شاه کلید!

July 2, 2008 12:24 PM

برخی مواقع ما نرم افزاری ها از یک مفهوم به اندازه مقدمه آن می دانیم، اما آن را دوای همه دردها و کلید همه قفل ها می نامیم! به واژه هایی نظیر ERP، CRM ، اتوماسیون اداری، Datawarehouse، J2EE ، معماری سازمانی، پایگاه اطلاعاتی، UML، RUP، Oracle، web application، .NET، Ajax و ... دقت کنید، باور کنید خیلی از ماها از یکی از این مفاهیمی که گفتم، صرفا در همان حد چند جمله ای که از دوستی شنیده ایم و یا در وبسایتی و یا وبلاگی خوانده ایم، می دانیم اما در هر سوال و تقاضای مشتری، فورا آن را به عنوان راه حل مشکلش بیان می کنیم و چنان بادی به غبغب می اندازیم از اینکه می دانیم کس دیگری آنچیزی را که گفتیم نمی داند! اقیانوسی هستیم به عمق یک سانتیمتر، یا بدتر، برخی مواقع برکه ای هستیم با عمق یک میلیمتر... چقدر مهندسیم ما ....!
همین!


پی نوشت: این نوشته از روی عصبانیت از دست برخی رفتارها و همکارهای غیر حرفه ای نوشته شده است، به دل نگیرید، لطفا!

Ali Vahed | 12:24 PM | Comment(s)(0)

امنیت کنکور سراسری

June 25, 2008 02:31 PM

نوشته «آنها در برزخند؛ تا يك ماه رنگ دنيا را نمي‌بينند!» را در ایسنا بخوانید، نگاهی است به مساله امنیت کنکور سراسری. من را برد به فضا و زمانی که کنکور می دادم. واقعیتش آن است که دلم اصلا برای آن روزها تنگ نشده است! 
جالب است در دنیای دیجیتالی امروز و همزمان با تمامی بحث های امنیتی که در حوزه اطلاعات داریم، امنیت فیزیکی نیز همچنان نقش خود را دارد و چقدر این نقش در برخی مواقع پیچیده، حساس و پر هزینه است. دلم برای کسانی که درگیر تهیه و توزیع سوالات هستند سوخت. اما درست مثل پزشکان، در برخی موارد، کاری از دست ما هم بر نمی آید!


همین!

Ali Vahed | 02:31 PM | Comment(s)(0)

"ما" و تحولات اقتصادی از دیدگاه رئیس جمهور

June 24, 2008 08:14 AM

شب دوشنبه (سه تیر) رئیس جمهور، آقای احمدی نژاد، بخشی از طرح های دولت برای ایجاد تحول در اقتصاد کشور را بیان کرد. هر چند مهمترین جنبه این طرح از دیدگاه مردم، همان نقدی کردن یارانه ها است، اما از دیدگاه "من نرم افزاری" این صحبت ها چندین جای توجه داشت که با هم مرور می کنیم (جملات رئیس جمهور  از اصل خبر در خبرگزاری ایسنا گرفته شده است، اینجا):


- در بحث ساماندهی نظام مالیاتی، آقای رئیس جمهور مشکل را از نبودن یک بانک اطلاعاتی مناسب برای فعالیتهای اقتصادی دانست:« دولت نظام جامع ارتباط پايگاه‌هاي اطلاعاتي و يك سيستم دريافت ماليات خودكار طراحي كرده است و بايد آگاهي‌هاي لازم داده شود و ماليات كه حق مردم است، اخذ شود.»


-در بحث گمرک، مشکل مهم در عدم حضور یک بانک اطلاعاتی جامع و کامل در همه کشور برای ثبت کالاها بر شمرده شد : « گمرك ما از نظر حجم نيرو در 30 سال گذشته كوچك‌تر اما از نظر حجم كار چند برابر شده است. صدها هزار نوع كالا بايد رد و بدل شود كه عمدتا با توان دستي و ذهني ماموران است.» وي افزود:« براي حل اين مساله بايد ساختار، ابزار و اختيار لازم ارايه شود تا كارها به درستي انجام گيرد. بايد مامورين گمرك تامين باشند و پايگاهي وجود داشته باشد كه گمركات به هم وصل شوند و هر كالا كدي داشته باشد.»

