شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

در کتاب “Project Management Methodologies: Selecting, Implementing, and Supporting Methodologies and Processes for Projects” به مفهوم و جدول مرتبط جالبی برخوردم که بد ندیدم آن را در وبلاگ هم بگذارم. در این کتاب، “مدیریت پروژه” را جزیی از یک “اکو سیستم (ecosystem)” کامل می داند که از مولفه های (Component) مختلفی تشکیل شده است و [...]

باید بگویم آن انتظاری که از مشارکت در بحث پس از انتشار قسمت اول (اینجا) داشتم برآورده نشد. اگر چه دوستان دیگری در فضای وبلاگستان در یک رویداد تصادفا همزمان به بحث مواجهه با مقاومت در برابر تغییرات به صورت عمومی پرداخته بودند که جالب توجه است(برای مثال ۱ ، ۲ و ۳). اما برگردیم [...]

این نوشته آقای کمالیان را بخوانید: “پایان یک سازمان، چه زمانی و چرا؟” می بخشید که اینقدر صریح خواستم که آن نوشته را بخوانید، چون اولا اگر آن را نخوانید یک نوشته خوب را از دست داده اید و دوما بدون مطالعه آن قطعا خواندن ادامه این نوشته بی معنی است. اما بعد : اگر [...]

در سالیان اخیر و با طرح متدولوژی های چابک ، Agile Methodologies تقریبا همه عرصه های فرآیند توسعه نرم افزار (Software Development)  دستخوش تغییر شد، از جمله بحث مدیریت پروژه و به تبع آن مفهوم جدیدی ایجاد شد تحت عنوان مدیریت پروژه چابک یا Agile Project Management. اگر چه مبحث چابکی، فقط منحصر به صنعت [...]

در خبری مرتبط برای جذب همکار جدید برای رادمان آمده است(اینجا): برای بهبود فعالیتهای اجرایی شرکت رادمان،نیاز به حضور افراد پرانرژی و خلاق در پست های سازمانی زیر می باشد: منشی: فعال، مسلط به اینترنت و نرم افزارهای Office، آشنا به امور اداری و وظائف منشی در یک شرکت کامپیوتری، روابط عمومی بالا و قدرت بیان [...]

ما واقعا بلدیم چگونه استخدام کنیم!؟

۱۱ نظر

ترجیح می دادم آن بحث جذاب اما پرتنش استخدام را مدتی رها کنم و مطالبی در زمینه های دیگر منتشر کنم، اما دریافت یک ایمیل از یک دوست بسیار صمیمی من را به این فکر فرو برد که اگر ادعا می کنیم جوانها و جویندگان کار بلد نیستند رزومه بنویسند، در مصاحبه استخدامی شرکت کنند و یا خودشان را نشان بدهند، آیا واقعا ما مدیران شرکتها بلدیم چگونه استخدام کنیم؟

شخصا فکر می کردم با دو مرحله ای کردن مصاحبه (مصاحبه و آزمون تخصصی در مرحله اول و مصاحبه جذب در مرحله دوم)، ارائه مستندات شیوه همکاری با رادمان و بیانیه ارزشهایمان به منتخبین مراحل استخدامی و بعد طراحی یک دوره آموزشی/آزمایشی کارمان بد نیست. (می دانم که برخی شرکتها همین دقت را هم به خرج نمی دهند) اما وقتی ایمیل را دیدم فهمیدم هنوز با استاندارد های جهانی و شرکتهای نه خیلی عالی اما معتبر فاصله داریم.

ایمیلی را که می گویم یک دوست عزیز که پیشتر در شرکت ما به عنوان برنامه نویس کار می کرد و چند سالی است به یکی از کشورهای توسعه یافته مهاجرت کرده برایم فرستاد. باید خودش را در شرکت “ارائه” می کرد و نظر من را به عنوان کارفرمای سابق در مورد خودش می خواست تا بهتر بتواند اینکار را انجام دهد.

