیات را خیلی خلاصه در ۱۰+۱ مورد برای کارفرمایان تازه کار هم بیان کنم که اگر قرار است بلای مشابه را بر سر پیمانکاران بیچاره ای نظیر ما بیاورند حداقل یک راهنمای مختصر و مفید داشته باشند!
- چک مدت دار: روشی بسیار معمول. در این روش پیمانکار بیچاره کارش را می کند. بعد از کلی دردسر و گرفتن تاییدیه های مختلف و طی هفت خوان رستم تحویل، به او می گویید بیا پولت را بگیر، او خوشحال مراجعه می کند، اما شما یک یا چند چک مدت دار برای نیم قرن آینده به او می دهید! چاره ای هم ندارد، می گیرد چون کلی زحمت کشیده و برای شما کار کرده است و از یکسو برای دعوا یا چانه زدن دیگر انرژی ندارد و از سوی دیگر می ترسد همین هم دستش را نگیرد. برای شما هم تا سررسید تاریخ چک ها خدا بزرگ است!
- چک دو امضاء با یک امضاء: این روش هم اخیرا خیلی پرکاربرد شده است. بدین شکل که شما یک چک از یک حساب دو امضاء می کشید اما فقط یک نفر از صاحبین امضاء مجاز آن را امضاء می کند! پیمانکار تازه وقتی به بانک مراجعه کرد متوجه می شود و به شما می گوید. شما هم در جواب می گویید “ای وای! ببخشید، اشتباه شد …” سپس می گویید مراجعه کند تا چک را برایش عوض کنید. این رفت و برگشت حداقل یک چند وقتی برای شما زمان می خرد.
- چک مخدوش: این کار ریسکی است، اما می توانید از یک حساب مسدود چک بکشید. یا اینکه روی چک امضاء اشتباه بکنید و یا حروف و عدد چک با هم مشکل داشته باشد و اشکالاتی نظیر این، به جز اشتباه عدد و حروف، بقیه مسائل تا تاریخ سررسید که پیمانکار به بانک مراجعه کرد و به مشکل خورد مخفی می ماند. بعد از آن شما مانند روش دو عمل می کنید، یک عذرخواهی و صدور چک جدید و …
- عدم تایید اینترنتی مبلغ چک: این هم از مصائب تکنولوژی برای پیمانکاران است. چک را مثلا با مبلغ X صادر کنید و بعد با عدد Y آن را اینترنتی تایید کنید. مجددا تا تاریخ سررسید چک پیمانکار متوجه این موضوع نمی شود وقتی شد هم که راه “ببخشید” باز است!
- چک بی محل: دست روی دلم نگذارید. روشی بسیار معمول، در تاریخ سررسید حسابتان پول ندارد و وقتی پیمانکار زنگ زد که موجودی ندارید، خود را تعجب زده نشان دهید و بگویید: عجب! یک مشکلی هست!؟ لابد پول بین حسابها جابجا نشده یا بانک کلر را تایید نکرده و .. یک چند روز صیر کن، موجودی را شارژ می کنیم…چند روز بعد که پیمانکار زنگ زد باز هم بهانه چند روز بعد را بیاورید که نمی دانم وام ما هنوز به حساب واریز نشده، یک چند روز دست نگه دار و …. این قصه بسته به تحمل و نجابت پیمانکار می تواند چند بار تکرار شود.
- چک صادرشده، امضاء نشده: این قضیه در مورد دولتی ها زیاد اتفاق می افتد.مالی می گوید چک صادر شده، اما مدیر یا ذیحساب امضاء نکرده، او کجاست؟ یا جلسه است یا ماموریت است یا مرخصی است و یا … بالاخره یک یکماهی می توان پیمانکار را با اینکه وی امروز می آید یا فردا سردواند.