ادامه ""ما" و تحولات اقتصادی از دیدگاه رئیس جمهور"

Ali Vahed | 08:14 AM | Comment(s)(4)

نظام عرضه و تقاضا در رزومه و شغل، یک نگاه تحلیلی

June 22, 2008 12:21 PM

وب سایت ITJobs اختصاص به کاریابی و شغل یابی و رزومه اینترنتی است. در صفحه اول این وب سایت به نکته جالبی برخواهید خورد. اینکه یک آمار کلی از مشاغل موجود در هر زمینه تخصصی (فرصتهای کاری) و نیز رزومه های موجود (کارجو) و نیز به تفکیک استان ارائه شده است. گرچند از این آمار نتوان به یک جمع بندی دقیق و همه جانبه دست پیدا کرد و جامعه آماری ما برای نتیجه گیری کامل نشود اما چند نکته حائز اهمیت در آن دیده می شود:


-نمی دانم چرا وضع استانها اینقدر با تهران متفاوت است. الان که در استانها به سبب حضور دانشگاه های دولتی، آزاد، پیام نور و علمی کاربردی باید فارغ التحصیل کامپیوتر زیاد باشد. شاید شرکتها و متقاضیان استخدام در شهرستانها به شیوه دیگری عمل می کنند. شاید رابطه و یا مراجعه حضوری موثر تر است. آنچنان که می دانم شرکتها در شهرستانها هم با کمبود نیروی انسانی متخصص مواجه هستند (نوشته اپاتان را در این زمینه بخوانید: اینجا) . به هر حال تفاوت فاحش است. امیدوارم فارغ التحصیلان و ساکنان بومی شهرستانها در تهران دنبال کار نگردند، که اگر چه کار در تهران بیشتر است اما شرایط زندگی آنچنان برای یک مهاجر در تهران سخت است که دستآورد آنچنانی برایشان به ارمغان نخواهد داشت. کار در شهرستان حتی با حقوق کمتر بسیار سودمند تر از کار در تهران با حقوق بیشتر است. از سوی دیگر زمان آنکه بگویم کار در شهرستانها آنقدر تخصصی و جدید نیست هم گذشته است. گسترش اینترنت، این فاصله را پر کرده است و شرکتهای شهرستانی کارهای بسیار خوبی در زمینه فنآوری اطلاعات دارند. به شخصه شرکتهای اصفهانی، قمی، شیرازی و مشهدی می شناسم که کارشان بسیار به روزتر از خیلی از شرکتهای تهرانی و شایسته تمجید است.

ادامه "نظام عرضه و تقاضا در رزومه و شغل، یک نگاه تحلیلی"

Ali Vahed | 12:21 PM | Comment(s)(1)