متن این ایمیل را -طبیعتا با حذف اطلاعات شخصی و محرمانه وی و شرکت مورد نظر -بخوانید:

Good Afternoon,
Congratulations on being selected through to the Assessment Centre Stage of the [.....]  .
As per previous email correspondence, your assessment centre has been scheduled for [.....] at [.....].

The assessment centre consists of a number of exercises:
Individual Presentation
Written Exercise
Group Discussion

It also provides you with the opportunity to find out more about us and hear from some of our past Graduates and business leaders.

For one of the activities you will be required to present on topic. Your presentation needs to be no more than 3 minutes in duration.
Whilst you may use prompt cards it cannot be supported with any other materials.

Topic:
Your personal value proposition – what strengths, values, talents, ideals, passions and experience do you possess that make you, you?  What is your personal brand?  What are you known for?

Whilst our process is designed to challenge you, we aim to make it as supportive and fun as possible.  Our best advice is to be your-self, rise to the challenge and enjoy the day. We look forward to meeting you.

Kind regards,

[.....] Careers

جالب و از آن مهمتر آموزنده نیست؟

همین!


مولفه های مدیریت پروژه

۱ نظر

در کتاب “Project Management Methodologies: Selecting, Implementing, and Supporting Methodologies and Processes for Projects” به مفهوم و جدول مرتبط جالبی برخوردم که بد ندیدم آن را در وبلاگ هم بگذارم.

در این کتاب، “مدیریت پروژه” را جزیی از یک “اکو سیستم (ecosystem)” کامل می داند که از مولفه های (Component) مختلفی تشکیل شده است و برای هر کامپوننت چند مثال آورده شده است در جدول زیر (فکر می کنم به اندازه کافی محتوی این جدول واضح است و نیازی به ترجمه ندارد)

Component

Example

Project standards and best practices

PMBOK, RUP, Java

Supportive processes

Change control

Project management infrastructure

PMO

Templates

Project brief

Performance metrics

ROI, BCA

Project activities

Testing

Project techniques

WBS, Use cases

Project tools

MS project

Project roles and responsibilities

Project teams

Core project methodology framework

PMLC process

Development methodologies toolset

Prince2, XP, Spiral

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این که به بحث متدولوژی های مدیریت پروژه چنین پرداخته شود و این مقدار جزییات و روشهای مختلف در بخشهایی اصلی مدیریت پروژه وجود دارد جالب است. خلاصه که ماجرا از یک بازآموزی نوروزی ساده شروع شد، اما هر چه جلوتر می روم می بینم که چقدر چیز بلد نیستم!

همین!

نوشته های مرتبط:


فراخوان برای نیروهای آماده به کار

۱۵ نظر

پس از بحث های مفصلی که در نظرات نوشته چالش برانگیز آقای آواژ در زمینه “تغییر هنجارهای کاری جامعه” مطرح شد (اینجاآقای کمالیان از نیروهای آماده به کار خواسته اند انتظاراتشان را از محیط کار بگویند تا پاسخی همه جانبه پیدا کنند برای اینکه “مشکل کجاست که شرکتها دنبال نیروی کارند و جویندگان کار، بی کار؟” (اینجا)

لطفا اگر فرصت دارید در این زمینه مشارکت کنید. با توجه به تخصص جناب کمالیان در زمینه منابع انسانی، نظرات شما می تواند بسیار به ایشان و بالطبع به شرکتهایی نظیر ما که از مشاوره ایشان در حوزه منابع انسانی استفاده می کنند کمک نماید.

همین!


بهتر نیست رزومه نفرستیم!؟

۲۰ نظر

عزیزی رزومه زیر را از طریق بخش مرتبط در سایت برایمان ارسال کرده است. اگر یکی از دوستان من این رزومه را دیده بود تکیه کلام همیشگیش را به کار می برد که “خودش چی فکر می کنه!؟” از غلط نگارشی در نوشتن رزومه که بگذریم، آیا ما باید به کسی که حتی زحمت تایپ کردن رزومه اش را نکشیده و در عوض آن را پشت یک کاغذ چک نویس به صورت دم دستی نوشته، اسکن گرفته و برای درخواست شغل برنامه نویس از طریق آپلود فایل در وب سایت رادمان فرستاده، کار بدهیم!؟  (ادامه…)


غذا دادن به کودک- ۲- شروع کنید!