- ناقص بودن مدارک: این روش هم اخیرا در دولتی ها بسیار مرسوم شده است. قرارداد امضاء می کنید و همه مدارک مربوط را به کارفرما می دهید. اما روزی که قرار است به شما پول بدهند یادشان می افتد که فلان مدرک، مفاصه حساب یا مجوز کم است. وقتی قرار است پول بدهند یادشان می افتد که سند ازدواج پسر عمه شما هم باید ضمیمه پرونده بشود. آن را که گرفتید کپی کارت پایان خدمت پسر همسایه، بعد جواز کسب بقال سر کوچه، استعلام قیمت مجدد، گواهی عدم سوء پیشینه خواهرزاده، استشهاد محلی برای بچه خوبی بودن و … باید حتما تکمیل شود.برابر اصل کردن، ترجمه به زبان سواحیلی و … را هم می توانید در مدارک یک ضرب کارتزین بکنید تا به اندازه کافی پیمانکار اینطرف و آنطرف بدود و مدرک جور کند، ورزش برای او خوب است. شما هم این بهانه را دارید که پول هست فقط مدارکت را کامل کن. خلاصه که توپ در زمین اوست.
- نامه گم شده: آخ، که چقدر رایج شده است و چه قدر اعصاب آدم را خورد می کند و به شعور آدم توهین می شود. نامه اتمام کار و یا صورت وضعیت می زنید، در اتوماسیون اداری کارفرما هم ثبت می کنید و منتظر نتیجه،.. بعد به شما می گویند اصل نامه گم شد! لطفا یکبار دیگر بزنید! همان نامه قبل را هم مجددا برایشان بفرستید قبول ندارند چون تاریخ باید به روز باشد! به جز نامه اینکار را می توانید در مورد فاکتور فروش هم انجام دهید! تجربه این که در یک سازمان دولتی عریض و طویل به من گفتند اصل قرارداد گم شد را هم دارم! وما مجبور شدیم دوباره کلی کار را انجام دهیم و قراردادی که امضاء کلی آدم رویش بود را برابر اصل کنیم تا مالی هم خیالش راحت شود که اصل قرارداد را در پرونده دارد!
- پاسکاری: در این روش شما می گویید فلانی باید باشد تا کار شما را تایید کند، پیش فلانی که رفت او بگوید نخیر، فلان کس مسؤول است و این پاسکاری تا کچل شدن پیمانکار می تواند در حلقه ادامه پیدا کند! یکبار به مدیر سازمانی گفتم فکر کنم تنها کسی که هنوز نرم افزار ما را تایید نکرده است آبدارچی شما است، می خواهید به او هم بگویید در جلسه باشد که دیگر مشکلی پیش نیاید!
- ایراد بنی اسرائیلی: محبوب ترین روش در نزد کارفرمایان: اگر از صدور چک مشکل دار می ترسید که خدای نکرده نکند پیمانکار نانجیبی کرده (!؟) و آن رابرگشت بزند کاری ندارد، صورتجلسه کنید که به صورت موفت نرم افزار تحویل گرفتید. بعد که پیمانکار دنبال پولش افتاد، لحظه آخر می گویید یک مشکل اساسی در نرم افزار پیدا شده و تا حل نشود پرداخت متوقف بشود، نگران پیدا کردن مشکل هم نباشید هزار راه هست برای ایراد گرفتن از یک نرم افزار (اینجا)، حتی اگر ایرادی پیدا نکردید،می توانید مطرح کنید چرا روی فلان کامپیوتر نصب نیست، یا سرورمان را عوض کردیم دوباره بانک را بگذارید یا فلان اطلاعاتمان هم جا افتاده باید وارد شود و … وقتی پیمانکار کار را انجام داد از او تشکر کنید ولی باز دوباره چند روز بعد در لحظه آخر یک مشکل جدید مطرح کنید! اینکار را تا وقتی پیمانکار قرمز نشده است می توانید ادامه دهید!
و اما روش آخر و معمول ترین روش:
۱۰+۱- روش هایبریدی: ترکیبی از موارد یک تا ۱۰ را به صورت تصادفی و پشت سر هم اجرا کنید. مثلا از یک حساب مسدود بیست و سه چک مخدوش مدت دار به صورت ماهانه صادر کنید. یا اول ایراد بگیرید بعد که ایراد مرتفع شد درخواست تکمیل مدارک کنید و بعد در نهایت چک بی محل بکشید… اگر زمانبندی شما شکلی باشد که در هر بار مراجعه پیمانکار به یک تعطیلات چند روزه-که در مملکت ما کم هم نیست- بخورد که نور علی نور، می توانید خیلی راحت و بی دردسر یک چند ماهی پول بیچاره را ندهید!