ابزاری بهتر از Excel برای برنامه ریزی

June 21, 2008 03:51 PM

همانطور که در یکی از نوشته های قبلی ذکر کرده بودم، این روزها درگیر اندازه گیری، برنامه ریزی و سازماندهی چند شرکت نرم افزاری هستم. برای اینکه بتوانم برنامه ریزی درستی داشتم باشم، باید تمامی اهداف و برنامه های کیفی آنها را به کمی تبدیل می کردم تا قابل اندازه گیری شوند و در نتیجه مدیریت گردند. این شد که سراغ Excel رفتم. خدا خیرش بدهد آقای نوید را که پنج-شش سال پیش در مورد Excel اینقدر تاکید کرد که جدی یاد بگیرم. الان سیستمی تولید کردم که کافی است هدف مالی شرکت برای یک سال و سپس برخی پارامترها از جمله محصولات و قیمت پایه آنها و عوامل فروش و میزان مطلوبیت آن و برخی پارامترهای دیگر در مورد شرایط محیط کار را وارد کنید تا به شما بگوید چند نفر نیرو در بخش پشتیبانی، تولید و فروش لازم دارید و در کدام ماه از سال چقدر باید مشتری جذب کنید و از کدام طریق، چقدر بودجه لازم دارید، سودتان در چه صورت افزایش می یابد و حتی محیط مناسب برای دفتر کارتان چقدر است. تازه اگر داده های واقعی خود را هم در مورد میزان درآمدها و هزینه های شرکت داشته باشید، میزان انحراف از برنامه های مصوب شرکت خود را در هر ماه و در کل برنامه خواهید دانست. یکجور مهندسی معکوس و اندیشیدن از اخر به اول.
هر چند این سیستم اصلا سیستم پیچیده ای نیست و ساخت آن با Excel بسیار ساده و ابتدایی است،  اما بدون شک ساختن آن با نرم افزاری به جز Excel ، کاری سخت و دشوار بود و شاید آنقدر پر هزینه، که عطایش به لقایش بخشیده می شد. درگیر شدن با فرمها، ساختن جداول و  روابط بانک اطلاعاتی آنقدر وقت شما را خواهد گرفت که از کار اصلی بازخواهید ماند.
از این گزشته، قابلیت های منطبق سازی یک سیستم مبتنی بر Excel به شما این امکان را می دهد که به سادگی نسخه جدیدی از سیستم ایجاد و تغییرات مورد نظرتان را در آن اعمال کنید. همان کاری که من کردم. برای یکی از شرکتها، با حفظ پایه اصلی، کلا سیستم را شکل دیگری دیدم و تغییرات اساسی در آن ایجاد کردم.
این است که به نظر من، بهتر از این نرم افزار، برای کاربردهای Single ، ابزاری نیست. کاربردهایی با هدف انجام محاسبات، پشتیبانی تصمیم گیری و برنامه ریزی کسب و کار. حتی نرم افزارهای تخصصی این موارد هم به دلیل پیچیدگی ها و کامل بودن بیش از اندازه، واسط کاربری نا آشنا و نیاز به خرید نرم افزار ، نمی تواند جای این نرم افزار را بگیرد. لذا به همه دوستانی که مایلند مشاوره و برنامه ریزی را به شکل جدی دنبال کنند، توصیه می کنم از قابلیت های این نرم افزار-Excel- غافل نشوند.
همین!

Ali Vahed | 03:51 PM | Comment(s)(3)

تبلیغ و نرم افزار

June 17, 2008 02:37 PM

بچه های دفتر این دفعه برای تبلیغ راه متفاوتی را دنبال کرده اند و به جای یک تبلیغ خشک و خالی و یا یک تصویر متحرک ایستا، ایده جدیدی را به کار برده اند. (صفحه اول وب سایت رادمان را مشاهده کنید.) نمی دانم این روش تبلیغ چقدر بهتر و یا بدتر از روشهای کلاسیک است و آیا موثر تر هست یا نه؟
همین! 

Ali Vahed | 02:37 PM | Comment(s)(2)