۱۷ نظر

باید بگویم آن انتظاری که از مشارکت در بحث پس از انتشار قسمت اول (اینجا) داشتم برآورده نشد. اگر چه دوستان دیگری در فضای وبلاگستان در یک رویداد تصادفا همزمان به بحث مواجهه با مقاومت در برابر تغییرات به صورت عمومی پرداخته بودند که جالب توجه است(برای مثال ۱ ، ۲ و ۳).

اما برگردیم به بحث اصلی:
به نظرم رمز موفقیت در غذا دادن به کودک در چهار چیز است:

  1. غذای خوب
  2. ظرف زیبا
  3. مادر مهربان
  4. پدر مقتدر

به عبارت دیگر اگر یک غذای مقوی با ذائقه کودک سازگار باشد راحت آن را خواهد خورد، اگر یک غذای غیر خوش مزه را در یک ظرف بامزه بریزیم باز می توانیم امیدوار باشیم که کودک راحت تر آن را بخورد، اگر یک مادر مهربان باشد می تواند یک غذای بد مزه را در یک ظرف عادی باملاطفت و نازکشیدن به بچه بخوراند و در صورت عدم موفقیت همینکار را هم یک پدر مقتدر می تواند به زور انجام دهد! طبیعتا منظورم از “مادر مهربان” یا “پدر مقتدر” یک نقش است و حتی یک نفر می تواند به تناوب این دو نقش را بر عهده گیرد.
اشتباه نکنید پیشتر هم گفته ام، قرار نیست در مورد هنر بچه داری صحبت کنیم! قرار است در مورد استقرار نرم افزار جدید در یک سازمان و نحوه مواجهه با مقاومت کاربران در مقابل این تغییر صحبت کنیم.اگر نوشته قبلی را خوانده باشید اشاره کرده ام که به عقیده من استقرار یک نرم افزار در یک سازمان مانند غذا دادن به کودک است!
حال از این غذا دادن چگونه می توانیم در کار نصب نرم افزار الگو بگیریم:

  1. غذای خوب: اگر نرم افزار خوب، کارآمد و در عین حال ساده و روانی ساخته باشید خیلی دردسری در استقرار آن در سازمانها ندارید، حتی ممکن است با ولع و انگیزه کامل به سادگی آب خوردن نرم افزار جدید را در سازمان راه اندازی کرده و از آن استفاده کنند.
  2. ظرف زیبا: نرم افزار به تنهایی همه چیز نیست، شیوه ای که شما آن را به سازمان تحویل می دهید، راهنما و مستندات مرتبط، فرآیند نصب و راه اندازی و پشتیبانی خوب هم می تواند به شکستن مقاومت اولیه کاربران کمک کند.
  3. مادر مهربان: بعضی مواقع باید مانند یک مادر مهربان با سازمان برخورد کنید. کارمندان را راضی کنید ، حواسشان را پرت کنید و بعد در فرصت مناسب بدون اینکه متوجه بشوند چه اتفاقی افتاد، نرم افزار را برایشان راه اندازی کنید.
  4. پدر مقتدر: برخی مواقع هم باید جدی باشید و خشونت(!) به خرج بدهید تا همه حواسشان به این جمع شود که بالا بروند پایین بیایند این نرم افزار باید نصب شود، حالا که مهربانی و ناز و نوازش جواب نداده، مقصر خودشان هستند که باید به زور سربه راه شوند!

این چهار مطلب هر کدام لیست کاملی از تکنیک ها و روشهای پیشنهادی را دارند که اگر فرصت شد در قسمت های بعد، بخشی از آنها را منتشر خواهم کرد. پس ادامه دارد…
همین!

نوشته های مرتبط:


صفحه 1 از 12012345...102030...قبلی »