رادمان، 6

December 30, 2008 02:49 PM







3 آذر امسال، رادمان، 6 ساله شد! آنقدر درگیر بودم که نرسیدم حتی در ان زمان چیزی بنویسم. حتی این روزها آنقدر ذهن درگیر و روزهای شلوغی دارم  که الان هم فرصت چندانی برای نوشتن ندارم، آنقدر ایده و مطلب هم برای نوشتن دارم که خدا می داند، اما فرصت: هیچ!


Radman6.jpg

باید تا انتهای ترم صبر کنم تا کمی از مشغله کاری و دانشگاهیم کم شود و بتوانم نوشتن را ادامه دهم.پس با عذر خواهی فراوان از تاخیر در به روز رسانی مطالب، فعلا ....


همین!

Ali Vahed | 02:49 PM | Comment(s)(2)

حرکت به سمت تجارت الکترونیک، اما به زور!

November 15, 2008 12:43 PM

زمانی که در ATM ها برای دریافت اطلاعات موجودی حساب یک کارمزد 100 تومانی دریافت می شد کسی فکر نمی کرد روزی گرفتن کارمزد به عنوان اهرم فشاری برای الکترونیک کردن بانکها و رواج بانکداری و تجارت الکترونیک در بین شرکتها بشود.آن روزها همه این گرفتن موجودی را به حساب هدف بانک مرکزی زا کاهش تراکنش های اضافی در شبکه شتاب دانستند و اگر چه آن را راه معقولی برای مدیریت ترافیک شبکه نمی دانستند اما به عنوان یک راهکار موقت پذیرفتند.


در این یکی دو ماه گزشته، کشمکشی زیاد بین شبکه بانکی، دولت و مردم در سر راه گرفتن کارمزد در خدمات بانکی به راه افتاد، گرفتن کارمزد با نرخ های مختلف در پرداخت قبوض، گرفتن کارمزد در صدور و دریافت چک های رمز دار و نیز در صدور دسته چک از این جمله بود.شبکه بانکی این کارمزد ها را به بهانه ترویج استفاده از خدمات الکترونیک در میان مردم بیان کرد، اما بانک ها از سوی دیگر به یک منبع کسب درآمد خوب دست پیدا کردند (اعلام شده بود که از طریق دریافت کارمزد قبوض بانک ها به یک درآمد 200 میلیارد تومانی دست پیدا کرده اند). اینجا بود که فلسفه اولیه از کارمزد هم زیر سوال رفت و بانک ها اعلام کردند که از پرداخت های الکترونیک (ATM، تلفن گویا و وب سایت) نیز کارمزد اما با نرخ کمتر دریافت می کنند و ... این قضیه آنقدر ادامه پیدا کرد که گویا دیگر دیوان محاسبات این قوانین را نقض کرده، بانک ها را از این کار بر حذر دانست که نمی دانم چقدر اجرایی شده است.

ادامه "حرکت به سمت تجارت الکترونیک، اما به زور!"

Ali Vahed | 12:43 PM | Comment(s)(3)

خدمات پشتیبانی محصول نرم افزاری، بخش 6، مدیریت بحران

November 8, 2008 10:38 AM

یکی از وظائف اصلی فرآیند مدیریت پشتیبانی، مدیریت ریسک و مدیریت بحران است.
چرا؟



  • همانگونه که پیشتر به آن اشاره کردم در بحث پشتیبانی محصول نرم افزاری، مشتری به شکل مطلقا راضی وجود ندارد (اینجا) و مشتری مدام تقاضاهایی را مطرح می سازد که در تعیین سطح رضایتمندیش تاثیر می گذارد.
  •  ماهیت نرم افزار مبنی بر ورود به مناطق بحرانی (Critical regions) یا بروز خطاها (exceptions)  باعث می شود، مشتری در زمانهای غیرقابل پیش بینی درخواست خدمات پشتیبانی نماید و با توجه به نوع و زمان این خطا، میزان تلاش متفاوتی از سوی پشتیبانی کننده مورد نیاز است.
  • مشتریان مختلف بسته به نوع فعالیت خود، زمانهای خاصی از سیستم ها به شکل ویژه تری استفاده می کنند. در این زمانها که الزاما برای مشتریان متفاوت یکسان نیست، مشتریان به خدمات ویژه تری نیاز دارند.
  • اضافه و کم شدن نیروهای انسانی مشتریان، باعث می شود سطح خدمات پشتیبانی، اعم از خدمات اموزشی و یا رفع خطاها برای یک مشتری خاص زیاد گردد.
  • تغییرات مدیریتی در سازمانهای مشتری نیز حجم زیادی از درخواست ها را به سمت واحد های پشتیبانی هدایت می کند که اگر به درستی پاسخ داده نشود ممکن است به نارضایتی کلی مشتری منجر شود.
  • ...

به دلایل فوق، واحد های پشتیبانی در زمانهای کمتر قابل پیش بینی، مواجه خواهند شد با حجم های غیر قابل پیش بینی از درخواست های خدمات.  این مساله باعث می شود که ریسک ها و بحران های مختلفی در انتظار فرآیند پشتیبانی باشد که بایستی به درستی تحلیل شده، مدیریت گردند.


در نوشته (های) بعد، انواعی از این خطرات و ریسکها یا بحرانها به همراه روشهای تحلیل و مدیریت آنها را بررسی خواهم کرد.


همین!

Ali Vahed | 10:38 AM | Comment(s)(3)

موی سفید

November 2, 2008 09:24 AM

می گویند هر موی سفید روی سر یک نرم افزاری، حاصل یک Bug است در نرم افزارش (اینجا)، این ماهها مسؤولیت  یک نرم افزار و تیمش  را بر عهده گرفته ام که نقشی در ساخت آن نداشته ام،  به اندازه یک سال پیر شده ام!


همین!

Ali Vahed | 09:24 AM | Comment(s)(0)

مالیات بر ارزش افزوده و نرم افزاری ها

October 26, 2008 12:10 PM

تاریخچه: تابستان امسالی، قانونی مصوب شد مبنی بر اخذ مالیات بر ارزش افزوده از مصرف کنندگان و بالطبع آن سایتی آماده شد (vat.ir)  و اطلاعیه های مختلف صادر شد مبنی بر اینکه از ابتدای مهر این قانون برای برخی شرکتها لازم الاجرا است. از ابهامات این موضوع که بگذریم، در زمان اجرا به دلیل اعتراضات و اعتصابات بازار و اصناف، به صورت ضد و نقیض این قانون ابتدا دو ماه، بعد سه ماه، بعد برای قشری خاص، بعد ... به تعویق افتاد تا اینکه رئیس جمهور از ارسال طرحی برای مجلس برای تعویق یک ساله این قانون خبر  داد، که هنوز گویا مجلس روی آن نظر نداده است.

مشکل اصلی: بسیاری از  شرکتهای نرم افزاری نیز مانند سایر بنگاه های اقتصادی از این قانون متاثر شدند و درگیر این قضیه که چگونه باید این قانون را اجرا کنند و در چه مواردی از مشتریان مالیات و عوارض دریافت کنند و در چه مواردی باید این دو را بپردازند. اما مشکل برای شرکتهای نرم افزاری فقط همین نبود که نمی دانستند چه کنند، بلکه مشکل زمانی حاد شد که آنها باید این مساله را در سیستمهای خود اعمال می کردند.

ادامه "مالیات بر ارزش افزوده و نرم افزاری ها"

Ali Vahed | 12:10 PM | Comment(s)(4)

پیجیده در پر قو!

October 19, 2008 02:43 PM

در شرکتهای نرم افزاری رسمی است برخاسته از شرایط اقتصادی و اجتماعی ما و اینکه برنامه نویسان و تولید کنندگان، به گمان خودشان "نیروهای ویژه" هستند و تافته ای جدابافته از سایرین.
به عنوان یک تولید کننده نرم افزار و کسی که هنوز هم پس از سالها، برنامه نویسی را دوست دارم و هر چند وقت یکبار دستی بر آتش می برم، با این نظر موافقم که برنامه نویسی کار ویژه ای است و باید شرایط و محیط را برای آن فراهم کرد، اما با این تلقی که برنامه نویس آدم ویژه تری نسبت به سایرین است مخالفم.
اما به عنوان یک مدیر شرکت همانند همه همکاران خودم در سایر شرکتها، به دلیل کمبود نیروی انسانی متبحر در این پست، مجبورم به جای اینکه هوای برنامه نویسی را داشته باشم، برخی مواقع هوای برنامه نویسان را داشته باشم، که این باعث می شود برنامه نویسان برخی مواقع توقعات بالاتر و یا غیر منطقی از شرکت داشته باشند و نسبت به سایر همکارانشان احساس برتری جویی پیدا کنند.

ادامه "پیجیده در پر قو!"

Ali Vahed | 02:43 PM | Comment(s)(10)

گذشت ...بدون اینکه متوجه آن بشوم!