ساختار دفاعی، ساختار تهاجمی

June 14, 2008 08:17 AM

به بهانه این روزهای فوتبالی،  بد ندیدم سلسله مطالب فوتبال شرکتی ... را ادامه دهم. در این مبحث می خواهم به بحث ساختار دفاعی، ساختار تهاجمی در یک فوتبال شرکتی -با توجه به تعاریفی که در نگاشت یک شرکت نرم افزاری به یک تیم فوتبال داشتیم- اشاره کنم.
ابتدا بحث فوتبالی: در فوتبال سنتی وقتی بازیکنان را در سه خط حمله، هافبک و دفاع تقسیم می کردند وظایف هر کدام کاملا مشخص بود و گل زدن به عهده مهاجم و گل نخوردن به عهده مدافع قرارداده شده بود. اما در فوتبال مدرن این کل تیم است که حمله می کند و کل تیم است که دفاع می کند. بدین ترتیب در موقع گل زدن دیگر به خط حمله تنها اکتفا نمی شود و از ساختار حمله که مسؤولیت همه اعضاء تیم از دروازه بان تا نوک حمله در آن روشن شده است صحبت می شود و در موقع حفظ نتیجه و گل نخوردن فقط خط دفاع مسؤول نیست بلکه از ساختار دفاعی که همه تیم را در بر می گیرد صحبت می شود.
یادآوری: در فوتبال شرکتی، تیم فروش را به خط حمله،تیم تولید را به هافبک و تیم پشتیبانی را به خط دفاع نگاشت کرده بودیم(اینجا)
اما در یک شرکت نرم افزاری:

ادامه "ساختار دفاعی، ساختار تهاجمی"

Ali Vahed | 08:17 AM | Comment(s)(1)

چگونه از طریق نرم افزار پولدار شویم؟

June 9, 2008 07:11 AM

به نظر من فقط دو راه برای "پولدار" شدن از طریق تولید و یا فروش نرم افزار وجود دارد:
1- یا یک پروژه 100 میلیونی بگیری و به اندازه 10 میلیون برای آن هزینه کنی.
2- یا یک محصول 5 میلیونی با هزینه 10  میلیون بسازی و از روی آن 100 نسخه بفروشی.


دقت کنید که:
- عدد ها صرفا برای مثال و بیان نسبت است!
-پول در آوردن با پولدار شدن فرق می کند، خیلی از شرکتهای نرم افزاری پول در می آورند اما آنقدر هزینه می کنند که در آخر چیزی به عنوان سود اقتصادی برایشان باقی نمی ماند.
- کار سختی نیست پروژه 100 میلیونی بگیری و به اندازه 95 میلیون برای انجام آن هزینه کنی (تازه اگر از 100 میلیون برای آن بیشتر هزینه نکنی!) . این زرنگی توست که بتوانی برای همان پروژه -یا از روش درست و یا روش نادرست- هزینه کم بکنی.
-می توانی محصول 5 میلیونی ات را 500 هزار تومان بفروشی به شرطی که بتوانی به جای 100 نسخه، 1500 نسخه بفروشی (1000 تا از این تعداد جبران 100 تای قبلی است 500 تا هم برای پوشش هزینه های فروش و پشتیبانی فروش 1000 نسخه دیگر است!)


همین!

Ali Vahed | 07:11 AM | Comment(s)(4)

Hello world

June 5, 2008 10:18 AM

برنامه معروف "hello world " را که می شناسید، همان برنامه ای که تقریبا همه کتابهای برنامه نویسی با آن شروع شده اند و خودم هم در آغاز هر دوره برنامه نویسی برای دانشجویان استفاده می کنم. دیروز در وبلاگ مهیار، لینکی دیدم که در آن این برنامه را با بیش از 373زبان برنامه نویسی مختلف نوشته بودند! (اینجا)  یکسری به آنجا بزنید. تنوع زبانها و نوع نگارش آنها جالب است و آدم را به این فکر می اندازد در این زمینه که چقدر زبانهای برنامه نویسی به زبانهای طبیعی شبیه اند آنکه کلی زبان در دنیا وجود دارد ولی درصد بالایی از مردم جهان از تعداد اندکی از این زبانها استفاده می کنند و الباقی زبانها یا مهجور و یا رو به انقراضند.


همین!

Ali Vahed | 10:18 AM | Comment(s)(2)

تفاوت افشین قطبی و بیل گیتس

May 31, 2008 03:44 PM

این روزها نه فقط در جوامع ورزشی بلکه در گفتمان سیاسی نیز حضور افشین قطبی در تیم پرسپولیس و ترک این تیم صحبت می شود (جایی خواندم که قطبی را با بازرگان و سید محمد خاتمی مقایسه کرده بود.) جالب اینکه اکثر نوشته ها از اقدام قطبی  به نیکی یاد می کنند. اینکه در اوج خداحافظی می کند و نمی گذارد که دوران افول خود و تیمش را ببیند و از چشم مردم بیافتد. نقل قولی یادم آمد از بیل گیتس معروف. یک روز از وی پرسیده بودند که به نظر شما آیا مایکروسافت افول خواهد کرد. با قاطعیت جواب داده بود که بله، حتما. مایکروسافت هم مانند هر شرکت دیگری دوره اوجی دارد و افولی. فقط من دلم می خواهد که این دوره افول دیرتر فرابرسد و زمان آن را به تاخیر بیاندازم.(نقل به مضمون) این جمله را در حالی می گوید که می دانیم برایش مهم نبوده که همیشه مدیرعامل مایکروسافت بماند.  به نظر شما کدام دیدگاه درست است، اینکه در اوج بروی تا نام خوب به جا بگذاری و یا تلاش کنی که دوران افت خود و یا مجموعه تحت پوشش خود را  به تعویق بیاندازی؟ یا اینکه این مقایسه اصلا درست نیست، شرایط کار کردن قطبی در ایران و پرسپولیس و یا شرایط کار بیل گیتس در مایکروسافت؟ من که به شخصا با وجودیکه از قطبی خوشم می آید، دیدگاه بیل گیتس را بیشتر می پسندم.
همین!

Ali Vahed | 03:44 PM | Comment(s)(7)

درد مشترک

May 28, 2008 04:26 PM

این روزها فرصتی فراهم شده است که با چند شرکت متوسط و بزرگ نرم افزاری از نزدیک آشنا شوم، نه آنطوری که خود را برای مشتریان خود نمایش می دهند، آنگونه که واقعا هستند. مواجه شدم با یک "حقیقت ساده" انکه سایز شرکتها هر چقدر هم که باشد گویی با یک سری مشکل مشابه مواجه هستند:
1- مشکلات ناشی از سرمایه ناکافی که قدرت ریسک را از شرکتها می گیرد.
2- بزرگ شدن بدون آنکه الزامات بزرگی را رعایت کرده باشند و خود را برای آن آماده کرده باشند.
3- مشتریانی که همیشه ناراضی هستند (در مورد این بحث مطلب جداگانه ای را به زودی خواهم نوشت)
4- مشکلات مدیریت نیروی انسانی که گویی کسی که بتوان بیش از یک سال رویش حساب کرد دیگر به سختی یافت می شود.
5-نداشتن دید مالی و بازرگانی نزد مدیران شرکتها و قوی تر بودن وجه فنی این افراد
6- مظلومیت تولید کنندگان نرم افزار که حاصل دسترنجشان به کمترین هزینه فروش می رود در حالیکه مشتری بابت سخت افزار همان نرم افزار چندین برابر هزینه می کند.
7- عدم وجود و یا کارآمدی قوانینی که حقوق این شرکتها را در مقابل تکثیر غیر قانونی نرم افزارشان، ترک کار نیروهایشان و سرقت اطلاعات طراحی سیستمهای آنها حفظ کند.
8- رقابت ناسالمی که برخی همکاران غیر حرفه ای ایجاد می کنند.
9- وابستگی شدید اقتصاد کشور به دولت که با کوچکترین نوسانش بزرگ و کوچک شرکتها هم آسیب می بینند و عدم توانایی رقابت واقعی با شرکتهای خارجی در خارج از مرزها
10- و در آخر همان حکایت کوزه گر و کوزه شکسته، نبود سیستمها و نرم افزارهای مناسب در شرکتها برای مکانیزه کردن فرآیندها در این شرکتها چه در سطح داخلی و چه در سطح مديريت روابط مشتريان


شاید بتوانم 90 تای دیگر هم به این نکات اضافه کنم. مواردی که همه فعالان این صنعت همه می دانند و هر یک به نوعی درگیر آن هستیم، اما چاره چیست؟ نظر شما در این زمینه کدام است؟
در مورد اصلاح ساختاری شرکتهای نرم افزاری برای توانمند سازی آنان در مقابل مشکلات و دشواری ها مطلب خواهم نوشت. اما پیش از آن مایلم تجربیات شما را در این زمینه بدانم.
همین!

Ali Vahed | 04:26 PM | Comment(s)(8)

مهندس

May 24, 2008 10:07 AM

مهندس را اینگونه تعریف می کنم: "کسی که برای حل یک مساله، از بین راه حل های موجود، بهترین راه حل را انتخاب می کند." ، شاید تعریف دقیق و کاملی نباشد، اما به نظرم به درستی در یک جمله به مهمترین مشخصه مهندس اشاره می کند. بگذارید تعریف کاملتر و دقیقتری برای مهندس بیان کنیم. Milton C. Shaw در کتاب خود با عنوان ENGINEERING PROBLEM SOLVING : A CLASSICAL PERSPECTIVE مهندسی و مهندس را چنین تعریف می کند:
<<مهندسی یک تخصص است. مهندسان به صورت نزدیک با دانشمندان علوم مختلف ارتباط داشته و از دانش های جدید و قدیم برای ساخت محصولات و خدماتی که مردم به آنها نیاز دارند استفاده می کنند. مهندسان کارهای خلاقانه انجام می دهند. آنها توانمند شده اند برای اینکه راه های جدیدی ایجاد کنند تا از نیروهای طبیعی کار سودمند بشر را نتیجه بگیرند. دانشمندان هدفشان کشف طبیعت است در حالیکه مهندسان هدفشان ساخت ابزارهای سودمند با درنظر گرفتن محدودیت های اجتماعی و اقتصادی است. مهندسان با واقعیت سر و کار دارند و معمولا برای رسیدن به یک هدف باید چندین مساله را به صورت همزمان مد نظر قرار گیرند.اگر حل یک مساله مفروض به طرز غیر معمولی سخت باشد ممکن است که بخواهیم توسط مهندس در یک محدوده زمانی و هزینه ای مشخص  حل شود. اینگونه مسائل مهندسی معمولا بیش از یک راه حل دارند. این هدف مهندس است که با توجه به منابع موجود بهترین انتخاب را در میان این راه حل ها داشته باشد. معمولا در این موارد مقیاس های خوب بودن یک راه حل تعریف و بر اساس همین معیارها راه حل انتخاب می شود.هدف حل یک مساله است با ساده ترین، ایمن ترین و کاراترین راه حل ممکن و البته با کمترین هزینه. معمولا کمتر پیش می آید که مهندسان در اولین مرتبه به بهترین راه حل دست پیدا می کنند، بلکه باید در یک فرآیند تکراری راه حل بارها مورد بازبینی قرار گیرد. از سوی دیگر مهندس به صورت حرفه ای مسؤول ایمنی و کارایی محصول خود است.


اگر فعالیتهای اصلی بشر را در سه شاخه کلی زیر تقسیم کنیم (برای دیدن تصویر مرتبط «اینجا»  را کلیک کنید) :
- ایده ها (Idea)
- طبیعت (Nature)
- اشخاص و اشیاء (People and Things)
فعالیتهای مرتبط با هر گروه را می توان چنین طبقه بندی کرد :

ادامه "مهندس"

Ali Vahed | 10:07 AM | Comment(s)(1)