ملاحظات:
- به جز ۱۰+۱ روش بالا ، حداقل ۱۰ روش دیگر هم می توانستم اضافه کنم که چون روشهای جدید و غیرمعمولی بودند ترسیدم بنویسم بدآموزی شود! (ماجرای همان تف سربالا! متوجه اید که!؟)
- در همه این موارد فرض این است که پیمانکار کار و تعهداتش را کامل انجام داده، نرم افزار را نصب و راه اندازی کرده است و صرفا باید همه یا بخشی از پول خود را بگیرد. اگر پیمانکار بیچاره حتی ۱% از تعهداتش را انجام نداد شما ۱۰۰۱ یک روش دیگر به جز موارد فوق دارید که حتی ۱۰۰% پولش را ندهید!
- به عنوان یک مدیر شرکت معتقدم، تنها ۲۰% از تاخیر در وصول ها به دلایل بالا است. ۸۰% آن به خود شرکت و تیم برمی گردد. اگر کار در زمان درست و به شکل درست انجام شود شما می توانید بسیاری از بهانه ها را از خریدار بگیرید. اما خوب باز هم خریدار مساله دار پیدا می شود.
- به عنوان یک نرم افزاری این را نگویید که اگر مشتری به نرم افزار شما نیاز واقعی داشته باشد، یا نرم افزار شریانی باشد دچار این مشکلها نمی شوید. تجربه نشانم داده است که در مورد پرداخت های آخر، و یا وقتی وضع مالی کارفرما بد بشود در مورد حیاتی ترین نرم افزار ها هم، وی همین بلاها را سر پیمانکاران می آورد.(همانگونه که یکبار نوشتم قانون بقای مشکلات می گوید: مشکلات مالی حل نمی شود بلکه از شرکتی به شرکت دیگر منتقل می شوند!(اینجا))
- به عنوان یک پیمانکار نگویید با یک قرارداد سفت و سخت از ابتدا می توان جلوی همه این موارد را گرفت.اولا علی الخصوص در سازمانهای دولتی بستن یک قرارداد به نفع فروشنده یا پیمانکار محال است و معمولا عکس آن صادق است و ثانیا به فرض که چنین قراردادی هم به نفع شما بسته شد. ضمانت اجرایش چیست!؟ اگر او نداد یا دیر داد می خواهید به کدام مرجع قانونی برای احقاق حقتان مراجعه کنید و چقدر طول می کشد که این حق را بگیرد (مصداق اینکه یک نفر به دیگری گفت گوشت را می گیرم و دور دنیا می چرخانم، گفت اشکالی ندارد خودت هم باید پا به پایم بیایی!) آنقدر این کار دوندگی و سختی دارد که ترجیح می دهید، با مشتری بد حساب هم یک جور کنار بیایید.
- چرا معمولا پیمانکاران نرم افزاری چک مشکل دار یک کارفرما را برگشت نمی زنند، یا در مقابل دیرگرفتن پولشان کوتاه می آیند، ساده است، چون نمی خواهد ارتباط تجاری خود را با مشتری به هم بزنند. دلخوشند به قرارداد پشتیبانی، فروش مجدد و یا می ترسند از بدنام شدن و یا برگشت دادن نرم افزار، یا مثل من آماتور حوشحالند به اینکه نرم افزارشان جایی در حال استفاده است حتی اگر پولش را مشتری نداد. چاره ای هم ندارند جز این که صبر کنند و به جایش (!) تلافی بدحسابی کارفرما را در بیاورند!
همین!
نوشته های مرتبط:
تلفن گویا به چه درد نمی خورد!؟
برای گذرنامه آشنایی درخواست صدور داده بودیم و منتظر دریافت آن. زمان زیای سپری شد و نیامد. به من امر شد که پیگیری کنم. گفتم شاید دفاتر پلیش+۱۰ که بحث درخواست را انجام می دهند پیگیری را هم پاسخ دهند. یکی از همکاران را فرستادم، پاسخ داده بودند که خیر باید از طریق تلفن روابط عمومی اداره گذرنامه اقدام کنید. شماره ای که داده بودند همیشه اشغال بود، پیش خودم گفتم نیروی انتظامی در زمینه IT کارش درست است شاید بشود از طریق وب پیگیری شود، در سایت پلیس چیزی پیدا نکردم، اما دیدم برای اداره گذرنامه هم شماره روابط عمومی را گذاشته اند و هم شماره های تلفن گویا را، خوشحال شدم که از طریق تلفن گویا لابد می شود پیگیری کرد.تماس گرفتم اشغال بود. شب که شد گفتم الان خلوت است و لابد موفق خواهم شد. تماس گرفتم و ارتباط برقرار شد. سطح اول درختواره تلفن گویا ۱۱ امکان داشت که همگی… [!]، صرفا اطلاع رسانی در مورد قوانین و مقررات و مدارک لازم! (اینکار را می شد از طریق وب سایت هم انجام داد و یا اینکه در تلفن گویا فقط یک بخش به آن اختصاص داد)، یک گزینه ای هم که ارتباط با اپراتور بود، بعد از کلی انتظار همان شماره های روابط عمومی را معرفی می کرد!