October 8, 2008 04:59 PM

چهار سال از زمانی که وبلاگ به سایت رادمان اضافه شد و نوشتن آن را آغاز کردم گذشت و متوجه آن نشدم. امروز تقویم را که نگاه کردم یادم افتاد از 30 سپتامبر 2004 تا حالا که هفت هشت روزی است وارد ماه اکتبر  2008 میلادی شده ایم.
در این چهارسالی که گذشت، سبک نگارش و محتوی مطالب وبلاگ نیز به مرور تغییر کرد و نشانه هایی از دغدغه های آن روزهای من را در خود جا داده است، از مسائل کاملا نرم افزاری تا مسائل کاملا اجرایی و این روزها تا مسائل کاملا اجتماعی و اقتصادی کلان جامعه. که هر زمان درگیر مسائل خاص آن روزها بوده ام.
این روزها هم که آنقدر درگیرم که کمتر می توانم با نظم سابق و هفته ای یکی دو نوشته بنویسم. شاید با شروع شدن دانشگاه، نظم بیشتری بگیرد نوشته هایم و بازهم منظم تر شوم در به روز رسانی وبلاگ.


همین!

Ali Vahed | 04:59 PM | Comment(s)(4)

بحران اقتصاد دنیا، بحران ترافیک تهران

October 7, 2008 11:12 AM

1- این روزها، اقتصاد دنیا، متاثر از بحران اقتصادی آمریکا، دستخوش نا آرامی هایی است که هنوز با تلاش ها و تزریق پول از سوی دولت ها در بانک های خصوصی به طور کامل برطرف نشده است. صنعت IT به عنوان یکی از صنایعی که تاثیر اینگونه بحران ها به صورت مستقیم و سریع در آن نمایان می شود-رخدادهای پس از حادثه 11 سپتامبر را که یادتان هست- وضعیت نامطلوب و نامعینی خواهد داشت.فکر می کنم اگر روسای دول غربی نتوانند این بحران را مدیریت کنند، دو آسیب جدی را باید انتظار داشت: ورود بحران به کشورهای دیگر از جمله ایران (که دولتمردان ما نیز در این زمینه مسؤولند) و بحث دیگر، بیکار شدن احتمالی متخصصین ایرانی مقیم خارج فعال در فنآوری اطلاعات و ارتباطات است که همیشه خارجی ها در معرض تهدید همیشگی تعدیل نیروی انسانی هستند و شاید شاهد بازگشت خیلی از دوستان به ایران باشیم.


2- ترافیک تهران روزهای خوبی را سپری نمی کند، هر روز عبور و مرور در شهر به وضعیت بن بست نزدیک و نزدیک تر می شود و زمان زیادی از روز را در مسیر بین محل کار و محل سکونت، سپری می کنیم. این وضعیت ترافیک باعث شده است که شاغلین زمان کمتری برای استراحت و یا کارهای شخصی داشته باشند، چون از ساعت کار که نمی توان کاست، می ماند زمانهای شخصی و استراحت که قابل کسر شدن است. این وضعیت باعث می شود که کارکنان نتوانند استراحت کافی داشته باشند و از کارایی و راندمان کاری آنها کاسته شده است، علی الخصوص این که بخشی از در راه ماندگی صبح ها و قبل از شروع کار است و این باعث شده زمان مناسب و پر از انرژی صبح نیز از دست برود.  امیدوارم مدیران شهری ما فکری به این مساله بکنند که نظرم آن است که با این وضعیت، کاری از دستشان در کوتاه مدت برنیاید.


3- رادمان روزهای تغییر خود را سپری می کند و مسؤولیت ها در حال تغییر است. همچون هر تغییری، از یک وضعیت پایدار به یک وضعیت پایدار دیگر حرکت می کنیم و طبیعی است که در این میان به ناپایداری وارد شویم. خوشبینم و منتظر که شاهد نتیجه این تغییرات باشم، آنچیز که به صلاح رادمان و خانواده آن باشد...


همین!    


پی نوشت: این نوشته به دلیلی نامعلوم پاک شده بود، سعی کردم با همان مضمونی که قبلا آن را نوشته بودم بازنویسی کنم که طبیعی است با سپری شدن چند روز، دقیقا عین مطلبی قبلی نباشد.

Ali Vahed | 11:12 AM | Comment(s)(2)

خدا نیاورد آن روز را که کامپیوتر را از ما بگیرند ....!

September 21, 2008 04:23 PM

برخی مواقع با دوستان همکار صحبت می کنیم از زمانها و شرایطی که نتوانیم کار کامپیوتری بکنیم: پیر بشویم، یک معلولیت سراغ ما بیاید، جنگی بشود و یا شرایط جامعه تغییری بکند که نیازی به نرم افزار نداشته باشد و ... از اینکه در این شرایط از ما چه کاری ساخته است، تقریبا اکثرا پاسخ می دهیم، هیچ!


به جز کار با کامپیوتر، هیچ نمی دانیم و نمی توانیم، ما آدمهای تک بعدی! انگار کامپیوتر و نرم افزار جزیی از زندگیمان شده است، جزیی که دیگر برایمان شبیه تنها یک شغل نیست. همه دار و ندارمان است. جزیی از وجودمان شده است.
حتی برخی از ما که به کار کامپیوتر نگاه شغل و وظیفه دارند هم، کمتر جایگزینی برای روزهای بیکاریشان دارند و یا به آن اندیشیده اند که اگر این شغل را از آنها بگیرند، چه کاری می توانند انجام دهند، وقتی با آنها در این زمینه صحبت می کنم، درست مانند گروه اول، اکثرا سردرگم می مانند.


نمی دانم شاید حرفه های دیگر هم چنین باشد، شاید از یک نظامی کارش را بگیری،کار دیگری بلد نباشد و یا آن را شایسته خود نداند، شاید یک معلم نتواند به کار دیگری به جز تدریس عشق بورزد، شاید یک کارمند وابسته به اداره اش باشد و بازنشسته که شود سرخورده و افسرده راهی پارک ها بشود، شاید یک پزشک در زمان پیری، مستاصل بماند، شاید ...
فقط همین را می دانم که خدا نیاورد آن روزی را که ...


همین!
  

Ali Vahed | 04:23 PM | Comment(s)(2)

CERN

September 13, 2008 04:11 PM

این روزها خبر راه اندازی شتاب دهنده LHC در CERN مورد توجه همه جهانیان است، به شکلی که در روزنامه های ما و حتی بخشهای اصلی خبری صداوسیما به عنوان تیتر اصلی از آن یاد می شود. شتابدهنده ای که با طول 27 کیلومتر در عمق 100 متری زمین برای شبیه سازی مهمترین رخداد عالم هستی ، Big Bang مورد استفاده قرار می گیرد، به همین دلیل فیزیک دانان این روزها در پوست خود نمی گنجند و به چنین دستآوردی افتخار می کنند و هر کس سعی می کند خود را جزیی از آن بداند (در ایران هم ما به جز ساخت یکی از قطعات یکی از Detector های این مجموعه، به این می نازیم که 7 دانشجوی دکتری در این مرکز داشته ایم که تز پایانیشان را انجام داده اند یا می دهند)
اما چرا CERN را باید در دنیای فنآوری اطلاعات و ارتباطات نیز جدی گرفت و مانند فیزیک دانان، کامپیوتری ها نیز به آن افتخار کنند. شاید مهمترین دلیل آن، بحث تعریف پروتکل وب(WEB) است در این مرکز، استانداردی که ابتدا برای تسهیل به اشتراک گذاری مستندات این پروژه بین محققان آن تدوین شد (تیم برنزلی را که می شناسید) و پس از آن، با گسترش آن در بستر اینترنت ، این شبکه را از یک بستر متنی خشک و غیر قابل انعطاف،به چیزی تبدیل کرد که زندگی بشریت را متحول کرد.


اما مساله دیگر که برای شخص من بسیار جالبتر است، حجم اطلاعاتی است که این شتابدهنده تولید خواهد کرد و باید مورد پردازش قرار گیرد، چیزی حدود 10 گیگا بایت در ثانیه، یا 15پتا بایت در سال، معادل 20 میلیون CD در سال(اگر این تعداد CD را روی هم بگذاریم، 20 کیلومتر خواهد شد!). می گویند این حجم از اطلاعات، معادل هزار برابر کل اطلاعات کتابهایی است که در عرض یکسال چاپ می شود! می گویند حجم اطلاعات در گردش روی شبکه این سیستم ، معادل کل حجم اطلاعاتی خواهد شد که در شبکه مخابراتی کل دنیا جریان دارد! جالب است برایم که زمانی که این حجم از اطلاعات در جریان باشد، با چه مکانیسمی سخت افزاری و نرم افزاری آن را پردازش می کنند و چه نتیجه ای می گیرند، من که هنوز نتوانستم ام  پردازش چنین حجم از اطلاعاتی را تصور کنم، برای من به چیزی مانند خیال و رویا شبیه است، رویایی که به قول خود متخصصان این مرکز به واقعیت تبدیل شده است، آنهم با استفاده از بحث  Grid Computing (برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.)


خوشحالم برای یکی از بچه های قدیمی رادمان، علی جوادزاده، که در زمان ادامه تحصیلش  در چنین پروژه بزرگی در بخش Grid Computing  حضور  داشته است و به وی حسادت می کنم که توانسته است با چنین آدمهایی و در چنین محیطی کار کند، محیطی که برایم شبیه یک بهشت موعود است، آدمهایی که برایم خدایگان این رشته اند!


همین!

Ali Vahed | 04:11 PM | Comment(s)(0)