مهندس، کاربردهای درست[!] این واژه

May 22, 2008 12:31 PM

شاید از هیچ واژه ای این روزها به اندازه واژه "مهندس" سوء برداشت نشده است. به چند نمونه توجه کنید:
- در دانشگاه های صنعتی دانشجویان فارغ از رشته ای که قبول شده اند از روز اول همدیگر را "مهندس" خطاب می کنند!
- در سربازی، افسران کادری برای آنکه افسران وظیفه را با درجه آنها خطاب نکنند و مثلا بگویند سروان یکجور کسر شان است لابد) ، از واژه مهندس برای صدا کردن طرف مقابل کار می کنند!
- راننده های مسافر کش هر وقت جوان خوش تیپی را ببینند که بخواهند کرایه گرانتر از حد معقول را از وی دریافت کنند، وی را مهندس صدا می کنند!
- هر کس در هر شغلی در یک کارخانه فعال است، خودش را مهندس می نامد و همه را نیز تشویق می کند که مهندس صدایش کنند!
-خانم ها وقتی شوهرشان را می بینند که یک آچار دستش گرفته و یک چیزی را تعمیر می کند، به اینکه شوهرشان مهندس شده است می بالند و خودشان را هم "خانم مهندس" می نامند!
- هر وقت در خیابان ماشین یک نفر خراب می شود برای اینکه سایرین را تشویق کند  که ماشینش را هل بدهند(ماجرای شاخ و جیب) ، می گوید: "می بخشی مهندس، می شه یک دستی به این ماشین بزنی!"
- در ادارات دولتی به محض اینکه یک نفر بلد بود با کامپیوتر کار بکند و یا نمی دانم در اینترنت جستجو کند، فوری همکاران دیگر وی را به درجه "مهندسی" ارتقاء می دهند و از همکار مهندسشان می خواهند که مثلا برایشان یک فایل را از یکجا به جای دیگر انتقال دهد!
- هر کسی وقتی با هر ابزاری مثلا با Front Page یک web page می سازد، خود را دیگر مهندس وب می داند و همه جا هم خود را اینگونه معرفی می کند!
-هر وقت ماشینت را تعمیرگاه می بری برای اینکه نوجوان های پادوی تعمیرگاه هوای ماشینت را داشته باشند و چیزی از آن بلند نکنند، فوری برای آنها دو سه تا  واژه مهندس خرج می کنی تا حواسشان به ماشینت باشد!
-....
اما واقعا مهندس کیست و چه مشخصات و چه وظائفی دارد؟ آیا هر کس در دانشگاه صنعتی درس می خواند یک مهندس می شود؟ آیا هر کس در رشته ای مهندسی درس می خواند واقعا مهندس آن رشته می شود؟ به طور خاص تر در زمینه کامپیوتر چه کسی را می توان مهندس نرم افزار خواند و چه کسی را مهندسی سخت افزار؟ در چند نوشته به این مطلب اشاره خواهم کرد.
همین!

Ali Vahed | 12:31 PM | Comment(s)(5)

300

May 17, 2008 08:43 AM

این نوشته، نقدی یا نظری بر فیلم 300 نیست! صرفا یادآوری این مطلب است که تعداد پست های وبلاگ به 300 رسید (انگار همین دیروز بود که 100 تایی شده بود). اما به جز این مطلب دوست دارم توضیحی در مورد نوشته قبلی خودم داشته باشم. یک توضیح غیر کامپیوتری نا مرتبط با موضوع وبلاگ. در مورد این نوشته، برخی دوستان فقط در ظاهر به آن قضاوت کرده بودند و شاید به دلیل عدم توانایی من در نگارش چنین مطالبی، هدف اصلی آن پنهان مانده بود. تقریبا به عمد بسیاری از نوشته هایم را بدون ویرایش و یا خودسانسوری در وبلاگ می گذارم. اما این نوشته، مطلبی بود که چند بار بازبینی شد و سرانجام با اصلاحاتی منتشر شد، پس از انتشار هم یک تغییر جزیی در آن دادم، پس می دانستم که چه می نویسم. برخی نواقص و کاستی های آن را هم می پذیرم، اما چرا آن را نوشتم؟


روز بزرگداشت فردوسی از دیدگاه فیلمسازان، روز فیلم نامه نویس هم نامگذاری شده بود (اینجا) ، چند وقت قبل هم به بهانه نقد مهیار از یک نمایشنامه بهرام بیضایی، بحثی داشتیم در مورد فارسی نویسی (اینجا) این بود که در این نوشته تلاش کردم همانگونه که بیضایی در فیلمنامه روز واقعه با دیدگاه شکاک به واقعه کربلا نگاه می کند و با طرح دیالوگ های ضد هدف اصلی، تماشاگر را وادار می کند که آنطور که می خواهد فکر کند و نتیجه بگیرد، مطلب بنویسم. من هم مثل شما منکر بزرگی فردوسی نیستم (شاید برایتان عجیب باشد، در دوران دبیرستان، یک بار شاهنامه را از اول تا آخر خواندم، از آن کارهای جوانی) اما باید قبول کنیم شاید همانگونه که به عقیده خیلی از صاحبنظران، پس از سعدی شعر فارسی آنجور که باید رشد نکرد، چون سعدی کار را تمام کرده بود، شاید پس از فرودسی هم کس دیگری آنطور که باید و شاید به رشد زبان فارسی کمک نکرد، چون فردوسی کار را با سرودن شاهنامه تمام کرده بود و ما پس از آن با خیال راحت از خودمان سلب مسؤولیت کردیم، انگار که پس از فردوسی دیگر نباید هیچکاری برای زبان کرد.

ادامه "300"

Ali Vahed | 08:43 AM | Comment(s)(4)

از دستت عصبانی هستم، فردوسی!

May 14, 2008 12:23 AM

چرا باید از دست "فردوسی" عصبانی باشم؟ روشن است: زنده نگه داشتن عجم با این "فارسی"! تو را به خدا این کار به سی سال زحمتی که کشید می ارزید. آیا کسی در عصر فرودسی پیش بینی اختراع کامپیوتر و گسترش زبان انگلیسی با کمک آن -یا برعکس- را نمی کرد که به حضرت فرودسی بزرگ گوشزد کند که : استاد! حداقل اگر می خواهی کاری برای زبان فارسی بکنی، لطف کن آن را از این وضعیت آشفته در بیاور! اینکه بتوانیم آن را در کامپیوتر راحت استفاده کنیم و اینقدر دردسر عدم پشتیبانی نرم افزارها از زبان و یا استفاده دشوار از فارسی در برنامه ها را نداشته باشیم.اینکه اینقدر در  وب سایت هایمان ضعف کمبود فونت (خدا باز این tahoma را خیر دهد) و یا نمی دانم راست به چپ بودن صفحات را نمی دیدیم. می دانم ساخت زبان فارسی تقصیر تو نبوده است، اما حالا که می خواستی کاری برای این زبان بکنی، ای کاش حداقل فکری به حال این مشکلات می کردی، طوسی:
-زبانی داریم که یک بخش از آن راست به چپ است و بخشی دیگر چپ به راست، حروف و اعداد را می گویم.نمی شد هر دو را یک شکل می کردی. توکه می خواستی از عربی متفاوت باشی، خوب این هم یک تفاوت!
- برای یک صدا، چندین حرف داریم، خدا خیرت دهد لااقل این "ز" ها، یا "ت" ها را یکی می کردی، که حداقل من یکی در نوشتن کلمات اینقدر به دردسر نمی افتادم و بدانم که بالاخره "گذشته" این شکلی است یا این شکلی: "گزشته"!
- برای برخی حروف چهار حالت نوشتن داریم: مجزا، از اول چسبان، از آخر چسبان، از دو طرف چسبیده! ح و ج را نگاه کنید. نمی شد مثل انگلیسی حروف را حداکثر در دوشکل می نوشتیم، کوچک و بزرگ، تازه برای کلمات مجبور نمی شدیم از حروف به هم چسبیده استفاده کنیم.

ادامه "از دستت عصبانی هستم، فردوسی!"

Ali Vahed | 12:23 AM | Comment(s)(10)