فردا صبح اول وقت با روابط عمومی تماس گرفته و بعد از کلی اشغالی بالاخره با کارشناس مرتبط، مکالمه میسر شد. بلافاصله پس از سلام پرسید: کد ملی؟ کد ملی را که گفتم در سیستم جستجویی کرد و گفت “چاپ شده است، به پست تحویل خواهد شد ظرف چند روز آینده ” و .. قطع کرد! همین!؟
خوب اینکار که از طریق تلفن گویا راحت تر است. هفت روز هفته، شبانه روز (۲۴*۷ ) هم می شود تماس گرفت. اگر نمی خواهید این قضیه را مبتنی بر وب بکنید و یا از طریق پیام کوتاه انجام دهید (لابد ملاحظات امنیت اطلاعات مانع است)، نمی شد اینکار را حداقل از طریق همان تلفن گویا انجام می دادید که امنیتش را هم که به سادگی می توان تضمین کرد. این سیستم کافی بود کد ملی را از مخاطب بگیرد و … به سادگی وضعیت را از روی چند وضعیت مشخص اطلاع رسانی کند و تمام. نمی دانم شاید نمی شود!
همین!
نوشته های مرتبط:
در چند سال ابتدای وبلاگ نویسی گاهی وقت ها با عنوان مطالب منتشر شده در وبلاگ در اینترنت جستجو می کردم، گاهی هم خواننده ای یا دوستی لینک مطلبی را برایم می فرستاد که در آن نوشته ای از وبلاگ را بدون ذکر منبع عینا و یا با کمی دست کاری در وبلاگی یا خبرگزاری منتشر شده بود. حتی یکبار یکی از مطالب وبلاگ به خودم بابت یک تحقیق دانشگاهی تحویل شد! بارها هم در این زمینه که این کار چقدر ناراحت کننده است نوشتم.اما کو گوش شنوا؟
در چند سال اخیر دیگر حساسیتم را در این زمینه از دست دادم، اگر هم دوستی می گفت مطلبی را جای دیگر دیده است می گفتم “!who cares”، اما واقعیتش این است که ته دلم باز هم ناراحت می شدم که مگر یک ارجاع دادن به اصل نوشته چقدر کار سختی است.
این بار علی نعمتی شهاب از سوء استفاده از مطالبش توسط یک فرد غیرحرفه ای گلایه به حقی کرده است و پیشنهاداتی در پی نوشت آن ارائه کرده است (اینجا). هر چند در ظاهر و روی کاغذ انجام چنین حرکتهایی خوب است، اما تجربه نشانم داده که همه چیز مشمول مرور زمان شده و فراموش می شود (حرکت “استادان علیه تقلب” یادتان هست!؟)
تا زمانی که یادنگیریم، دزدی فقط از دیوار مردم بالا رفتن نیست، از وبلاگ دیگران کپی می کنیم، مقاله دیگران را به نام خودمان منتشر می کنیم، پروژه دانشگاهی را بازنشر می کنیم، کاتالوگ یا محصول شرکت دیگری را کپی می کنیم، طرح ها و ایده های دیگران را به نام خودمان می کنیم و … خلاصه که آب از سرچشمه گلالود است، باید روی ریشه های فرهنگی کار کرد!
همین!
مطالب مرتبط:
در زمینه کپی رایت
در زمینه کپی مطالب وبلاگ
در زمینه کپی کاری شرکتها و سازمانها
در زمینه کارهای دانشگاهی:

